نتایج مطلب ها برای عبارت :

چکارکنم منظورت چیه

بعد از چند هفته اصرار من، همسر بعد از چکاپ دستمان را میگیرد و با هزار بدبختیِ ترافیک و جای پارک و دوندگی و وای دیر میشه، میرسیم به سانس ساعت ده و ۵۰ دقیقه. البته با چند دقیقه تاخیر. همسر دل خوشی از فیلم‌های ایرانی ندارد و این بار هم با روی گشاده به خاطر من می‌آید. چکارکنم که سینما بدون حضرتش به من نمی چسبد وگرنه با رفقا می‌رفتم.  می نشینیم به تماشا و فیلم هی جلو می‌رود و من هی توی دلم حرص میخورم که لااقل این بار فکر میکردم فیلم طوری باشد که او ه
دونالدوجان بولتون دریک مارکت بزرگ مشغول خریدشده بودند.جان بولتون گفت اگرسی عددپفک برای ملانیاببری چه برخوردی داره؟!
دونالدگفت منظورت چيه مگه قحطی پفک توایالات متحده داریم.یادریک ساعت قرارهست قیمتشون چندبرابربشه؟
جان بولتون گفت میخواستم بدانم باهات شریک میشه یانه؟
دونالدگفت معمولامیشه امااززمان خروج ازبرجام نمیشه.اصلابه عشق وعاطفه اعتمادنداره همش میگه توغیرقابل اعتمادی.
تمام حرف دونالداین بودکه جای زن درعرصه ت نیست.زن یک موجودسست عنصرهست وبایک انگولک اذهان عمومی جهتش عوض میشود.این اتفاق درباره فدریکاموگرینی صداق بودواواین اتفاق رابرای همه زن هاعمومیت بخشیده بود.
جنس مونث احساساتی ترازجنس مذکرهست.اواین راخوب میدانست وازاحساسات زن هابعنوان اهرم فشاربرجغرافیای بزرگ ت واقتصادروبه افول جهان استفاده مینمود.ساده بودانگلیس واتحادیه اروپاوروسیه وکشورهای دیگرمیامدندمیگفتنددنبال کاهش تنش هستنددرک
استوری گذاشتم "فقط تماشای تو" با عکس یخ در بهشتی که توش دوتا نی بود و پشت زمینه کوله اش با درختای ولیعصر.نیلو پرسید واقعا منظورت اونه؟ گفتم اوهوم.
یکم ساکت موند. گفت فکرشو نمیکردم.
.
.
گف دیشب که داشتم باهات چت میکردم فلانی دید و گف که تو آدم خاصی هستی، منم تایید کردم.
هیچی نگفتم
پرسید الان چه حسی داری؟
گفتم از فلانی بدم میاد.
.
.
داشت پشت تلفن با یکی راجبه تاثیر نمیدونم چی رو فلسفه ی نمیدونم چی حرف میزد
داشتم فکر میکردم چه جوریه که انقدر انقدر انقد
میگن،زندگی مثل یه تاس میمونه.هرکی از یه طرف میبیندش ولی اصل اتفاق تغیر نمیکنه.هیچکس درست نمیبینه.
 
معلم انشا به هر کدام از بچه ها گفت که دوست دارن چی بپوشن.نوشتن از احساسات،مهم ترین ویژگی یه متن خوبه.پس میخوام با احساساتتون بنویسید.
همه دخترها اون رو به سخره گفتن و داشتن میخندیدن.
میان دخترا کسی بود که نوشتنش از همه بدتر بود.با خود گفت مینویسم تا شاید نمره ای بگیرم.از پنجر به ابر ها داشت نگاه میکرد که چیزی ذهنش را مشغول کرد و شروع به نوشتن کرد
 
 
آیرین:ممنونم، شما خیلی تیزبین بودید
جان : تیزبین؟
آیرین:خرسند شدم
شرلوک:لازم نکرده
جان:خرسند؟
.
.
.
ایرین:دربارش اشتباه میکردم،خوب میدونست به کجا نگاه کنه
جان:منظورت چيه؟
ایرین:کد گاوصندوقم
جان:مگه چی بود؟
ایرین: (خطاب به شرلوک)بهش بگم؟؟ 
 
 
احتمالا این سوال برای اکثر شماها پیش اومده که رمز گاوصندوق ایرین چی بوده و شرلوک چطوری اونو فهمیده
رمز گاوصندوق در اصل اندازه های ایرین (سایز لباسهاش) بودن و شرلوک با نگاه کردن به ا
اوبامابه همراه دخترکه شنل سیاه سرکرده بوددربرابرمجسمه آزادی ایالات متحده بابازیگرزن ومواجه شد.
بازیگرزن پرسیداینجاهمه چیزوهمه معادلات سیبی خیاری هست دربرابراین مجسمه وتندیس دیروزجشن وپایکوبی بودوهفته پیش تظاهرات ضدجنگ ونظام سرمایه داری.
بازیگرزن که نقاب به صورت داشت گفت حالاچندپیشنهادمیدهید؟واحدپولی من دلارایالات متحده هست این باوراوبامابودکه اگربگویدواحدپولی اودلارهست بهترخریدوفروش انجام میشود.بازیگرزن گفت دلاردرازای یک
با آقای الف برای تدریس صجبت میکنم و میگم هرچی زنگ زدم برای مدرک TTS کسی جواب نداد،میگه منظورت TTC بود؟گنگ نگاش میکنم و میگم مگه نگفتم TTC؟
زنگ زدم آژانس بیادبرم باشگاه میخوام برم پشت اداره پستمیپرسه کجا میرید؟میگم پشت هتل پارس!میگه هتل پارس؟میگم اهان نه ببخشید منظورم اداره پسته پیش خودم میگم هتل پارس از کجا اومد تو دهن من؟
زنگ زدم بعد کل چرب زبونی راضیش کردم توی گروه مشاورشون عضوم کنه،میگه خانم ق کد بورسیتو بفرست برام میگم چشم چشم الان کد پست
- فکری می کنی موجودات چطور زندگی رو می گذرونن؟ - چطور می گذرونن؟ خوب برای هر کسی یه شکلیه
- نه منظورم اون بخش فنی داستان نیست. اینکه شغلمون چيه یا اینکه کجا زندگی می کنیم رو نمی گم. 
- پس چيه منظورت؟
- بیدار شدن. چطور اونا هر روز از خواب بیدار می شن و به خودشون می گن که باید برم پی کارام. وقتی تو آینه نگاه می کنن چی می بینن؟ 
- خوب خودشونو
- واقعا؟ خودشونو؟ اون موجود پر از چربی و مو. اون گوشت چسبیده به استخون. اون ماییم؟
- خوب یه بخش از ماست. یه اسکلت که
شب بعد پیرمرد داشت دوباره از اتاقک بیرون می رفت که استاد پرسید " آیا اقیانوس شناسی خوانده ای ؟"
+ اقیانوس شناسی چیست استاد ؟
" دانش مربوط به اقیانوسها "
+ خیر استاد ، من هرگز چیزی نخوانده ام .
" پیرمرد تو نیمی از عمرت را به باد داده ای "
پیرمرد با چهره ای گرفته دورتر شد و  با خود اندیشید " من نصف عمرم را بر باد داده ام . این مرد دانشمند اینطور می گوید "
شب بعد بار دیگر استاد جوان از ناخدای پیر پرسید " آیا هواشناسی خوانده ای ؟
+ هواشناسی چیست استاد ؟ حتی ا
آلبوم استریو تال گروه کیوسک به شدت پیشنهاد میشه . چند روزه رو این آلبوم چت کردم . مخصوصا ترک اولش آهنگ شبیه بولدوزرم هستش که خیلی قشنگه . فقط همین اولین ترک شعرش از مهدی عزیز هست و شعر بقیه ترک ها رو خود آرش سبحانی عزیز گفته . 
توضیحات کامل رو تو اینستاگرامم دادم .
 متن کامل شبیه بولدوزرم رو میتونین تو ادامه مطلب ببینین
برای خرید و حمایت از هنر و هنرمند دوستان داخل ایران میتونین از این آدرس : لینک آلبوم رو خریداری کنین . هزینه ش هم ف
روی صندلی‌ میز ناهارخوری نشسته بود. یک قلم  روان و یک کاغذ خط‌دار. چقدر دلش می‌خواست که روبرویش یک پنجره‌ی رو به منظره‌ای زیبا و سرسبز و پرگل باشد. اگر باران هم می‌بارید که واویلا! اما من، به عنوان نویسنده، این اجازه را به او ندادم. او داشت برای یکی از دوستانش نامه می‌‌نوشت.
دوست قدیمی من! فکر می‌کردم تو به حرف‌های من گوش می‌دهی. می‌خواستم برای تو از احساساتم بگویم. از خاطراتم. از تصمیم‌هایی که پیش رو دارم. از آن‌چه که در متن‌های وبلاگ
یکی دو تا چیز رو درباره فرهنگمون متوجه شدم (فرهنگهایی که
خیلی indirect هستن و یا خیلی تشریفاتی)
اینکه ماها یاد گرفتیم با نوشته و عکس این چیزها منظورمون
رو بیان کنیم و نمیتونیم خیلی direct
حرفمون رو به زبون بیاریم.
چیزی که خیلی زیاد توی استوری ها یا پست های هموطنانم
میبینم اینه که خیلی غیرمستقیم همه ش سعی میکنن با نوشته و ضرب المثل و شعر و
ترانه و گاهی باید رفت، گاهی باید موند، گاهی باید چای را اینجوری خورد و. منظور
بیان میکنن. نمیرن صاف صاف تو صورت ط
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب