نتایج مطلب ها برای عبارت :

منوزن پسرعمه

امروز عروسی دوست ساده ی هجده سالمه با دوماد نوزده ساله. دوستم کلی مشکلات خونوادگی دارن و اینا. خیلی دختر معصوم و ماهیه. نمیدونم خوشحال باشم یا ناراحت. امیدوارم خوشبخت بشه. زیاد.
مراسم فردائه ما امشب رفتیم برا بزن و برقص و.‌
کلی رقصیدیم، خندیدم و از این حرفا. کل مهمونا ما هفت نفر بودیم :)
بقیه یعنی عمه هاش و مادربزرگش چون اون اتاق بودن مهمون حساب نمی کنم :)
دختر عمه اش (۱۶ساله) و پسر عمه اش(۱۳ساله) هم بین ما بودن.
میخوام با جنتلمن ترین مرد زندگیم (پ
 
مشاعره در کلاه قرمزی
فامیل دور: چی بگم؟!آقای مجری: اگر در بند در ماندو نه! اون قبول نیست!فامیل دور: اونو میخواستم بگم آخه! اینو میگم حالا: از در درآمدی و من از خود به در شدم.پسرعمه زا: سلطان غم مادر، بی تو پسر نمی‌شود!آقای مجری: نه بچه جان! یه شعر قشنگ؛ باید میم هم داشته باشه.پسرعمه زا: می تو پسر نمی‌شود. خوبه؟!فامیل دور: ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده‌ایم.آقای مجری: این دیوونم کرد از دست این دره!پسرعمه زا: سلطان غم مادر!ببعی: مرنجان دلم را که
کلاه قرمزی 97 به کارگردانی و اجرای ایرج طهماسب با لینک مستقیم
قسمت 21 (وژه ولادت پیامبر (ص) و امام صادق (ع))
کارگردان: ایرج طهماسب | ژانر: اجتماعی، خانوادگی، طنز | تولید: 1395 | تاریخ انتشار: 1397
تعداد قسمت ها: 15 | مدت زمان هر قسمت: 55 دقیقه | کیفیت: 576p HDTV
حجم: 350 مگابایت + 175 مگابایت | تهیه کننده: حمید مدرسی
درباره سریال: پس از سه سال دوری از تلویزیون کلاه‌قرمزی در نوروز سال 1397 در قالب ویژه‌برنامه نوروزی و به همراه عروسک‌های دیگر بار دیگر به صفحه تلو
اولین نقشه رو فردا میبرم و مهر شده تحویل میدم و از سهمیه کم میکنم.خیلی کوچیکهکلهم دو طبقه روی هم 175 متری میشه. فک نکنم دیگه کاری به این کوچیکی رو قبول کنم خببرام مهر کردنش فایده ندارهولی شروع میکنم به امید خدا تا هرچه بهتر پیش بره کارها
رفتم نظام میگفت طبق مصوبه جدید 10 تا کار زیر 400 متر میتونیم مهر کنیم و 7 تا کار دیگه ای که میمونه دست خودمونه.یعنی دردسریه ها
الان مثلا یه کار دیگه دستمون هست حدود 450 متر میشهیعنی یه سهمیه کامل
سلام:)
خوب خسته وکوفته طوری با بدن درد برگشتم خونه، کارای حسابم رو دختر عمه سریع ردیف کرد و صنف هم برام امضا زدن که من توی بندر ساکن و مشغول کارم که دسته چکم هم بیاد، که بتونم باهاش اون چک ضمانتی مبلغ بالایی رو که شرکت ازم خاسته رو خودم بدم، چون مبلغ یک میلیارد تومن بود نمیتونستم از خانواده بخوام همچین ریسکی رو بکنن، برا همین تلاشم کردم که دسته چک به خودم بدن که خیلی هم سخت بودولی شکر خدا انجام شد، مثلا نوبتم شده بود توی بانک بعد باید یک معرف ام
امروز سرگرم اتاق تمیز کردن بودم به گلام آب دادم غذا درس کردم ،مامانم مثل همیشه سرم غر میزد جوابشو ندادم با سیم هندزفری منو زد ولی بخاطر پرتاب بدش خورد به تخم چشمام که بسته بود ، درد نداشت ولی خودمو زدم به موش مردگی اون بیچاره هم فکر میکرد چشمام چیزیش شده ولی وقتی دید دارم میخندم با خنده اتاقم بیرون رفت
 امروز  یک سال شد . ۲۰ سالگی ازدواج کردم ،۲۲ سالگی طلاق گرفتم شاید عنوان مطلب برای خیلی از افرادی که این پستو میخونن عادی باشه ولی برای د
نشسته بودم کنار تخت و سعی می‌کردم بی‌صدا اشک بریزم. خوب نبودم و تمام غصه‌های عالم ریخته بود در دلم. میان اشک‌ریختن‌هایم، صدای اشک‌ریختن‌های او را هم می‌شنیدم؛ یک صدای میومیوی ضعیف. حدودا یک‌ساعت پیش پسرعمه‌ام او را برده بود و انداخته بود در خیابان؛ یک بچه گربهٔ لاغروی نحیف و بیمار را! آدم‌های بی‌رحم. از آدم‌هایی که با حیوانات دشمن‌اند می‌ترسم، از آدم‌هایی که نسبت به موجودات ضعیف‌تر از خودشان رحمی ندارند می‌ترسم، از آدم‌هایی که
وقتی مجرد بودم ، پسرعمه م منو میخواست و من نمیخواستمش. بعد از چند سال و کلی برو بیا ، جواب منفی قاطعی دادیم و همین جواب ، کینه و کدورتی شد در دل عمه م از من و مامان خدابیامرزم. کینه ای که ترکشاش تو یک سال اخیر حتی به خواهر معصومم هم اصابت کرده. کدورت یه طرفه ای که انگار تموم شدنی نیست. من ۵ ساله دارم از عمه هام خون دل میخورم و هنوز سر پام. سر پام و یک ذره هم به قطع رَحِم فکر نمیکنم. من هنوزم میرم دست و روبوسی میکنم و در مقابل خنده های تصنعی پر از خشم
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب