نتایج مطلب ها برای عبارت :

هر کیمه من یار اولدوم دونده منه خالر اولدو

شعر : رضا کاظمی #اردبیلی 
#محاوره ای 
#گورَسَن 
گورَسَن   سَن ده    مَنیم  تَک 
مَنی  هی   یادَه     سالارسان 
مَن کیمین سَندَه  هَر  آخشام
اوتلانیب   تامام     یانارسان 
گورَسَن سَنین  ده   مَن   تَک 
گوزلَرین  گون دَه  قان آغلار
دَردو غم یئرین   سالیب هی 
اورَگوی هَر    گئجه    داغلار 
گورَسَن   سَن  دَه   مَنیم  تَک
عشق     فَراقیندا    یانارسان 
خاطیراتدا         چالیخلانیب
نَفَسوی     چَتین      آلارسان 
گورَسَن   سَنین ده   مَن 
اصولا هر کسی که وارد ماراتن کنکور میشه دوست داره یک دونده ی خوب باشه و از همه جلو بزنه و زود تر به خط پایان برسه اما این خوبه یا بد؟
تند خوانی مثل هر مهارت دیگه ای که انسان کسب میکنه اکتسابیه و چیزی نیست که از اول همه بتونن به درستی انجامش بدن پس اگه بخوایم از اول ادای تند خوان ها رو در بياریم ممکنه ضرر کنیم و چیزی از درس متوجه نشیم
چند تا نکته بهتون میگم تا با رعایتش بتونین سرعتتون رو توی خوندن افزایش بدید
۱- خط بردن و خط کشی زیر جملات کاریه که
"پزشکان گفتند من دیگر هیچ وقت نمی توانم راه بروم، مادرم گفت می توانم.من حرف مادرم را پذیرفتم."


در خانواده ای بسيار فقیر در حوالی شهر تنسی به دنیا آمد. بیستمین فرزند یک خانواده ای 22 فرزنده که به علت تولد زود رس بسيار ضعیف بود. نمی شد به زنده ماندنش مطمئن بود. وقتی چهار سال داشت، همزمان به ذات الریه و تب سرخ مبتلا شد و ترکیب این دو بیماری در نهایت پای چپ او را فلج کرد. او مجبور بود برای راه رفتن از وسیله ای فی  استفاده کند .
البته سعادت داشتن ماد
حس میکنم زمان داره ازم انتقام میگیره. میدونه میخوام چه کارایی انجام بدم و نمیذاره. میخواد خسته م کنه. زود میگذره. منو تنهاتر میکنه و کاری میکنه من بی عرضه به نظر بیام. روزا از پی هم میگذرن بدون اینکه کاری انجام داده باشم. و بسيار خسته ام. دارم میدوام. با همه ی توان. اما این مسیر ته نداره. یه مسیر دایره ایه واسه تماشا کردن دیگرون. حتی دور هامم کسی نمیشمره و شمارش معی در کار نیست که امید داشته باشم تموم شه. قرار نیست به جایی برسم، ولی وظیفه مه که
ترس از باز کردن پنجر‌ه، فراری از نور و سایه‌ای که خستگی ناپذیر می‌جنگد. راستی! کِی از پا می افتی؟ شاعرک غربی می‌گوید نمی‌بینی؟ نمی‌شنوی؟ به این زودی مُردی؟ کجای کاری؟ با نور چه مشکلی داری؟ با نور چه مشکلی داری؟ با نور چه مشکلی داری؟ اکو اکو اکو. | ملتهب و پریشان، ساختمانی که در آتش می‌سوزد و آنرا بیم فرو ریختن است، ازنفس‌افتاده، دونده‌ای که روی ریل زمان هشت روز است به عقب می‌دود و هر چه بیشتر می‌دود کمتر می‌رسد، بی‌تاب، آخرین برگ ن
بیشتر از هر چیزی از وضعیت معلق متنفرم.وقتی هدف نباشد،تمام کنش ها بیهوده هدر می رود.حالا تو برو کلنگ به دست بگیر و زمین بکن.وقتی ندانی به دنبال آب هستی یا نفت،یکباره می بینی که تمام مدت قبر خودت را کنده بودی.این چند مدت مدام سرگردان بودم.مثل دونده ای که تیر زده اند تو زانوش.از یک طرف تمام علاقه و زندگی  اش دویدن است و از طرف دیگر باید حداقل برای مدتی این کار را متوقف کند و به چیز دیگری بپردازد.
امسال یکی از مهم ترین کارهای زندگی ام را باید انجام د
اویغور
بیر "بالا" ایله تانیش اولدوم. بیرآز چکدی بیربیریمیزی آنلایاق. ال‌آیاق
دیلی ایله، تورکجه، اویغورجا، چینجه، اینگلیسجه . آنجاق ياریماقیرچ آنلاییردیق
بیربیریمیزی. دانیشیغیمیزن چوخو دا گولوشلر آراسیندا ایتیردی، آنلاشیلماز قالان
سؤز ساولاری اؤرت‌باس ائتمک اوچون. گؤزلرینده جانلی بیر قارالیق وار. اوینار
دورور، گؤزللیک ساچیردی.
بالا»
اویغور دیلینده، بیزلره رغمن، تمامن مثبت آنلامدا، اوشاقدان توت اورتا یاشلی آداما
دئییلیر. فخرله ا
دئدی کی : منقلی قوش! سوفره نی ده باغدا دؤشه!سونرا اگلشدی چمنده کبابی چکدی شیشه!باغی وَه! چَن گؤتوروب توستولر اوندا ایتمیش!دؤزها دؤز! شیشلری دوُزلا کی کباب دادلی پیشهگیزله نیبدیر ساچیوین یاش مئشه سینده مین شئربو گؤزه ل تئلده او شئرلر باغیریر یا کی مئشه؟!یئل اسیر لاپ تازا کسمیش بو یاغیش؛ یاشدی چمننَفَس آل وئر! کبابی قوی چؤره یه چک او دیشه!آغاج اوسته دییه سن قوش سئویره م ياری!» اوخورآییق اول! ریشه نی بیرده ن گؤره سن قیردی تئشهاؤز ایشینده ن چکه
یولیسسئس

جیمز جویس

چئویرئن: نوزاد
ارکمن

"جویس، یولیسسئسی
یازارکن، ایلک اولماسا بیله، یئنی بیر یازینسال بیچیم قوللانماق ایسته‌میشدیر.
دوبلینده، 1904 ایلینده یاشایان اورتانین آلتینداکی صینیفدن کیشیلری آلمیش،
هازیران (خرداد) آیینین باشلانقیجینداکی بیر گون بویونجا، ساده‎‌جه نه‌لر یاپمیش
اولدوقلارینی دئییل، نه‌لر دوشونموش اولدوقلارینی دا آنلاتمیشدیر. "منه ائله
گلیر کی، جویس، شاشیرتیجی بیر باشارییلا، سورکلی اولاراق دییشن کالئیدوسکو
از آبان 96 هی این کتاب رو میگیرم به دست که بخونم و نمیشد.تلاش اول
تلاش دوم،تلاش اولم خیلی خنده داره!با توجه به اینکه "نامه به فرزندی که هرگز زاده نشد"زودتر از"از دو که حرف میزنم از چه حرف میزنم"تموم شد.
بعد از ویس گوش خراشم (تلاش سوم) موراکامی اینگار که بگه:برو بمیر یعنی با این صدات.
رفتم و مُردم و کتاب رو بستم تا اینکه دیروز بازم از صفحه های 30 و خورده ای به بعد استارت زدم!
دیروز به طرز دیوانه واری تا 100 خوندم و شاید 120 خاطرم نیست!
و صبحه نزدیک به ظهر
 تکلیف نوشتن با داستان نوشتن بسيار فرق دارد. یک نویسنده می نویسد، مهارت های زبانی و نوشتاری هم اگر به سطح خوبی برسد توقع یک نویسنده ی خوب چیز عجیبی نیست. اما داستان یا شعر یا مراحل بعدی نوشتن را چطور باید طی کرد؟
 می شود مقداری خوب نوشت و نویسنده شد. مثلا مقاله نوشت یا جُستار یا یادداشت. حتا می شود با همین شیوه کتاب هم نوشت. چون کتاب یک معيار کمی دارد و یک معيار کیفی. فعلا معيار کیفی را می گذارم کنار و می روم سراغ معيار کمّی. اگر معيار کمّی مثلا ب
منطقه ساید آنتالیا Side یک شهر یونانی باستانی در ساحل دریا مدیترانه ای در جنوب ترکیه است.
 
منطقه ساید آنتالیا SIDE تنها 4 کیلومتر فاصله از بزرگراه آنتالیا-آلانیا دارد. Side در ابتدا بر روی یک شبه جزیره ساده، به دریای مدیترانه گسترش یافت.مورخان می گویند که بنیاد شهر توسط مهاجران یونان بوده که از Cyme در Aeolis  احتمالا در حدود قرن 7 قبل از میلاد به این منطقه کوچ نمودند تشکیل شده است. آرریان، یک مورخ و فیلسوف در دوره رومی، یک واقعیت جالب را بیان می
بیر نئچه
گوندور یووال نوح حراری[1] و یازدیغی دونیا سویه‌سینده
چوخ ساتیلان اوچ کیتابی ایله ایلگیله‌ندیم. تام ایلگیمی چکن اوچ کیتاب بونلار اولدو؛
ساپیئنس: اینسان تورونون قیسا تاریخی[2]، هومو دئوس: گله‌جه‌یین قیسا
تاریخی[3] و 21 درس 21جی یوزایل ایچین[4].

بیرینجی
کیتابی ماراقلا اوخودوم و شاشیرمیش کیمی قالارقالدیم، بعضن گؤز آچیجی نکته‌لره ده
راستلاشدیم؛ ایکینجی کیتابینا گلینجه ایچیمده قورجالانان بیر قورخو ایله اوزاوزه
گلدیم و اوچونجو کیتابی
زنـو (زنـون)
 
زنون الیایى به نفع استاد خود شبهاتى را ذکر کرد که به آنها شبهات چهارگانه یا شبهات ششگانه زنون مى گویند و به پارادوکسهاى زنون معروف است
پارادوکسهاى زنون
شبهه اوّل آشیل و سنگ پشت
آشیل یا آخیل یا آخیلوس، تیزپاترین دونده یونان قدیم بوده است که هنوز هم در ادبیات غرب، ضرب المثل انسان تیزتک است و سنگ پشت، سمبل و نمونه یک انسان کند پا است. استدلال زنون در واقع، یک قضیه شرطیه متصله ومیه است: اگر حرکت امکان داشت مى بایست اگر در مسابقه،
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب