نتایج مطلب ها برای عبارت :

مستیه ا دیره جده پنگا

مسخره است دنیای بی نور.
مسخره است دنیای بی صدا.
مسخره است دنیای بی حرکت.
.
بیخود به خودت امید نده.حواست هست؟! فرهاد ؟! 
فردا ديره
شاید خیلی زودتر از اون چیزی که فکرش رو کنی بمیری. 
بجنب پسر.بجنب.
.
هان؟! .آهان! . آره!آره! .میدونم.باشه!باشه!فهمیدم.چشم.
منم می خوام ، می خوام داد بزنم بلکه صدام به یه جایی برسه
منم میخوام دیده بشم جذاب باشم یکی باشه 
هه حتی نوشتن این چیزا اینجا داره خردم میکنه، شاید ديره شاید عشق یه چیز بچگونس، شاید برا ۲۰ ساله هاس
شاید برا این حرفا دیگه بزرگ شدم اما من دلم خیلی چیزا میخواد که به موقعش نداشته مشون هنوزم ندارمشون
سلام
شب تولد امام رضاست
اما دل من ناآروم ترینه
تنهای تنها
امشب رفتم هیات و توی مراسم مولودی برای دل غم زده خودم گریه کردم
ولی باز دلم داغونه
انگار با هر باد دلم ت میخوره
دلتنگی گاهی نفس رو توی سینم حبس میکنه
هنوز با آهنگ های قدیمی و یا غمگین بی هوا دل من می پاشه از هم.
رفتم داروخانه-!
امروز رفتیم واسه فروش و بد نبود
خیلی کلافه ام
خیلی دلم میخواد مسیری و دری برام باز بشه
سرده.حال دلمو میگمسرد و تاریکه
خیلی ديرهچرا خواب نمیرم.
بیخیال
دانلود آهنگ جدید میثم ابراهیمی بنام عروسک با بالاترین کیفیت










Download New Music Meysam Ebrahimi – Aroosak
ترانه و موزیک: مهدی دارابی و هادی زینتی , تنظیم: مسعود جهانی
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …










 
متن آهنگ جدید میثم ابراهیمی بنام عروسک :
دست و دلم میلرزه نبینمت یه لحظه لبات اگه بخنده به گریه هام می ارزه شب شد و گیج و خستم در خونتون نشستم سوگولی نگاه کن من به ساز تو برقصم نگو ديره نه نگو ديره دل من آروم نیمیگره آخه بگو توی د
آخ ک چ بارون قشنگی داره میباره
شدتش برای ۲۰ دقیقه ای مثل دوش اب بود!
عالیییی
خوابم میاد و بارون منو کاملا از فاز درس بیرون اورد
ولی گویا زوریه و باید بخونم
چرا همیشه شبای امتحان بیدارم؟
دلم برا این شبا تنگ میشه.
الان درحالی ک کل وجودم بخاطر رفتن زیر بارون خیس شده و دورم پتو گرفتم پشت میز مطالعه نشستم و همههههه خوابن. گاه گاهی روی پوست نارنگی ک خوردم با مدادنوکیم خط میندازم ک بوش دوباره بلند بشه و با بوی بارون مخلوط بشه.چ بوی خوبی
دلم میخواد کن
قرار نبود دوم خرداد اینقدر غمگین باشه، منظورم اینه قرار نبود با سالگردش غمگین‌تر شیم،‌ قرار بود حال‌مون توی سالگردش بهتر باشه،‌ توی تقویم ببینیمش و بخندیم. حیف!متولدین خرداد ۷۶ الان ۲۲ سال‌شونه و در آستانه کسب مدرک کارشناسی هستن؛ یه سری شون ازدواج کردن و حتی بعضیاشون بچه دارن. این موقع‌ها آدم می‌فهمه چقدر پیر شده.بعد از مدت‌ها کتابخونه رو‌ مرتب کردیم. با گرون شدن کاغذ فهمیدیم‌ باید خیلی بیشتر قدر کتاب‌هامون رو بدونیم. و من کلی کتا
شما
احساس میکنید که در خانه خود هستید این شعار هتل دلمون دبی است. هتل دلمون
دبی در مرکزشهر دبی و نزدیک به برج ساعت، یکی از نقاط دیدنی در ديره
است.هتل Delmon هتلی لوکس 4 ستاره با 115 اتاق و 5 سوئیت میباشد. تمام
اتاقها مبله میباشد هتل ایده آل برای کسب و کار با توجه به نزدیکی به
فرودگاه دبی و مترو دبی میباشد هتل دارای مرکز ماساژ با سونا جداگانه برای
خانم ها و آقایان و یک استخر در فضای باز بر روی پشت بام با استخر میباشد
.دسترسی به اینترنت در همه اتاق
بعد چهار سال امسال باز فرصتی بود که در باغ دخترداییم در کنار اقوام سیزدهمون رو بدر کنیم ولی متاسفانه خوشی بودن در اون جمع تنها یکساعت طول کشید و با افتادن محمد و شکستن دستش ماجرای سیزده بدر ما یه جور دیگه رقم خورد. آرنج دست چپ بطرز عجیبی خرد شده و از اونجا که تو شهرستان کوچک ما در اونروز متخصص ارتوپدی نداشتیم با آتل ثابتش کردن و بر خلاف اصرار من به برگشتن خونه آقا سماجت کردن که دو روز دیگه برگردیم.در نهایت این تاخیر باعث هماتوم دست و ورم شدید
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.



 
 
برین برای سال دیگع برینین به تمام امتحاناتتون .^^
 
من چقد باادبم .
 
لایکم یادتون نره
ادامه مطلب
دانلود آهنگ اومدی خوش اومدی مهدیصاد
mehdisad - Umadi Khosh Umadi
 
اومدی خوش اومدی ولی دیگه ديره
فکر کردی کسی نیست جاتو بگیره تو قلب من
دیگه جایی نداری باید تنهام بزاری
من سر حرفو با قلبت باز کردم حسمو ابراز کردم
دروغ گفتی میمونی من خودم احساس کردم
شدی با من غریبه یه دفعه هیشکی ندیدت
این دفعه بی شکو بی تردید خداحافظ غریبه
 
برای دانلود به ادامه مطلب برویددانلود آهنگ
همش بیقـــــــــرارم ، همش بیقرار، شده کار هر روز من انتظارنگفتی منو با هزار آرزو، برای چی میخوای بذاری کنـــــــــــــــارنشستم یه گوشه کنار خودم، دیگه پای رفتن نداره دلمبیا من بدون تــــــــــــــــــــو تنهاترم، منو دیگه این گوشه تنها نذاریه روزی میفهمی که ديره دیگه، جای دیگه این دل اسیره دیگهبه جای بغل کردن و بوســــــــــه هات، برای مزارم فقط گل بیارنشستی تو رویای آیینه ها، تو میدونی آییـــــــــــنه یعنی که مناگه بشکنی تکه تکه
تور دبییکی از شهرهای دولت امارات متحده عربی هست. این منطقه در پایین کشور
ایران و در پیرامون خلیج همیشگی پارس و در
شبه جزیره عربستان قرار دارد. این شهر
کلان ترین منطقه دولت امارات نیز
می‌باشد.
گردشگری فرهنگی
برای بازدیدکنندگان دبی، فرهنگ بعد از خرید در درجه دوم جذابیت قرار دارد.
مناظری از فرهنگ قدیم دبی درحالیکه این فرهنگ تحت سلطه سرعت سریع پیشرفت اقتصادی
شده می‌تواند در مناطق اطراف نهرها دیده شود. ساختمان‌های اطراف نهر نشانگر یک شهر
ساعت از سه گذشته، در حالی که پیتزا هنوز روی میزه، از اکیپ جدا میشیم و از فودلند بدو بدو میایم بیرون و توی راه فقط فحش میدم به نوید! بهش میگم ببین! تاکسی میگیری، توی راه هم هر جا دیدیم از "اینا" دارن نگه میداره تا من یه دونه نارنجی‌ـشو بخرم! بعد هم هر جور شده قبلِ چهار منو میرسونی شیخ بهایی وگرنه بلایی به سرت میارم که نفهمی از کجا خوردی! درسته میدونه بلایی به سرش نمیارم ولی اونقدر رفیق هست که کاری نکنه اعصابم خرد بشه! قبلِ پل‌فی از تاکسی می‌پر
سلام
نمیدونم چیشده اما حس میکنم خیلی همچی سرعت گرفته من واقعا بزرگ شدم واقعا دیگ ترسیدم یه لحظه که سال پیشمو قبل کنکورمو دیدم فقط خواستم اایمر بگیرم من پر تصمیم اشتباهم اما این دفعه خیلی بزرگ شدم اره میترسم از ادامه دادن راه های اشتباه میترسم من میترسم 
دیگه خیلی ديره 
تو غیر قابل تغییری 
تو نمیتونی
تو باید راهیو که همه میرن بری
تو باید بشینی سرجات
اینا حرفایه که خیلی به گوشم میرسه اما خوبیش اینه از سد دفاعی فاطمه عبور نمیکنه ا
چهارشنبه ای تایم ناهار با یکی از همکارها بودم ایشون تو این مجموعه ای که هستم واقعا آدم خوبی هست همینجوری یهویی گفت خب رضا کی قراره ازدواج کنی؟ من یه چند ثانیه تو شوک بی ربط بودن این سوالش با کل جریانات اتفاق افتاده تو اون روز بودم که گفتم وقتی 25سالم شد بهش فکر میکنم
گفت تا اون موقع خیلی ديره من اگه خواهر داشتم تو همین سن ها بهت پیشنهاد میدادم که با خونواده ت بیای خواستگاری و خودم با مامان و بابا و خواهرم حرف میزدم که اکی بدن تو با دیر ازدواج کر
سلام سلام
خب داریم به وسطاى پروژه ى "هر روز یه اتفاق شاد براى خودت پیدا کن سمیرا" نزدیک میشیم!
دیروز
من از صبح له بودم همچنان و داشتم تلاش میکردم خودمو بیابم! وسطاى روز کم کم پاشدم خونه رو جمع و جور کردم و براى خودم که از گشنگى در مرز هلاکت بودم سوپ پختم و کمى خوردم. سوپ جدید که مزه ش آنچنان تعریفى نداشت و با مواد مونده در داخل یخچال پخته شد : عدس پخته شده، آب مرغ ، هویج ، گوجه ، نعنا خشک و لیموى تازه.
خوردم و میخواستم برم سراغ ظرف ها که علیرضا خبر د
نه تابستان
بود و نه حتی ظهر. ساعت 9 صبح بود، اما هوا به‌قدری گرم بود که انگار خورشید قسم
خورده بود آن را بجوشاند. آن جناب با همه توان زور می‌زد و بر کله خلق می‌تابید.
نه سایه‌ای بود و نه جای نشستنی که بشود کتابی خواند. به حربه همیشگی‌ام متوسل
شدم. به نزدیکترین شعبه بانک رفتم. همین‌که وارد شدم، جوانی از پشت میز بلند شد و
به طرفم آمد. خوش‌آمد گفت و تعارف کرد و از کارم پرسید. گفتم منتظر کسی هستم، اما
بیرون بسیار گرم است و اگر اشکالی ندارد، در گوشه
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب