نتایج مطلب ها برای عبارت :

فیلم کنارم بمان

متن آهنگ ای وای بر ما از حامد نیک پی تقدیم به شما عزیزان .زلف آشفته ات ، گشته آرام ِجاندل که رفت از بَرم ، تو کنارم بمانعقل راهی‌ نبرد ، مست و دیوانه شدعاشقی کن چُنان ، همچو افسانه شوای وای وای بر ما ، عشق داد بر بادهستیِ ما راای وای وای بر ما ، عشق داد بر بادهستیِ ما راوای اگر لحظه‌ ای ، بی‌ غمت بگذردآه عشقت ببین ، تا کجا میبَردیک نگَه کردی ، و بی‌ دل و جان شدمتا بسازی مرا ، سخت ویران شدمزلف آشفته‌ ات ، گشته آرامِ جاندل که رفت از بَرم ، تو کنار
کجا می‌روی؟
یک امشب را کمی بیشتر بمان!
"با چشم‌هایت حرف دارم"
می‌خواهم برایت از جاده‌های بی‌کس شب بگویم
از سوسوی تنهایی ماه در شب‌های بی‌ستاره
از کبودی چشم‌های دریا در شب‌های فراق موج
کجای می‌روی؟
قدری بیشتر بمان!
می‌خواهم تا صبح برایت شاملو بخوانم!
یا نه، بمان تا برایت آیدا بخوانم در شب‌های بی‌ احمد
مفاتیح بخوانم ،فراز به فراز دعای اجابت
بمان!
می‌خواهم برایت آواز بخوانم
چنگ بزنم
شاید هم تا سپیده یک نفس در شیپورها بدمم
باید تمام مرد
عزیزِ پاییزی من!‌ شبیه اولین اطلسی پیش‌مرگ پاییز دوستت دارم و چون درختی و سر خم کرده پیشِ پای خزان با تکه‌های تنم به استقبال لبخند بهاری‌ات می‌آیم!
عزیزِ پاییزی من! قول بده، قول بده در روزهای زرد پاییز مثل سیبِ کال روی شاخه همیشه سبز بمانی‌ و لبخند سرخت را در فصل سرد و خزان‌زده زیر برگ‌های افتاده‌ی نارنج جا نگذاری.
عزیزِ پاییزی من، بهار بمان
در فصل خرمالوهای رسیده و برگ‌های ترسیده به تپش‌های قلبت بسپار بهار را از یاد نبرند . سبز
همین‌جا بمانم.همین‌جا بمان.من تنها هستم.تو تنها نیستی.من دارم نگاهت می‌کنم.فقط همان‌جا که هستی بمان.من باید همین‌جا منتظرش بمانم.چرا داری گریه می‌کنی؟چرا دارم گریه می‌کنم؟کجایی؟من کجایم؟دستت را بلند کن.من باید دستم را بلند کنم.دست به هرچه می‌زند دور می‌شود.دست به من نزن.به چی فکر می‌کنی؟من نباید فکر کنم.خفه شو.اگر هر دو همزمان گلوی هم را بچسبیم،فشار دهیم،قول می‌دهی زودتر خفه نشوی؟من از تنهایی می‌ترسم.تو تنها نیستی.همیشه چشمی هست که
الان جای خالی دوستای وبلاگیم کنارم حس میشه.
تو دنیای اطرافم دوست واقعی ندارم،فقط تظاهر به دوستی میکنن.دوست داشتم الان یکی از دوستای وبلاگیم کنارم بود،کنارش می نشستم و باهاش درددل میکردم،اشک میریختم و سبک میشدم.
امروز فهمیدم چقدر تنهامتو لیست مخاطبین گوشیم نتونستم یه همدم پیدا کنم.
دانلود فيلم ترکی Yanimda Kal 2018 با من بمان با زیرنویس فارسی
دانلود فيلم Yanimda Kal 2018 با لینک مستقیم
کیفیت ۷۲۰ فيلم اضافه شد
زیرنویس به زودی اضافه می شود
 
 
ژانر: رمانتیک کارگردان: Mustafa Ugur Yagcioglu بازیگران: Caglar Ertugrul, Meric Aral, Murat Aygen نویسنده: Çaglar Yurtl امتیاز :  ۷٫۴/۱۰ کیفیت: ۷۲۰p فرمت: Mkv حجم: ۱۴۰۰ MB زبان: ترکی مکانهای فيلمبرداری: استانبول، ترکیه خلاصه داستان : امیر یک مرد خوش تیپ، غنی و موفق در سیزده سالگی است. او به یک خانواده کارگران متولد شد و
دانلود فيلم ترکی Yanimda Kal 2018 با من بمان با زیرنویس فارسی
دانلود فيلم Yanimda Kal 2018 با لینک مستقیم
کیفیت ۷۲۰ فيلم اضافه شد

ژانر: رمانتیک کارگردان: Mustafa Ugur Yagcioglu بازیگران: Caglar Ertugrul, Meric Aral, Murat Aygen نویسنده: Çaglar Yurtl امتیاز :  ۷٫۴/۱۰ کیفیت: ۷۲۰p فرمت: Mkv حجم: ۱۴۰۰ MB زبان: ترکی مکانهای فيلمبرداری: استانبول، ترکیه خلاصه داستان : امیر یک مرد خوش تیپ، غنی و موفق در سیزده سالگی است. او به یک خانواده کارگران متولد شد و به تحصیل پرداخت. او روز و شب با قرار دادن همه چی
Hoorosh Band
Shabhaye Niloofari
#HooroshBand
صدا بزن منو بگیر ازم غمو 
شانه به شانه پا به پا
بیا بگیر دست مرا 
ببر تو رویای شبونت
نوازشم کن و 
دوباره عاشقم کن و 
برای روییدن خنده رو لبات
دلم میخواد خودم بشم بازم بهونت
نیست بجز هوای تو در سرم
با تو خوشم ای همه باورم
آرام جان من تویی
 بمان کنار من همیشه
منو از این شبای نیلوفری
از خواب خوش تا به کجا میبری
نفس تویی و بس فقط بمان کنار من همیشه

چشمانت 
منو سپرده دست رویا
بیا بشین در بر من تا 
خیره بشم به موج گیسوی 
چو در
ای آنکه بی تو با همه عالم غریبه‌امبا تو چه آشنایم و با غم غریبه‌امبی‌پرده دوست دارمت ای گل! ولی چه سود؟من با زبان روشن شبنم غریبه‌امدردت به جان عاشقم افتاده پس چرادر لحظه‌ی شنیدن آن هم غریبه‌ام؟!هم دارمت به ثانیه‌ای هم ندارمتعمری اگرچه با تو ندارم.؛ غریبه‌امدر من بمان و آینه را روسپید کنای با من ِ همیشه مجسم! غریبه‌ام!
انگاشته ، فيلمی اکشن و مهیج محصول سال ۲۰۲۰ به کارگردانی کریستوفر نولان و با هنرنمایی جان دیوید واشنگتن و رابرت پتینسون می‌باشد. انگاشته داستانی اکشن و حماسی دارد که اتفاقات آن در سراسر دنیا در جریان است. داستان رسمی این فيلم هنوز مشخص نشده است و…
دانلود Tenet 2020 + دانلود دوبله فارسی فيلم Tenet 2020 + دانلود دوبله فارسی فيلم تنت 2020 + دانلود رایگان فيلم Tenet 2020 + دانلود زیرنویس فارسی فيلم Tenet 2020 + دانلود فيلم Tenet 2020 + دانلود فيلم Tenet 2020 با زیرنویس فار
خداحافظی کردیم خداحافظیمون از این خداحافظی های با دعوا بحث و جدل نبود خیانتی هم تو کارنبود یه قدم اون یه قدم من برداشتیم همینطور هی دورتر و دورتر شدیم تاجایی که دست ت دادن خداحافظیمون هم ندیدیم فقط قدم هامون رو شمردیم تا رسیدیم تهش وقت اضافه ای هم تو کارنبود خودمون سوت پایان رو زدیم من میگم مساوی شدیم آخه اگه بگم اون باخت خود خواهیه ولی یکی از اون بیرون نگاه میکرد جریان رو میگفت آره اون باخت چون معلوم بود چقدر من بیشتر دوسش دارم حتی بگه چ
نمیدونم چرا این شعر به دلم نشست یهویی . وقتی خوندمش به خودم لرزیدم ازون حسهایی که در 90% مواقع زندگیم نداشتم و باهاش جنگیدم . اما خب آدمیم و بس . آدمهایی هستیم که خودمون رو نشناختیم و مثل چاههای نفت آمریکا در دلمون رو بستیم در اکثر مواقع . این حس اتفاقا ربطی به فرزانگی و دانستگی و آگاهی و این چرندیات روشن فکرانه هم نداره . یه حس ساده ، بی تکلف و خالص که میتونه در همه ما از زمان تولد تا زمان مرگ اتفاق بیافته . به هر حال حس خوبیه ولی در مقابل آدمهایی ک
چهارسال دانشگاه و توی خوابگاه زندگی کردن بزرگترین درس های زنرگیم رو بهم داد من میتونم از صفر صفر شروع کنم میتونم روی پاهای خودم بایستم وقتی هیچ کس کنارم نبود و با تمام وجود تلاش کردم اشتباه نکنم برای رهایی از تنهایی هرکاری نکنم والان ثمره ان روزهایم سکوت صبری است که امشب به ان رسیدم او نمی دانم وقتی کنارم می ایستد وضو گرفته و نگاهم میکند و طعنه نداسته هایم را می زند هیچ حسی در من به وجود نمی اورد به جز حس پست بودنش وقتی میگویم نمازت دیر شد می
تنها،تنهایی را احساس میکنم، میان احساس های خموش دریایی که در جزر و مدّ احساس ها،احساس خویش را گُم کرده اندتو تنها بمان!تا وقتی که به خودت ملحق شوی،تنهایی ام راشریک نمیخواهمتو از خودت میگریزی ومن از تو به توفکر نکن مزاحمت هستمتنهایی استدر گرداب احساس تو از مناز خودت رفته ایو من تنهایی هایم (احساساتی که در اطرافم به من القا میشوند را)قایم میکنمتا تو از بزرگی این گرداب بیش تر مترسیتا تو تنها،تنهاییم بمانینه تنها،یک تنها
کارگاه تربیت جنسی کودک میریم
یه خانم خیلی مسن هم هست میاد 
حرف می‎زدیم یکی گفت حاج خانوم شما که بچه کوچیک ندارید چرا میاید؟
گفت نوه که دارم! یه روز نوه‎م کنارم بود براش سوال پیش اومد باید بدونم چکار کنم!
.
› یعنی میبینمش انرژی میگیرم :))
الان 2 روزه که بازی کامپیوتریم به دلایل نامعلومی خراب شده و بالا نمیاد و منم هرچی بازی رو پاک و نصب میکنم فایده نداره. حوصله هم ندارم ویندوز عوض کنم.
و در آخرین حرکت نمی‌دونم کی و چه موقع دستم به چه دکمه‌ای خورده ولی یه دفعه دیدم rosseta stone بعد از چند ماه اجرا شده. قشنگ لپ‌تاپم داره در نقش motivator عمل می‌کنه.
دوست عزیز چندین و چند ساله‌ام. می‌دونم نگرانی، خودم هم نگرانم دیگر اطرافیانم هم نگرانند :)) به هر حال قدردانی می‎کنم و تشکر می‌کنم بابت تما
امروز فهمیدم پولی که قراره برای کارم بگیرم خیلی کمتر از اون چیزیه که انتظارش رو داشتم . خیلی زیاد نبود اما چون اصلا انتظارش رو نداشتم ، بد جوری خورد تو برجکم . رو حال و هوام و نمازم تاثیر گذاشت اصلا :( داشتم با خودم فکر می کردم با مرگ می خوام چیکار کنم که قراره همین طور غیر منتظره تمام دنیا رو ازم بگیرن .
+ برام خیلی مهمه که پسرم بهم به عنوان یک تکیه گاه نگاه کنه . این که کنارم احساس امنیت کنه . این که وقتی دستش رو میگیرم انگار که دیگه هیچ چیز نمی تو
متن آهنگ مهدی یغمایی بنام شهر آشوب
دل از ما میبرد دائم نگاری که تو باشی
جهان خلاصه است به کناری که تو باشی
برایت به جز عشق چه شعری بسرایم
که از شوق تو ای عشق غم از دل بزدایم
من برایت بی قرارم فدایت هر چه دارم
چه حالی بهتر از این که باشی در کنارم
بخند آرام جانم چه کردی مهربانم
که جاری می شود اسم تو دائم بر زبانم
عاشق منم باور کن ای جان فقط لب تر کن
با خنده هایت جانا حال مرا بهتر کن
شیرین شهر آشوبم تا با تو هستم خوبم
تنها تویی محبوبم ای جان
من برایت ب
مردی مسن با پیراهن سفید و ریش‌های زده شده و موهایی که اکثراً سفید بودند، کنارم نشست. رومه‌ای را در دست چپش که انگشتر عقیقی هم داشت گرفته بود. تلفنش زنگ خورد و با معذرت خواهی از من گوشی را جواب داد! نفهمیدم که معذرت خواهی‌اش برایِ چی بود چون ما وسط هیچ بحثی نبودیم. و حتی یه کلمه‌هم باهم حرف نزده بودیم! با این حال گفتم: خواهش می‌کنم. کسی که پشت تلفن بود داشت یک ریز حرف می‌زد. اینو از سکوت‌هایِ طولانیِ این ور خط فهمیدم. مرد مسن داشت توضیح می‌
شاید باید اینهمه سال رو تجربه میکردم تا یه جایی تو مسیر زندگی بهت برخورد میکردم.
تو.؟
تو برای من آغاز همه راه های نرفته بودی و پایان روزهایی که آرزو های من نبود.
دارم به تو فکر میکنم. به نگاهی که گاهی مرحم زخم های دلم بود و انگیزه ایی بود برای ادامه دادن
از نگاهی که گاهی سرزنش گرانه بود و ته دلمو خالی میکرد و منو از همیشه تنها تر.
تو منو دیدی. بهم نگاه کردی و دستامو گرفتی و منو به زندگی با خودت دعوت کردی. 
تو خواستی منو وارد چهارچوب قوانین خاص خو
همه می‌پرسند:  چیست در زمزمه‌ی مبهم آب؟  چیست در همهمه‌ی دلکش برگ؟  چیست در بازی آن ابر سپید، روی این آبی آرام بلند  که تو را می‌برد این‌گونه به ژرفای خیال؟  چیست در خلوت خاموش کبوترها؟  چیست در کوشش بی‌حاصل موج؟  چیست در خنده‌ی جام  که تو چندین ساعت، مات و مبهوت به آن می‌نگری؟  نه به ابر، نه به آب، نه به برگ،  نه به این آبی آرام بلند،  نه به این آتش سوزنده که لغزیده به جام،  نه به این خلوت خاموش کبوترها،  من به این جمله نمی‌اندیشم.  من م
 محسن جان ! دیروز که نمی دانم حوالیِ چه ساعتی بود آمدی کنارم.آمدی کنارم و من که مدت ها بود فقط شنونده ی خوبی شده بودم حرف می زدم و تو گوش می کردی.دیروز که بغض تا پشت پلکم آمده بود تو آمدی کنارم و آرام گفتی با من حرف بزن.نه که دور و برم پر باشد از آدم های بی معرفت که گوشی برای شنیدنِ حرف هایم نداشتند نه!خیلی وقت ها سراپا گوش بودند که من حرفی بزنم، خیلی وقت ها با بی تابی هایم بی تاب تر شده بودند تو که خوب می شناسی عزیزانِ مرا، ما جانمان برای هم می ر
سلام به همه عزیزان امیدوارم روزتون به خیر و پر ازشادی باشه

من هروقت با خدا درددل می کنم قرآن رو میذارم کنارم و آخر حرفام قرآن رو باز می کنم و حرف خدا رو می خونم؛ حرف هایی که کاملا مربوطه به حال و هوای من در اون لحظه. و در پایان وقتی قرآن رو میبندم اون رو روی قلبم میذارم و کلی انرژی می گیرم.
ادامه مطلب
ندونستم مو قدرش در کنارم
ولی حالا که رفته بی قرارم
نخندیدم دمی بر روی ماهش
چه سود اکنون به خاکش اشکبارم
ندید از من خوشی من هم پس از او
ندیدم روی خوش از روزگارم
شدم تنها به غربت ها فراموش
خدا رحمی بکن بر حال زارم
پشیمونم ولی هیهات دیر است
حلالم کن که من هم رهسپارم
                                                                   "لاادری"
خدا را چه دیدی!شاید روزی از کنارم عبور کردی.
حتی از کنار قبرم!
فاتحه ات هم نه؛
فقط صدای راه رفتنت،
آهنگ لرزه ای که به خاک می افتد
راضی ام میکند
از دنیایی که بی آهنگ گذشت.
درد نوشت: هر چند که من کجا و فطرس کجااما در این دره تنهایی، سالهاست بال و پر سوخته ام حسین می خواهد.
پ ن: عاشقانه اش نه برای همه، همانطور که حسینی اش هم نه برای همه!
ومنم آن متولد زیبای زیباترین فصل و زیباترین ماه❤️از خدا ممنونم که نگاه مهربونشو هیچوقت از من و زندگیم دریغ نکرد و همیشه کنارم بودهعمیقااااا حس می کنم امسال بهترین سال از زندگیم خواهد بودو یقیناا فراز و نشیب های زیادی خواهم داشت اما  مطمئنم از پس همشون برمیامبه قول اقلیما:مرا به فضل الهی و دولت شاهیگذشت مدت هجده سال روزگار بکام :)27_خرداد_137927_خرداد_1398❤️
انقدر بدون تو روزگار رو گذروندم که میترسم از یه مدت به بعد، بود و نبودت فرقی نداشته باشه. جای خالی کنارم رو "نبودنت" پر کنه یا "هیچی"، دیگه برام اهمیت نداشته باشه. تووی جمع "نگاهم نمیکنه" با "نیست که نگاهم نکنه" فرق نکنه. یکم اهمیت بده. لااقل به نبودنت.
دستت را روی کیبورد بگذار به ستاره ها که نمی رسد لاقل کلمه ها را لمس کن، این نورهای پوچ دروغین را. با خود چه کرده ای؟ که تفنگ ها هم به سویت شلیک نمی کنند. که در هیچ جای جهان جایی نداری و هیچ شعری تنت را آباد نمی کند. گفتم گلوله و سلام کردی. گفتم شعر و ترسیدی. آه انسان هزاره ی سوم. بیا این هم امید دیگر چه می خواهی. گم شده ات هیچ جا نیست در اعماق هیچ دریایی و بر بلندای هیچ کوهی پیدایش نخواهی کرد. بوسه برای تو شروع نیست پایان این جستجو است. تو فکر می کنی ک
و حرصم داده اگه کنارم بود اونقدر میزدمش مثل
بوکس کارا و کیسه بوکسشون و جوری گازش میگرفتم که گوشت بدنش کنده بشه تازه
اینجوری یکم اروم میشم فقططط یکم شکم گندهِ چاقِ کوتاه
منم بلدم حرصش بدم فردا زنگ میزنم بهش از معلم زبانم که چه پسرررررررر خوشگلیههههههه بهش میگم تا خودش بره امارشو دربیاره حرص بخوره
دارم برات اقای دکتررررررررر 
هرکی با من درافتاد   ور افتاد   کجاشو دیدی حالا منتطر باش
نشسته در دو چشم تو،
نگاه بى قرار منتو اى ستاره سحر! بیا بمان کنار مندر این دیار غم فزا که
جان به لب رسیده استتو اى گره گشا بیا! گره گشا ز کار منهمین که گام
مى زنى، به خلوت خیال منسرشک شوق مى چکد ز چشم اشکبار منز مقدمت خدا کند که
اى سوار مشرقى!در این غروب بى کسى، ز ره رسد بهار منز لحظه هبوط من، تو خود
گواه بوده اىرسیده از ولاى تو، شکوه اعتبار منکنون نگاه مست تو که مى برد
قرار دلبیا طبیب درد من! همیشه غمگسار منو این غزل سروده را ز شائقت قب
پنهان شدی در برف ها ، بدجور بی تابم

من کودکی کز شوق بُردن ، دست می سابم

یک ، دو ، سه . ، ده ، حالا تمام حدس هایم را .

امّا تو را هر قدر می گردم نمی یابم

برگرد ، باشد ، باز هم این بار بردی تو

برگرد من سردم شده ، برگرد ، دریابم

اصلاً تو رفتی تا که خیلی زود برگردی

شوخی نکن ، برگرد ، می بینی که بی تابم

.

.

.

بی تابی ام دست خودم که نیست می دانی

من کشته ی این خنده هایِ زنده ی قابم

تو رفتی و چشمان من بی تاب از گریه

تو رفتی و عمریست من از غصّه بی خوابم

.

.
بسم الله الرحمن الرحیم
گفت : در می زنند مهمان است            گفت: آیا صدای سلمان است؟این صدا، نه صدای طوفان است             مزن این خانهء مسلمان است                                 مادرم رفت پشت در، اما
گفت: آرام ما خدا داریم                       ما کجا کار با شما داریمو اگر روضه ای به پا داریم                    پدرم رفته ما عزاداریم                      پشت در سوخت بال و پر، اما
آسمان را به ریسمان بردند                 آسمان را کشان کشان بردندپیش
دانلود آهنگ کنارم از رض
وقتی تو کنارمی قدمام میدن معنی
دستمو میگیری ، من میخورم زمین
بلند میشم میتی أ تنم خاک
نشون میدی راهی رو که میرسه به شیر آب
نه میشناسمت ، نه حتی دیدمت توو خواب
لای سرسره ها و سر و صدا ، اون همه تاب
ادامه مطلب
ای تو را خوش یافتن نایافتنخاطرت با زلف پنهان بافتن
تو مرو از دل مرو از خوابهاتو مرو از منظر بی‌تابها
خوش نشین بر طاقهای روح‌وشدر دل بی‌خوابهای نوح‌وش
تو درون منزلی صد سالهاما برون از منزلیم از قالها
ما درون گشتیم و دنیا هیچ شدنزد ما دیروز و فردا هیچ شد
منزل حال آمدیم از گورهامرده بودیم و کنون در سورها
سال و ماه و روز و ساعت پوک شدعقل پروایی بتی مفلوک شد
قبله‌ی ما خاک بود و حال دلخانه‌ی ما مسجد و امسال دل
آنچه در کوی کلیسا کال بوددر تو یابید
از آن روزها خیلی گذشته است. از آن روزهای سختِ تنهایی و شب های طولانی. از آن روزهایی که مهدی کنارم می خوابید و هر شب داستانی جدید می خواست. از آن روزهایی که هزار کار را با هم می کردم و اشک از چشمانم لحظه ای دور نمی شد خیلی گذشته است. مهدی کنارم بود. وابسته بود و کوچک و دوست داشتنی. در آن روزهای دور هر وقت به آینده فکر می کردم خودم را می دیدم که در برابر پسربچه ای کوچک زانو زده ام و بدون توجه به چادری که دورم روی زمین افتاده است، در آغوشش گرفته ام.
این
دانلود آهنگ جدید ای جان از تیک بند با بهترین کیفیت + پخش آنلاین
ای جان عزیزم که تویی کنارم با تو قشنگه این روز و روزگارمبا تو میمونم با تو برقرارم بی تو نمیرم چه دلیلی دارم
Tik Band – Ey Jan
دانلود آهنگ تیک بند به نام ای جان با دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸
متن و ترانه آهنگ ای جان – تیک بند
چه احساس قشنگی به تو دارمتو رو خیلی میخوام آخ تویی دار و ندارمای جانه جان بی امان باهات میمونمبیا ببین فقط من واست چه دیوونمای جان عزیزم که تویی کنارم با تو قشنگه این روز
لحظه هام بدون تو به سختی می گذرن تو خلوتم
مقصرش تویی تو که می دونی من چقد بد عادتم
راضی ام اگه بخوای به دیدنم بیای و زود بری
ولی اینو بدون پای شکستن دلم مقصری
عادت دارم به اینکه همیشه تو باشی کنارم
با دیدنت چشمامو رو هم بذارم پیش تو گیر دلم
♫♫♫
لحظه هام این روزا نمی گذرن بی تو
اینو میدونم یه روزی دستامو میگیری تو
کاش بشه بدونی همه ی زندگیمی تو
حق با تو بود بیش از حد احساساتی میشم
وقتی که نیستی تو رو حس میکنم پیشم
نباشی من تنها تر از این
✍✍
ملک الشعرای چشم هایت.
بیا  و  آرام بنشین
جان آرامم !
 که وقت  سرور است وسرودن!
شامگاه  شعرنوشیدن است.وشیدایی چشیدن
تأخیرنکن
بیاوبنشین برسر کارستان خویش
توفقط بنشین و موی پریشان کن
تنها  ؛ بنشین و آشوب کن درشهر دل 
می شود روی بچرخانی وبنشینی ام درمقابل؟
شعرگفتنم می آید.!
می شود چشم بگشایی وشراب  بریزی در جام  جانم !؟
دوسه جرعه نگاه کفایت می کند کام تفتیده را .
بیا  ؛بیابنشین و خنده  سرکن که جهان  جان می گیرداز ترانه ی تبسم ت.
تو زلف بگشا
ت
دلم می‌خواد بنویسم، از همه چیز.از این که دوس دارم رانندگی یاد بگیرم، از این که امروز سر مراسم بله‌برون حمید، یه تکه از گوشت مرغ رو داشتم می‌جویدم و هی می‌جویدم و هی می‌خواستم قورت بدم و نمی‌شد و صبا کنارم نشسته بود و جفتمون نشسته بودیم به در درون گریستن، که در این موقعیت خطیر باید چه کنیم، آخرش بعد از یه ربع تلاش، بالاخره رها شدم ازش. از این که با صبا Mary Poppins Returns رو دیدم و در کمال حیرتم خسته‌کننده بود، از این که تازه الان دیدم ساعت ۱:۵۰ است
سرم رو تکیه دادم به شیشه اتوبوس،هنذفری توی گوشم هست و محمد معتمدی میخونه"جا ماندی آه ای دل، ای موجِ بی ساحل"
با ت خوردنِ بغل دستیم به زمان حال برمیگردم و میبینم دوتا پسر بچه ی تخس کنارم نشستن،خسته تر از اونیم که ذوق کنم و باهاشون معاشرت کنم!
دوباره سرم رو تکیه میدم به پنجره و دل میدم به محمد معتمدی"حالا که میروی همراهِ جاده ها،برگرد و پس بده تنهایی مرا"
از گوشه ی چشم میبینم که پسرک بزرگتر زرورقِ شکلات رو میندازه کفِ اتوبوس،سریع واکنش نشون م
باید از اول شروع کنی. همه همین را میگویند. اما زندگی که شطرنج نیست؛ آدم وقتی محبوبش را از دست میدهد که دیگر واقعاً نمیتواند از اول شروع کند بیش‌تر چیزی است شبیه ادامه دادن بدون او.
+اولین تماس تلفنی از بهشت
در تاریکى متوجه نشده بودم پدرم کنارم نشسته است
با حسى شبیه گناهکاران زمزمه کردم:
این اواخر بعضى شب ها بى خواب مى شم.
با مهربانى زمزمه کرد: مى گذره. هنوز جوونى. هنوز خیلى زوده که به خاطر غصه هات بى خواب بشى. نترس. اما وقتى به سن من برسى چیزهایى
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَىٰ بِآیَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّـهِ ۚ إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ
وعدۀ انا رادوه الیک و جاعلوه من المرسلین» قلب ام‌موسی را آسود و حزن و خوف از آن زدود تا طفل به آب سپارد؛ اما باز، إِنْ کَادَتْ لَتُبْدِی بِهِ». دیدن تحقق وعدۀ الهی اثر دیگری دارد فَرَدَدْنَاهُ إِلَىٰ أُمِّهِ کَیْ تَقَرَّ عَیْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ
و گاهی که قلبم از غم سرشار میشود و درد وجودم را پر میکند. از درد نمیگذرم. اجازه میدم درد با من و وجودم یکی بشه
وقتی قلبم سنگین میشه و دستانم ناتوان
اجازه میدم درد با من همزاد پنداری کنه و بمونه
وقتی آه تو سینم حبس میشه از دردی که مال من نیست. اجازه میدم درد قویترم کنه.
از درد نمی گذرم. چون آدم هایی که درد زیادی تو زندگی کشیدن. قویتر شدند و محکم تر
بعد ها من زنی می شوم میانسال. با موهای سپید و درد هایی عمیق که از چین های روی صورتم پیداست.
و من مرحم فرز
چند وقت پیش بود که نشسته بود کنارم . به اقتضای نسبت سببی خویشاوندی و اختلاف سنی 12ساله سعیم همیشه بر این بوده که احترام را نگه دارم . در بعضی موارد یا گاها خیلی از موارد با او اختلاف نظر دارم . وقتی نظرش را میگوید اگر نظرم همان باشد تایید کوتاهی میکنم چون نظر یکی است و توضیح بیشتر بنظرم بیهوده است ! اگر نظر مخالف باشد سکوت میکنم یا شاید پیش بیاید که خیلی کوتاه نظرم را بگویم و باز هم ساکت شوم چون بنظرم توضیح در اکثر موارد بیهوده است و هرکسی نظری دا
صبورانه در انتظار زمان بمانهر چیز در زمان خودش رخ می دهدباغبان حتی اگر باغش را غرق اب کنددرختان خارج از فصل میوه نمی دهند
سالها پیش تو اوج جوونی وقتی عاشق شدم وقتی یه رابطه برای من عاشقانه خیلی زود تموم شد.مردی که عاشقش بودم توی اخرین پیامش متن بالا رو برام فرستاد.تمام این سالها یادم مونده و جمله خوبی بود برام ولی حالا فکر میکنم.خیلی وقتا خیلی اتفاقا توی بدترین زمان ممکن اتفاق میوفتن.
با قبول شدنم توی ازمون تخصص اتفاقا یکی بعد از دیگری د
به نام تو که اویی برای تو ، هیچگاه دیر نیست :) گویا باز مرا خواندی ، که دلم یاد تو کرد. صدایم می زنی ، صدایت می زنم ؛ صدایت می زنم ، صدایم میزنی. و این چنین ، هیچ صدایی جز تو نیست. اگر نبودی ، نمی دانستمت ، نمی خواندمت ، و نمی یافتمت. نشانت کجا بود ؟ گفتی قلب های شکسته!؟ یا. دوباره بگو لطفا" شنیدم می آیم منتظرم بمان! هر گام ما به سوی تو ، نخستین خواهد بود :) لطفت بود که مرا بازگرداند ؛ لطفا" مرا بازمگردان! ممنون. هر که با کریم کارش افتاد
امروز یارو رو زدمشا تو مترو. خدایی از خودم راضی ام گرچه واقعن بعدش دست و پام می لرزید ولی برای گرفتن حقم هرکاری می کنم. ملت گه این مملکتو بدن دست من دو روزه آدمشون می کنم مخصوصن این عوضی هایی که دست به بدن خانوما می زنن. از کنارم رد شد از رو ۳ لایه لباس دست مالید به من. من یه اخلتق چرتی هم که دارم تا دو سه ساعت حس گه تهوع برانگیز دست اون فرد یا بدنش که بهم می خوره رو روی بدنم حس می کنم. تو جمعیت یهو از مامز و دخترخاله هام جدا شدم رفتم دنبالش کول
لحظه خداحافظی بود .دلم براشون خیلی تنگ میشد و دوست داشتم باز هم اونجا بمونم اما نمیشد . 
یک لبخند
یک قرآن و چند تا سکه روش
یک کاسه پر از آب تو دستای مامان بزرگ .
و عصایی که تو دست  بابابزرگم بود و مدام رو زمین می لرزید .
باورم نمیشه . چه قدر زود گذشت این سه روز و الان باید بریم . 
نمیدونم چرا بعضی وقتا این فکر به ذهنم میاد که اگه یک روزی خدایی نکرده کنارم نباشن تصورش خیلی برام سخته . 
راه حلی برای این مشکل ندارم . فقط وقتی همچین افکاری به ذهنم هجور
بسم الله
بالاخره بعد از کلی وقت برگشتم تهران.برگشتم و دوستامو دیدم و دیروز هم با مامان بابام اومدیم لواسون خونه ی خالم.باغِ بزرگ و باد خنک شب ها و بالکنِ خیلی بزرگ برایم یادآور حس های خوبِ از دست رفته است.دورهم جمع شدن های شلوغِ فامیل و بازی کردن تا دمِ صبح.ولی حالا صبح ها که بیدار میشوم کسی کنارم نخوابیده است.به آرامی رخت خواب خودم را جمع میکنم و پای لپ تاپ مینشینم و بعد یکم در حیاط میگردم و گیلاس میخورم و عصر میشود و بعد هم دوباره برمیگردیم ت
استاد دانشگاهم می‌گفت: 
در حال رانندگی بودم و حواسم پرت بود. یه دفعه یک ماشین با سرعت از کنارم رد شد و با بوق ممتد داد زد و گفت: هی الاغ حواست کجاست؟! 
همانطور با سرعت رفت و پشت چراغ قرمز ایستاد. چون خیابان خلوت بود منم رفتم کنارش ایستادم. شیشه‌های هر دوتامون پائین بود. یواشکی از کنار چشمش به من نگاه می‌کرد. منم مستقیم بهش نگاه می‌کردم. 
ادامه مطلب
تا به حال به این فکر نکرده بودم که چقدر می تواند حالم را بهتر کند،از او پرسیده بودم چی می کند و گفته بود به تو می اندیشم و او هم گفته بود که کجا را می نگرم.گفتم آسمان را.کنارم نشست،آرامشی عمیق وجودم را فرا گرفت،یک لحظه حس کردم که از تصوراتم خارج شده و حقیقی در آغوش گرفته مرا.گفت:مرا پیدا کن.
سکوت کردم و فقط نگاه کردم،ستاره ای در اسمان نبود،چشم هایم را بستم و دوباره باز کردم،چشمک میزد،با دست نشانش دادم و گفتم:یک ستاره می بینم،وتو همان تک ستا
بسم الله مهربون :)
دلم میخواد استاد پاتولوژی کنارم باشه، بگیرم بکشمش رو آسفالت بلکه کمی دلم خنک شه. آخه بی انصاف مگه زبان اصلی درس میدی که زبان اصلی امتحان میگیری؟ خب من زبانم خیلی قوی نیست، بلدم ولی نمیتونم جواب بدم ~_~
یه کیسی داده بود گفته بود یه خانوم جوونه که سابقه درمان با کورتون داره، حالا مفصلش ورم کرده، قرمز شده، درد داره، در همه ی جهات حرکتش محدوده، نمیتونه تش بده، تب هم داره! تشخیص و اقدامتون چیه؟
اولش فکر کردم نقرس داره، بعد فکر
هی سارا ؛ می بینی چه قدر ازت رد شدم؟! از کجا اومدم کجا؟!از اون جایی که توی زل آفتاب نشسته بودم رو نیمکت حیاط و تو اومدی کنارم و بدون این که خیلی نگام کنی باهام حرف می زدی ؛ می خواستی ببینی چمه. همه چیز هم با سپیده ربط داده بودین به رومینا. البته که ربط داشت ؛ اون روز خیلی همه چیز روی اعصابم بود؛رومینا بیش تر . رومینا یه روز اومد و فرداش دیدم رابطه داره کجا می ره؛بست فرند سیو بود به جانِ شما ؛ نمی دونم چی شد تهش دستاش قرمز شد.خیلی جالبه که اگه همین رو
✍✍✍
اگرتونبودی بانو.
به خاطرتوبوده است،نیمی از جنگهای جهان .
ازسرخاطرخواهی توست، ثُلثی ازکشمکش های مردان.
دروصف روی توست اعمّ اشعار شورانگیزشاعران !
گرنباشی تو ، کجاست عشق،موسیقی،
ادبیات، ابیات !؟
اما  ازلحظه ی پرسش این سؤال ؛ دختراست یاپسر ؟!
 تو در قطاردیگری به ناکجا خواهی رفت.
تو که ناگریزند همگان ازخواستنت .
توکه بی سِحرِ سرانگشتانت خانه وخلوت به گور می ماند!
شهروندشماره ی دو ،جنسیت دوم .
وگواهی وشهادتت به نیم تنزّل می یابد.
دربامد
دارم به این فکر میکنم که هیچ چیز اتفاقی نیست :) 
مدتی هست برنامه ی قطعی یک سال آینده ام رو ریختم و احتمالا تو این یک سال تو این شهر خواهم موند. 
اول که پیشنهاد کار بعد از فارغ التحصیلیم از طرف اول مسئول اورژانس بیمارستان "ب" و بعد هم دیروز از طرف رییس دانشکده امون برای بیمارستان خصوصی خودمون. 
آشنا شدن با یه گروه تو کافه ی محبوبم و شرکت کردن تو جلساتشون و ملاقات آدم های متفاوت ، درست وقتی که قراره تو این شهر دیگه کسی کنارم نباشه تا چند ماه آیند
+ بچه‌ها می‌خواین راجع به یک چیزی با هم صحبت نکنیم؟

فارغ از شرایط کنونی، یه مسئله‌ای برام جالبه. گاهی آدما میگن "می‌خوام تنها باشم" و منظورشون اینه که "لطفا بمون و حرف بزن"؛ گاهی میگن "می‌خوام تنها باشم" و منظورشون اینه که "نمی‌خوام حتی یه مورچه هم کنارم باشه". و طبیعیه که بقیه (حداقل اکثر بقیه!) نفهمن بالاخره برن یا بمونن. فهمیدن این مسئله به نظرم خیلی به دردم بخوره.
 محمد علیزاده یارم باش
دانلود آهنگ جدید محمد علیزاده به نام یارم باش همراه با متن آهنگ و پخش آنلاین
ترانه و آهنگ : سینا پارسیان | تنظیم : میلاد ترابی
تو کی بودی که من موندم تو کارت دوباره همه چیزم شدیدا بستگی به تو داره

برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه نمایید

متن آهنگ جدید محمد علیزاده به نام یارم باش :
عزیزم عاشق باش
مث من وقتی برات میمیرم
تو فقط لب تر کن
بگو خوشبختی برات میمیرم
عزیزم عاشق باش دو روز دنیا سریع طی میشه من یه روز دنیام
میدونی بحث چیه؟ بحث انتظاراته. بحث اینه که برا هر نوع رابطه ای برای هر نوع رفتاری، جامعه برای ما یه چارچوب تعیین میکنه، چه کلماتی بگیم، چه رفتارایی داشته باشیم، چه نوع رفتاری با هم دیگه داشته باشیم و.
و اگه تو بخوای چارچوبای خودتو حفظ کنی و به شیوه ی ملت عمل نکنی ازت ناراحت میشن، احساس میکنن بهشون بی توجهی کردی. درواقع رابطه شونو مقایسه میکنن با بقیه و حس کمبود میکنن.
ولی من مجبور نیستم مثل بقیه باشم و قرار نیست هم به ساز بقیه برقصم، حتی اگه ی
فرض کن یک غروب بارانی ست و تو تنها نشسته ای مثلابعدش احساس می کنی انگار، سخت #دلتنگ و خسته ای مثلادر همان لحظه ای که این احساس مثل یک #ابر بی دلیل آنجاست. .شده یک لحظه احتمال دهی که دلی را شکسته ای مثلا ؟ که دلی را شکسته ای و سپس #ابرهای ملامت آمده اند.پلک خود را هم از پشیمانی روی هم سخت بسته ای مثلامثلاهای مثل این، هر شب، دلخوشی های کوچکم شده اند. در تمام ردیف های جهان ، تو کنارم نشسته ای مثلا. . .و دلی را که این همه #تنهاست ، ژاپنی ها قشن
دوباره در قعر موج سینوسی‌ام فرو رفته‌ام و حسابی بی‌حوصله و کلافه‌ام. حتی نگهبان دنیای آینه هم مسخره‌ام می‌کند و نگاهش که می‌کنم پوزخند می‌زند به وضعیتم. از شروع کردن درس‌هایم واهمه دارم و یک هفته را به هیچ و پوچ گذراندم. خیال می‌بافم که حواسم را از درس پرت کنم.
کاش می‌شد در خیال زندگی کرد. کاش می‌شد خوابید و در دنیای خیال بیدار بود. کاش می‌شد خواست و رسید.
سرنوشت ما اما نرسیدن به هر چیزی که دلمان خواست بود. خواستیم و رسیدن نتوانستیم. حا
امروزگفتم یه شعردروصف حالم بسرایم بذارم وبلاگم، خط اول راحت اومد تو ذهنم نوشتم:
تمامِ من، برای تو.تویی که جانِ من شدی.
عجیبتر بقیشم خیلی زودسرودم.
ز عشق تو، چه بی قرارم
نترس! از این وابستگی.از عادت و دلبستگی.که بی تو من، نفس ندارم
به خودم اومدم دیدم عه آهنگ فرزادفرخ بودکه:/ 
دوباره تلاش کردم.
بماند که میشد کنارم بمانی نماندی / بماند که کار دلم را به حسرت کشاندی
همه دلخوری های ریز و درشتم بماند / غروری که آن را به پای تو کُشتم بماند
ادامه مط
گوشیش کنارم بود._میدونی اسمت چیه؟
_نه!
_زنگ بزن
زنگ زدم، اسمم افتاد، قلبم مچاله شد!
شش‌ سالم بود، تازه اومده بود، تازه داشتم حروف الفبا یاد می‌گرفتم، گفت بنویس "ق" ، سرِ گردِ ق رو نوشتم و پایینش رو مثل "خ" دور دادم! گفت "این چیه؟ ق پیچه؟" و قهقهه زد!
اسمم افتاده بود روی صفحه "ق پیچ " ؛ قهقهه‌هاش توی گوشم پیچید .
+ نمیدونم حالا اسمم چیه، دنیاست دیگه، حتی شاید نوشته باشه "خانم ع"!
++ می‌کَنَم الفبا را ، روی لوحه‌ی سنگی ‌‌‌. واو مثل ویرانی، دال مثل د
امروزگفتم یه شعردروصف حالم بسرایم بذارم وبلاگم، خط اول راحت اومد تو ذهنم نوشتم:
تمامِ من، برای تو.تویی که جانِ من شدی.
عجیبتر بقیشم خیلی زودسرودم.
ز عشق تو، چه بی قرارم
نترس! از این وابستگی.از عادت و دلبستگی.که بی تو من، نفس ندارم
به خودم اومدم دیدم عه آهنگ فرزادفرخ بودکه:/ 
دوباره تلاش کردم.
بماند که میشد کنارم بمانی نماندی / بماند که کار دلم را به حسرت کشاندی
همه دلخوری های ریز و درشتم بماند / غروری که آن را به پای تو کُشتم بماند
ادامه مط
   نفرین به سفر،که هر چه کرد او کرد. + سفر+ نصفه چایِ وِلَرمی را می آورم با خودم به تخت خواب؛ با این فکر که شاید بتواند آرامش زا باشد! آبنبات شونیز شیری را از کِشوی زیرینِ اجاق گاز پیدا می کنم، فوری یکی اش را می خورم اول با یادِ شیرین بودنش به یادِ چاق شدن، می افتم. نمی خواهم امشب، آن شبی باشد که پایانِ زندگیِ عاشقانه ام، رو به آغاز است و من، باز هم با بی خبری و خوش خیالی ادامه اش می دهم .+ خارج از کشور+ کشور+ کرمان+ هر جایی غیر از اتاقم را نَه، نمی خ
امروز بعد تصادف تمام چیز‌هایی که تو این مدت تلاش کردم یادم بره باز یادم اومد، من بعد تصادف تمام صحنه های تصادف اومد جلو چشمام تمام صدا ها، صدای شکستن شیشه، صدای له شدن ماشین، روزهایی که بیمارستان بودم همشون یادم اومد
وقتی افسر رفت و نشستم تو ماشین برای چند لحظه همه چیزو فراموش کردم هیچ چیز یادم نمیومد خیلی حال بدی بود خیلی شرایط روحی ترسناکی داشتم، قبل این که برسم خونه اینقد صدای له شدن ماشین و شیشه و تصادف تو سرم پیچید که بالا اوردم
پنج شنب
دیشب از فکرو خیال نمیتونستم بخوابم رفتم یه دوش گرفتم و بعدش موهامو سشوار کشیدم ابجی هم بیدار بود همینطور نگاش میکردم  اخه من چقد دلم برات تنگ میشه یکی یدونه حتی واسه دعواهامون من اصلا نمیخوام جایی برم میخوام تا اخر عمرم همینجا باشم ابجی هم یه جوری معصومانه منو نگاه کرد و لبخند میزدفداتبشمبعدش گرسنمون شدو پنیر و گوجه خوردیم و اهنگ گوش  دادیم و نفهمیدم کی خوابم برد ظهر هم ساعت 15بیدارشدم و بعدش ناهار خوردم و خونه هارو تمیز کردم نمیخواستم
مثل ارامش و درخشش خورشید که طوفان رو اروم کرده باشهمثل یه فرشته که از اسمون اومده باشهدرست کنارم نشست و بهم سلام کرد صبر کنتا همین جا هشت سال برام آرزو بودو حالا به شیرینی تمام داشت بر اورده میشدخیلی کیف میده ارزویی که با همه وجودت میخاستیو درست توی سوسو زدن های از دست رفتشیدفعه ممکن بشهمیخاستم بهش بگم داشتم بهت زنگ میزدم که اومدیو حال از خوشحالی از استرس از این همه حس های خوب هم زده فراموش کردم رمز گوشیم رو :)خندید و دستش رو سمتم دراز کرد، 
 
انتظار نوشت:
حکایت من و تو حکایت عجیبیست
حکایت شوریدگى ،بیقرارى ، انتظار و آشوب دیدنت و ندیدنت؛ بى آنکه حتى یک بار دیده باشمت.
غُصِه عالم در دلم تلنبار میشود؛ باز هم چشمانى به راه مانده،خواب میرود در امتداد شب 
و فردا دوباره غم نبودنت و بى تابى دلم که روز به روز بیشتر میشود
.
درد عالم در من فریاد میکشد وقتى باید کنارم باشى و هم هستى و هم نیستـــــى
.
نگذار به نبودنت عادت کنم، من با تو این آشوب را دوست دارم، من با تو این طوفان را دوست دارم
بهش قول داده بودم که تنهاش نذارم. پای قولمم هستم و خواهم بود. هر چقدرم بگه دیگه اون آدم سابق نیست و داره سعی می‌کنه منو از زندگیش حذف کنه و برام آرزوی موفقیت تو آینده‌ای بدون خودش رو بکنه. می‌دونم یه مرگش هست. همهٔ این حرفایی که می‌زنه اداس. سه هفته‌س کمتر از انگشتای دست باهام حرف زده. می‌گه دوستی ما حداکثر یه ساله. کسی که قرار بود باهم پول جمع کنیم از این جهنم فرار کنیم واسم آرزوی موفقیت می‌کنه. کسی که کیک تولد شونزده سالگیمو خرید. همونی که
خواهرم میگه امروز خواب بودم، بیدار که شدم دیدم بره‌ی ناقلا هم کنارم خوابه. رفتم تو آشپزخونه دیدم ظرفا رو شسته، سه تا تخم‌مرغ بدون روغن! واسه خودش پخته، دو تاشو خورده و یه دونه‌ی باقی‌مونده رو گذاشته تو یخچال، بعد هم اومده کنار من خوابیده!
کلا همیشه بچه‌ی عجیبی هست، حالا امروز عجیب‌تر هم بوده :) یک مورد هم قبلا از این کارا کرده. نصف شب بی‌خواب شده، بلند شده رفته تو آشپزخونه واسه خودش لوبیا گرم کرده، سفره پهن کرده، بعد به دلیل نبودن نون، لوب
خب باید بگم که ورود خودمو به جمع کنکوریای 99 خوش آمد میگم :/
بعععله دوستان بازم پشت کنکوری و بازم درس ولی دیگه سال آخری که اینکار میکنم چون بعدش نه دیگه واسه نظام قدیما کنکور برگزار میشه نه من دیگه توان اینو دارم که یک سال دیگه بشینم .
فقط و فقط همین 1 سال رو وقت دارم بجنگم بعدش دیگه تماااااام .
نمیخوام به نشدن فکر کنم فقط میخوام به شدن و رسیدن فکر کنم .
زندگی من گره خورده به این کار .
همه حرف و حدیثا رو به جون میخرم ولی بازم تلاش میکنم .
یه روز بالاخر
صبح که وارد جلسه شدم،تو خواب و بیداری صندلیم رو پیدا کردم چون شب قبلش، بی خوابی داشتم و ۴صبح خوابیدم.
قبل از آزمون،از یه نفر راجع به کلاس های کنکوری اینجا پرسیدم،یه جایی رو معرفی کرد گفت اساتیدش پروازی ان و هر کلاس حدود۸۰ نفرن:/
هیچی دیگه کلا از کلاس رفتن پشیمون شدم، چون من باید همش سوال بپرسم از استاد و خب مسلما تو یه کلاس۸۰ نفری همچین چیزی امکان نداره.باید بگردم یه آموزشگاه دیگه پیدا کنم.
سوالا رو تا حدی که بلد بودم جواب دادم و خواستم از جلسه
 
خیلی چیزا باور کردنی نیست
اما حقیقت داره
خیلی چیزا
مثل باور کردن اینکه بیشتر آدمای تو کوچه خیابون که ازکنارمون میگذرن خیلی وقته مردن و از این دنیا رفتن یاهمین
  رفتن
 آره رفتن
اینکه همه بالاخره یه روز میرن حتی اگه عشقی به پهنای یه عمر زندگی مشترک کنارت داشته باشن
هرچند دست خودشون نیست از یه جایی به بعد دیگه متعلق به اینجا نیستن
خیلی چیزای دیگه هست که تو کَت آدم نمیره باورش سخته  
مثلا من خودم باورم نمیشد آدما شبیه تفنگ باشن
ه
دانلود فيلم های اسکات ادکینز
مجموعه فيلم های scott adkins
تمامی فيلم ها با کیفیت 720 BluRay
در صورت وجود دوبله نسخه های دوزبانه اضافه شده است.
فيلم هایی در سایت قرار گرفته است که scott adkins بازیگر اصلی فيلم بوده است و نقش فرعی در فيلم ندارد.

twin rozblog
خیال خیسی که امروز منو به فردا میکشونه و میتونه منو به صبح برسونه که طلوع و غروب خورشید رو از پشت همین پنجره اتاقم ببینم دلخوشم میکنه
که میتونم یه روزی هم تموم داشته هامو جمع کنم و از این شهری که بیشتراز هر چیزی اذیتم میکنه برم.از دور و نزدیک از تموم روزهایی که فکر میکنم برام یه امید داشته و یه نور داشته وتونسته به خودم و تموم حالم خوبی بده،قول گرفتم که برم و به جایی که نزدیک ترین چیزی که میشه خوبی هامو دارم و میتونم از پس سختی های که تو این چند
از همان اولین‌روز اردی‌بهشت، مدام شکایت می‌کردم: از دشمنان برند شکایت به دوستان . چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم؟» به‌جای شکوه و گله و زاری فکر می‌کردم:کجا برای‌شان کم گذاشته‌ام، که حالا هیچ‌کدام‌شان -آن‌طور که باید- کنارم نیست؟ من ناکافی بوده‌ام؟» تسلیم شدم؛ گاهی نبوده‌ام؛ گاهی بوده‌ام؛ اما کافی نبوده‌ام. ولی هرچه باشد، بوده‌ام. گاهی هم از جان و دل بوده‌ام. حیران می‌گشتم میان این فکرها که انگار او یادم آورد همه‌ی روزهای ن
سکوت
تفرقه کوتاهیست از تاریکی در تره ی سیاهی شب ، این روزها و شبها آرامش معنای دیگری دارد و سکوت نجوای بی کسی است .
بی هدف در بیابان ، در خیابان و در کوچه ها پرسه میزنم شاید ای نگار من 
یکی از این شبها بتوانم
در ره مهتاب رویت را ببینم .
کاش امشب یا شب های دیگر تو باشی و من همچنان در جستجوی تو و در عطر بوی تو غرق باشم .
ای نگار راستین من ای مهربان من و ای زیبا ترین ترانه ی سکوت من در کدامین کوچه ها آرمیده ای ؛
من در این تاریکی و در این شب و در این سکوت ب
با نوازش های نور خورشید چشم باز می کنم و با یه لبخند روز تعطیلم رو شروع می کنم.
صدای پرنده ها که مستانه میخونن،مستم میکنه و تا نونوایی مستانه قدم میزنم.
یه صبحونه ی دلچسب میخورم و بساط نقاشیم رو تو بالکن پهن میکنم.
با عشق نقاشی میکنم و گربه ی عزیزم،Leo، کنارم بازی میکنه، بالاخره پرتره ام تموم میشه، با عشق نگاش میکنم و امضا میکنم: Nelii
وسایلم رو جمع میکنم و لئو رو می بوسم و با هم به آشپرخونه میریم. 
بادمجان ها رو کباب میکنم و همزمان شادمهر عزیز میخو
کاش می شد تو
را از حافظه ی دلتنگی ها پاک کرد، گفته بودم انقدر مهربانی ات را خرجم نکن تا لطافتش دلم را ببرد که وقتی نباشی، این گونه سخت تر
می گذرد بی تویی هایم.
حالا تو
نیستی و من مانده ام و یک دنیا بغض و حسرتی به خاکستر نشسته،
کاش می شد یک
بار دیگر به خواب های هر شبم بیایی و چون رویایی بازگردی به تمامِ هستی
من! و من بخوانمت و بگویم، می شود بخواهم که دیگر نروی و بمانی؟ یا حداقل
انصاف این است که بی من.
یا لااقل اگر قصد سفر داری، بی خبر چشم نبندی
وقتی خسته ام و داغان ، و از یک بیرونِ پر هیاهو به آرامش خانه پناه می آورم ، با لبخند گرمی مواجه می شوم که ارزشش وصف ناشدنی است . یک نفر هست که در کنارش می توانم غصه هایم را فراموش کنم . اما گاهی غصه ها هردویمان را احاطه کرده است و سنگِ صبور بودن تبدیل می شود به یک دورِ باطل . یک نفر باید از خودگذشتگی کند و این دور باطل را بشکند .دیر وقت بود که به خانه رسیدم . همه خواب بودند . جز یک نفر که به انتظار نشسته بود . نه به انتظار یک لبخند ، یک محبت و یا یک آغوش
متن آهنگ علی لهراسبی بنام تو رو دارم
از قبل تو برخورد هات فهمیدم آینده دارم باهات
تو اومدی که با تو ثابت شه هیچکی بعد تو نمیتونه دیگه بیاد جات
انقدر حرف دارم که براش تو قلبم حتی جا ندارم
خیلیه یه آدم اینجوری بتونه بگه تو انتخابم اشتباه ندارم
من خیلی خوشبختم که تو رو دارم سر کن با عشقم تنها نزارم
خوشبختی یعنی که تو آرزومی هر وقت بخوامت همیشه پیشمونی
من ترس از دست دادن ندارم خیال دل پس دادن ندارم
محاله وقتی از خدا یه چیزی میخوام نگفته باشم اسمتو
هیچ‌وقت شرایطش پیش نیومد که گل بزنم و لباسم رو هلی‌کوپتری دور سرم بچرخونم. یا اینکۀ روی زانوهام شیرجه بزنم و دست به سینه برای دوربین‌ها ژست بگیرم. اون ترمی هم که توی دانشگاه فوتسال داشتیم، اون زمان‌هایی که بچه‌ها رو پام نمی‌اومدن و مجبور نبودم پاس گل بدم، مربی از زمین بازی می‌کشیدم بیرون.هیچ‌وقت نشد با دوستان بریم آزادی و با بردهای پرسپولیس و تیم ملی حنجره‌‌هامون رو به فنا بدیم. سهم‌ ما فقط دیدن چندتا برد و باخت حساس وسط چارسو بود و ام
آخرین ساعات آخرین کشیک طب اورژانس:۴:۴۰ : آقای هفتاد و چند ساله‌ای با سابقه‌ی تیموما (سرطان) و سابقه‌ی بیست ساله‌ی مشکلات قلبی را آوردند با اپیستاکسی (خونریزی بینی).۴:۴۵ : بیمار ویزیت شد. خونریزی متوقف شده. بیمار استیبل است.۴:۵۵ : بیمار شیرینگ شد. مایع دریافت کرد.۵:۱۰ : بیمار هنگام گذاشتن مش بینی زیر دستم ارست (ایست قلبی تنفسی) کرد. رزیدنت نبود (کجا بود؟ نمی‌دانم.) اتند نبود (کجا بود؟ خواب بود.) چه کسی توی بخش بود؟ فقط من بودم و یک پرستار. شروع کردم
من همون بیچاره ایم که با 86 درصد زیست و با73 درصد شیمی قراره پشت کنکور بمونم
خدایا خیلی درد داره خیلی 
خیلی درد داره 
هیشکیو ندارم کنارم باشه 
همش باید درد بکشم و درد بکشم 
انقد درس خوندم نیمه نابینا شدم 
خداا چرا انقد نفس کشیدن درد داره؟ 
چرا انقد زندگی کردن درد داره؟ 
دو سال  بدترین دردارو به جون خریدم دو سال تا مغز استخون درد کشیدم 
هنوزم ادامه داره 
همش به خودم میگم محکم باش دختر محکم باشه دیگه چیزی نمونده 
ولی حقیقتش اینه که این دردا هیچ
بی تو، چگونه بهار را باور کنم.

و حتی؛ اردیبهشتی که، در راه است.

شاید چرخشِ حیرانِ ثانیه ها و این تجلی رویشِ طبیعت،

و سرگیجه ی مدامِ عقربه های ساعت،

و این دقیقه نگارِ پر از سرعت،

و تمام روزگاری که در طوافِ زمین می گردند.

 حتی، تنها گنجشکِ نغمه خوانِ این ایام،

همه، حکایت از آوایِ شورِ دلِ تنگ من،

در گوشه ی دستگاهِ دل غمگین خلقت است!

اما در من، باور شیدایی بهار،

نه در شکوفه و نه در گل است!

و نه در آوای دل انگیزِ گنجشک پریشان حال است.

برای
بیشتر از اینکه به عکس گرفتن از آدما علاقمند باشم، به عکس گرفتن از اجسام و اشیا علاقمندم!
توی گالری گوشی م عکس هایی هست که فقط خودم متوجه میشم حس و حال اون لحظه چی بوده.
عکس جوونه ای که تازه روییده شده و ماه ها منتظر بودم سبز شه، عکس یه بستنی که تو یه روز گرم تابستونی حس خوبی بهم داده، عکس اولین باری که تو قلکم یه سکه انداختم، عکس از نوت های روی دیوار، که خواستم چیزی رو به خودم یادآوری کنم و. .
گالری گوشیم پر از حس و حال ها متفاوته، هر چند فقط خودم
داستانک
ماههاست منتظرم که بیایی کنارم بنشینی، دستم را توی دستهایت بگیری، زل بزنی توی چشمهایم و با مهربانی و نگرانی بپرسی:"خیلی سخت است؟" 
بعد من بغض کنم و بگویم "خیلی" و زودی بغضم بترکد و بلند بلند گریه کنم و با کلماتی بریده بریده از ترسهایم بگویم و از تمام شدنهایم و از خشمهایم .
اما خدای من! آن جمله ی احمقانه ی اشتباهی ات که "فلانی هم این روزها را پشت سر گذاشت" و آن جمله ی نفرت انگیزِ حال به هم زن ات که "نمی توانم بیایم، طاقت دیدن این صحنه ها را ن
آدمی در اغوش شک رشد میکند بزرگ میشود پیر میشود و میمیرد .
روزی که فهمیدم شک جز جدا نشدنی زندگیه و نمی تونم همیشه در یقین باشم خیال کردم این دونستن میتونه حالمو بهتر کنه .که کرد .اعتراف میکنم که حالمو بهتر کرد .دیگه یه لنگ پا در هوا مدتها صبر نمی کردم تا یقین پیدا کنم بابت هر چیزی تا بتونم ادامه بدم .تونستم در هاله ای از شک ادامه بدم و تلاس کنم و رشد کنم و شکست بخورم .
ولی وقتی دیدم این شک در یک جایی دیگه هم هست نتونستم تحمل کنم .شک به خودم .شک به توان
ساعت حدود دوازده ظهر است،آفتاب سوزان مرداد مستقیم می‌تابد و هر جانداری را بی‌جان می‌کند ،از خیابان وارد کوچه می‌شوم. جلوتر چشمم به اوستا نماکاری می‌افتد که دیوار بیرونی منزل همسایه‌ را سرامیک می‌زند ، چفیه‌ای را دور موهایش بسته و لباس‌های نازکش غرق در عرق خیسِ خیس است.
موتور پسر همسایه از کنارم می‌گذرد و در سمت دیگر کوچه، جلوی منزل‌شان می‌ایستد؛ صدای مکالمه‌یشان از دور به گوشم می‌رسد.
[پسر همسایه از دور فریاد می‌زند]_کار کردن تو ا
سلام
فيلم  یکی از پروژه های درسی رو براتون گذاشتم امیدوارم که بتونید برا ساخت پروژه هاتون ازش الگو برداری کنید.
برا مشاهده فيلم ها روی لینک های زیر کلیک کنید.(اگه با کلیک روی لینکها فيلم ها پخش نشدند اول دانلود کنید به ببینید)
اگه هم سوالی دارید به ایمیل زیر ارسال کنید.
nemati2994@gmail.com 
فيلم اول      
فيلم دوم


        
فيلم ترسناک
فيلم های ترسناک زیادی در تاریخ سینما ساخته شده است.
ترسناک ترین فيلم های سینما
فيلم های که چه در درون مایه و چه در لوکیشن ها و آهنگ ها ترس را در بیننده ایجاد میکنند.
بهترین فيلم های ترسناک تاریخ
در این قسمت لیستی از این فيلم ها را ارائه میکنیم.
دانلود آهنگ اقرار عباس ای اس
abas as - eghrar
 
تو که میری میگی اینا حق منه هنوز حلقت تو دست چپ منه
انقد روت حساس بودم که میخوردش زمین فک همه
از وقتی رفتی ته ریش میزارم شبا چتو لش تا پنج شیش بیدارم
میگی نرو مگه دست منه دستام دستاتو پس میزنه
انتظار ندارم من نه نمیخوام بگه غلط کردم
نمیخوام دیگه تو روم وایسه بگه سر تو هر کاری میشد کردم
نمیخوام دیگه ادا اطواراشو نمیخوام دیگه ببوسم لباشو
من یه آدم خل ردیم که نمیخوام کنارم راه رفتناشو
 
برای دانل
تخته گاز یک فيلم سینمایی به کارگردانی محمد آهنگرانی و تهیه کنندگی مسعود تکیه و سید محسن جاهد در سال 97 تولید شده است. این فيلم موضوعی کمدی-اجتماعی دارد. فيلم برداری آن در تهران بوده است.
بازیگران مطرحی و نام آشنای زیادی در این فيلم نقش ایفا کرده اند.
ادامه مطلب
به نام خدا
چند سال پیش بود؟
یک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت، نه، ده، یازده، دوازده، سیزده، چهارده، پونزده سال پیش. 
یه دختری پاشو گذاشت تو این دنیا. 
چند سال بعد از اون بود؟
یک، دو، سه، چهار، پنج، شش سال بعدش. 
اون دختره پا شد رفت کلاس ژیمناستیک. حواسش به تمریناش بود و دختری که از اون ور کلاس با چندش نگاهش می‌کرد رو نمی‌دید. نمی‌دونست دختره داره تو سرش می‌گه اییییی، این چه‌قدر لوسه! وقتی داشت تو مدرسه ثبت‌نام می‌کرد نمی‌دونست قراره هم
روما ، فيلمی محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی آلفونسو کوارون می‎باشد. فيلم رم موفق به کسب شیر طلایی در جشنواره ونیز شد. این فيلم وقایع یک سال از زندگی یک خانواده‎ی طبقه‌ی متوسط در مکزیکو سیتی در اوائل دهه هفتاد میلادی را به نمایش می‌گذارد و تمرکز اصلی داستان فيلم بر روی خدمتکار این خانواده می‎باشد و…اپیزو فيلم | دانلود رایگان فيلم و سریال با لینک مستقیم
چند روز پیش، خواستگاری دختری رفتم، که سخت دل بسته من بود. مرا بخاطر ایمان و اعتقاداتم انتخاب کرد و من نیز شخصیت او را دوست داشتم، نگی داشت.خواستگاری مختصری بود، از طرف ما خواهرم نبود و برادر ارشدم. از طرف عروس هم، خواهرش نبود و دو برادر بزرگترش. خواهرش و مادرش هم مرا پسندیده بودند.من یک کارمند حقوقی و او نیز یک دبیر، بحث ها از خواستگاری کشیده شد به ی و اعتقاداتی. گویا خدا می خواست، چشم من زا همین اول کار باز کند. بحث تا جایی پیش رفت، که م
شیخ رجبعلی خیاط :
❄️در نیمه شبی سرد زمستانی در حالی که برف بشدت میبارید و تمام کوچه و خیابان ها را سفید پوش کرده بود از ابتدای کوچه دیدم که در انتهای کوچه کسی سر به دیوار گذاشته و روی سرش برف نشسته است!
باخود گفتم شاید معتادی دوره گرد است که سنگ کوب کرده!
جلو رفتم دیدم او یک جوان است!
او را تکانی دادم!
بلافاصله نگاهم کرد و گفت چه میکنی!
گفتم : جوان مثه اینکه متوجه نیستی!
برف، برف!
روی سرت برف نشسته!
ظاهرا مدت هاست که اینجایی!
مریض می شوی!
خدای ناکرد
موسیقی بی کلام فيلم های ترسناک
تبحر خاصی در ترساندن تماشاچیان دارد، حال پرسش اینجاست که علت ترسناک
بودن موسیقی متن این دسته از فيلم های پرطرفدار سینما چیست و در ساخت
موسیقی متن فيلم های ترسناک از کدام ساز های ترسناک و کدامین نت استفاده می شود که شنیدن نوای این فيلم ها اینچنین لرزه بر اندام تماشاگر می اندازد.
اولش یه جوی بود که ما رو گرفت رفتیم پیش استاد که آهای استادِ جان ،فلان کنفرانس در دیارم برگزار میشه یه مقاله بدیم دورهمی و بریم  شهرمون . استاد یه نگاه عاقل اندر سفیه به من کرد و گفت : جوجه فکلی دو هفته دیگه بیشتر وقت نمونده چه جوری وقت میکنی برو رد کارت (صد البته که استاد زیباتر گفتن ولی اینجانب مضمونش فرمودم). خلاصه ما رفتیم رد کارمون . 
یه هفته به انتهای تایم ، استاد ایمیلی زدن که فلانی جویای مقاله ی کنفرانس شهرتون ، بیا که برات یه سورپر
روز اولی که وارد حرم شدم همه‌جا رو همین مدلی می‌دیدم چون اشکم بند نمی‌اومد چون تموم نمی‌شد و تموم ترسایی که تو ذهنم نگه داشته بودم هجوم آورده بودن و نمی‌تونستم آروم باشم.
ساعت‌ها بود هیچی نخورده بودم و با این حال کلی تو حرم راه رفته بودم و آروم نمی‌شدم و حالم بد بود.دست آخر تو صحن جامع نشستم.
خانمی که کنارم نشسته بود و حالم رو دید زد رو شونه‌م و با لهجه‌ی قشنگ یزدیش گفت دخترجون چیزی به اذون نمونده. موقع اذون که شد دو رکعت نماز بخون و منم دع
بعد از چند هفته اصرار من، همسر بعد از چکاپ دستمان را میگیرد و با هزار بدبختیِ ترافیک و جای پارک و دوندگی و وای دیر میشه، میرسیم به سانس ساعت ده و ۵۰ دقیقه. البته با چند دقیقه تاخیر. همسر دل خوشی از فيلم‌های ایرانی ندارد و این بار هم با روی گشاده به خاطر من می‌آید. چکارکنم که سینما بدون حضرتش به من نمی چسبد وگرنه با رفقا می‌رفتم.  می نشینیم به تماشا و فيلم هی جلو می‌رود و من هی توی دلم حرص میخورم که لااقل این بار فکر میکردم فيلم طوری باشد که او ه
ای تپل های روی زمین دانلود فيلم تپلی و من رو از سایت شب دی ال پیگیری کنید
این فيلم یک فيلم کودکانه به حساب می آید.
اما اینکه چه کسی همچین نامی رو برای فيلم مذکور انتخاب کرده هنوز مشخص نیست.
تپل به آدمی اتلاق می شه که نه خیلی لاغر هست و نه خیلی چاق
اما در فيلمی که ما میبینیم اون بچه که بازی میکنه تپل نیست بلکه چاقه
اونم نه یه ذره و دو ذزه هزار ذره
راستش میشه گفت یه جورایی آدم هم میافته توی شک و نمی تونه فرق سره رو از ناسره تشخیص بده
در هر صورت
برای د
 عکس سپیده خداوردی و پسرشعکس سپیده خداوردی و پسرشسپیده خداوردی بازیگر خوب سینما و تلویزیون ضمن تبریک تولد پسرش ، عکسی دو نفره از خود و پسرش منتشر کرد ، برای مشاهده این تصویر در ادامه با سایت تفریحی پارسی سرا همراه باشید.سپیده خداوردی در کنار پسرشسپیده خداوردی با انتشار تصویر بالا نوست : قاصدک تولدت مبارک. ممنون از اینکه با این همه عشق کنارم بودینمنبع : https://parsisara.com/sepide-khodaverdi-farzand-916/ 
برای دانلود فيلم وای آمپول همین الان اقدام کنید
فيلم سینمایی ایرانی وای آمپول اثری از علی صادقی یکی از فيلم های جذاب تلوزیون است
که مخاطبان زیادی را به سمت خود جذب نموده است.
این اثر زیبا نوعی از احساس دو گانگی را در شخص پدید می آورد و به شخص اینگونه القا می کند که کار تمام است و نمی توان آمپول دوم را تزریق کرد
سپس علی صادقی وارد جریان فيلم می شود و عده ی زیادی هم او را همراهی میکنند
همراهی کسانی که فيلم را دیده اند همانا
و بر زمین خوردن علی صاد
کوکو نام یک فيلم انیمیشنی ساخته شده توسط کمپانی پیکسار است که توسط استودیوی سینمایی والت دیزنی منتشر شده است. این فيلم انیمیشنی داستان پسرک ۱۲ ساله‌ای را روایت می‌کند که خانواده‌اش را مدت زیادی است از دست داده و در پی ملاقات دوباره‌ی آنهاست و…اپیزو فيلم | دانلود رایگان فيلم و سریال با لینک مستقیم
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب