نتایج مطلب ها برای عبارت :

عرق توی چار لیتری چه حالی داره ساقی

میگفت اگه قراره وقتی حالم بده شعر بگم، حاضرم همه ی عمرم رو تو این وضعیت روحی نکبت بگذرونم.
من شاعر نیستم ولی واسه نوشتن دو خط متن هم یه حالي لازمه که تهش به اشک برسه.
اتفاقا یکی دو شب پیش داشتم به آخر قصه امون فکر میکردم، انقد تلخ واسه خودم تمومش کردم که گریه تنها چاره اش بود.
ولی فرق داره. حال نوشتن فرق داره. حال تلخ نوشتن فرق داره.
تلخ نیستم این روزا.
همین.
.
.
بماند که گاهی امیدی به این زندگی نیست
بسم الله الرحمن الرحیم
هیچ موفقیتی راحت و ساده به دست نمیاد
سختی داره
تحقیر شدن داره
باورت نکردن داره
قرض و بدهی بالا آوردن داره
اما من تصمیم گرفتم موفق بشم و میشم
خدا به دعاهای من جواب میده و من را سخت کوش قرار میده
انقدر سخت کوش و قوی تا به چیزی که میخام برسم
من موفق میشم
چون قوی هستم
موفق میشم چون انگیزه دارم
انگیزه ی من خانواده ام هست
بخاطر سربلندی خانواده ام باید موفق شم و میشم
بسم الله مهربون :)
دلم میخواد استاد پاتولوژی کنارم باشه، بگیرم بکشمش رو آسفالت بلکه کمی دلم خنک شه. آخه بی انصاف مگه زبان اصلی درس میدی که زبان اصلی امتحان میگیری؟ خب من زبانم خیلی قوی نیست، بلدم ولی نمیتونم جواب بدم ~_~
یه کیسی داده بود گفته بود یه خانوم جوونه که سابقه درمان با کورتون داره، حالا مفصلش ورم کرده، قرمز شده، درد داره، در همه ی جهات حرکتش محدوده، نمیتونه تش بده، تب هم داره! تشخیص و اقدامتون چیه؟
اولش فکر کردم نقرس داره، بعد فکر
گذر زمان واقعا میتونه تغییرات اساسی ایجاد کنه.
مثلا منی که از چند نوع غذا به شدت بدم میومد الان دیگه برام تفاوتی ندارن یا مثلا جاهایی که هیچ علاقه ای بهشون نداشتم رو الان با علاقه میرم و حتی هم صحبتی با خیلی ها رو که روزهایی شده بود عادت هر روزه م رو دیگه تمایلی بهش ندارم.
زمان و روزهای زندگیمون یکی یکی داره سپری میشه و من این روزها به شدت گذر اون رو در زندگیم حس میکنم.
همه ش حس میکنم زمانِ یکسری چیزها داره میگذره و دارم از زندگی عقب میافتام در ح
احمد آزاد


آهنگ بی نظیر زندون خیال
تو زندونه خیال تو دلم پوسید یه فکری کن
گلستونه امید من همه خشکید یه فکری کن
برای من یه فکری کن جدا ماندن
جدا گشتن برای تو چه آسونه
ولی من بی تو میمیرم به حال من یه فکری کن
برای من یه فکری کن هنوز بوی تورو داره
در و دیوار این خونه هنوز عکسه توي طاقچه
میونه اون دوباره داره تو زندونه خیال تو
دلم پوسید یه فکری کن گلستونه امید من
همه خشکید یه فکری کن برای من یه فکری کن
ولی با من چرا ای آشناتر از همه با من
بدون دنیا بر
توضیحات فروش بتونیر 300 ليتري - بتونیر 300 ليتري برقی با الکتروموتور تک فاز و 3 اسب- 1400 دور در دقیقه- گیربکس دستگاه ساخت اصفهان حونی 7F86- دارای 2 عدد چرخ - دنده کمر- مناسب جهت بتون ریزی های ساختمانی مانند پیاده رو سازی ، کف  سازی سوله ها - حمل و نقل سریع و آسان نسبت به بتونیر های 400 و 500 ليتريجهت مشاهده قیمت به روز بتونیر به سایت سهند ابزار مراجعه نمایید و یا با همکاران ما تماس بگیرید.021-3375100009128107868قیمت اجاره بتونیر 300 ليتري برقی 
جهت هماهنگی و کسب اط
کوله پشتی کوهنوردی 65 ليتري فیرو کد 753 قیمت محصول : 189000 تومانبرند : firoبرای خرید و مشاهده محصول کلیک نمایید.   برای خرید و مشاهده محصول کلیک نمایید.تصاویر بیشتر   مشخصات، قیمت و خرید کوله پشتی کوهنوردی 65 ليتري فیرو .خرید اینترنتی کوله پشتی کوهنوردی 65 ليتري فیرو کد 753 و قیمت انواع کیف و کوله فیرو از فروشگاه آنلاین دیجی‌کالا. جدیدترین مدل‌های کیف و کوله فیرو با .لیست قیمت کوله پشتی کوهنوردی 65 ليتري فیرو کد 753 | ترب‎ریال ۱٬۸۹۰٬۰۰۰خ
قهرمان هرکس تو زندگی اش خودشه! چه بخواد چه نخواد چون داره خودشو کنترل میکنه نه قهرمانای دیگه رو! امیدوارم رسما با قدرت قهرمان زندگی خودمون بشیم، چیزی که باید اتفاق بیفته!
فضای وبلاگ نویسی به طور محسوسی تو این گرمای تابستون داره سرد میشه؛ وبلاگ ها حذف میشن! نویسنده ها خداحافظی میکنن!what's ing on!?
من مث چیز ادا درمیارم. براى قوى بودن! براى مثلا قوى بودن. ادای آدمی که خیلی داره حال می کنه با اوضاع، وقتی بی نهایت ترسیدم. ادای آدمی که اعتماد به نفس خوبی داره، وقتی از شدت اضطراب حتی صدامم داره می لرزه. ادای آدمی که خوشحاله وقتی دارم دق می کنم و بغض به گلومه. ادای آدمی که خوشبخته، وقتی حسرت های تصور نشدنی ای تو ذهن و قلبش داره. چهره ام یه دختر بشاشِ بااعتماد به نفسِ مغروره، درونم یه دختر تنهای مضطرب که دلش می خواد بعضی از آدما گاهی بغلش کنن به
دکتر دوایی می گفتن چهار تا نشونه وجود داره ک نشون می‌دن اوضاع متعادل نیست. و اگر دیده می‌شن جای پیگیری داره.
اشتهای کم یا زیاد 
خواب کم یا زیاد 
میل جنسی کم یا زیاد 
حال و حوصله ی دیگران . 
مطلب اول 
آیا بیماری تابع آگاهی نیست ؟! 
مطلب دوم 
جایگاه تعادل در زندگی کجاست ؟! 
مطلب سوم 
علم بشر چقدر با حقیقت فاصله داره ؟!
مطلب چهارم 
من خوبِ خوبم. شما چطور ؟! 


پ.ن: 
امّا تو باور نکن! 
خانومه تو گروه پیام داد ک دلم بچه میخاد بچه دوم و داره اقدام میکنه
گفت بی بی چک زده مثبت بوده ولی شک داره باردار باشه ولی علایم بارداری هم داره
همه گفتن دیگه شک چرا برو آز بده و سونو مثبت بوده دیگه
رفته آز داده
منفی بوده. میگه داغونم داغون
بی بی چک اشتباه نشون داده و باردار نبوده
.
پ. ن : بی بی چک کاش اشتباه نشون میداد
ترک glass eyes از radiohead منو خیلی درگیر کرده . پر از آشوب و آرامش میشم . تا حالا آهنگی تا این حد به عمق وجود و استخونام نفوذ نکرده . آهنگیه که ارزش تموم شدن رو داره . نه دردی وجود داره نه لذتی نه هیچ چیزی . فقط هیچ وجود داره

Your browser does not support the audio element.
سید مصطفی قدمگاهی مداح داره میریزه کیست؟
انتشار یک ویدیو مولودی خوانی تحت عنوان داره میریزه از یکی از مداحان با واکش های عجیبی در فضای مجازی همراه شد و باعث شد تا روی شعر و صدای این مداح ویدیوهای دابسمش زیادی ساخته شود. اصل این مداحی برای “مصطفی قدمگاهی” است و جواد مقدم نیز آن را بازخوانی کرده است.مطالب جذاب
داره شروع میشه، یه ترسی تو اعماق وجودم حس می کنم. مثل ترس کسی که میخواد از بلندی شیرجه بزنه تو اقیانوس. اقیانوس قشنگه، آبیه، زلاله، اما بلندی وهم داره. باید درست بپره، باید شنا بلد باشه و بتونه خودشو تو آب نگه داره. اره داره شروع میشه و من کم کم باید پاشم راه برم برسم به اون بلندی، زمان پرتاب نزدیکه. دارم شنا یاد میگیرم، دارم اقیانوسو سبک و سنگین می کنم. دارم فکرمیکنم کجای اقیانوس میشه زندگی کرد کدوم بخشش آبی تره و آبش شیرینه. آخه باید بهترین بخ
سلااااام سلااااام . 
دیدین بعضی ادم ها صبح و ظهر و شب غر می زنند . 
لطفا در این مواقع قهر نکنید . بی تفاوت نباشید . به جاش سوال کنید چرا داره یه بند غر می زنه ؟ شاید یه دردی داره که واقعا درد باشه . 
نسبت به هم بی توجه نباشید . 
تا بعد . 
۱. Bonding time [+حیف هیکل به این قشنگیت نیس؟] [+ :*یهویی] + آب بازی با شلنگ:دی
۲. حس هوس کردن یه کتاب شعر با احساس [کسی پیشنهادی داره؟] + هوس ازین عینکا کردم که دور چشاش نی داره نوشیدنی دور میزنه توش:دی
۳. حس و حالم خیلی خوبه خدایا شکرت بابت همه این روزای خوب ♥ [ماشاالله]
چقدر سوال. چقدر سوال بی جواب!
می نویسم تا یادم نره که باید بهشون جواب بدم، دست کم یه روزی شاید بشه جوابشونو پیدا کرد.
اینکه واقعا من وجود داره؟ یا بازخورد همه ی اتفاق هایی هست که داره برام می افته؟ آیا پشتِ این منی که تحت تاثیر اتفاق ها داره حرکت می کنه، خودی اصیل هست که اتفاق ها رو معنی می کنه؟ که می فهمه؟ یا چی؟
مثلا اون بچه ی ۱۰ ساله، چی داره می فهمه که با این همه انگیزه شده فعال محیط زیست؟ البته که اون هنوز به اندازه ی این منی که چند ماه تا سی
مدتیه میبینم که. 
نگویم بهترست. 
دارم وبی جداگانه ، درست میکنم. البته با تمامی مشقتها 
کامل که شد آدرسش رو میگذارم. 
از همه مطلبی داره ، مهمتر اینکه با دانش خودم جمع شده و نویسنده ی خط به خطش خودمم.
هرجا هم لازم داره ذکر منبع میکنم.
امروز صبح فهمیدم همکلاسی قدیمیم بارداره، من هنوزم تو بهتم
هی به خودم میگم واقعا؟ کی انقدر بزرگ شدیم ما؟ وااای داره مامان میشه!!! چه ترسناک!
هی با ناباوری عکس سونوگرافیش رو نگاه میکنم و میگم مامان بنظرت راسته؟
مامانمم میخنده میگه آخه چرا باید دروغ باشه؟!
گرچه یه همکلاسیم بچه ی چند ساله داره اما من هنوز تو شوکم:|
چند روز پیش هم عکس بچه ی ۴ماهه ی دوستم رو دیدم، به اون یکی دوستم میگم: چه دل و جراتی داره، مامان شده:||
چقدر این اتفاق برام ترسناک و عجیب
دیروز تنها فامیلمون که اینجاست خونمون بود  . درمورد اینکه احتمال داره خونمون بره شهر دیگه ای باهاش صحبت کرد مادرم و  فامیلمون که من عمه صداش میکنم گفت گلی پیش ما بمونه قدمش سر چشم . دختر بزرگشم که کلاس ششم دبستان خیلیی خوشحال شد دوس داره پیششون باشم و خب این خیلی خوبه که منو دوس داره و از اینکه 1 سال پیششون زندگی کنم خوشحال شده :)خب خدا رو شکر دل نگرانیم از این بابت رفع شد . نیاز به کرایه و اینام نیس دیگه چون از شرکت ر اینا میگو میارم براشون که یه
سر کلاس دوست نداشتنی فیزیک ۲ با استاد سخت گیرمون بودیم که وسط مبحثای پیچیده برگشت گفت کیا این فیزیک رو دوس دارن؟ پنج نمره میدم به کسایی که بگن دوس دارن. بار اول یک نفر دستش رو برد بالا و استاد گفت ۵ نمره بهت میدم. بار دوم گفت یه فرصت دیگه میدم هرکی بگه دوست داره ۵ نمره میگیره. اینبار نصف کلاس دستاشون بالا بود. بار سوم پرسید و تعداد بیشتری به دروغ دستشون رو بالا برده بودن تا نمره بگیرن و بغل دستیم در حالي که دستش رو بالا گرفته بود توي گوشم زمزمه م
این روزها نه تنها داره منو میسنجه قدرت اختیار و انتخابم‌چجوریاست
داره منو به چالش میکشونه 
و من حتی نمیتونم از چند نفر راهنمایی بگیرم چون مثل همیشه‌اگه بد بشه یا نشه میترسم.
میترسم یکی درست راهنمایی کنه و حرفشو گوش ندم.
امروز بااینکه‌دوساعت حرف زدیم اما هیچکدوم به نتیجه نرسیدیم.
تا حالا شده
 یه ادمی رو در نظر بگیری که یسری ویژگی های اخلاقی مزخرف داره که تو رو متنفر میکنه . و تو مجبوری باهاش بسازی به هر جهت . 
یه مدت میگذره هم تو سعی میکنی باهاش کنار بیای
و هم حس میکنی این ادم انگار داره تغییر میکنه و انگار داره ادم میشه! 
دوباره یه مدت میگذره
حس مثبت پیدا میکنی نسبت به این ادم که نه انگاری این ادم داره اخلاقای گندشو عوض میکنه و تو هم سعی میکنی خوب باشی باهاش.
.
.
.
 اما دقیقااا 
یجایی که باهاش اوکی میشی و میری بزرگترین ل
ی حس بدی دارم
هروقت مامانم اینا خونمون هستن علی یکم سرد برخورد میکنه
ساکته و توخودشه
من از این رفتارش بدم میاد
قبلا اینجوری نبود
گرم بود میجوشید و می گفت و میخندید
ازوقتی من حالم بد شده و از اومدن مامانش دلم شاد نمیشه
اونم بدخلقی میکنه
چیزی که عوض داره گله نداره
سرم رو برمی‌گردونم و اون گوشه می‌بینمش. خیلی دوره، خیلی‌خیلی دور و حالا حالاها مونده تا به این نزدیکی‌ها برسه؛البته هرقدر نزدیک شه بازم اندازۀ یه دنیا ازش دورم. مثل اونایی که تا چند لحظه پیش می‌دیدم تو چشم نیست. دیگه به بقیه توجهی ندارم، سر تا پا چشم می‌شم و نگاه و حسرت. از اینجا نمی‌شه درست تشخیص داد داره گریه می‌کنه یا می‌خنده؛ اما معلومه داره می‌سوزه تا ستاره بمونه. خب خودزنی مدل‌های مختلف داره دیگه؛ ولی همه‌اش از عمق وجودمون نشئت
یه غمی هست که حسادت نیست، غبطه نیست، حسرت، نه کاملا، نه، نیست؛ غمه. و بی نهایت سنگینه. چگاله و تا بیاد حل شه، ساعت ها و بلکه روزها رفته. غمِ دیدن یه زندگی استیبل، امن، آروم، پایدار، عاشقانه، منطقی، میوه دار، ریشه دار. که اگه یه آدم معمولی باشی و عاشق نباشی این غم میشه حسادت. اگه عاشقیت تلخ و پوچ باشه این غم میشه غبطه و حسرت. اما تو عاشقی، و این غمه که داره وجودتو میخوره، و هر آن بهت یادآور میشه که معشوق نیست، زندگی ای که می تونست در جریان باشه، عا
مثل این می مونه یه نفر چیزی بخوره که ارزش غذایی پایینی داره مثل چیپی یا پفک. حینِ خوردن هی چشم غره برن بهش هی بگن: "اینا چیه می خوری ضرر داره سرطان می گیری خودتو مریض می کنی چاق می شی"زهر مارش می کنن. زهرررررِ ماااار دقیقاً. همون
امروز در همون حالي که رو به موت بودمیک آهنگی در ذهنم مرور میشدبدین شکل که میگفت:اگه یادش بره که وعده با من داره وای وای وایدل بیچارم رو به دست غم بسپاره وای وای وایای خدا بهار اومد گل من نیومد وای وای وایفصل کشت و کار اومد یار من نیومد وای وای وایدل من شکسته طاقت نداره والااگه پیغوم بده دیگه دوسم نداره وای وای وایوخیلی باحالم نه؟ =)روانی هم عمته! =))با تشکر =)))
یه قانون کلی وجود داره یا حداقل من فکر می کنم که وجود داره و اونم اینکه وقتی داری تو سوشال مدیا یچیزی رو به اشتراک میذاری، معمولا یه نفر یا چن نفر هستند که دیدنشون، و نظرشون برات مهم تره. مثلا لیست کسایی که استوریتو نگاه کردن داری بالا پایین می‌کنی و رو چند نفر مکث می‌کنی،میخوام بگم به مرحله ای از زندگی اجتماعی رسیدم که همچین کسی رو ندارم دیگه. پایان.  
پژو 206 – Peugeot 206 را شاید بتوان جوان پسندانه ترین خودروی اقتصادی
کشور دانست. 206 از سال 1380 توسط ایرانخودرو – در 6 تیپ – عرضه شده است.
با اینکه بیش از 2 دهه از طراحی و تولید این خودرو در بازار های جهانی می
گذرد، 206 هنوز هم خودروی زیباییست و طراحی آن کهنه نشده است. این خودرو با
2 پیشرانه 1.4 و 1.6 ليتري عرضه می شود که هم اکنون تیپ 5 آن با موتور 1.6
ليتري پرفروش ترین تیپ 206 به شمار می آید. پژو 206 به لطف طراحی
جوانپسندانه، قوای فنی خوب، امکانات کافی و ایمنی قا
بسم الله . .
تو این حدود یه ماهی که امتحانات پایان ترمم تموم شد و تابستون شروع شد خیلی فرصت ها رو از دست دادم.
امان از دست کارام و گناهام.
شرمنده ام.
اما حسرت به گذشته فایده داره؟!
این کار چیزی جز از دست دادن فرصت های اکنون و پیش روم چیزی داره؟!
پس یاعلی آقا محمد.
مرد راهی یا علی.
یه فرصت یه ماهه پیش روته.
ببینم چه میکنی.
پست فطرت و اشغال یعنی  آدمی که وقتی میبینه یه زن قصد طلاق داره و میخواد از شوهر معتاد و بی عرضه و کثافتش طلاق بگیره و راحت بشه ، میگه حتما زن کسی رو زیر سر داره
احمق و بیشعور یعنی کسیکه وقتی یه مرد با انواع همخواب میشه، فقط   رد هرزه خطاب میکنه و مرد رو مبرا از هر گناهی میدونه 
خدایا آدمات چرا اینقد حال منو بهم میزنن هوووم؟ 
با سلام!
دوستان یکی با پست های که میذارم مخالفه ، یعنی میاد به جای اینکه بزنه موافقم ( همون فلش رو به بالا ) میزنه مخالفم ( همون فلش رو به پایین ) خب! شاید از یکی از پست هام خوشش نیاد ، بقیه پست هام چی . . . ؟؟؟ نمیدونم دشمنی داره ، یا میخواد اذیت کنه !!!
خب! یه حرفم با خودش دارم که داداش اگه پست هام عیب و ایراد داره ، بیا بگو اصلاحش کنم. چرا کی مخالف رو میزنی و در میری؟
اگه من حرفی زدم که ناراحت شدی ، بگو معذرت خواهی کنم.
1. 
+سایت یک باگ بزرگ داره و ضایع!!
-چیه ؟
+یک راهی وجود داره که تمام درسارو میشه باهاش باز کرد
-Don't let the cat out of the bag .please
+ok
2.
امروز تولد یکی از بچه ها بود کلی تدارک دیده بودند . روی هر تیکه کیک، اول اسم بچه ها رو نوشته بودند اما گویا اول اسم منو کسی دیگه برداشته بود. منم دیدم در بین باقی مونده ها بهتر اول اسم بابام رو بردارم  "H"
3.
بنظرتون یک عکس پروفایل خوب چه ویژگی هایی باید داشته باشه ؟ :)
سلام خدمت دوستان مبتدی و حرفه ای برنامه نویس و وب نویس.
میخواستم چند کلامی در رابطه با دو زبان برنامه نویسی یعنی جاوا و پایتون صحبت کنم
خیلی دوستان تازه میخوان شروع به یادگیری برنامه نویسی کنند و مشکلشون این هست که کدوم زبان برای شروع بهتره
داخل سایت ها و منایع متفاوت با ذکر چند ربان و دلایلی فلان زبان برای شروع بهتر هست اما هیچوت به طور قطعی نمیتونین بگید که این زبان بهترین و قدرتمند ترین زبان هست
چون هر زبانی نقطه ضعف و قوتی داره م
من همون بیچاره ایم که با 86 درصد زیست و با73 درصد شیمی قراره پشت کنکور بمونم
خدایا خیلی درد داره خیلی 
خیلی درد داره 
هیشکیو ندارم کنارم باشه 
همش باید درد بکشم و درد بکشم 
انقد درس خوندم نیمه نابینا شدم 
خداا چرا انقد نفس کشیدن درد داره؟ 
چرا انقد زندگی کردن درد داره؟ 
دو سال  بدترین دردارو به جون خریدم دو سال تا مغز استخون درد کشیدم 
هنوزم ادامه داره 
همش به خودم میگم محکم باش دختر محکم باشه دیگه چیزی نمونده 
ولی حقیقتش اینه که این دردا هیچ
و یه دستگاه سونوگرافی اینجاست 
که خوبه 
فست نه هااا
و یه آقای ۱۷ ساله اینجاست 
که خدا می دونی دیشب نصف شب چجور گاز داده که واژگون شده و خورده به حفاظ های بلوار 
و الان نگاش می کنی قیافه ش قابل تشخیص نیست بس که ورم داره جفت پاهاش ران هاش آسیب دیده و دستش و فکش :/ 
این دستگاه اینجاست و این آقا تا واحد سونوگرافی جابجا نشد! 
و این چیزها ذوق داره :) 
و این ها پولهای مملکته که تو جای درستش خرج شده! 
زولا رو میشه یه بازی مثل کانتر ۱.۶ دونست که یکم بافت هاش با کیفیت تره و رنگ و لعاب داره و و زبان فارسی داره و کاراکتر هاش هم چند جمله فارسی بلغور میکنن و حالت های متفاوتی برای بازی کردن داره. بازی توي ترکیه ساخته شده ولی خب کسایی پیدا شدن که نه تنها اون رو فارسی سازی کرد بلکه چندتا سرور هم تو ایران واسه ایرانیا واسش ساختن. بازی کردنش مجانیه ولی کمی هم  pay to win هست. در حالي که پینگ ایرانیا بطور متوسط تو بازی های آنلاین خارجی ۱۳۵(خودم ۱۲۰) ولی میانگی
یکی از پدیده های عجیب غریب امروز سریال ریک و مورتیه. سریالی که تو اپیزود های ۲۰ دقیقه ایش یک ساعت و نیم محتوا داره و دیوانه وار ترین ایده ها رو دور هم جمع می کنه و به شما نشون میده و بعد از دیدن همه قسمتایی که اومده مختون سوت میکشه اگر بگم گوینده ریک و مورتی یک آدمه. جاستین رویلند و این آدم تو واقعیت هم کم کسری از دیوانگی توي سریال نداره.
در حالي یکی از تفریحات این روزهام شده ولگردی توي یوتیوب، به این ویدیو رسیدم. ویدیوی که جز سریال نیست ولی صدا گ
دیشب خواب دیدم که انگشتای دست بابم کنده شده و ازش داره چرک می چکه :((( بهش می گم بابا انگشتات !! طوری که انگار حواسش اصلا نیست که چه اتفاقی افتاده به دستاش نگاه می کنه می گه : " آهان اینا رو می گی ؟! چیزی نیست ؟! " . این بابای من تو خواب هم حرصمو در میاره ! هر چی بهش می گیم بابا زخم پاتو جدی بگیر میگه خودش داره خوب میشه . :( 
الان یه جور نبردی درونم داره اتفاق میوفته اسمشو میزارم نبرد من
چون جنگی درون من اما بی سرو صدا داره اتفاق میوفته درون تفکراتم
افکارم در یک لحظه به هم میریزن و در لحظه ای دیگه سرشار از سکوت میشن
تشنه پیشرفتم اما تمایل برای بازگشت به حالت س منو داره از حرکت باز میداره
میخوام قدم بردارم به سمت رویاهام
اولین قدم!
اهسته و بی سروصدا
سبک شور حضرت زهرا(س)---------------------------هر جایی هستم  زهرا هوامو دارهمیدونم مادر بچه اش و دوس دارهحـتـی دم آخــر  تنـهـام نمی زارهبه فکرمی همه جا مادرعالم ندیده مـثل تو بـهتـرایشاالله که قسمت من شهببـینـمـت  روز  مـحـشـربه ابی انت و امی یازهرا(س)لـطف تـو مـادر  شده شامل حالمنوکرت هستم به خودم من میبالمبا اسم تـو  تـحویـل  میـشه سالمیادم دادن از همون اولاسـم تـو رو بـبـرم مـادروقتی گره به کارم افتاددخیل چادرت بشم مادربه ابی انت و امی یازهرا(س)
برای دخترش خواستگار آمده بود، گویا خودش هم راضی بود اما دختر و پدرش نه!
رو کرد سمت "ص" و گفت "تو باهاش حرف بزن بلکه راضی بشه" !
"ص" هم بلند شد و رفت! 
وقتی برگشت پرسیدن چه خبر؟ چکار کردی؟ ، گفت :
《 پسره ۳۰ و خرده‌ای سالشه، یه‌ بار قبلا ازدواج کرده و یکی، دوتا بچه داره ولی پولداره، خونه داره، ماشین داره، کار داره، همه چی داره، بهش گفتم واسه چی میگی نه؟ نکبت گرفتَتِت مگه؟ یه مرد باید خونه و پول داشته باشه که داره، چی میخوای دیگه؟!" همه‌ی این‌ها را وق
به خودم میگم رو چه حسابی من صرف این که به این دنیا اومدم باید تصور کنم از نظر علمی تو بدنی باهوش، تاثیرگذار و استثنایی قرار گرفتم؟ چه ومی داره حضورم در این دنیا حتما در چنین موقعیتی اتفاق افتاده باشه؟ میفهمید؟ چه ومی داره فکر کنم حالا که هستم لابد اتفاق خاصیه برای دنیا و باید کار مهمی انجام بدم؟
به شددددت عصبانیم. کارد بزنید خونم درنمیاد.
یه بنده خدایی رو بهم معرفی کردن .مادره پسره سه روزه شمازمو گرفته و هر روز داره پروفایل تلگراممو چک میکنه تا عکسامو ببینه بعد اگه پسندید زنگ بزنه .انگار رفته تو دیوار داره توي آگهی های قاشق و چنگال و کمد دست دوم میگرده .عکسای پروفایلمو برداشته بودم اما دوباره گذاشتم. فقط منتظرم نه بیاره تا بری نم به سر تا پاش.آدم های بی تربیت بی فرهنگ حرفشم اینه که پسرم خیلی حساسه معلوم نیس چه ریگی به کفش شازده اشه
امشب یکم دلم گرفت از  رنج نبودنش نمیدونم ته زندگی من چیه . حس میکنم عمرم رفته رفته داره کوتاه تر میشه. نمیدونم چرا حتی وقتایی هم که حواسم نیست ولی یهو بهم میشینه ک عمرم خیلی قراره کوتاه باشه.خیلی غمگینم. بدترین حالت ی آدم غمگین بروز ندادنشه. اینروزا اگر کسی بامن دورادور درارتباط باشه شاید خیلی از نظرش فرق کرده باشم. شاید بگوبخند تر شده باشم شاید میزان چرت و پرت گوییم زیادترشده باشه. توي خونه شاید اون بزله گوئه هنوز خودمم.اما یه گودی عمیقی زیر
هرچی بیشتر از روزهای عمرم میگذره بیشتر به این میرسم که باید کمتر حرف بزنم.
حالا این حرف زدن شامل زوایای مختلفی میشه که از حرف!برمیاد اما اینجا بیشتر منظورم وظیفه ی!!قضاوت کردن هست.
چه بسا امروزِ من ابعاد شخصیتی را داره بروز میده که دیروزِ من ازشون ناخرسند میشد و اصلا نفهمیدم چی شد و چه مسیری طی شد که من کاملا ناخواسته ویژگی هایی را پیدا کردم که قبلا با دیدنش در فرد دیگه تعجب می کردم،تعجب ازین که مگه میشه اینجوری بود یا می گفتم وای من که اصلا
یه منشی برامون آوردن زنش سرطان دارهیه تکنسینه اومده بود خیلی ریلکس بهش میگفت آدم دلش میسوزه وگرنه میگفتم ولش کنی. سرطان که به یه مرحله ای رسید دیگه به جای خرج درمان بدی پولشو باهاش عشق کنه خوش بگذرونهگفتم شاید بیچاره دوسش داره چرا انقد ریلکس درباره مرگ کسی باهاش میگهبعد دیدم منشیه همچین آدم لاس زنیه که نگوفقط من دختر بودم تو بخش تا جون داشت دلقک بازی درمیاورد من بخندم!البته این دلیل نمیشه زنشو دوس نداشته باشه
این روزا کلا درگیر پازل و خیالبافی هامم.
در هیچ کتابیُ جز کتابای انگلیسی باز نکردم!یه چندتا کتاب هست که خیلی دوست دارم تهیه شون کنم،مربوط به کلاسامن،پازل دیگه داره تموم میشه،نه از اینکه بابا میگفت پازلِ مسخرس نه از اینکه خودش داره کاملا همراهیم میکنه تا کامل شه حتی بعضی اوقات که حوصله نداشتم اون صدام زد که بیا پازل رو حل کنیم.
واشنا عادت دارم به اینکه بهت بگم که بهم مهربونی کنی،مهربونی کن،باشه؟
با مامان زیاد سره دانشگاه حرف میزنیم رابطه م با مامان روز به روز داره بهتر میشه نمیدونم چه اتفاقی داره میوفته!تا قبل از بهبود روابطمون پیش خودم میگفتم اگر چندین سال هم نبینمشون اصلا اهمیتی نداره اما این روزا دارم میفهمم که چقدر ته دلم خانوادم دوست دارم،شاید بد موقعی داره خوب میشه.باید بنویسم که یادم بمونه شرایط دقیقا چطوری بود!از طرفی دانشگاهِ همینجا و خب درکنار خانواده بودن و راحتی برای رفت و امد!از طرف دیگه کسایی که دوست ندارم مثل این روز
با ح به تفاهم رسیدیم که من خودم رو کنترل کنم، کمتر باهاش ارتباط داشته باشم و فقط یه رفیق معمولی برای هم باشیم. حالا رفتم تو تويیترش و دیدم دوباره اون دختره هی لایکش کرده و اون هم حالم خراب شده خیلی. چرا انقدر حسودم؟ چرا نمی‌تونم ببینم کسی رو دوست داره یا کسی اونو دوست داره؟ چرا با من اینجور نیست که با اون هست؟ چون من می‌خوام گریه کنم . لعنت به من. لعنت به این زندگی. هی دارم می‌گم گند نزن خودتو نگهدار هی می‌گم آدم باش نمی‌تونم الان
امروز روز دوستیه؟!از میم فاکتور میگیرم و میگم :
دلم یه دوست فهمیده و قابل اعتماد میخواد
بتونم حرف بزنم باهاش بدون اینکه قضاوتم کنه.از هر چی اذیتم میکنه بگم و خیالم راحت باشه که یا منو میفهمه یا راهکار خوبی برام داره
نمیدونم
همه ی آپشنهایی که یه دوست خوب داره
من دلم یه دوست خوب میخواد
خوب واقعی. نه خوب نصفه نیمه
به اندازه موهای سرم آدم دور و برمه اما یک دوست دلخواه ؟ نیست
و به اندازه یک عمر شاید ، میتونستم باهاش حرف بزنم اما حالا؟ تنهام و ساکت
با اینکه پژمان بازغی مجری حاذقی نیست و خیلی ضعف داره و نمی تونه خوب ارتباط برقرار کنه
با اینکه برنامه خیلی نواقص داره
با اینکه جایزه هاش خیلی کمه
و خیلی چراها و اماهای دیگه؛
اما اینو خوب میدونم پدر و مادرهایی که بچه هاشونو برای این برنامه میارن خیلی از خود گذشته و شجاعن.
من در مورد اینکه بخوام بعدها نقش مادری رو به عهده بگیرم خیلی فکر میکنم. حس میکنم هیچ وقت به اون میزان لازم نمی تونم از خود گذشته باشم.
وقتی گاهی اتفاقی این برنامه رو میبینم، ت
دیشب رفتیم Once Upon a Time in Hollywood رو دیدیم توي سینما.
 
حقیقتش، فیلم کایند آو تاریخی، بامزه، طنز، و گاهی هم خشن و ترسناک بود.
درباره زندگی یه هنرپیشه هالیووده که خیلی ضعیف و ترسو هست، الکاهالیک هست،
در عوض یه دستیار مانند داره (برد پیت)، که خیلی قوی، آروم، ، دوست داشتنی، و پسر بسازی هست.
شخصیت این پسر دستیاره، همین کلیف بوث، مثل شخصیت الکس یولیش خواننده المانیه.
همون که صدای کلفت داره.
مرموز، باشخصیت، آروم، ناز، ،
بودن پسرها به تیپ و ق
متن آهنگ بیا ساقي شهرام ناظری—–|●♯♩♪♫♬♬♫♪♩♯●|—–بیا ساقي! میِ ما را بگردان…♯♫♪بدان می این قضاها را، بگردان!…♯♫♪قضا خواهی، که از بالا بــگردد…♯♫♪شرابِ پاکِ بالا را بگردان…♯♫♪#موزیک: حسین علیزادهزمیـنی خود که باشد، با غُبارش…♯♫♪زمین و چرخ و دریا را بگردان!!…♯♫♪نَیندیشم دگر زیــن خورده سودا…♯♫♪بیا دریایِ سودا را بِگردان…♯♫♪اگر من محرمِ ساغر نباشــم…♯♫♪مرا لا گیر و الا را بگردان!…♯♫♪اگر کژ رفت، این دل ها زِ م
سلام دوستان
 من یه دختر 23 ساله هستم، لیسانسم گرفتم، حدودا 2 ماه پیش یه پسر که از آشنایان دور ماست و منو داخل مغازه پدرش دیده بود اومد خواستگاریم، ایشون فوق لیسانس جامعه شناسی داره، 27 سالشه و کارمند دولته با حقوق ماهی 3 میلیون تومان، چهره خوبی داره خانواده خوب و نجیبی هم هستند، وضع مالی شون خوبه.
با اجازه خانواده هامون چند جلسه ای برای آشنایی بیشتر همدیگه رو دیدیم، اخلاق و رفتارش رو پسندیدم ، پسر مهربونیه، روابط اجتماعیش قویه، اهل مطالعه هم ه
حاج
علی خدا بیامرز پنج تا پسر داشت. کریم گدا، حسن آقا، مژتبی دماغ (مجتبی)، محمد و
حسین ساغی.

کریم
گدا، بساز و نفروش محله مونه. سرمایه ی اولیه اش رو دهه ی شصت و هفتاد از ژاپن
آورد و زد تو کار بساز و نفروشی. یعنی یه ساختمان می سازه و همه واحدها رو میده
رهن و بعد میره سراغ یکی دیگه. دلیل منفوریت کریم گدا توي محل دوتا چیزه. اول
اینکه واقعا گداست و دوم اینکه وقتی از ژاپن برگشت سر یه داستانی به مژتبی دماغ
نامردی کرد. مژتبی افسردگی حاد گرفت و بعدها معتاد
تجربه کالج متینگنارسالی از اعضای گروهدوستان اولا خواستم بگم که کالج متینگن در شهر متینگن و ایالت Nrw قرار داره . وقتی وارد سایت میشید دو زبان آلمانی و فکر کنم برزیلی وجود داره .برای ترم winter ددلاینش  14 june هست . ❌❌❌اما نکته مهم اینه که اولویت پذیرش از آمریکای لاتین هست و اگر جایی باشه به سایر دانشجویان خارجی هم پذیرش میدن .

ادامه مطلب
ساقي شبیه ساقي کوثر نیامدهجز او کسی به جای پیمبر نیامدهجز او برای فاطمه همسر نیامدهاز کعبه جز علی احدی در نیامدهیعنی کسی به پاکی حیدر نیامدههر کس غلام فاطمه شد در پناه اوستشاهی که عرش دوش نبی جایگاه اوستدر معرکه سلاح نبردش نگاه اوستاین گیسوی سیاه که تنها سپاه اوستبر شانه اش سیاهی لشکر نیامدهاولاد مرتضی همه ذاتاً مطهرندقرآن ناطقند، شفیعان مندشاهان روزگار غلامان قنبرندخدّام عرش گوش به فرمان حیدرنددور و برش که قحطی نوکر نیامدهابروش وق
 از هر کسی برای کمک بهم، داره واقعا باورم
میشه، قسمتم اینه به هدفم نرسم!! خدایا کمک کن!!! نوکرتم کمک کن!! خرتم
کمک کن! واقعا احساس میکنم دارم سکته میکنم!!
خدایا خودت کمک کن! هر
روز اوضاع داره قاراشمیش تر میشه! سخت تر میشه! این همه رفتم تهراان دست از
پا دراز تر برگشتماگه قراره بقیه عمرم هم همین اوضاع بدبختی باشه، خیلی
ملو و اروم امشب تمومش کن راحت بشم!!!تمومش کن دمت!!!
خدایا مراقب ما که نبودی، مراقب خودت باش لااقل!
راستش میدونی نشنوه 
ولی دیگه لذتی نداره نشنوه ولی میخوام بدجوری بزنمش زمین 
این حرکت رو هنوز کلمه ای که بتون حس غریب و عظیمش رو برسونه نساختن تنها کلمه ای که به ذهنم میره هم ردیف اون اغوا هست 
حرف هایی هست که با ما دفن خواهند شد :) 
چون به هر کی بگی به نظرم صد در صد قاطی میکنه چون نمیتونه کاری از دستش بیاد 
بذار تبصره ش رو هم بگم چرا داره یک راه داره که با ما دفن نشه 
و اون ایجاد شرایط و فهم و درک عمیقی هست که بشری که خطا کرده نمیتونه مهیا کنه 
بشر
اوایل بارداریم بودم و تصمیم داشتم جلسات مشاوره برم در خصوص تربیت بچه!
 که یه شب خواب دیدم تو یه کلاسیم با حضور مشاورم که می رفتم پیشش هی.
کلاس در خصوص نحوه کاشت دونه آفتابگردون بود و مشاورم داشت توضیح می داد که دونه رو می کارید روغن می ریزید پاش آب می دید بهش و کل مواد مغذی موجود در دونه رو نام می برد و می گفت شما اگه بخواید گیاه کاملی داشته باشید باید بهش اینا رو بدید که بعدا بتونید استخراج کنید و باید بهش بدید تا داشته باشه! بقیه افراد یادداشت
سلامممم
خوبید؟
خب چه ها همیشه تو کلاس بحث سراین ود که این بخش صندلی داغ چیه و.؟؟؟
خب الان جواب میدم این بخش اختصاص داره به انتقاد و پیشنهاد درباره دوستان و اساتید محترم
ما تو این بخش اسم یکی از دوستان یا اساتید رو قرار میدیم و همگی درموردش نظرات و انتقادات و پیشنهاداتمونو میدیم
این بخش از امروزم شروع به کار میکنه نویسنده این بخش هم خودمم شما نظراتتونو بدید مطمعن باشید همه نظرهاتونو تایید میکنم تا دوستان هم بینند
هم جنبه شوخی داره هم یکم ب
سنگینم. بارِ حضورِ آدماییو تو زندگیم تحمل میکنم که میانگین لبخندامو ۶۲ درصد کم کردن. فکرمو ۸-۷ ساعت در روز درگیر این سوالا کردن که من دوست داشتنی نیستم؟ باهوش نیستم؟ جذاب نیستم؟ حتی مهربون هم نیستم؟! این افکار واقعی ان؟ نه واقعا. اینارو تعاملات غلط با آدمهای غلط میسازن.حالا باید تعاملات غلطمو حذف کنم، بعد ماه ها خودمو ریکاوری کنم و بعد، دعا کنم خدا بهم علم غیب» عطا کنه که بتونم قبل از این ماجراها بفهمم اونی که دارم بهش بی دلیل و بهونه هدیه م
سلام چند وقت قبل براتون درباره سایت بت باز کلاب گفتم.خب حالا میخوام براتون درباره سایت بنفیت صحبت کنم که بسیار سایت خوبیه و اون هم مانند بت باز زیر نظر گروه بنفیت قرار داره کسایی که از سایت بت باز ، حضرات و لایو بت استفاده میکنند بدونن بنفیت در واقع در راس این سایت ها قرار داره . در ضمن حداقل برداشت هم ۵۰ هزار تومنه .
ورود به سایت بنفیت
 
دانلود آهنگ جدید بابک جهانبخش به نام زندگی ادامه داره
Download New Music Babak Jahanbakhsh – Zendegi Edame Dare
بابک جهانبخش زندگی ادامه داره
خوش باشی هرجا که هستی توي این گردش تقویم ما یه جاهایی حریف جبر زندگی نمیشیم دور هم میگشتیم اما تو جهانای موازی نرسیدن منطقی بود ته این دیوونه بازی خوش باشی هرجا که هستی یادتم هرجا که هستم من به رومم نمیارم که چقد بی تو شکستم جنگل از بیرون قشنگه از تو که چنتا درخته اینکه محکم باشی اما از درون به خشکی سخته
برای دانلود
مهربون باش آتنا. صبور باش آتنا. خشمت تا وقتی بلد نباشی که چطور ازش استفاده کنی، فقط نابودت می‌کنه. آدما مسئول اتفاقایی که واسه تو افتاده نیستن. آدما مسئول چیزهایی که تو می‌دونی نیستن. دیگه به نقطه‌ی امنی رسیدی که اگه سر دوراهیِ قوی‌بودن یا مهربون‌بودن قرار گرفتی؛ بهت می‌گم مهربون‌بودنو انتخاب کن. ساده‌ترین دلیلش اینه که همه‌چیز جز جنگیدن داره یادت می‌ره. داره یادت می‌ره چطوری می‌شه دوست داشت.
آتنا خودتو نجات بده. به سرمای هجده‌سالگی
بالاخره تموم شد. زمانش انگار از پاک کردن ده کیلو آلبالو واسه مربا بیشتر طول کشید :دی. یعنی مخم داره میترکه اصلا در خودم نمیبینم دوباره بخونم اصلا هرچی شد (الکی) برم حموم بعدش بخوابم تا ساعت چهارو پنج بعد بیدار بشمو مرور کنم. شایدم نخوابم اسنرس دارم نمیدونم نه میخوابم که صبح زود بیدار بشم اینجوری بهتره. مخم نمیکشه به چیز دیگه فکر کنم از خود صبح سرم تو زبان بود. تو عمرم اینقدر زبان نخونده بودم فکر کنم. خلاصه که همین. دنیا هنوز قشنگیاشو داره. من بر
بسم الله
علاقه ام به انگور شاید بر میگرده به کودکی و نهالی که یه روز بابا توي پیت حلبی آورد  خونه و کاشت بالای سر بوته محمدی .
با هم بزرگ شدیم ولی اون علاقش به سرک کشیدن تو آسمون خیلی بیشتر از من بود و رفت تا پشت بوم و من ته تهش دستم به شاخه های یه کم بالاتر از طبقه اول هم رسید .
عاشق اون برگای نو رس بودم که بیشتر به فسفری میزد تا سبز ، و خراب اون دونه های مثل زبرجد که میچسبوندم به چشمم تا توش رو ببینم .عاشق اون ساقه های فر خورده که میتونست ساعت ها در
پر از خشم، دلهره و نگرانی ام.
از ثبات مزخرفی ک این اقتصاد کوفتی مملکت نداره عصبانی ام. از اینکه هی دارم میبینم چیزایی ک بهش دل بسته بودم داره دود میشه میره هوا ناراحت و خشمگینم. لعنت به همه شون!
از اینکه هس میکنم دست کم گرفته میشم و اون قدری ک اهمیت میدم بهم اهمیت داده نمیشه بدم میاد و ناراحت و غمگینم.
برای رفیقی ک حالش بد بوده و هی خبرای مختلف تایید نشده ای ازش بهم میرسه نگرانم.
و اینکه فردا اعلام نتایجه. لعنت بهشون. قلبم داره میاد تو دهنم.
آشفته
 
 
جناب ساموئل اسمای (بله، دقیقا همان فردی که لبخند میزند، فامیلیش جالبه ها! اسمایم نشدیم!) می‌فرمایند که :
 
هیچ یک از تمایلات نفس انسانی خطرناک تر از تمایل به تنبلی نیست »
خب، اگه فکر کردید که این جمله رو اینجا نوشتم تا شما رو نصیحت کنم باید بگم سخت در اشتباهید :))
اینو اینجا نوشتم تا بگم من همون آدمی هستم که اینو چهارسال پیش وقتی داشت واسه کنکور ارشد می‌خوندم اول کتاب فلسفه ت.ت نوشت تا به خود بگوید آدم باش!
آمّا آخه من چرا باید آدم باشم!
اول اینکه سلام علیکم
دوم اینکه هر کی تويیتر داره و دوس داره اونجا در ارتباط باشیم بگه
سوم اینکه احتمالا متوجه خوش بینی بیش از حد و " ما میتونیم دنیا رو عوض کنیم" من باید تا حالا شده باشید، در همین راستا میخوام یه پیشنهاد بدم و اون اینکه هر چیز مفیدی که پیدا میکنیم رو از هم دریغ نکنیم و بگیم تا سال ۹۷ رو بتریم از" بهترین مدل و ورژن خودمون "
در همین راستا باید بگم که من پوست خوبی ندارم و دیگه میخوام خیلی برسم به پوستم و فلان و در طی تحقیقات بسیار
امروز صبح،دوستم را دیدم که دستش را باز کرده بود. ماه پیش در مدرسه بر اثر یک اتفاق دستش شکسته بود.
وقتی به پیشش رفتم میگفت درد میکند،اما از گریه خبری نبود.بعد که فهمیدم دستش شکسته و گریه ای نکرده بود برایم جالب شد.
امروز عصر داشتم از پارکی رد میشدم که او را ،در حالي که زانوی غم بغل گرفته بود از دور دیدم.
اول متوجه نشدم و خواستم او را غافل گیر کنم،پس از پشت به او داشتم نزدیک میشدم که صدای گریه اش را شنیدم
نگاهی به او انداختم و بغلش نشتم و بهش گفتم:
-
روزای سختی و پشت سر میذارم. میدونم که میگذرن و میشن جزو خاطرات خاطراتی که هیچوقت سعی نمیکنم بیادشون بیارم /انگار نه اینکه هر روز و هر ساعت توي ذهنم دو دو میکنن./ فراموش کردن درد داره فراموش شدن ازونم بیشتر درد داره حالا ازین دوتا سخت تر و دردناک تر وقتیه که میدونی هیچ جای ذهنش درگیرت نیست ولی اون حکم رانی میکنه به مغزت به قلبت به تمام وجودت این درد از پا در میاره آدم واحساسشو اعتماد به نفسشو زندگیشو و روحشوکاش واژه ای بود فقط یک واژه که بتو
+یه پیکان پایین پنجره خونمون پارک شده که رو سقفش یه تیکه مستطیل شکل سیاه دارهفک کنم سایپا پیکانو از ایران خودرو گرفته و داره روی پیکان سان روف دار کار میکنهاینی هم که جلوی خونه ماست. نسخه آزمایشیشه:)
+تا حالا ساعت 5 صبح بستنی توت فرنگی خوردین از یه طرف هم ترس اینو داشته باشین که کسی از سروصدای فریزر بیدار نشه؟اصن عالیهههه:)حتما امتحانش کنید.
+حالا که داریم به اعلام نتایج نزدیک میشیم.دلم قیری ویری میره.احساسم بد نیستاما خوبم نیست*_*
+
عصبیم
بی دلیل و با دلیلشو نمیدونم
نفسم میون راه گیر میکنه دستام میلرزه دمای بدنم بالاست
و حس میکنم یکی داره مغزمو اره میکنه
عصبیم
به شدت و توان بالا 
انقدر که از صبح دلم نمیخواست جواب هیشکیو بدم
انقد که مطمئنم اگه دهنمو باز کنم چیزای خوبی نمیگم 
گمونم این قضیه عصبانیت از خواب شبم شروع شده
خوابی که خوب بود و اصلا حاوی کابوس و محتوای مجرمانه نبود :))
عصبیم
از خودم و خونواده ای که تموم برنامه هاش به چهارشنبه و کنکور بستگی داره
عصبیم 
از این نامر
غیر حیدر چه کسی شافع م بشود
جز علی کیست که بر فاطمه همسر بشود
عشق مولا نشود قسمت هر بی سر و پا
تا ملک سجده کنان سائل این در بشود
تا سحر شیعه فقط ذکر علی میگیرد
تا که مشمول دعای شب مادر بشود
در زمین گشتم و در اوج فلک هم حتی
هیچکس نیست که هم پایه ی حیدر بشود
تیغ ابروش کند معرکه در میدانها
لشکری در پی یک حادثه بی سر بشود
جز علی هیچکسی لایق این منسب نیست
تا که بر خلق جهان سید و رهبر بشود
حق علی، قبله علی ، اصل عبادات علی
منکرش گفته نبی بزدل و کافر بش
ما روبیک های مختلفی داریم. که به دو دسته ی روبیکهای زوج و روبیکهای فرد تقسیم بندی میشن. (روبیکهای زوج مثل 2*2*2 و 4*4*4 و روبیکهای فرد مثل 3*3*3 و 5*5*5 ) که ما هم میخوایم اینجا روبیک 3*3*3 معروف رو که یه روبیک فرد هست آموزش بدیم.
 
روش های حل زیادی برای این روبیک وجود داره که ما میخوایم آسونترین روش یا روش مبتدی رو آموزش بدیم که فقط با حفظ 6 فرمول میتونید روبیک رو حل کنید. در حالي که روشهای دیگه خیلی سخت تره و تعداد فرمولهایی که باید توي اون روشها حفظ کنید
ونوشه گل بن، لیلی جانا خنده نکنده، لیلی جانا خنده نکنده
ته بوردن جا ممرض، لیلی جانا خشک هایته داره، لیلی جانا خشک هایته داره
گندم شه گیشه ره، لیلی جانا شونه نکنده، لیلی جانا شونه نکنده
برو برو بهار وارش
لیلی جانا راه دره مه چش
از این به بعد میخوام تو بیان مطلب بنویسم . یادداشت های شخصیم رو . یادداشت مهاجرت به بیان رو تو پست اخرم وبلاگم تو بلاگ اسکای ( اینجا )  نوشتم اما خب میدونید مهاجرت سخته اما خب ، چاره ای نبود. باید به بیان هم یک فرصت برای عرض اندام داد دیگه .

گمونم اینجا نشه به یادداشت هامون برچسب زد ، حیف بلاگ اسکای این قابلیت رو در پایین کادر یادداشتش داشت ، نه گمونم داره ، بالا سمت چپ یه کلمات کلیدی داره . شاید همون باشه . شاید کمی طول میکشه بهش عادت کنم و چم و خم
جوابمو بدین من الان حسودی کی رو بکنم؟ بیلی که جنی رو بغل کرده یا جنی که بیلی رو بغل کرده؟یا کپشن جنی؟نمی خوام این دنیا داره بی وفایی می کنه.
حالا مسئله دیگه اینه که ایا فارل عشق خاصی نسبت به خواننده های کره ای داره که همشونو فالو کرده؟
ی عکسی رو بچه ها فرستادن تو گروه مربوط به راهنمایی . همه بچه ها تکذیب کردن گفتن اینا ما نیستیم * اهو  دستش زیر چونشه داره افق رو نگاه میکنه !* شادی نورخورده به عینکش چشماش معلوم نیست :| (الان فهمیدم چرا میگن موقع عکس عینک نزنین )* فاطمه , بیرون کادر دوربین رو داره نگاه میکنه :|* مینا , مقنعه اش شله . :|  پ.ن: تو واتساپ عکسا رو براشون فرستادم . اکثریت گفتن بابا حذف شون کن ابرومون رفت  .شادی که گفت اینا فتوشاپه. 
نشستم تا ٥:٣٠ بشه و زنگ بزنم فرودگاه که اگه پرواز تاخیر نداره، بریم
شادمهر داره میخونه، صداى جاروبرقى میاد، بوى شیشه پاک کن، غذاى ماهیا رو دادم، آبشون رو عوض کردم، تختم مرتبه، بابا جلسه ست و شاید نتونم ببینمش، پروژه ى لعنتى که همیشه توى ذهنم استرست رو دارم.
دارم برمیگردم خونه دومم. یار اونجاست پس از همون روز اول شد خونه ى دومم.
چمدونا دمه دره و مامان اصرار داره بسته هاى بیشترى از توى فریزر جا بده.
بعضی از غذاها هستن که درست کردنشون یکم سخته و ریخت و پاش زیاد داره اما وقتی پخته میشن از عطر و طعمش کل خستگی آدم در میره. یکی از این غذاها به نظر من کتلته. درسته که دنگ و فنگش زیاده ولی فقط کافیه که وقتی داره سرخ میشه بوش توي خونه بپیچه اونوقته که لبخند رضایت روی لب همه اعضای خونه میاد. در این مطلب هم درباره طرز تهیه کتلت و نکته هایی برای طعم و بافت بهتر اون توضیح میدیم.
ادامه مطلب
دانلود مداحی محمود کریمی ای علمدار من ای سپهدار من
عزاداری شب دهم محرم الحرام 92هیئت رایة العوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیای علمدار من ای سپهدار منبیا بریم به خیمه ها با منای علمدار منای سپه دار منبیا بریم خیمه ها با منساقي تشنه هاای یله کربلابیا بریم خیمه ها با منای علمدار منای سپه دار من بیا بریم خیمه ها با منمتن مداحی ای علمدار من ای سپهدار من محمود کریمیساقي تشنه هاای یله کربلابیا بریم خیمه ها با منای علمدا
این حال بد داره شبیه یه بیمارى همیشگى میشه. بیمارى که علائمش بى حوصله شدن همراه با بغض ناگهانى هستش. این علائم معمولا هرچند وقت یه بار ظاهر میشه. 
راه درمانى واسش پیدا نشده، فقط با شکیبایى بیمار، دوره نقاهت طى میشه. کلافگى در این دوره اذیت کننده ست. اینکه شخص مورد نظر نه تحمل جمع رو داره و نه تحمل تنهایى، درنتیجه معمولا به زیر پتو میره تا خودش هم نمیدونه چى بشه. از طرفى چون میدونه توى این مدت بسیار حساس میشه، سعى میکنه باکسى صحبت نکنه که دلخور
واقعا بعضی ها را باید کشت!می گه فلانی شانس دارهحالا طفلک بابای فلانی مریضی صعب العلاج داره ها.میگم از مریضی باباش پیداست شانسش!میگه فقط بابای اون مریض شد آیا ؟راست می گه اینو. بابای این طفلک هم مریض است مدتهاست.منتهی،این خانوم که الان شاکی است از دنیا، یک شازده پسر تو زندگی اش بود، اوکازیون!حتی خواستگاری هم رفت و قر و قنبیلهای ناشتا منتهی، خود خانوم یک خبطی کرد تو همون دوران، انگاری بگی با یکی دیگه هم رویت شد، گذاشتنش زمین!خب بگو آخه الاغ! شا
از یه جهت راضیم داره میگذره ،،، بذار بگذره مهم نیست ،، از یه جهتم میگم حیف این روزا که داره الکی میگذره !
اما با این وجود ترجیح اینکه بگذره کلا این 5 سال اخیر جز زندگیم نیست،،،
#
1-وای  زنگ زده به مامانش میگه مامان من لاغر شدم ،،،،سه برابر منه !
اگه مامانت منو ببینه چی میگه  
از بس لاغر شده بودم فکر کرده بودن سرطان دارم
2-جالبه برام که چرا همه فکر میکنن من فقط باید تو خونه باشم و وقتی منو بیرون میبینن تعجب میکنند :|شایدم فکر کردن با مهرداد سوم  اوم
دیر به دیر که مینویسم اینگاری غریبه میشم با اینجا،یه اتفاقایی داره میوفته که خودمم نمیدونم مدیریتش دست کیه!و خب مثل همیشه قلبم اون استرس همیشگی رو داره ترسی که از عقلم سرچشمه میگیره.کتاب "کنار رود پیدرا نشستم و گریستم"رو همون 20 م ماه تمومش کردم و خیلی خوب بود و روم کلی اثر گذاشت.
مفتونش شدم.
احتمالا دوشنبه اقدام کنم برای خریدن چند تا جلد دیگه از پائولو.
به تازگی با کسی اشنا شدم که راجبش حس گنگی دارم،اینبار نمیخوام بازم محدود کنم خودم رو و بگذ
امروز صبح یکی از روزهای قشنگ زندگیم بود.
البته نمیشه گفت صبح، ولی.
اول از همه برامون آش امام حسینی نطلبیده آوردن؛ وقتی از آش خوردم گفتم خدایا همه را به مراد دلشون برسون!
بعد خودم از حرف خودم خنده م گرفت، با خودم گفتم ببین دختر خوب! حالا ببین! اینقدر تو زندگیت بی دغدغه و مشکل هستی، که به یک آش ساده می گویی مراد دل! 
خنده داره نه؟؟!!! به نظر من همه ی ماها همینیم، کلی گله و شکایت از زندگیمون می کنیم و از دغدغه ها و مشکلات نداشته ی زندگیمون می نالیم ک
روز جهانی دوستی یادی هم بکنیم از اون بزرگواران که در قالب دوست من دوست داره با دوست تو دوست بشه ، دوست داری با دوست من که که دوست داره با دوست تو دوست بشه، دوست بشی ! اومدن جلو. بعد نگو اون زیر میرا یه هدفای دیگه داشتن. از جنس آستین بالا زدن واسه شازده پسرشون. بعد چون از نه شنیدن هراسان بودند واسطه بدبخت رو پاس میدادن سمت ما خودشون مشغول جا باز کردن تو دل ما بودند. بعد ما به واسطه که گفتیم نه، دیگه رویی ازشون ندیدیم! یه جوری نیست شدند که انگار هیچ
من بنده ی آن دمم که ساقي گوید 
یک جام دگر بگیر و من نتوانم
 
تا حالا شده از شدت درست بودن یک چیز اون کارو انجام ندین ؟ یعنی انقدر میدونید درسته و هیچ حرفی تو کارش نیست که به نتیجه اش اعتماد نکنین ؟ 
تو یه راهی افتادم که نه راه پس دارم نه راه پیش ، 
یا باید تا اخرشو برم که از اخرش میترسم ، یا همینطوری که هستم متوقف شم . 
که مطمئنم اگر متوقف شم به نابودی میرسم . 
اما بازم جرئت اینو که تا اخرشو برم و ندارم .
از یه جا بقیه بهم میگن اره درسته ، انجامش بده
برای هدیه بزرگترها مثل پدربزرگ و مادربزرگ: گران است، گران است / هدیه بزرگتران استهدیه پدر و مادر عروس و داماد: تو این وضع گرونی / پدر شرمندتونیم . . . . یا . . . . پدر (عروس یا داماد) گل کاشتی / سنگ تموم گذاشتیهدیه برادرها: داداشی آی داداشی، الهی زنده باشی / هر جا بابا بشینه، تاج سرش تو باشی . . . . یا . . . . آقا داداشه / وظیفشههدیه خواهرها (برای شوخی، چون دخترا بیشتر میرن خونه مامانها، البته برای کمک): یه هفته بود میخوردی، چندتا بچه هم آوردی، چندتا قاب
داداشم فردا کنکور داره، بالای تخته وایت برد تو اتاقش نوشته: به نامِ عادل ترین
دارم فکر میکنم منظورش چیه؟ یعنی داره میگه خدایا همون اندازه ای که تلاش کردم نتیجه بگیرم؟ یا می‌گه خدایا اگه یه جای زندگیم کم گذاشتی اینجا عدالت به خرج بده و برام جبران کن؟ :))
واقعا هم تلاش کرد و من امیدوارم نتیجه ش رو خیلی با برکت تر ببینه! ولی من بودم شب کنکورم یه همچین حسی داشتم که : خدایا من که اونقدری که باید نخوندم و بلد نیستم، احساس میکنم همشو یادم رفته :/ خودت ب
مرحوم سیمین دانشور در گفتگو با هوشنگ گلشیری به فضای تیره و سیاه و دلگیر ادبیات ما در دهه چهل و پنجاه اشاره میکند و آن را نقد می‌کند:
_
ببین عزیزم، ادبیات ایران داره به سمت یک ادبیات دپرسیونی پیش میره در حالي که آدمیزاد باید فوق دپرسیون، فوق افسردگی قرار بگیره. اگر ساعدی ادبیات دپرسیونی مینویسه، اگر آوارگان اش پر از دپرسیونه ساعدی حقشه. پا شده رفته اون سر دنیا، با آن همه سرخوردگی و غم غربت. اما اسماعیل فصیح که وضعیت آخر را به آن خوبی ترجمه کر
 دردسر جدید این هفته من :
این هفته علی مهمون ماست بخاطر شرایطی که داره حالا به هر حال یه هفته مهمون ماست 
سوالی که اینجا دارم  اینکه تا جاییکه امکان داره انواع بازی های پسرانه رو به من بگین‌ که این
هفته با علی کوچولو (۹ سالشه) بازی کنم‌ .
دوم غذاهای کودکان اگر میشناسین بازم بهم بگین‌ ممنون میشم .
علی هر غذایی نمیخوره و اینکه نمیدونم چی دوست داره چی نداره؟ متاسفانه به منم نمیگه:|


+   
داداشم این هفته سرکاره . 
مامانش هم بیخیال بیشترتون میدونین
اینکه وقتی فشارهای زندگی میان تو از اعتذال و حسن خارج نشی و از اعتبار و عیار نیافتی اتفاق مبارکیه، همون اتفاقیه که دنبالش هستم.
اینکه ناراحت نشم اگر مهمون سرزده و بدون اطلاع و اجازه ی من وارد اتاق خوابم بشه، اتاق خوابی که با عرف رایج جامعه خیلی فرق داره و همین فرق هم برای من یکم حل نشده ست و یه تضادی حس میکنم که اذیتم می‌کنه و بعد این اذیت سلسه وار باعث بشه به بچه ی مهمون اسباب بازی ندی و اون از لجش بچه تو محکم دوبار هل بده و بندازه زمین و اشک ب
امروز خیلی حس بدی داشتم سر کار. روح و روان‌مون قاطی شده دیگه، هر چی هم بخوایم به رو خودمون نیاریم نمیشه باز. خلاصه که تو اوج بی حس و حالي یه دفعه همکاران کوچولوی ما رخ نمودن! :/
دو تا بودن!!! وسط جیغ جیغ کردنام توجهم به دم‌شون جلب شد!!!! :))) بدو بدو از زیر در رفتن بیرون. وقتی رفتن بیرون من تازه پریدم رو صندلی!!! با کلی ترس هی میگفتم سنجاب بودن! سنجاب بودن!
ولی خب همسر اعتقاد داره موش خرما بودن! به هر حال من همیشه خدا زیستم ضعیف بوده! :/
 
میخواستم عکسشو
میدونید همیشه یه نگرانی هست
که نکنه .
در هر مسئله ای
این نکنه ارام و قرار نداره جز با یاد خدا که هر چی خودش صلاح بدونه
همون حرف همون دستور العمل ازتو حرکت .
واقعا حتما دلیلی داره که یه همچین جایی خدمت میکنم !
شاید این هم جزئی از روند تایید باشه
اما میتونم بگم تمام فکر ذکرم اصلا اینجا نیست .
کارمو خوب انجام میدم طوری که جای حرفی نمونه
این چند مدت چقدر اتفاقات پشت سر هم میفته
همین بعد از ظهر بود که به دوستم میگفتم که اصلا قابل مقایسه نیست
اگر
 حرکت برای سربازهای شطرنج حکم مرگ و زندگی رو داره یا حذف میشن یا در آخر وزیر 
اما با تمام شباهت های شطرنج  تفاوتش با زندگی در اینه که 
 بعد از کیش و مات شدن داشته هات هم میشه زندگی رو ادامه داد و حتی دوباره سرپا ایستاد 
برای همینه که بعد از مات شدن هم کسی نمیتونه  شاه رو بیرون کنه 
جاگذاری در زندگی = چون هنوز شاه ِ خودشهِ
شاید به خاطر اینکه در زندگی ملموس نیست قابل باور نباشه ولی هر حرکتی در چی شدن ما تاثیر داره 
پس :
سرباز ها = انتخاب ها
شاه = و
سال بعد کنکور دارم. کنکور یه هدف نیست بیشتر شبیه یک سرگرمیه یه سرگرمی هیجان انگیز و رکوردی که تلاش و تمرکز روزانه می خواد. چی بهتر از اینکه یک سال رو میتونی بهش فکر کنی و باهاش سرگرم باشی؟ به همین سادگی یک سال از این زندگی رو که رفته توي پاچه ات سپری میکنی!
هر چقدر فکر میکنم جایی برای من در این دنیا وجود نداره. باید کوله پشتی ام را بردارم و برم. 
یکی از معلم های دبیرستان بهم میگفت: سال بعد کنکور میدی؟ 
_ آره
رشتت چیه؟
_ ریاضی
به نظرت آینده داره؟
_ آ
بخون دلت بدجور میشکنه
تعریف میــکرد :
همسرم توي حیــاط از روی ویلچر با صورت خورد زمیــن.

بعد که من دویــدم و از روی زمیــن بلنــدش کردم.

دیــدم داره مثل ابـر بهار گریــه میکنه.
با تعجب بهش گفتم .
حاجی شما توي ایـن سالهای مجروحیتت.
یــه بار آخ نگفتی چی شده؟!
گفتش نمیدونستم.
زمیــن خوردن با صــورت اینـقدر درد داره .
نمی دانی با دست بریده وتیری درون چشم
.زپشت اسب افتادن چه سخت است؟

 منبع انواع عکس نوشته برای فضای مجازی :
http://aksestan.blog.i
دانلود آهنگ جدید آیدین اشکانی دلواپسی
Download New Music Aydin Ashkani Delvapasi
آهنگ آیدین اشکانی بنام دلواپسی
عشق تو بیقراری داره شبا بیخوابی دارهدلواپسی داره، عشق تو میمونه همیشه
متن، ترانه: نیما قاسمی+تنظیم، میکس مسترینگ: مصطفی سلطانی
 
ادامه مطلب
دوستانیکه به مشکل ارزن هضم نشده در مدفوع عروس برخورد میکنند:
اگر ارزن درسته و هضم نشده دفع کنه طبیعی نیست.یا ارزن کهنه و غیر قابل هضمه و یا قرمز و وارداتیه یا شن چینه دان تمام شده و باید تامین بشهیا عفونت روده داره .باید شن و ماسه و یا پودر صدف در دسترسشون باشه که برای هضم بهتر ازش استفاده کنند
پس اول ضمن تهیه ارزن سالم (حتی المقدور ایرانی که مواد نگهدارنده نداشته باشه) شن و ماسه دردسترس پرنده بگذارین و هم سه روز متوالی ده قطره سرکه سیب داخل ۱۰
دیشب اول رفتیم دور نعل من یه دونات گرفتم بعد رفتیم تو یه کافه دور نعل بخوریم ، عاقا من و انسی تو این کافی شاپه از دست شاگرده مرده بودیم از خنده :)))))) . پسره انگار چیزی زده بود اصن ی حالي بود‌ . هی ب انسی گفتم جلو خنده شو بگیره ، انسی هم ضایع نگاه می کرد اصن ی وضعی بود . پسره ب سقف نگاه می کرد با سقف حرف میزد =)). بعد اقا داشتیم بر میگشتیم ابی بم پیام داده بود خوابی :(. عاقا من فهمیدم باز یکی آمار منو بش میده :/ . واقعا کارش خیلی زشتع همش برا من به پا میذاره
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب