نتایج مطلب ها برای عبارت :

چه زیاد شده فاصلمون غرورمون عشقو گرفته ازمون

 دانلود آهنگ چه زياد شده فاصلمون غرورمون عشقو گرفت ازمون 
دانلود اهنگ چه زیبا شده فاصلمون غرورمون عشقو گرفتی ازمون به نام غرور
Download New Mp3 Music Ziba Rahimi – Ghoror

متن آهنگ غرور زیبا رحیمی
چه زياد شده فاصلمون غرورمون عشقو گرفت ازمون
یعنی هنوز عاشقمی یا عوض شدی میخوام بپرسم نمیچرخه زبون
چه روزایی که خوب بودی باهام حرفای قشنگی میگفتی برام
هنوز همون دوست دارم روی قولشه ، هستی رو حرفی که گفتی برام
دانلود آهنگ چه زياد شده فاصلمون غرورمون عشقو گرفت ازمو
در این بخش از سایت جونا دانلود اهنگ چه زیبا شده فاصلمون برای دریافت و شنیدن انلاین قرار داده می شود
دانلود اهنگ چه زیبا شده فاصلمون (زیبا رحیمی) با کیفیت عالی و لینک مستقیم
چه زياد شده فاصلمون غرورمون عشقو گرفت ازمون
 
یعنی هنوز عاشقمی یا عوض شدی میخوام بپرسم نمیچرخه زبون
 
چه روزایی که خوب بودی باهام حرفای قشنگی میگفتی برام
 
هنوز همون دوست دارم روی قولشه ، هستی رو حرفی که گفتی برام
 
دانلود آهنگ چه زياد شده فاصلمون غرورمون
تجربه تست آ اِس :من حدود دو ماه پیش آزمون رو دادم ، دانشگاه هامبورگ . اول در خصوص پروسه پلاتز گرفتنش ، روزی که رفتم ثبت نام کنم اون ازمون کلا رزرو شده بود همه جا و فقط لیست انتظار مونده بود ، منم اسممو برا تک تکشون نوشتم ولی خب نشد که نشد . در نتیجه میبایست رو آزمون بعدی حساب میکردم اما چون باید هرچه زودتر آزمونو میدادم ، یه روز همینجوری تو سایتش داشتم میگشتم به امید اینکه یکی کنسل کرده باشه پلاتز باشه که دیدم دانشگاه هامبورگ یک ازمون برگزار میک
از بین نام‌هایی که برای خداوند توی دعای جوشن کبیر اومده، چند تا رو طور دیگه‌ای دیدم؛ یکی‌اش یا مَن أضحكَ وأبكى» بود. اینکه خداوند رو با چنین فعلی، با چنین قدرتی مخاطب قرار بدی و صدا بزنی، متفاوته. ای کسی که می‌خندونی و می‌گریونی.
و من از اول ماه مبارک که به شب‌های قدر فکر می‌کنم، این می‌آد تو سرم که توی این یه سال، بین شب‌های قدر پارسال و امسال، چه دل‌ها که ازمون نسوخت. چه دل‌ها که ازمون نسوخت. چه دل‌ها که ازمون نسوخت.
با سلام خدمت دوستان
اخیرا برام سوال بود که تو ایران در مقطع دکترا رشته مکاترونیک تدریس میشه یا نه،پس از جستجو تو دفترچه ازمون دکتری امسال(۹۸-۹۷) متوجه شدم که دکتری مکاترونیک دانشگاه سراسری نداریم.ولی ظاهرا تصویب شده که در سالهای اینده رشته مکاترونیک هم به دفترچه ازمون دکتری سراسری اضافه بشه(حالا این اینده که مگی کی هستش،خدا میدونه)
در جستجویی هم که برا دانشگاه ازاد داشتم به این نتیجه رسیدم که دانشگاه شهر مجلسی هم که قبلا دکتری مکاترونیک دا
برق چشمای انتظارت عشق
اون نفَس های بیقرارت عشق
تو که عمری به پای من موندی
آخرِ عشقِ موندگارت عشق
عشق وقتی تورو تماشا کرد
خود زنی کرد و عشقو حاشا کرد
باورش شد سرش کُلا  رفته
باز، عشقو دوباره انشا  کرد
منو تو اولِ یه آغازیم
روی خطِّ نجات پروازیم
تو حواست به هر دومون باشه
تو بگو همدلیم و همرازیم
برق چشمای انتظارت عشق
اون نفس های بیقرارت عشق
محمد رحیمی 
#بگو_سیب 
#پارت_سی‌و‌دو
واسه حاله عالیمه‌.یه حالی داری که دلیله خوشحالیمه.
چی میشه فاصلمون کم تر شه؟!
تا خستگیامون در شه٬ این حس هیجان آور شه٬عشقت دوبرابر شه.
هرچی بشه فرقی نداره انگار.
من مثله همیشه تب دار.
هرساعتی از شب بیدار٬ می خوام تورو با اصرار ٬ بیش تر از هر بار.
واست می میرم بازم‌.
تو رو اطرافم می بینم‌.
با تو ٬ تو فکره روزای بهتر از اینم‌.
این که کنارم می مونی واسم از هرچی بهتره.
خیلی دوست دارم که زمان اصلا نگذره.
چی میشه فاصلمون کم تر ش
خب
نمیگم ادم خیلی موفقی بودم خودم و اینا رو اصلا و ابدا به عنوان یه مشاور نمیگم به عنوان  یه دوست یا یه نفری ک پارسال شرایط شما رو داشته میگم
1
ته دلتون میدونم ممکنه نگرانی داشته باشید  ولی در جهت منفی زياد نباشه لطفا
ازمون هایی که تا الان دادی ن کنکور بوده نه جایی از ایندت ثبت میشه اون ازمون ها صرفا واسه تست خودت بوده ک ببینی شرایط چجوریه
ولی تو کنکور قرار نیست صرفا همون نتیجه رو بگیری! 
به قول یکی از هم دانشگاهی ها هیچ کس تا روز کنکور نمی
دو زوج کانال نویس رو می خونم که از طریق وبلاگ با عشقشون آشنا شدن، یکیشون بعد از ۵ سال،الان دو ساله که با هم ازدواج کردن و زوج دیگه هنوز موفق به ازدواج نشدن:)
انقدر عشقشون زیباست و انقدر عاشقانه همو دوست دارن که ذوق می کنم از خوندنشون*__*
چه خوبه که میان تو کانال قربون صدقه ی هم میرن، چه خوبه که متن های خوب و عاشقونه برای هم می نویسن:)
چقدر سخته حتی تصور این که ۵ سال،۳۶۵کیلومتر از عشقت دور باشی.
نوشته بود الان که فاصلمون شده دو وجب، هر صبح خدا رو شکر
سلام
نمیدونم عشق چیه .نمیدونم از زندگی چی میخام .نمیدونم چرا اینجوریه همه چی .نمیدونم اسم این حسایی ک هروز تو خودم احساس میکنم چیه.کلاسردرگمم مث کلاف نخ نیستم مث ریشه ام ریشه ی های پیچ در پیچ بلندو کوتاه ک دنبالن چیزین دنبال اب.
ملت عشقو تموم کردم .عشقای مجازیم تموم کردم هرشب خیلی چیزا رو تموم میکنم ولی انگار چیزی تموم نمیشه همیشه هس.
بعضی از آدما همه چیز رو نگه میدارن همه چیزه
پولو نگه میدارن 
وسایلشونو نگه میدارن
عشقو نگه میدارن
مهربونی رو نگه میدارن
همه چیرو
نگه میدارن
برای روزی که اسمشو گذاشتن روز مبادا
اما روز مبادا
فقط یه بهونه ی دیگس برای اینکه 
خوشبخت نباشیم
اگه یه لحظه فکر کنید که این آخرین باره که کسی که دوستش دارید رو می بینید، 
یادت میره روز مبادا رو
فقط یه لحظه فکر کنید
بعد میتونید تصمیم بگیرید که مهر ومحبتو
خرج کنید
یا بذارید برای روز مبادا.
خیلی خنده داره . یعنی راستش خیلی خنده داریم ؛ کارامون ، حرفامون ، نگاهمون ، رفتارمون ، قضاوت کردنامون ، یا حتی غرورموناین چند وقته اینقد اتفاقات جورواجور و دلخراش افتاده ، که آدم نمی دونه به کدومش باید فکر کنه ، از کدومش باید درس عبرت بگیره ، مواظب کدوم یکیش باشه 
واقعا آدم چی باید بگه به این جوون هایی که بدون گواهینامه و کلاه کاسکت ، با سرعت بالای مرگ از سمت چپ خیابون چپی بلوار حرکت می کنند !!! آخه این همه اشتباه و خطا مگه می تونه توی یه آدم جم
به نام او.
من چند وقتی هست که متوجه شدم تو بیان احساساتم دچار مشکلم
تو لذت بردنم از لحظه ها هم همین طور.
همیشه همین جوریه که وقتی برای یه چیزی خیلی برنامه میذارم و بهش فکر میکنم و تو ذهنم یه چیز قشنگ ازش میسازم ولی تو واقعیت، اون نمیشه و غصه میخورم و نمیتونم لذت ببرم.ناراحت میشم
من واسه دیدن تو دو هفته فکر کردم که چجوری بشه و نشه و فلان.ولی تهش اونی نشد که دلم میخواست و حتی درست نتونستم ببینمت!حتی یه دیدن خیلی ساده.
شرایط بدی شده.همه چیز سخته
من
Alireza Fateh
Ye Shab Bishtar Bemon (Ft Cy)
#AlirezaFateh
بعد من که اون بوس که اروم رفتی سمت فرودگاه
بغضم قورت دادم که نگیره دلش تو راه
دستام یخ میزد بی اون چشام خط بی جون
میخواستم بهش بگم بمون چاره ایی نبود
میگفتی دیوونمی میگفتم عاشقم شو
مگفتی عشق چیه بمون  دارم باور عشقو
ولی وقتی داشت میرفت خودم میدیدم اشکاشو پاک میکرد
ولی وقتی داشت میرفت دلش نمیذاشت بره هی برمیگشت
سلام دوستان عزیز کنکوری 
امیدوارم حالتون عالی باشه و حسابی آماده باشید برای تردن کنکور 
خیلی هاتون برام ایمیل فرستادید و کارنامه های سنجش رو دیدم 
دوستان سنجش صرفا یک آزمون شبیه سازی شده برای کنکور هست که شما رو از لحاظ روانی و فیزیکی در شرایطی همانند کنکور قرار میده بچه ها اگر نتایج دل خواه در این ازمون کسب نکردید نگران نباشید و اگر عالی شده هم دیگه فکر نکنید اخر خط هست نه سوت پایان دقیقا خود کنکوره تا اون موقع باید تلاش کنید 
در این بر
 همه اش میگم یعنی من ۴۸ساعت دیگه چیکار میکنم ؟بیشتر از همه دلم میخواد ی کیک وانیلی درست کنم و مربای سیب بعدش میرم فارست گامپ و ی انیمیشن دانلود میکنم و به مرضیه پیام میدم که ببینمش .پ.ن: اینقدر  که الان بدنم داره ادرنالین ترشح میکنه ، فکر کنم سر جلسه ازمون بشینم به جای ابمیوه و اجیل ، قرص معده بخورم
بابام رفته یه پسری رو برای من خواستگاری کرده
جمله بالا رو باور کنید.بابام و دوستش وقتی هردو بهم درمورد این پسره که پزشکم هست حرف زدن گفتم چرا پسر بیچاره رو میخواین بذارید توی معذوریت و هرچی سعی کردن به من بقبولونن که واقعا خونواده پسر خواستگاری کردن نمیتونم قبول کنم.پسره همسن من و پسر همکلاسی دبیرستان بابامه.توی ازمون دستیاری امسال رشته وشهری که میخواسته نیورده و حالا میخواد درس بخونه دوباره و یه جای سبک کار کنه.بابام و واسطه این وسط م
پریروز داشتم میرفتم خونهروز 2شنبه بود و واسه نفس پیراشكی گرفته بودم كه سمیر بهم زنگ زد كجایی؟ فقط خودتو برسون كه نفس افتاده.نفهیمدم چجوری رفتم،بدنم نمیكشید اما رسیدم.رفتیم بیمارستان علی اصغر،امكانات نداشتن و گفتن برین بیمارستان رسول اكرم شهرآراحتی ویزیت نكردن.یكی نگاه نكرد هیچترافیك بود و نفس بیحال بود و نا نداشت و حرف به زور میزد و هی میفتاد.سخت بود.سخت بود ، تمام بدنم درد داشت،جوونی نداشتم.دوست داشتم همونجا بمیرم.نایی توی ب
قصه از اونجا شروع شد که تورو دیدموای وای یهو رفت دلم انگار یهو رفت دلمتا به خودم اومدم دیدم که دنیام شده چشماتاز دست اون چشمات از دست اون چشماتنمیذارم تورو بگیرن از من نباشی میخوامبمیرم اصلا تو نباشی بذار بمیرم اصلا.گیر کرده دل من همین یه بار بری من میذارم اصلا عشقو کنارگیر کرده دل من روت دیوونه تو بری کی میمونهمیدونی موندن تو کنار من یجورایی اجباریهاگه یه روز من نباشم هرجا بری بدون من تکراریهنمیذارم تورو بگیرن از من نباشی میخوامبمیرم اصلا
قصه از اونجا شروع شد که تورو دیدموای وای یهو رفت دلم انگار یهو رفت دلمتا به خودم اومدم دیدم که دنیام شده چشماتاز دست اون چشمات از دست اون چشماتنمیذارم تورو بگیرن از من نباشی میخوامبمیرم اصلا تو نباشی بذار بمیرم اصلا.گیر کرده دل من همین یه بار بری من میذارم اصلا عشقو کنارگیر کرده دل من روت دیوونه تو بری کی میمونهمیدونی موندن تو کنار من یجورایی اجباریهاگه یه روز من نباشم هرجا بری بدون من تکراریهنمیذارم تورو بگیرن از من نباشی میخوامبمیرم اصلا
از وقتی یادم میاد از هر گونه جک و جونِوَری میترسم. به جز مورچه کوچولو و پشه. از مگس هم نمی ترسم ولی گاهی که یه مستندی ببینم از اینکه فلان و بهمون بیماری از مگس منتقل میشه از اونم وحشت میکنم. نمی دونم این ترس لعنتی از کجا نشات گرفته. مثلا حتی از جوجه کوچولو ها هم میترسم‌ حتی تو روز عروسی که میخواستیم برای کلیپ کبوتر آزاد کنیم من دست نگرفتم و مستر که یه کبوتر دست گرفت من به صورت نمادین و (الکی پلکی) دستم رو گرفتم رو دست مستر   یا مثلا هانا که جوجه رن
سلام تو این نوشته با پنجمین فصل از گام به گام ریاضی پایه ششم همراه نگاه های گرم شما هستیم.
این فایل که همراه با یک ازمون تیز هوشان در انتهای فایل انتظارتون رو میکشه رو می تونید با کلیک بالا تصویر زیر از پیکوفایل دانلود کنید.
تهیه کننده فایل: جناب آقای محسن سوقی از شهرستان امیدیه
حالم کمی گرفته، خشم دارم از عین و چس کلاس‌هاش. چیا هربار و هربار میشینه واسه ما کلاس میذاره و باید بشینم و تماشا کنم و گوش بدم. امیدوارم کارشون درست نشه هیچ‌وقت حالا یا برن یا بمونن دیگه فرقی برام نداره.
حالم کمی گرفته، خواب س رو دیدم که باهاش در رابطه‌ام و دوسم داره ولی بهم خیانت می‌کنه و من رنج می‌برم و سکوت می‌کنم. خواب ش رو دیدم و مادرجون و گربه.
حالم کمی گرفته ولی باید امروز هرجور شده کار پایان‌نامه‌ام رو تموم کنم.
حالم کمی که چه عرض کن
دوباره  رفتم اموزش پرورش بگم بابا،انسان،ادم.این همه ازمون استخدامی برگزار میشهیکاری بکنین. چرا  نیرو جدید نمیگیرین شما ؟
چرا هیچ وقت توی دفترچه های لعنتی، رشته ها ما رو نمخواین؛ بعد از استان ها دیگه نیرو میگیرینآقا میارین سرکلاس دخترا!نمیذارین بقیه باز نشست بشن تا ما هم احساس وجود کنیم خب!
بعد اینکه غرام تموم شد و  اونم گفت نیرو نمیخوایم و شما دخترا میرین درس میخونین انتظارتون میره بالا میخواین بشینین پشت میز(خودش خانم بود طرف!)میخواست
پر از گلایه و دردم، پر از پریشانیپر از نوشتن شعری که تو نمی‌خوانیدلم گرفته از این غصه‌های از سر هیچدلم گرفته از این بغض‌های توفانی دلم گرفته از این حرف‌های تکراریاز این به‌من‌چه»، برو بی‌خیال»، خود دانی»!از این که می‌رسی از راه و می‌روی ناگاه فقط به نیت این که مرا برنجانی از این که آخر هر بار درد‌ِ دل کردن رسیده‌ام به پریشانی و پشیمانی   دلم گرفته و امشب دوباره تنهایی  و باز شعر جدیدی که تو نمی‌خوانی! بیتا امیری »
برگرفته از @AdabSar
سلام
نفهمیدم چی شد ولی مثه این که یک ماه تموم شد اونم چه ماهی ماه از اون ماه های باحال و درجه یک ماه رمضان
خلاصه امروز دیگه نباید منتظر حال و هوای افطار باشیم نباید به سفره افطار نگاه کنیم تا وقت این برسه که افطار کنیم نباید دیگه وقتی میرم کاشون منتظر ساعت هفت و جزء خوانی باشم وخلاصه ماه خدا رفت ولی سفره لطف خدا پهنه و جمع هم نمیشه ما از سر سفره بلند نشیم وگرنه خدا سفرشو جمع نمیکنه
ولی واقعا تنها کسی که هوامونو داره خود خداست و بس
قبل‌ترها در مورد مدارسِ بدون در و دیوار فنلاند نوشته بودم و با خود آرزو می‌کردم کاش روزی مدارسمان به این سمت و سو برود و بچه‌ها با عشق و علاقه درس بخوانند و در و دیوار مدرسه آن‌ها را محصور نکند.امروز وقتی به مدرسه تازه باز شده‌ای در پلدختر رفتم؛ آرزویم برآورده شد! مدرسه‌ای که از سر تقدیر زمانه، بدون در و دیوار شده بود! هنوز وارد مدرسه نشده بودم که دانش‌آموزی گفت: آقای دوربینی! ازمون عکس بگیر و بگو ما سیل‌زده هستیم و همه خونمون رفته زیر گِ
#پارت30((هیوا))از اسنپیه تشکری کردم و پیاده شدیم هنوز هیچکس نمیدونست برشین بچه ی هلنه با اون سوتی که من اونروز تو تمرین داده بودم ساکش دست هلن و خودش تو بغل من بود رستوران دو تا در داشت که مثه اینکه زنونه مردونش کرده بودن اول رفتم سمت مردونه که هم من یه سلامی کنم هم هلن تسلیت بگهرهام اونجا ویساده بود و امیر بیرون رستوران انگار منتظر کسی بود من: سلام اقا رهام سلام اقا امیررهام:سلام امیر:سلام خوش اومدین هلن: تسلیت میگم ببخشید دیر شد من امیر:
حمید_و_فاطمه…ﺷﺎﻳﺪ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ لحظه هایی ﻛﻪ با ﻫﻢ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ…
نمازای دو نفره مون بود…
ﺍﻳﻦ ﻛﻪ ﻧﻤﺎﺯاﻣﻮ ﺑﻬﺶ ﺍﻗﺘﺪﺍ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ…❤
ﺍﻪ ﺩﻭﺗﺎیی…
کنار ﻫﻢ ﺑﻮﺩﻳﻢ…
ﺍﻣﻜﺎﻥ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﻧﻤﺎﺯﺍﻣﻮنو ﺟﺪﺍ ﺑﺨﻮﻧﻴﻢ…
چقد ﺣﺲ ﺧﻮﺑﻴﻪ…
ﻛﻪ ﺩو نفر…
ﺍﻳﻨﻘﺪه همو ﻗﺒﻮﻝ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻦ…
منطقه که میرفت…
تحمل خونه بدون حمید…
واسم سخت بود…
.
وقتی_تو_نباشی_چه_امیدی_به_بقایم…؟
این_خانه_ی_بی_نام_و_نشان_سهم_کلنگ_است…
.
میرﻓﺘﻢ ﺧﻮﺍﺑﺎﻩ ﻴﺶ
اشکای یخی
 سیاوش قمیشی 6/8G                   Am Em  C          Bm                G               Am          C                     Bm اشکای یخی مو پاک کن      درای قلبت و وا کن       صدای قلبمو بشنو       من چه کردم با دل تو
                       [ G (X4) – F#dim7 (X6) – G (X2) – Dsus – D ]
D           G               Am     C         Bm                      G                        Am Em C      Bm            G
کاشکی تو لحظه آخر      عشقو تو نگام می خوندی        قلب تو صدامو نشنید      رفتی با غریبه موندی    
براتون پیش اومده که باباتون دیر رسیده خونه، تلفنشو جواب نداده، گوشی مادرتون خاموش بوده و بهش دسترسی نداشتید و دیر کرده، بچتون رفته جایی که نمیدونید کجاست، با آدمایی که نمیدونید کی‌ان، و هنوز برنگشته، خبر زله فلان منطقه رو شنیدید و یهو فرو ریختید از تشابه اسمش با اسم شهری که همسرتون رفته ماموریت. شده دیگه؟ نشده؟
اون اضطراب، بی‌قراری، بغض، ترس، فکر و خیال، پشیمونیا، حسرت‌ها، دعاها، قول و قرارها با خدا، نذر و نیت‌ها، صلوات‌ها، لرزش دست
ریتم: 6/8            گام: A
Am   Dm              B                            A    Dm             B      Am
گل بارون زده ی من گل یاس نازنینم . میشکنم پژمرده میشم نذار اشکاتو ببینم
Am     Dm           B                               A     Dm              B        Am
تا همیشه تو رو داشتن داشتن تمام دنیاست . از تو و اسم تو گفتن بهترینِ همه حرفاست
Am           E          G                                Am          E               G      Am
با تو با تو اگه باشم وحشت از مردن ندارم . لحظه هام پر میشه از
ما رو باش.
ما رو باش خیال می کردیم همیشه یکی رو داریم
یکی که به وقتِ گریه سر رو شونه هاش بذاریم
ما رو باش خیال می کردیم یکی به فکر ما هست
میون این همه وحشت؛‌توی این مردمون پست
ما که واسه تـو قــرصِ ماهـو می شکــستیـــم
ما رو بـاش چه ساده کی رو عاشق می دونستیـم
توی کوچـه بــاغِ دل واسه کـی شبـــا نشستیم
ما رو باش دل به کی بستیم؛ کی رو عاشق دونستیم
ما رو باش خیال می کردیم گلِ عشقی که شکفتی
راز شب هـــای بغــضمــو به قلبِ کسی نگفتی
ندونستم می گذری
دانلود آهنگ بیا تا سرخوشو مستو پریشانم
دانلود آهنگ بیا تا سرخوشو مستو پریشانم ندا حکیمی
 
 
بیا تا سرخوشو مستو پریشانم
دست خودم نیست پیش تو همچو پروانم
ماه و فلک بختو زمان هر دو دامان تو
سر به نهم همچو شمعی پیش چشمان تو
دلو دلبر یار منی عشقو غمخوار منی
صد سال دیگه بگذره تو نفس جون منی
 
برای دانلود به ادامه مطلب برویددانلود آهنگ
فاطمه ترانه ی معین گذاشته ، آهنگی که میگه ( برات بهترین ها رو میخوام ،واسه اولین بار فهمیدمت و.) منم یخورده دلم گرفته
اصلا معلوم نیست دقیقا داستان چیه و با خودم چند چندم ! 
برای اولین بار غرورم گذاشتم کنار احوال فرهاد پرسیدم ! نه اینکه خیلی برام مهم باشه نه فقط چون فرهاد خیلی اقاست ، گفتم ببینم این بشر دو پا کجاست که نیست ! میدونین وقتی حرف میزنه آیه نازل میشه انگار ، همه سکوت میکنیم و هرچی فرهاد بگه ،حرفش میشه حجتی که بر همه تموم میشه در این
میدونم این عکس قدیمیه و مال 2 سال پیشهاما دوباره گذاشتن این عکس توی وبلاگم علت داره.اول اینکه این عکس از عکسهاییه که دوست خوبم محبوبه توی یه شب زمستونی ازمون گرفت در سال 88 و اون شب توی خونه اونا به ما خیلی خوش گذشتاما درست 2 یا 3 روز بعدش ما گرفتار یه اتفاق شدیم که از نظر مالی کلی بهمون ضرر زد و همون موقع هم ما تصمیم گرفته بودیم برای مهاجرت اقدام کنیمخیلی فشارهای روحی رو از اون به بعد تحمل کردیمنه اینکه همش سختی و عذاب باشه که دروغ محض
یکم: چقدر نیاز داریم بدونیم دیگران ما رو چطور می‌بینن؟
دوم: چقدر به تعریف و تمجید دیگران نیاز داریم و چقدر دریافتش می‌کنیم؟
سوم: وقتی کسی ازمون می‌خواد دربارۀ ویژگی‌های خوب و بدش صحبت کنیم، چقدر صراحت داریم و چرا؟
 
بعداً نوشت: قشنگ می‌طلبه که بشینم خودم هم جواب این سؤال‌ها رو بنویسم؛ البته توی یه نوشتۀ جدا.
سلام
دیروز یه تایم زيادی رو رفته بودم آزمایشگاه دوستام. ینی اول برا ناهار رفتم بعدش دیگه موندم :)) هم جو آزمایشگاه خودمون خیلی خسته‌کننده شده بود و هم اینا رو چند روز بود ندیده بودم. اون وسط داشتم به دوستم (همون که هفته‌ی پیش ازش ناراحت شده بودم!) می‌گفتم که یکی تو آزمایشگاه‌مون ملت عشق رو میزشه و من همین‌جا کمی‌شو خوندم ولی روم نمی‌شه ببرم خونه. منظورم اینه بود که چون خودش نیست روم نمی‌شه بی‌اجازه ببرم، ولی یکی از بچه‌ها برگشت گفت خب روز
در فرودگاه بین الملی امام خمینی در کل 5 عدد پارکینگ وجود دارد که در فواصل مختلف از هم قرار گرفته اند . پازکینگ اولی در زیر سالن اصلی فرودگاه امام می باشد و ظرفیت آن تقریبا پایین می باشد ولی مزیت آن این است که در نزدیکترین فاصله از سالن اصلی فرودگاه امام می باشد و تنها پارکینگ مسقف می باشد .
پارکینگ شماره دو در بلوار فرودگاه از اتوبان تهران قم نرسیده به پیچ اصلی سالن است و دسترسی به آن تنها با اتوبوس واحد امکان پذیر است . 
پارکینگ سوم در ضلع جنوب
دانلود آهنگ جدید  به نام تردمیل
متن آهنگ جدید  به نام تردمیل
ببخشید من فارسیم یکم ضعیف شده
یه وقتایی هم بحث نیازه یه چی مثل غذا
شماره یک بیداره بیدار ترین آ
بگو از خونه ی گرم و بهشتیمون منو از خود سنگینم بکش بیرون
بگو دنیا وزنشو از من برداره بزار برسم به هوا و حرف عشقمون
بگو خسته ام از تکرار این درسا بگو که تیکه پاره ام من زا این بحثا
من از دلشوره و دلتنگی مرده ام دلم لک زده واسه گرمیه دستات
منو یه عالمه از بودنت
من اصن از کاری که کردم پشیمون نیستم فقط دلم گرفته خیلیم زياد انقد که اولش میگرنم عود کرد زد بالا  بعد هی به پروپای ع پیچیدم حس کردم شاید اون مثه همیشه بتونه حالمو درک کنه یا خوب کنه دیدم نه اونم نمیتونه اصن حس میکنم فعلا هیچی نمیتونه .  
حالا ما نه با این کار داریم که چرا کی روزه می‌گیره یا نه، نه می‌ذاریم کسی ازمون بپرسه چرا روزه می‌گیری یا نه؛ چون غالباً نه ما درست دربارۀ این مسائل صحبت می‌کنیم، نه کسی، و کلاً هم قصد توجیه خودمون یا کسی رو نداریم؛ ولی وجداناً چرا وقتی در جواب به روزه‌ای؟» می‌گیم آره»، چُنین متعجب می‌شید؟ خب اگه می‌خوای جواب مد نظر خودت رو بشنوی چرا اصلاً می‌پرسی؟
و به همین صفحۀ مضحک تاپ‌بلاگ نودوشیش قسم هرکی بیاد اینجا بحث عقیدتی راه بندازه چُنان
+هعععععی
-چی شده؟
+هیچی.، گرفته :(
-چی گرفته؟
+دلم .
-مگه چاهه که بگیره؟ :)
+نمیدونم.، تا حالا بهش فکر نکردم :(
-عججججب
+اوهوم.،دمت گرم
-چرا؟
+چون متوجهم کردی:(
- به چی؟
+اینکه دلم چاهه، اونم یه چااااه عمییییق و تاریک
-خواهش میکنم، من ممنونم!
+چرا؟
-چون راحت فهمیدی:)
+اوهوم:(
.
-بخند :)
+نمیشه
-چراااا؟
+چون گرفته
-آها
سین سکوت محض
پسر من دوباره تیپ شخصیتی دارم ازمون میدم بعد هی ویژگیاشو میخونم هی عاشق خودم میشم :| با اینکه میدونم اصلا معلوم نیست راسته یا نه و همش چهارتا شخصیتی که داشتم باهام مشابه بودن، ولی در آن واحد وقتی یکیشون در میاد با همون بیشتر حال میکنم! بعد اون راسته یا نه رو برا آدمای معروف تیپش میگم. خب بهتون تبریک میگم، شما یه ادمی رو دارین میخونین که دو درصد جمعیت رو تشکیل میده جان اف کندی هستم، ژان پل سارتر هستم! (میگم چرا نظریات این بشر اینقدر به من حال مید
بعد از مدت ها اومدم بنویسم!
این مدت که ننوشتم برا این بود که حال خوبی نداشتم!و ندارم.!یعنی ناراحت و اینا نیستما.اما یه حال عجیبیه!
از شبی بگم که تا 7 صبحش بیرون بودم با دوستام!شبی که قدر بود و تهرانی که عجیب بود!
امامزاده صالح کلی ادم بودن که داشتن گریه میکردن و تو سرشون میزدن.چند قدم اینور تر باغ فردوس اجرای موسیقی زنده گیتار الکتریک داشتن!
و کلی ادم که شب بیرون بودن.
و چیز هایی که دیدم!
و انتظار برای طلوع توی بام تهرانسرما.بچه های پایه.
ا
دلم گرفته، برایم بهار بفرستیدز شهر کودکیم یادگار بفرستیددلم گرفته پدر! روزگار با من نیستدعای خیر و صدای دوتار بفرستیداگر چه زحمتتان می‌شود ولی این باربرای من قرار» بفرستیدغم از ستاره تهی کرد آسمانم راکمی ستاره‌ی دنباله دار بفرستیدبه اعتبار گذشته دو خوشه‌ی لبخنددر این زمانه‌ی بی‌اعتبار بفرستیدتمام روز و شب من پُر از زمستان استدلم گرفته برایم بهار بفرستید. .منیژه درتومیان
.
از اولین پست هام توی این وبلاگ ، پستی بود به نام " من یک intj  هستم " . من بارها این ازمون رو تا قبل از دانشگاه داده بودم و همیشه تیپ شخصیتی" intj "  نتیجه ازمون شخصیتیم میشد . دیشب طی لینکی که یکی از دوستام برام فرستاده بود باز هم برای سرگرمی اون ازمون رو دادم . نتیجه ش جالب بود تیپ شخصیتی ای که تمام سالهای قبل از دانشگاه ثابت بود تغییر کرده بود من دیگه " intj" نبودم
جالب شد نه ؟
بزارید مقایسه کنیم .
من " intj " ای بودم که در طول دانشگاه " isfj" شدم .

به نام کسی که میداند اخر قصه جریان چی چیست!
تیر پارسال من این نوشته را در "معرفی خود" در یکی از انجمن های داستان نویسی، در پروفایلم نوشتم:
در حال حاضر که سال 97ایم ساعت 4 و 7 دقیقه بعد از ظهر ،یکم تیر.یک کنکوری نچندان خوشبخت 98
بعدش رفتم و درسم را خواندم. یادم است داشتم شیمی جامع را میخواندم. یادم است.
حدودا یک سال و 12 روز بعد این نوشته را به پروفایلم افزودم:
حدودا یک سال و 12 روز بعد از نوشته شدن عبارت چند خط بالاتر "کنکوری نچندان خوشبخت". امروز 13 تیر 98
یه وقتی حلیم با گوشت بوقلمون بود و حاصلِ پختن تا له شدن و قوام اومدن گندم‌ها. یه وقتی کوبیده غذای اعیونی بود و با گوشت و دمبهء درجه یک، که هرجایی هم نبود. یه وقتی توت‌فرنگیا نه خیلی درشت بودن نه ریز، اما عین ادکلن‌های اصل، عطرشون تمام اتاقو می‌گرفت. وقتی همه‌چیز کم‌کم عوض شد، وقتب دیگه حلیم‌ها شدن با آرد و گوشتِ مرغ، وقتی خبر رسید کبابی‌ها زياد شدن و گوشت‌ها گرون، و حالا دیگه گوشتِ خیلی چیزا رو می‌شه تو کوبیده پیدا کرد، وقتی توت‌فرنگیا
اولین روز هفته ی جدید روخیلی دوست داشتم بایک پیاده روی اغازکنم وهندزفریم ویه بطری اب و کیف وموبایلم رو بردارم وهمونطورکه موزیک به گوش قدم میزنم اززیباییهای شهرعکس بگیروتااخرهفته نگاه کنم وقربون صدقه شون برم اماصبح اینقدرگرم بودکه برمن وهفته ی جدیدم غلبه کردونذاشت با انرژی مضاعف هفته رو شروع کنم و تصمیم گرفتم که برنامه ی خوب برای کنکورارشد طراحی کنم وطبق اون پیش برم وسال دیگه همین موقع_به شرط حیات البته_قبول شدنم در ازمون ارشد روجشن بگیر
#بگو_سیب 
#پارت_بیست‌و‌هشت 
مست خواب خودمو بغل گرفتم و یه خمیازه بلند بالا کشیدم : چون با سرعت رانندگی کردی ٬ تازه یک ربع به هفته.ما هفت باید میرسیدیم.
دوباره بلند خندید و چشمای آرایش شدش و تاب داد: الان سر یک ربع ناراحتی؟! 
بی خیال حرفش دوباره یه خمیازه کشیدم و دستامو از دو طرف رها کردم تا خواب آلودگیم کم شه: تو چه جوری صبح اول صبح حوصلت اومده انقدر آرایش کردی؟!
تو آینه ی ماشین خودش و نگاه کرد و ابروش و بالا داد: مثل تو باشم خوبه؟عین روح شدی.
آفت
تا شنبه نمیام .
باز گریه کردم ،،، نمی دونم یه ذره حالم گرفته بود خانمه برگشت بهم گفت چرا اینقدر دپرسی چی شده ؟ 
تا این جمله رو گفت ذهنم رفت سمت  همون نرسیدنِ ،،،، واقعا چرا نشد چرا خرابش کردم ، چرا زحمات چندین سالم نتیجه نداد چرا خراب شد :((
غذا  زهر شد برام نفهمیدم چی خوردم !
دست چپ ام درد گرفته که میدونم عصبی هست و وقتی ناراحت میشم درد میگیره:(
#جالبه خلقت خدا تا گریه میکنم چشمانم و صورتم قرمز میشه ،،، به این دید نگا ه میکنم که دوست نداری هیچ وقت
ورزش روستایی در کاشمر باید جدی گرفته شود.
علاوه بر تلاش برای ایجاد امکانات ورزشی در روستاها، باید برای حفظ امکانات موجود نیز جدیت به خرج داده شود.
در کل دهستان بالاولایت کاشمر، تنها یک زمین چمن روستایی وجود دارد که در روستای عارف آباد قرار گرفته است.
ادامه مطلب
گرفته مه همه ی جاده را ـ مشخص نیستکه صاف می شود آیا هوا ؟ـ مشخص نیستچطور باید از این راه مه گرفته گذشتاز این مسیر که یک ردّ پا مشخص نیستو من چقدر در این مه به گریه محتاجمنمی شود که ببارم. چرا؟ مشخص نیستچه حسّ خوبِ غریبی ؛ به جستجوی خودتشبانه راه بیفتی . کجا؟ مشخص نیستو تا همیشه از این شهر مرده کوچ کنیو دورِ دور شوی . دور. تا . مشخص نیستدرست می روی آیا ؟ و یا . نمی دانیصحیح می رسی آیا ؟ و یا . مشخص نیست. کسی شبیه نسیم از کنار من رد شدغریبه بود
دانلود انواع مقاله.طرحتوجیحی-ازمون استخدامی-برق الکترونیک 
ومخابرات-معماری وعمران ونقشه برداری-صنایع-نفت-مکانیک-
نرم افزاروسخت افزاروایتی-دندانپزشکی-داروسازی-دامپزشکی-
پزشک عمومی-تقزیه-علوم ازمایشگاهی-بهداشت عمومی-
پرستاری-حقوق-اقتصاد-ادبیات-جغرافیا-زبان خارجه-
علوماجتماعی وتربیتی-علوم ی ومدیریت-معارف-هنر-
کشاورزی-اماروریاضی-زیستشناسی-زمین شناسی-شیمی-فیزیک-
و-----
روزی که اینجا از کنکور ارشد نوشتم فکر نمی‌کردم اینقدر زود به آن نزدیک شوم و استرس و خیالش خیلی زياد نبود؛ اما حالا که فقط دو روز مانده، پر از خیال و استرس و حسرتم، حسرت اینکه کاش جدی‌تر گرفته بودم.
من تمام که نه اما با شرایطی که داشتم، تلاش زيادی برایش کردم و نمی‌دانم نتیجه‌اش چه می‌شود، کاش خوب باشد.
حالا در این دو روز لطفاً برایم دعا کنید و انرژی تان را بفرستید که خیلی خیلی نیاز دارم.
امروز میخواستم بیام اینجا و به طرز شدیدی احساساتم رو محاکمه کنم و تمام مشکلات زندگیم رو بندازم گردنش.
نمیتونم بگم GPS درونیم(احساس) خوب عمل نمیکنه،واقعا خیلی وقتا حسابی کمک کننده بوده تا به الان خیلی کم اشتباه کرده.نمیدونم چرا این روزا اصلا نمیتونم روش حساب کنم یعنی میدونم چرا اما نمیخوام قبول کنم که اشتباه عمل کرده،پریشب شماره تلفن باب رو از مخاطبین تلگرامم پاک کردم در صورتی که هیچ اطلاعی از موضوعاتی که دیشب افتاد یا قرار بود بیوفته نداشتم
کلیپ عاشقانه.چه انتقامی از خانومش گرفتارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:کلیپ عاشقانه.چه انتقامی از خانومش گرفتبرای دیدن کلیپ های بیشتر کانال رو دنبال کنید . کلیپ عاشقانه.چه انتقامی از خانومش گرفت . از کانال سرزمین رویاها . . کلیپ عاشقانه.چه انتقامی از خانومش گرفت - فیدیاکلیپ عاشقانه.چه انتقامی از خانومش گرفت برای دیدن کلیپ های بیشتر کانال رو دنبال کنید دانلود این ویدیو . فیلم: ارتریت روماتوئید و ام اس چگونه / ویدیو کل
 
غربالگری با انجام تست هوش و استعداد متفاوت است ؛ در طی فرایند غربالگری با انجام تست های خاصی کودکانی که مشکوک به وجود اختلال هستند شناسایی شده و برای بررسی های بیشتر به متخصصان ارجاع داده می شوند . 
به بیان سایت مشاوره روانشناسی تلفنی فیلیا چند نوع آزمون غربالگری کودکان معتبر وجود دارد که عبارتند از :
نیمرخ درجه بندی رفتار یا BRP-2 : شش خرده ازمون و دو فرم معلم و والد دارد . 
سیاهه رفتاری کودک یا CBCL : سه فرم دارد شامل فرم گزارش والدین ،
گرد خاکستری را پاشیدم امروز بر جهانم!
و در نقطه ای در تاریک ترین و عمیق ترین جای دریایی ک ماورای سیاه است، زانوی غم بغل گرفته و زیر فشار آب. یکی شده ام با غم.!
اجسام جانداری شناورند اینجا.
با چشمهای خاکستری و قلبهایی ک ب دست گرفته اند و از آن خون میچکد!
از احساس، چیزی جز نقطه ی گندیده ای گوشه ی مغزها باقی نمانده.
اما من.
اینجا عجیب احساس آرامش میکنم!
قلبم را دادم ب عزاداری ک قلبش شکسته بود.
و چشمهایم را به کودکی ک عاشقانه خیال میکرد اینجا نور
✅ای کاش من خاک بودم.
"سوره مبارکه نبٲ آیه /40"
✅ای کاش پیشاپیش چیزی می فرستادم.
"سوره مبارکه فجر آیه /24"
✅ای کاش نامه مرا به دست من نداده بودند.
"سوره مبارکه حاقه آیه /25"
✅ای کاش فلان را دوست نمی گرفتم.
"سوره مبارکه فرقان آیه /28"
✅ای کاش خدا را اطاعت کرده بودیم و رسول را اطاعت کرده بودیم.
"سوره مبارکه احزاب آیه /66"
✅ای کاش راهی را که رسول در پیش گرفته بود ، در پیش گرفته بودم.
"سوره مبارکه فرقان آیه /27"
✅ای کاش ما نیز با آنها می بودیم و به کامیابی بزرگ دس
دانلود آهنگ ندیم کافیه با کیفیت 320 و 128 + متن آهنگ
هم اکنون ترانه جدید ندیم ینام کافیه را دانلود کنید و گوش دهید از جاز موزیک
Exclusive Song: Nadim | Kafiye With Text And Direct Links In jazzMusic
متن آهنگ کافیه ندیم
»───♫♫●|●|●♫♫───بد کردم با خودم … !دارم عشقو از دست میدم … !رد دادم ای خداتاوان ـه چی رو پس میدم … ؟»──|♫●|──تصمیمشو گرفت … !داغ بودم نفهمیدموقتی که میرفت … !از تعجب میخندیدم … !─|♫●|─دلم میخواد عاشق بشم … !باز انتخابت کنمبه هر کاری دست میزنم … !تا
   پژوهشگران در بررسی جدیدی دریافتند که باکتری "سالمونلا" می‌تواند سلول‌های ایمنی بدن را گروگان گرفته و آنها را برای اهداف خود به کار گیرد.
    آزمایش‌های جدیدی که روی سلول های موش‌ها صورت گرفته‌اند، نشان می‌دهند باکتری "سالمونلا" (Salmonella) می‌تواند سلول‌های ایمنی را از بدن سرقت کند و آنها را برای گسترش خود در سراسر بدن به کار ببرد. سالمونلا این کار را با مختل کردن سیگنال‌های الکتریکی که به روده می‌روند انجام می‌دهد.
ادامه مطلب
من یاد گرفته ام قدم هایم را آهسته بر دارم چون قرار نیست اتفاقی نو بیافتد

من یاد گرفته ام به پشت سر نگاه نکنم از خاطر ببرم آنچه که گذشت تا خاطرم برای آینده ای تکراری جا باز کند

من در چرخش زمین گیر افتاده ام آینده ام همان گذشته ام است
نه زود گذشت، نه ساده.تلخ ِ تلخ بود، ندیدنت.نداشتنت.نبودنت.سخت گذشت، بی تویی هایم.
این چندمین شب است که من با تو نیستماین چندمین شب است که در شعله زیستماین عکس اول است که با هم گرفته‌ایممن بی‌قرار مستی لبخند کیستم؟!‏این عکس دوم است در آغاز تشنگیهم بغض آب قمقمه‌ات را گریستماین عکس آخر است که لبخند می‌زنماین‌جا کمی شبیه به زخم تو نیستم؟ ‏این عکس آخر است که با هم گرفته‌ایماز ترس مرگ نیست که در عکس نیستمبر سنگ تابناک تو رمزی نوشته استدی
نمی‌دونم چه‌جوریه که هر کجا فکر می‌کنم از نظر زمان‌بندی امور روی ریل افتادم و می‌تونم عینِ بچه‌ی آدم به کارهای شخصی، به موارد مربوط به شغلم، به مسائل خانواده، ماشین، ساختمون و. برسم؛ دقیقاً از همه چیز جا می‌مونم.
تصمیم گرفته بودم که منظم‌تر و پررنگ‌تر توی توییتر باشم اما نشد. هم ابزارهای تغییر آی‌پی اذیت می‌کنن و هم به خودم میام می‌بینم که دو روز نرفتم توییتر؛ نمیشه که منظم توش فعالیت کنم.
تصمیم گرفته بودم که کانال تلگرام رو تبدیلش
دلم گرفته از اینکه نه اونقدر خوب انتخاب کردم که راحت باشم نه اونقدر خوبم که ناراحت نشم.
زینبم
چه مادرت زنده باشه کنارت چه نباشه، از خانواده ی پدرت فاصله ی منطقی ای بگیر
صله رحم کن
بی حرمتی نکن
احترام به والدین پئرت بگذار
ولی از عمه ها و عمو هات و مادربزرگت فاصله ای بگیر که نتونن زياد بهت نردیک بشن
من از نزدیکی شون اذیت و آزار دیدم
کسانی که با حرفهای نفاثات فی العقد گونه شون، همسر تحریک پذیرم رو بارها و بارها و بارها تحریک کردن.
واقعا بعضی وقت ها آدم با خودش فکر میکنه با این همه. که برای خودمون درست کردیم با ندانم کاری هایی که 
با دست خودمون انجام دادیم و کمر به نابودی فرصت ها و جایگاه هامون که لیاقت ش رو داشتیم زدیم و میزنیم. چطور میشه باز سرپاییم 
یا به طبع اینا  آینده ای که با محاسبات ما امیدی بهش نیست و امکان صحت و سلامت جانی و مالی و زندگی در اون صفر درصده چطور میشه باز مقاومت میکنیم و ادامه میدیم و امید دست گیری خدا رو داریم تو شرایطی که ذره ای روشنایی دیده نمیش
رشته های انتخاب رشته کنکور سراسری زبان 98 کدامند؟
از مهمترین رشته هایی که پذیرفتگان گروه زبان کنکور سراسری 98 می توانند انتخاب رشته کنکور زبان 98 کنند می توان به رشته های زیر اشاره کرد:
آموزش زبان انگلیسی
زبان و ادبیات انگلیسی
مترجمی زبان انگلیسی
زبان و ادبیات فرانسه
مترجمی زبان فرانسه
زبان و ادبیات و مترجمی زبان آلمانی
و.
اشاره نمود که هرکدام در زیرگروه جدا و ضرایب خاص خود می باشند.
فراموش نکنید که انتخاب رشته کنکور ریاضی 98 می تواند آیند
نیتی شغلی در این روزها بسیار زياد است.
 
در بعضی از صنایع این نیتی به ۷۰ درصد می رسد.
 
در بازاردشوار کار،نیتی از این حد هم بیشتر است.
 
در بسیاری از مواقع کارکنان به این نتیجه می رسند.
 
که روسا و مسولان انها را به درستی درک نمی کنند.
 
[block]14[/block]
آیا رییس ملاحظه گری هستید؟
در بیشتر مواقع سرپرستان نشانه های کارکنانی را که روز به روز .
 
از کارشان ناراضی تر می شوند درک نمی کنند.
 
از انجایی که بیشتر سرپرستان به ج
آخ که چقدر این شعر راست می گوید 
بهار بی نقص و کامل و زیبا و رویایی، خود عشق است. من که عاشقانه دوستش دارم همه چیزش را از رنگ آسمان گرفته تا باران های بی گاه تا شکوفه زدن ها و سبزی سبزها 
پاییز اما انگار انسانی تر است تلخ و شیرین را کنار هم دارد. برگ های زیبایش، زرد شده اند که رنگی اند هوایش گرفته است که می بارد خنکی بادهایش بیشتر از اشتیاق، سردرگمی می آورد شاید برای همین است که دلم می خواهد پنجره را باز کنم و سردم بشود و بعد بروم زیر پتو
تفاوت انواع استخدام  
 

یکی از مهمترین سوالاتی که برای افراد شرکت کننده در آزمون های استخدام مطرح می شود
این است که استخدامی آنها از چه نوعی است.
تفاوت انواع استخدام های پیمانی، رسمی، قراردادمعین، شرکتی، تعاونی و. شرح داده شده است.
 
انواع استخدام های اخیر که وزارت نیرو و یا سازمان سنجش برگزار کرده است شرح داده شده است.
استخدام رسمی:
انواع استخدام رسمی: الف)رسمی آزمایشی ب)رسمی قطعی
پیش از آنکه افراد بصورت استخدام رسمی قطعی درآین
سراسری
کارشناسی ارشد
کاردانی به کارشناسی
کاردانی فنی و حرفه ای
جامع علمی کاربردی
دکترای تخصصی
پیام نور
آزمون های بین الملل
استعدادهای درخشان
TOLIMO
سایر آزمون های استخدامی
استخدامی متمرکز اجرایی
عمومی

سرویس ها
اخبار و اطلاعیه
ثبت نام
کارت
اعلام نتایج
برنامه زمانی
انتخاب رشته
اعلام نفرات برتر ازمون سراسری سال 1398
1398/05/15
نسخه چاپی
  نفرات برتر هر یک از گروههای آزمایشی پنجگانه علوم ریاضی و فنی، علوم تجربی، علوم انسانی، هنر و زبان آزمون سراسر
از بیرون اومدم ماسك موهامو گذاشتم منتظرم تایمش تموم شه برم دوش بگیرم.تازه رسیدم خونه.اومدم تو اتاقم در بستم كه صدای هیچكس نشنوم.خیلی ناراحت شدم امشب.خیلی زياد.دلم به حال خودم سوخت كه باید همچین وضعیتی رو تحمل كنم.خیلی خسته ام از این وضعیت.ولی میدونم میگذره تموم میشه راحت میشم از همه این سختی ها.دختر خالم سالها قبل یه حرفی زد كه هنوز تو ذهنمه.اونشبی كه این حرف زد با خودم فكر كردم مگه میشه ادم همچین حسی داشته باشه؟ اصن امكان ندارهول
من همین هستم که هستم. وانمود نمی کنم به چیز دیگری بودن. به آدم ها محبت می کنم، حتی اگر در رابطه با دوستانی فراموش می شوم. حتی اگر خاک می خورم و دفن می شوم، ذره ای نمی گذارم طاقچه ی دلم غبار بگیرد از آدمها. بزرگ شده ام! بله، نشانه ی بزرگ سالی است که در برابر فراموشی و بی تفاوتی، رنج نمی کشیم.
امروز که تلفن را بر می داشتم تا از کسی خبری بگیرم، راستش، از خود خجالت کشیدم. همیشه من بودم که دنبال برقراری هر گفت و گویی بوده. من تماس گرفته ام، من پیام داده
متن آهنگ جدید شاهین میری به نام وقت رفتن
ترانه و موزیک: ایمین, تنظیم: هومن آزما
Download New Music Shahin Miri – Vaghte Raftan
متن ترانه شاهین میری به نام وقت رفتنبا خودم گفتم برگردم تا برگردیهر کاری تونستم کردم تا برگردیروزای تلخمو تنهایی شب کردممن تا جایی که میتونستم صبر کردمتازه قلب من کنارت آروم گرفته بودوقت رفتنت تو خونه بارون گرفته بودتازه داشت دلم دوباره پا میگرفت که تورفتی و هنوز نمیدونم واقعا چطوراین همه سال رد شد اما من هنوز همون جوری میخوامت عمق عش
#پارت_21
#متغیر
با نجوایی که درگوشم زمزمه میشد چشم بازکردم به حدی خسته و کوفته بودم که صدایش برایم حکم لالایی داشت وقتی صدای بسته شدن در اتاق3.4 که دراختیار داشتم به گوشم رسید مثل برق گرفته هادرجایم نشستم .یورش بردم به سمت درو بیرون رفتم پایین پله ها خانومی چمدان به دست درحال رفتن بود-کتی(خدمتکار) کتتتی خانم صبر کنید چمدانش زمین گذاشت لبخندی زد که چهره سردش حتی با لبخندی که زد گرم و صمیمی نشد
+دارین میرین؟!!
-اره
+سری به من نمیزنید؟!!
 -. 
سرمو کج ک
گاهی دلم، چقدر یک رفیق شش دانگ می‌خواهد،
کسی که به دور از جنسیت همراهت باشد،
"مذکر و مونث" فرقی ندارد ،فقط کسی باشد که بفهمد حالت را، 
بتوانی به دور از حاشیه و ترساز هر چیزی تا ناکجا آباده زندگی بروی.
اگر کمی، حد "دوستی‌های معمولی" را می‌دانستیم،
کمی دندان به جگر می‌گذاشتیم و احساسات را بیان نمی‌کردیم،
حال قضیه فرق می‌کرد
و "بهترین‌های زندگی‌مان"را هنوز هم کنار خود داشتیم،
می‌توانستیم که تا سالیان دراز از دیدنِ حالشان، حالمان جان بگیر
سلام بچه ها جون.
خیلی حال و احوالم جالب نیست.
این روزها به آرامش خونه احتیاج داشتم اما باز باید این ور اونور میرفتم. تعطیلات بود و خواهرم از ساوه اومده بود و قرار بود دور هم جمع باشیم.
حالا از دیشب باز برگشتم خونه.
اوووم چند روز پیش قرار با روانپزشکم داشتم. حرف زدن های من و تعریف کردن همه ی زندگیم برای اولین بار برای یه نفر تموم شد.حالا نوبت حرف زدن اون رسیده.
گفت اعتماد به نفس و عزت نفس و همه چیم نابوده :/ و این از بحران های زندگیم معلومه.
هر آنکه در دو جهان آبرو طلب کرده استهر آینه دل او رو به حیدر درآورده استخودم مقابل ایوان‌طلای او دیدمچقدر سفره‌ی این آستانه گسترده استگناه‌کار بیا و چو طفل پاک برو.که پرده‌پوش دو عالم دراین سراپرده استبه آفتاب رسد آنکه خاک او بوسیدکه پیش پای علی، ذره آسمان‌گرد استضریح نیست که نخل عطای باغ علی‌ستهزار امید رطب در هواش پرورده استاز آه سینه‌ی بیمار آستان علیهوای شهر نجف، خود شفای هر درد استکه بود غیر علی جانشین پیغمبر؟
برای فاطمه زوج ِ ف
این پست ادیت شد.
1. یادمه اول دبیرستان، یه عکسی گرفته شد که بعدا منو به فکر فرو برد. زنگ پژوهش، تو آزمایشگاه فیزیک که کفِش یه حالت لیزی هم بود، یه روز یکی از دوستام افتاد زمین. درحالی که همه (حتی خودش) یک عالمه داشتن به این اتفاق (که به نظرم هیچ بخشیش خنده دار نبود واقعا!) می خندیدن، وقتی هنوز رو زمین بود یکی دیگه از بچه ها ازش عکس گرفت. گوشه ی عکس دست من که به سمتش دراز شده بود تا کمکش کنم بلند شه هم افتاده بود!
دقت کردم، دیدم این دست من، که نه به سم
خوب خوب خوب.
دوباره برگشتم عسلویه.چقدر این ۷ روز مرخصی زود گذشت.توی این مرخصی یه رابطه خیلی خوب رو از دست دادم ولی به نظرم خیلی هم بد نشد.من واقعا وقت داشتن یه رابطه عاطفی رو ندارم.اصلا مرخصیم هم خیلی کمه و نمیتونم زياد به این چیزها فکر کنم.یه جورایی تمرکز کار کردن رو ازم گرفته بود ولی خوب در خیلی از مسائل زندگی پشتیبان و راهنمای خوبی بود و بهم قوت قلب و اعتماد به نفس میداد.با این وجود ضررهای یک رابطه برای من بیشتر از ضررهای تنها بودنه و من در ح
دلم بسی گرفته 
دوست داشتم خانواده متحدتری داشته باشیم 
خانواده ما خیلی دلمون پاکه، فقط از اشتباهات همدیگه نمی تونیم بگذریم و خیلی راحت قط رابطه می کنیم و طبعا مردم پشت سر ما حرف می زنند.
میدانید بعد از فوت مادرم و قبل از رفتن به دانشگاه رسم مادرم رو حفظ کردم و هفته ای یه بار خانواده برادر مرحومم و یکبار هم خواهرامو دعوت می کردم هر چند اوضاع بابام خیلی بد بود و اصلا غذا ب راحتی از گلوی آدم پایین نمی رفت،  یادمه روزایی رو که آرزو داشتم تو یک اتا
از سم به من به تو و خاصه به همه انهایی که منتظر اعلام نتایج اند: 
همه مان به نوعی در ماشین قانونمند قرن ۲۱ اسیر شده ایم. دنیایی که برای همه چیز اولتیماتوم های خاص خودش را دارد. برای موفق بودن، برای شاد بودن، برای ادم معقولی در جامعه شدن و در انتها برای رسیدن. رسیدن به هر چه! اگر رویایتان آنی است که برای رسیدنش گرفتار سد متعفن و نجس آموزش این مملکت شده اید، آه فرزندانم! آغوش سم از شما دریغ مباد! کارتان به پدرکشی سهراب بی شباهت نیست از شدت تراژدیک
چرا دانش آموزان مرکز مشاوره ی دکتر علیرضا افشار موفق می شوند ؟؟ویژگی ها و نحوه ی مشاوره با دکترعلیرضا افشار :حل منظم آزمونک های مرکز مشاوره توسط دانش آموزان ارسال منظم و هرشب گزارش مطالعه ی دانش آموزان برنامه ریزی فردی متناسب با سطح دانش آموز و ازمون آزمایشی 8 جلسه تایم تلفنی برای تماس و دریافت برنامه در ماه  پاسخ به سوالات هم بصورت تلفنی و هم از طریق ارسال پیامک تمامی مراحل مشاوره در تمام ایام سال با شخص استاد انجام میشود و
خواستم شرحی بر حال و احوال این روزها و اتفاقاتی که گریبان گیر من سالخورده شده است را سیاهه کنم، اما. چه بگویم که از "با" بسم الله مداد می‌شکند، جوهر پس می‌افتد و ورق واجر. چه بگویم؟ و چگونه دهان باز کنم که سیل این کلمات تند و تلخ و ج که مثل چاه پر شده، تمام دهانم را در بر گرفته، این مجاز خانه را زیر خود نبرد؟ تا کی صافیِ صبر را سر بکشم؟ تا کی قورت دهم این روزگار بد قلق را؟ سر جگرم از دندان زخم است! دلِ تنگم سوخته و غصه دارم برای خودم. برای خود
زنگ تفریح بود که به مدرسه رسیدم. چندتا از بچه‌ها در جنب و جوش بودند و بحث کمک به سیل‌زده ها در آن‌ها گُل گرفته بود. تصمیم گرفته بودند از چاشت روزانه و پول توجیبی خودشون بزنند و به مردم سیل‌زده کمک کنند. دور معاون تربیتی خودشون جمع شده بودند و یکی یکی پول‌هاشون رو به ایشون می‌دادند. همان زنگ با کارتون، صندوقی درست کردند و از معاونین و معلمان خواستند در کلاس‌ها بچرخند. ایده قشنگ این چند نوجوان کلاس پنجمی شهرک غربی تبدیل شد به #سیل_محبت و مهرب
پنجم بلیت هواپیما گرفته بود که برگرده سر کار، به خاطر شرایط جوی لغو شد
بلیت اتوبوس گرفت اونم لغو شد
امروز اومد، بهش گفتم دیوونه آخه کی ۱۳ به در میاد سر کار 
اما جعبه شکلات و عطر خوش‌بویی که زده بود کنجکاوم کرد، خصوصا از این آدم بد سلیقه انتخاب این عطر بعید بود
گفتم ماجرا چیه
گفت این شیرینی عقده!
گفتم تا یه هفته پیش که خبری نبود
گفت بلیت که کنسل شد به مامانم گفتم میری خواستگاری؟
ده تا اسم آورد اما هیچ‌کدوم نمی‌خورد آخه توی فامیل ما آدم با حجاب
خیلی سخته ندونی چی شده و بی خبرت بذاره. اره عشقم دلم ازت گرفته دلم خیلی ازت گرفته.
خیلی سخته هیچ راهی نداشته باشی که بهش بگی چه حالی هستی.اره عشقم راهی نذاشتی ک ازت خبر پیدا کنم.
خیلی سخته بفهمی مرهم زخماش حسابت نمیکنه. اره عشقم مرهم زخمات نیستم وگرنه اینجور بی خبرم نمیذاشتی.
خیلی سخته.خیلی سخته واسه دختر احساساتی که بی خبرش بذاری
خیلی سخته که تو تاوان اتفاقایی رو بدی ک مسولش نیستی.
اره خدا جونم دستت دردنکنهپس دوستم نداری؟ اره حق
احساس میکنم یک جایی زانو به بغل نزدیک فن هواپیما نشستم. صدای کولر، صدای پنکه، صدای لپ تاپم. خسته ی روز هستم اما خوابیدنم در این لحظه مثل چشم بستن آدمی است که میداند یک جای خانه آتش گرفته. حالا شاید هم خوابیدم! اما به میم گفتم میترسم صبح ببینم از حجم محاسبات و داغی سیستم لپ تاپم به میز چسبیده!! این ترس امشب من است. ترس روزهایم همان چیزی است  که تو جلسه با معاون پژوهشی گفتم‌. این که بعد چهار سال شبیه آن چیزی شده ام که میخواستم باشم‌. و وقتی گفتم تو
خانه های بزرگ اما خانواده های کوچک داریم،
مدرک تحصیلی بالااما درک پایینی داریم، 
بی هیچ ملاحظه ای روزها را میگذرانیم اما دلمان 
عمر نوح میخواهد
کم میخندیم وزود عصبانی میشویم،
کم مطالعه میکنیم اما همه چیز را میدانیم،
زياد دروغ میگوییماما همه از دروغ متنفریم،  زندگی ساختن
 را یاد گرفته ایم اما زندگی کردن را نه!
ساختمانهای بلند داریماما طبعمان کوتاه است، 
بیشتر خرج میکنیم اما کمتر داریم، 
بیشتر میخریم اماکمتر لذت میبریم! 
فضای بیرون را فت
روزها خیلی عادی می گذرند،گاهی وقت ها دوباره احساسات کهنه و قدیمی هجوم می‌آورند و من با چشم های داغ و خیس و خسته به خواب می روم،اما خوبی اش این است که دیگر یاد گرفته ام این لحظه ها گذراست،چشمانم را می بندم و می‌دانم فردا باید روز بهتری باشد،فردا باید فراموش کنم و دوباره روز از نو.در این پنج شش سال اخیر زندگی ام مهم ترین هنری که یاد گرفته ام همین بوده است:فراموش کردن وقتی که باید.رها کردن وقتی که باید.وگرنه که آدم طاقت هزاران بار نشخوار کردن
یهو به خودت می‌آی و می‌بینی که این حال رو هر سال همین موقع داری تجربه می‌کنی؛ همین که شبیه شوق و دلهرۀ ضعیفه. هر شب یلدا، وقت فال گرفتن که می‌رسه، می‌آد سراغت. هر سال هم دست خالی بر می‌گرده. یهو به خودت می‌آی و می‌گی من که به فال و این چیزها اعتقاد ندارم پس برای چی باید فال بگیرم؟ چرا باید دل به این دلهرۀ بی‌حاصل بدم وقتی می‌دونم که دیگه مطلع شهریست پر حریفان.» نمی‌آد. و باز به خودت می‌آی و می‌بینی که دیوان حافظ رو کسی به دست گرفته که تا
کتلت گوشت مخصوص
مواد لازم:
گوشت ۲۰۰ گرم
سیب زمینی۳ عددمتوسط
پیاز ۱ عدد بزرگ
تخم مرغ۱عددکوچک
ارد نخود چی ۳ قاشق سوپ خوری سر پر
نمک.فلفل قرمز.زردچوبه.پودر لیمو ترش.دارچین
تمام مواد و باهم مخلوط کرده و سرخ میکنیم
ارد نخودچی باعث ترد شدن کتلت و ارد سوخاری کتلت را خمیر میکند
نکته :کتلت را در روغن زياد سرخ کنید وبعد از سرخ کردن روی دستمال کاغذی بذارید تا روغنش گرفته شه

ادامه مطلب
ساعت کنسول رومانو  از جنس فایبرگلاس نشکن می باشد. آبکاری آن با دستگاه وکیوم جلوه ی خاصیبه آن بخشیده و زیبایی آن را دو چندان کرده استاز ویژگی های مهم این ساعت می توان به قابلیت شستشوی آن اشاره کرد.
این محصول در بهترین کیفیت و با ۳ سال ضمانت به متقاضیان عرضه می گردد. خدمات آبکاری شیشه
تاریخچه ساعت های دیواری
در سال ۱۶۷۰ میلادی ، ساعت های ایستاده توسط ویلیام کلمنت. طراحی و ساخته شد که به نوبه ی خود تحولی عظیم در دنیای ساعت به شمار می رفت.
محل قر
ساعت کنسول رومانو  از جنس فایبرگلاس نشکن می باشد. آبکاری آن با دستگاه وکیوم جلوه ی خاصیبه آن بخشیده و زیبایی آن را دو چندان کرده استاز ویژگی های مهم این ساعت می توان به قابلیت شستشوی آن اشاره کرد.
این محصول در بهترین کیفیت و با ۳ سال ضمانت به متقاضیان عرضه می گردد.
تاریخچه ساعت های دیواری
در سال ۱۶۷۰ میلادی ، ساعت های ایستاده توسط ویلیام کلمنت. طراحی و ساخته شد که به نوبه ی خود تحولی عظیم در دنیای ساعت به شمار می رفت. خدمات آبکاری پلاستی
ونک محله ای است که در شمال غرب استان تهران قرار گرفته است . ده ونک در مجاورت ونک قرار گرفته است که از روستاهای قدیمی شهر تهران به حساب می آید .
ونک از شمال به بزرگراه نیایش و از جنوب به بزرگراه همت و از غرب به بزرگراه کردستان و از شرق به خیابان نلسون ماندلا منتهی می شود .
چنانچه در منطقه سه شهر تهران هستید باربری تهران ایرانکس در خدمت شماست . این شرکت با بیش از یک دهه فعالیت در زمینه باربری بین شهری و برون شهری به ساکنین محترم شهر تهران خدمت رسانی
یه چند تا مسابقه کتابخوانی در طی سال برگزار شد که من رفتم شرکت کردم.فک کنم 3تا بود!
اولیش کتاب "شاهرخ حر انقلاب اسلامی"بود!
خلاصه که ثبت نام کردمو یه چند نفر دیگه از بچه ها با قصد فرار از درس وکلاس ومدسه هم ثبت نام کردن!
کتابو گرفتم خوندم یه بخشای باحال و خنده دارم داشت که اندک بودند!.اون آخرا هم که یه عالمه آبغوره گرفتم .حالا خوبه میدونستم آخرش چی میشه هاااا!
راستی طرز کتاب خوندنمم اینجوریه:فصل اول مطالعه می شود.فصل آخر بلا فاصله مطالعه می ش
دکتر مشهور و موفقی که سه تا زن گرفته بود مورد سرزنش زن مسنی که مریضش بود قرار گرفت:
زن مسن گفت تو که دکتری با فرهنگ و روشنفکری پس چرا سه تا زن گرفته ای؟
دکتر در پاسخش گفت اولی دختر عمویم بود و آنرا بخاطر رضایت پدرم گرفتم.
دومی هم دختر دائیم بود و آنرا بخاطر رضایت مادرم گرفتم.
سومی را خودم خواستم و برای رضایت دل خودم گرفتم.
پیرزنه گفت بیا منو هم بخاطر رضای خدا بگیر 

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
ظهر مامانم در کمال آرامش گفت ک خب! حالا میخوای چیکار کنی؟گفتم میخوام انتخاب رشته کنم،و امیدوارم ب روانشناسی شبانه . ترجیحا همین شیراز یا یزد یا اصفهانو اینکه همزمانش برایِ کنکور سال بعد بخونم.خب قطعا با اون قسمت کنکور سال بعدش مخالفت کرد، و گفت هر رشته ای ک میدونی میخوای هرچی شبانه آزاد غیرانتفاعی هرچی خواستی برو.خب درمورد غیرانتفاعی خیلی خیلی خیلی سختمه ک بخوام برم اونم ب دلیل پشت کنکوری بودنمه ن هیچ چیز دیگه.امیدوارم ب شبانه بخاطر محیط
حدیث 83 ابوعبیده جدا گو،ید از امام باقر  ع راجع استطاعت ورفتار مردم در آن باره پرسیدم حصرت این آیه را تلاوت نمود و مردم  پیوسته مختلف خواهند بود از لحاظ عقیده جز انکه را پروردگارت ترحم کند  و بر اه حق هدایتش فرماید و ایشانرا برای ترحم آفریده 119 سوره12  و فرمود ای ابوعبیده مردم در رسیدن بقول حق مختلفند وهم گی در هلا کند حق را کنار گذاشته از بطالتها پیروی میکنند من ع رصکردم خدا می‌فرماید و جز کسیرا که پروردگارت ترحم کند فرمود انهاشیعیان ما هستن
خاک آب است ما بدون خاک از تشنگی می میریم بدون خاک درهم فشرده می شویم با خاک زياد خفه می شویم خاک مثل آب آرامش می دهد وقتی آدم به خاک نگاه می کند به عظمت آن به وسعتش به بزرگیش خیره که می شود انگار آدم محو می شود مثل این است که به آسمان نگاه کنی وناگاه خود  را روی آسمان ببینی حرکت بی معنی می شود من کجا حرکت مس کنم از یک طرف دل خاک به طرف دیگرش می روم ولی هنوز داخل دل دنیا هستم کویر را ببین که با آت عظمتش بادی حرکتش می دهد اتحاد دانه های شن را ببین که ا
فکر میکنم یه ماه پیش بود که اتفاقی با عمه رفتیم به یه جلسه از انجمن گیاه خواری،به نظرم جالب میومد و هرکدوم از ادمایی که اونجا بودن کلی راجب تجربه هاشون و کتاب هایی که خوندن حرف زدن بعضیاشون نزدیک به 6 سال گیاه خوار بودن و لب به گوشت و هر چیز حیوانی دیگه نزده بودن،البته باید بگم اونقدر روم تاثیر گذاشت که بلافاصله بعد از رسیدن به خونه فکر سرخ کردن مرغ به سرم زده بود،واقعا برام عجیب بود که چرا اینقدر گرسنه ام شده و معده م اینگاری که ترسیده باشه ال
نمی دونم چی میشه که گاهی دلم نمی خواد توی این وبلاگ بنویسم و مدتها بی خیالش میشم . ولی بعد یه موقعی هم هوس می کنم بیام اینجا بنویسم . 
مشغله های زندگیم خیلی زياد شده . خیلی خسته میشم . توانم کم شده . دیگه انگار حوصله و توان روحی هم ندارم برای خیلی از مسائل . 
چند روزه که اصلا توی یه حال عجیبی هستم . از روز اخر خرداد ریختم به هم . هی سعی می کنم بی خیال باشم و غرق بشم توی همین روزمره های زندگی . ولی گاهی به خودم میام میبینم یه اندوه عمیق و عجیبی
بسم الله
یادداشت یک دوستقاتل در میانه‌ی دادگاه ایستاده بود و لبخند نفرت انگیزی بر لب داشت. می‌دانست قاضی و دادستان و بازپرس و. جرات محاکمه اش را ندارند. مقتول دختر خردسالی بود که بعد از کشته شدن، به آتش کشیده بود و باقی‌مانده‌ی جسدش را در آب ریخته بودند. مادرش ضجه می زد، پدرش اما خاموش بود و مات و مبهوت در و دیوار را نگاه می‌کرد. قاتل ادعا می‌کرد پشیمان نیست اما متاسف است. در عین حال همین را هم با خنده میگفت. او می‌گفت دختربچه را با یک شرور
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب