نتایج مطلب ها برای عبارت :

شبی که تختی با سیل زدگان خندید

اعطای تسهیلات ۴۰ میلیونی به سيل زدگانزارعی به اعطای تسهیلات ۴۰ میلیون تومانی به سيل زدگان این شهرستان اشاره کرد و افزود: از این میزان تسهیلات یک میلیون تومان به صورت بلاعوض اعطا می شود و همچنین برای هر منزل مسی آسیب دیده تعداد ۶۰ پاکت سیمان داده شده است.فرماندار راز و جرگلان ادامه داد: همچنین به منظور جبران خسارت ناشی از سيل به واحدهای صنعتی، دامی و مزارع کشاورزی این شهرستان وام بلاعوض درحال پرداخت است
در مراسمی زیبا و به یادماندنی
که باز هم جهان پهلوان کشتی ایران بهانه برگزاری آن شد، ورزشکاران،
هنرمندان و خیرین برای کمک به سيل زدگان کشور آستین ها را بالا زدند تا با
جمع آوری کمک های میلیاردی، باعث شادی تختي و سيل زدگان شوند.
به
گزارش ایسنا، در گردهمایی بزرگ اکران فیلم تختي، ورزشکاران، هنرمندان،
خیرین، کسبه بازار و مردم نیکوکار بار دیگر دست یاری به سمت هموطنان سيل
زده دراز کردند و شبي زیبا و به یادماندنی را به یادگار گذا
تختيدر مراسمی زیبا و به یادماندنی که باز هم جهان پهلوان کشتی ایران بهانه برگزاری آن شد، ورزشکاران، هنرمندان و خیرین برای کمک به سيل زدگان کشور آستین ها را بالا زدند تا با جمع آوری کمک های میلیاردی، باعث شادی تختي و سيل زدگان شوند.به گزارش ایسنا، در گردهمایی بزرگ اکران فیلم تختي، ورزشکاران، هنرمندان، خیرین، کسبه بازار و مردم نیکوکار بار دیگر دست یاری به سمت هموطنان سيل زده دراز کردند و شبي زیبا و به یادماندنی را به یادگار گذاشتند.در این مرا
درکل دنیاهزینه تراشی برای دولت یک کشوربرابرباگران شدن پول افزایش سودسپرده و بهره وام بانکی بود.هزینه تراشی مکانیزم های مختلفی داشت.اول پخش شایعه.دوم وحشت آفرینی.سوم.تحریم.چهارم جنگ.پنجم بلایای طبیعی.ششم آتش سوزی یک ساختمان مملوازکالای اساسی که منجربه کاهش کالادربازارمیشد.
هرچیزی که تعادل عرضه وتقاضارابهم میزدمانندکسری اعتبار یک بانک توسط موسسات رتبه سنجی که عده ای معتقدبودنداین موسسات با دریافت رشوه رتبه بانک هارابالاوپایین میکنند.ت
تمام شهرهادرگیرزله وسيل بودند.باغ وحش هاباتخریب شدیدی مواجه بودندبیشترحیوانات خطرناک ازباغ وحش ارم به سمت تهران وکرج وبیابان هاوحتی نقاط امنی که کانکس جهت زله زدگان وسيل زدگان گذاشته شده بودرفته بودند.
ملت فلک زده نمیدانستندباحیوانات وحشی وسمی بیرون کانکس چه کنند.پادزهرهای موجوددرسرم سازی رازی همه زیرآواردفن گشته بود.
وضعیت جغرافیای سیاره زمین درمنظومه شمسی به حدجراحی مغزواعصاب رسیده بود.اینکه درچه مکان امن ترین جای منظومه شمسی
آن موقع که اصلاً ایران، جایگاه امروزش را دارا نبود، ابهتش اندازه این سالها نبود، دوربین و رسانه و شانتاژ و . هم در کار نبود، چند سردار بی ادعای اسلام به بوسنی رفتند و در قلب اروپای وحشی به مبارزه با خون آشام تر از داعش یعنی صربهای م پرداختند.
یکی از این سرداران که نقش اصلی در نجات مردم مظلوم بوسنی داشت حاج سعید قاسمی است، همان رزمنده خستگی ناپذیر جبهه های بین الملل اسلام که سیدالشهدای اهل قلم، تربیت امثال او را از بزرگترین دستاوردهای ا
امام ای در بیانیه گام دوم انقلاب به جوانان اینگونه توصیه می نمایند:
جوانان عزیز در  سراسر کشور بدانند که همه‌ی راه‌حل‌ها در داخل کشور است. این‌که کسی گمان کند که مشکلات اقتصادی صرفاً ناشی از تحریم است و علّت تحریم هم مقاومت ضدّ استکباری و تسلیم نشدن در برابر دشمن است؛ پس راه‌حل، زانو زدن در برابر دشمن و بوسه‌زدن بر پنجه‌ی گرگ است» خطایی نابخشودنی است. این تحلیل سراپا غلط، هرچند گاه از زبان و قلم برخی غفلت‌زدگان داخلی صادر می‌شو
حضور 300  بسیجی گروه های جهادی از دانشگاه های شهید بهشتی و امیر کبیر به این شهرستان خبر داد.مسئول بسیج سازندگی ناحیه مقاومت بسیج راز و جرگلان از حضور 300 نفر بسیجی گروه های جهادی به شهرستان خبر داد و گفت: گروه جهادی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران شامل 120 دانشجوی بسیجی از تاریخ 21 مرداد ماه به مدت 14 روز در دهستان محروم حصارچه حضور خواهند یافت.وی افزود: این گروه جهادی به خدمات عمرانی و آبادانی و پزشکی خواهند پرداخت.میثم وردی پوربا اشاره به دیگ
اطلاعیه مهم شورای زکات
با تبریک حلول ماه شوال و فرارسیدن عید سعید فطر، پیرو سوالات تعدادی از مردم شریف شهرستان درخصوص واریز مبالغ فطریه به منظور کمک به سيل زدگان، ضمن تقدیر از حس همنوع دوستی مردم متدین به استحضار عموم می رساند:
طبق فقه شیعه و موازین شرعی و  نظر مراجع معظم تقلید وجوهات زکات فطریه می بایست در محل جمع آوری شده به دست نیازمندان همان محل برسد.
لذا شرعا امکان ارسال فطریه به سایر نقاط امکان نداشته و اجازه رهبری عظیم الشان انقلاب ا
مایک پامپئو»، وزیر خارجه آمریکا در مصاحبه‌ای با شبکه خبری بلومبرگ گفته دوست دارد به ایران سفر کند. پامپئو که با تلویزیون بلومبرگ صحبت می‌کرد، گفت: مطمئناً، اگر ضرورت داشته باشد، با کمال میل به آنجا می‌روم. دوست دارم فرصتی باشد و [به ایران] بروم. نه برای اینکه صحبت‌های تبلیغاتی بکنم، بلکه حقایق را به مردم ایران درباره اینکه رهبرانشان چه کار کرده‌اند و چطور این موضوع به ایران لطمه زده، بگویم.»پامپئو قبل از حضور در این سمت، زمانی که نمای
یا پروردگار عالمیان
وقتی هنوز فرق بین هزینه و سرمایه را بلد نیستیم مسلم کشور را که بدستمان می دهند چنین زشت مدیریت می کنیم که همه را نا امید می کنیم و خود به ورته چرت گویی می غلطیم و از واقعیتهای مملکت روز بروز بیشتر فاصله می گیریم.
وقتی برنامه ریز کشور کسی است که به یک مدیر خائین و ظالم بزرگ به مملکت و کسی که حقوق نجومی او را نکرده بلکه دست به دریافت وام بلاعوض میلیاردی می گیرد را امین و سرمایه نظام بنامد
میبینیم که در بودجه برای شرکتهای
مشخصات و قیمت سرویس رو تختي مادام کوکو
ست سرویس روتختي تک نفره مادام کوکو مدل 1kntcc0296121 یکی از محصولات خواب و اتاق خواب برند مادام کوکو که یک برند زیبا و مجلل ترکیه‌ایی است می باشد.سبک محصولات مادام کوکو ترکیبی از سبک قدیم و جدید با روحیه پاریسی است، بنابراین بسیار مورد پسند اقشار مختلف جامعه و افرادی است که لوکس گرایی توام با حس کلاسیک را دوست دارند.انتخاب روتختي مناسب در کنار انتخاب تخت خواب راحت ، در آرامش و بهداشت خواب تاثیری غیرقابل
یکی از موارد مهمی که باید در آن دقت به خرج داد کارت دعوت به عروسی برای اقوام و آشنایان است. با توجه به فهرست مهمانان که از قبل تدارک دیده‌اید باید کارت‌های دعوت را با توجه به سلیقه صاحب مجلس آماده کنید اما این بحث زمانی جالب می‌شود که عروس و داماد با توجه به ایده‌ای منحصر به فرد به طراحی آن پرداختند.
زوج هنرمند آذربایجانی کارتی به یاد ماندنی برای مهمانان بوجود آوردند.
نوعدوستی و همدلی مردم ایران و به خصوص آذربایجانی‌ها در جای جای این خطه ص
فقه کارآمد، فقهی است که سر از مسائلی که صدها هزار بار آن
را مباحثه کرده و بر آنها صدها بار حاشیه زده است، بیرون آورده و به درد و
فریادهای دردمندانه جامعه اش توجه کند. وگرنه تکرار احکام عبادات و معاملات در
فقه، آیا توانسته است گره ای از مسائل کشور باز کند؟ در خصوص فساد دولتی و فساد
افراد منتسب فامیلی و خویشاوندی به مدیران حکومتی و دولتی، قبل تر گفته شد که فقه
باید تئوری خود را برای کنترل آنها بیان کند. برداشت نگارنده از آیه شریفه یا
نِساءَ النّ
شاید اگر تا یکی دو سال پیش شنیدن خبر ساخت فیلمی
با موضوع جهان پهلوان تختي توسط کارگردان آثاری چون آسمان زرد کم عمق، اینجا بدون
من، پرسه در مه و من دیه گو مارادونا هستم غیر معمول و تاحدی شگفت آور بود، اما پس
از تماشای تنگه ابوقریب(هشتمین اثر سینمایی بهرام توکلی) در فجر سی و ششم، شنیدن این
خبر چندان هم عجیب به نظر نمی آمد. چراکه توکلی نشان داد دوران جدیدی را در
کارنامه فعالیت هنری اش آغاز کرده است. او در زمان اکران ابوقریب در جشنواره فیلم
فجر به
شگفتا سبک‌سرانی
که بر سرکشی‌شان شادان‌اند و حسابشان نزدیک است.
شگفتی‌آورند
سفیهانی که گمان می‌کنند آتش درون با خنده فرو‌می‌نشیند؛ ولی جای شگفتی نیست از بوزینه‌ای
که شادی‌اش در مزدوری برای پلنگان باشد و لاشخوری که خوشحالی‌اش از سفاکی کفتاران است.

وااسفا گاوریشی
که با جهل به ندانسته‌هایش سردماغ است.
عجبا
مضحکه‌ای که با لودگی، هوشیاران را بهت‌زده‌ی غفلتش می‌سازد.
تعجب‌آور است بی‌عرضه‌ای که گمان می‌کند با فکاهی جانسوزش خرابکار
خرید روتختي دو نفره و تک نفره ارازن قیمت
تختخواب ما جزء مکان های مورد علاقه ی ما به حساب می آید چرا که بعد از یک روز پرمشغله و طولانی تنها جایی که خستگی شما را از بین خواهد برد بی شک یک رخت و خواب نرم و راحت خواهد بود.
بنابراین اگر می خواهید احساس آرامش را در پایان روز زندگی کنید حتما به فکر یک ست سرویس روتختي مرغوب باشید.
ست سرویس روتختي در انواع متنوع و تکه های مختلف موجود می باشد از میان انواع کاور لحاف ، ملحفه و ستهای مجلل لوکس ، می توان به ر
دیشب خواب دیدم عروسیمه. ولی اصلا خوشحال نبودم. همش معذب بودم . عروسیم نمیدونم به چه دلیلی مختلط بود و من همش به دوماد غر می زدم تو ماشین عروس که حالا که داریم می ریم مهمونی یه شنل بزرگ برام می گرفتی که بقیه منو نبینن. دوماد هم همش می خنديد.
بهش می گفتم حالا که عروسی رو میخاستی مختلط بگیری لااقل یه لباس عروس پوشیده برام می گرفتی شبيه این فیلم های صداوسیما نه دکلته و بی حجاب. ولی اون بازم می خنديد.
وقتی رفتم تو سالن و نگاه مردا بهم بود اشک میریختم و
نمیخواستم دست بدم. چون نمیخواستم این آخرین دست دادن باشه. چون میترسیدم. چون میخواستم مثل همیشه پیاده شم‌.
نشستم روی تخت. همون تختي که قلمرو پادشاهی من بود. اما حالا شبيه هیچی نیست جز یه تیکه آهن وسط بیابون. همون قدر بی معنی. بی‌حس نشستم روش. نه در واقع نمیتونم بشینم. دراز کشیدم و زل زدم به دیوار. فکر ها هجوم میارن به سمتم. تنم می‌لرزه. سرم منفجر میشه. دارم به نامه‌ی بعدی فکر میکنم. نمیتونه نامه ای وجود نداشته باشه.
پا میشم وضو میگیرم. حافظ
اون لحظه که پاپ کورن تعارف کرد به خانواده یِ صندلیِ کناری و زنِ بعدِ کلی تعارف بهش گفت شما پفک میخورین؟گفت نه ممنون
مَرده بهش گفت: ببینین حاج خانوم میخورن؟
برگشت پرسید:پفک میخوری؟گفتم نه ممنون.
بعد یه مکث کوتاه گفت "حاج خانوم" پفک میخوری و خنديد.
مؤمن شیرازیت خاصی دارد!
در قم به منزل یکی از اساتید اخلاق مشهدی رفته بودیم. استاد، بعد از صحبت‌ در مورد ویژگی‌های مؤمن، فرمودند: مؤمن یک شیرازیت خاصی دارد!»همه تعجب کردند، اما ما سه‌چهار نفری کهٔ شیرازی بودیم، با توجه به مقدمات قبلی، به سرعت منظور ایشان را گرفتیم و خنده‌کنان، احسنت‌هایمان را تقدیم جمع کردیم.سایر طلاب به استاد گفتند: شیرازی‌بودن چه ربطی به مؤمن دارد؟» ایشان شروع کردند به تطبیق‌ آنچه از صفات مؤمن، که براساس روایات گفت
چرا فیلم غلامرضا تختي» نفروخت؟

از 25 اسفند 97 تاکنون سینمای ایران با
اکران هفت فیلم کم‌وبیش حدود 47 میلیارد تومان فروخته. سه میلیون و 500 هزار نفر
سینما رفته‌اند که سهم فیلم غلامرضا تختي» حدود 66 هزار نفر است و این فیلم خوش‌ساخت
بسختی دارد خودش را به مرز یک میلیارد تومان فروش می‌رساند[1]. این در حالی است که حدود یک
میلیون و 700 هزار نفر به سینما رفته‌اند برای دیدن رحمان 1400» و این فیلم در
حالی دارد از مرز 22 میلیارد تومان فروش می‌گذرد که تازه ار
خوشحال و  خرسند نه از اینکه دیروز روز ِ بوسه بود و اصلا به من چه ؟، بلکه از اینکه دیگه شبها تنها نیستم که تا خود طلوع خیره بشم به پنجره تا آرامشی که فرار کرده از خونه‌ام  با اولین پرتو نور بریزه تو وجودم و بعد آروم چشمامو ببندم و بخوابم، خوشحال از اینکه دیگه خواب شب اومده تو تاریکی و روز شده زمانی برای تلاش بی وقفه » و خوشحال از اینکه داریم پا به پای هم کار می‌کنیم و پایان نامه رو پیش می‌بریم و  با شعار ِ تو دلم :" که من تا شهریور دفاع میکنم ! " خ
این که ما با سی گار عکس گرفتیم و منتشر کردیم به معنای این نیست آقا جان ما سی گار می کشیم خیلی هم مشعوفیم و شاخ. خیر ؛ تنها داریم این جا تمام وجه هایمان را نشان می دهیم و برای اثبات این مسئله بک گراند تصویر را با مشقت انتخاب کردیم. همیشه وقتی رو به روی این اسامی نویسنده ها و کتاب ها و بالاترش سیاره ها و تئوری بیگ بنگ می ایستم یه حس لایتناهی می دود زیر پوستم.این اتاق ؛ بخش عظیمی از هویت من را پوشش می دهد ؛ دیوار هایش ؛ گلدان هایش ؛ ماهی هایش و رو تختي
قبل‌ترها مرام پهلوانی در تشک کشتیِ تختي و ابراهیم هادی ظهور و بروز داشت ولی حال در صفحه‌یِ شطرنجِ نوجوانی ١۶ ساله و در زمین یخیِ اسکی سوارِ بانویِ ایرانی هم قابل مشاهده هست!بعد از از افتخارآفرینی آرین غلامی این‌بار مرجان کلهر، رنگین‌ترین مدال را که همانا پاسداری از حریم صداقت به بهای گذشتن از منافع شخصی هست؛ بر گردن آویخت!پ ن١: مرجان کلهر با اعتراف به خطای خود که از چشم داوران پنهان مانده بود از مسابقات جهانی اسکی انصراف داد. پ ن٢: صفحات م
عشقش داشت میخنديد بهش بلند بلند قهقه میزد 
مرد از جاش بلند شد اروم گف بسه!
زن ادامه داد بلندتر و بیشتر خنديد مرد سمتش اومد و فریاد زد ایوی بسه! 
مرد گلوی زنش فشرد گریه کرد و فریاد زد بسه! 
اونقدر فشار داد که از بی جان تو بغل مرد افتاد.
گریه‌ی مرد شدت گرفت سر زن توی سینه اش فشرد و محکم بغلش کرد و بین هق هق های مردانش مدام میگف "دوست دارم" "دوست دارم"."دوست دارم"
دو قویِ وحشیِ او می‌پرید تا مهتاب ز برکه‌ای که دلش می‌تپید تا مهتاب میانِ برکه‌ی او ماهیِ دلم را سرخ رها نمودم و او می‌دوید تا مهتاب شبي سیاه ولی روزگارمان با هم سپید گشت سپیدِ سپید تا مهتاب لبش غزل به هم آورد، زندگی یعنیترنّمِ نفَس‌اش می‌رسید تا مهتاب زباغِ روشنِ چشمی که یک سحر خنديد سرودِ سبزه و گل می‌دمید تا مهتاب و محوِ دیدن او می‌شدم چگونه که رنگ ز رویِ هر شبِ من می‌چکید تا مهتاب 
_آری ، خدا هست ؛ زیرا بدون او ، چاله ی حیات ،عمیق و عمیق تر میشود و انسان وامانده در آن گودال ، هرگز راهی به سویی نخواهد گشود ، و هرگز آرامشی نجیب برای انسان پدید نخواهد آمد و هرگز انسان ، از ته قلب ، بی دغدغه نخواهد خنديد ، و هرگز دست مهربانی آدمیان به جانب فکر و بیان ، به گشادگی نخواهد رفت . من ، میپذیرم ؛ درد انسان ، هر چه هست ، محصول شک در بود و نبود خداوند نیست . فقط به دلیل بی تکیه گاهی ست .
سه دیدار ( جلد دوم ) _ نادر ابراهیمی 
سلام سلام.
خوب روال پستهای اخیرم رو دوست داشتم.هر روز مینوشتم.هر شب مینوشتم و کاهی در لحظه مینوشتم و این باعث میشد خوب به خودم و هر روزم نگاه کنم.بفهمم هر روز دارم با چه روندی جلو میرم یا عقب میفتم.
نمیدونم چی شد بعد از آخرین پست یهو نوشتنه هی روز به روز عقب افتاد تا اینکه امروز این پست زاده بشه!
خیلی هم حالم گل و بلبل نیست اما میخوام از چیزای خوب بنویسم.
امروز و دیروز دو تا دوچرخه سواری خفن رفتم.یکی تا جنگل یکی تا دریا. یکی وقت غروب یکی وقت طلوع.ع
گفت خوابم میاد،حرف میزنی بخوابم؟شروع کردم از هر دری سخنی،ریاضیش خوب بود،زدم تو کار زاویه ها،گفتم ببین زاویه مکمل یه خط بازه،۱۸۰درجس،من نمیخوام مکملت باشمکه بینمون اون همه فاصله بیفته،گفت پس چی؟گفتم ببین،اون یکی چی بهش میگفتن؟۹۰بود مجموع جفتش؟گفت متمم؟!گفتم اره همین،میدونی چرا؟چون گوشه داره،من واسه بوسیدنت گوشه میخوام،اینکه بخوابی گوشه میخوام،حرف بزنم باهات گوشه میخوام،فرق نمیکنه چه گوشه ای،دیوار،بغل،خونه،فقط یه جا باشه که فرار نک
توی آزمایشگاه ایستاده بودیم تا نوبتمون بشه واسه دیدن نمونه ی زیر میکروسکوپ. صدایی پشت سرم گفت: انقدر بدم میاد از این آدمااا. برگشتم و دیدم داره به من نگاه میکنه. بهش گفتم از کدوم آدما؟ گفت شما قدبلندا که حق ما رو خوردین. بار اول نبود که این حرف رو میشنیدم. بهش گفتم از آدمایی که سرماخوردن و بیحالن چی؟ خنديد گفت نه از اونا خوشم میاد. اون یکی گفت وقتی مریض میشی چقد مظلوم میشی. زود برو خونه حالت بده.
نمونه رو دیدم. ازش عکس گرفتم. کوله م رو گذاشتم ر
 
آشیانه در مه : امیرحسین فردی، سوره مهر
خلاصه:
پسری به نام شکور، جوجه قرقی که در روستا پیدا کرده به خانه می آورد و او را بزرگ می کند. در این میان پسر ارباب که جمشید نام دارد و با تفنگش پرنده ها را شکار می کند، با شکور درگیر می شود. در این میان اتفاقات جذاب، جدی و غم انگیزی رخ می دهد.
بریده کتاب(۱):
در ده، فقط دو دکان وجود داشت. یکی از آن دو، دکان حاج بایرام بود، در این دو دکان همه چیز فروخته می شد. از کفش و کلاه و پارچه و قند و شکر گرفته، تا نفت و گوشت
باید رها سازم دلم ، از چنگِ قلّاب .
خنديد بر من ماهیِ جان داده بر آب
گفتم به چه می خندی ای دلمرده ماهی
تا که دهانم را گشودم ، ریخت خوناب
چشمم به جز خون هیچ چیزی را نمی دید
ناگاه حس کردم که افتادم به گرداب
هی دست و پا می زد دلم بیهوده ، انگار
افتاده توی باتلاقِ کنجِ مرداب
چشمم دوباره خورد بر آن ماهی و گفت :
تسلیم شو ،که رد شد، از روی سرت آب
قلّاب عشق است این ، نداری راه چاره
راه فراری نیست غیر از مرگِ بی تاب
گفتم چه می گویی ، دل صیّاد نرم است
خود می د
بعد از شش روز گوشی رو تحویل گرفتم . مشکل از باطریش بود ولی متاسفانه موقع تعویض باطری تاچ گوشی خراب شد . دیگه با تعویض باطری و تاچ 700 تومنی هزینه گذاشتن رو دستم . اومدم خونه کمی با گوشی ور رفتم دیدم ای داد گوشه ی چپ بالای ال سی دی لک افتاده . تا صبح رنگش بیشتر و بیشتر شد . ظهر با یارو تماس گرفتم گفت  دلم خوش بود ال سی دیش سالمه . بیار درستش کنم . هیچی دیگه قرار شد فرداش ببرم . شب با گوشی کار میکردم که دیدم گوشی مثل یه تیکه آجر داغ تو دستم حرارت میده . حرا
یک سال و نیم براش وقت گذاشتم
حدود ۵۰ صفحه شده بود و احساس رضایت می کردم
دخترم ترم دوی پزشکی درس می‌خونه وقتی از دانشگاه اومد جزوه رو بهش دادم و گفتم این هدیه من به توئه فکر می‌کردم خیلی غافلگیر بشه
بهش گفتم تمام قرآن رو با ترکیب تشابهات و مدخل‌ها و مراجعه به تفسیرهای مختلف تو ۵۰ صفحه خلاصه کردم که با خوندنش ماهیت کلی کتاب‌الله دستت بیاد و اگه دنبال موضوعی بودی راحت‌تر بهش دست پیدا کنی
خنديد و تشکر کرد و روی من رو بوسید و گفت اگه یه چیزی بگم
صدای اذان ظهر که از مناره‌های مسجد روستا به گوش رسید سرش را به سمت آسمان بلند کرد، خورشید وسط آسمان بود و زمان برگشتن دختران از کار روزانه فرا رسیده بود.
بیلِ دسته بلندش را به کناری انداخت و مسیرِ راه خاکی خانه را در پیش گرفت که صدای دامون* متوقفش کرد.
_کجا میری هیرمان؟
_میرم ببینم حیدر از شهر برگشته یا نه!
_هیرمان! حواست به خودت و حیدر باشه!
خنديد، می‌دانست که دامون بهانه‌های هر روزه‌اش را از بر است.
_حواسم هست کوکا*
راهِ خاکی خانه را با عجله ط
سال بعد کنکور دارم. کنکور یه هدف نیست بیشتر شبيه یک سرگرمیه یه سرگرمی هیجان انگیز و رکوردی که تلاش و تمرکز روزانه می خواد. چی بهتر از اینکه یک سال رو میتونی بهش فکر کنی و باهاش سرگرم باشی؟ به همین سادگی یک سال از این زندگی رو که رفته توی پاچه ات سپری میکنی!
هر چقدر فکر میکنم جایی برای من در این دنیا وجود نداره. باید کوله پشتی ام را بردارم و برم. 
یکی از معلم های دبیرستان بهم میگفت: سال بعد کنکور میدی؟ 
_ آره
رشتت چیه؟
_ ریاضی
به نظرت آینده داره؟
_ آ
پریشب، مرحوم پدر همسرم به خوابم آمده بود. جلو رفتم و محکم بغلش کردم. چند بار بوسیدمش و بعد گفتم: "دیگه نزدیکای آذر می آم پیشتون." از بوسه هایم خوشحال شده بود و می خنديد. دختر عمه ی مرحومم هم چند قدم دورتر، چادر به سر، کناری ایستاده بود.
سالهاست تعبیری برای خوابهایم ندارم. شک ندارم همه شان از ذهن مشوش و کنجکاوم نشات می گیرند. از این رو همه شان را زود فراموش میکنم. اما حالا این یکی، به گمانم میخواهد تا آذر ماه دست از سرم برندارد. نه! دروغ گفتم. راستش
یه نقطه اشتراک بین من و تمام دوستام هست. اونم اینه که یه تغییر بزرگ میخایم! همه مون احساس یکنواختی میکنیم. حتی من فکر میکردم اگه ازدواج کنم اون تغییر حاصل میشه. ولی اون دوستام که ازدواج کردن هم همین حسو دارن!
می بینم که همه مون داریم میدویم؛ ولی به جایی نمیرسیم. اون تغییری که میخایم کجاست؟! یاد یه جمله افتادم که میگفت افردا ناموفق بی اهمیت ترین کارو به بهترین نحو انجام میدن!
میدویم ولی بی هدف! 
یکی از دوستام که از بیکاری نشسته بود و رفته بود تو گ
هلیا! یک سنگ بر پیشانی سنگی کوه خورد.
کوه خنديد و سنگ شکست.
یک روز.کوه می شکند.
خواهی دید.
.
زندگی طغیانی ست بر تمام درهای بسته و پاسداران بستگی.
هر لحظه ای که در تسلیم بگذرد لحظه ای ست که بیهودگی و مرگ را تعلیم می دهد.
.
به روزهای اندوه باری بیندیش که تسلیم شدگی را نفرین خواهی کرد.
و به روزهایی که هزار نفرین، حتی لحظه ای را بر نمی گرداند.
بار دیگر شهری که دوست می داشتم»
#نادر_ابراهیمی
پ.ن: کتاب متفاوتی بود از این بزرگ مرد.فقط.کمی تلخ بود و تلخ ت
ایستاده بود جلوی آینۀ کوچک روی میز و سعی می‌کرد خودش را ببیند. خودش را خم می‌کرد، از گردن به پایین را نمی‌دید، راست می‌ایستاد، صورتش را نمی‌دید! از اینکه فقط می‌توانست بخشی از خودش را ببیند عصبانی شد که: "من می‌رم خونه‌مون، آینۀ شما منو درست نشون نمی‌ده!".
راست می‌گفت، آینه کوچک بود.
**
موقع رفتن، آینۀ قدّی جلوی در را دید، مکث کرد، خودش را دید؛ تمام و کمال. خنديد و رفت.
 
حاشیه:
با این کارش، مثالی که همیشه می‌شنیدم را به چشمم دیدم؛ انسان را
هوا خیلی خوب است، نه زمستان است و نه تابستان، بوی بهار میدهد انگار، صدای جیک جیک گنجشک‌های نشسته روی شاخه‌ی شاه‌توت هم آتش لذتش را شعله‌ورتر می‌کند، خلاصه برای یک حالِ خوب، لااقل هوا مناسب است.
وارد آشپزخانه شدم، مادرم پشت ظرف‌شویی ایستاده است و برای خودش شعر‌ می‌خواند، صورتش غمگین و ته چشمانش نم اشکی نشسته است، گفتم:
 _چیه؟
_ هیچی! 
_نه بخدا بگو، باز چی شده؟
_ هیچی بخدا!
نگاه‌ش کردم، نگاه‌م کرد، خنديد
گفتم: پس چرا داری لالایی می‌خونی
.به ما یاد دادنفلان جور لباس نپوشیم،فلان حرف رو نزنیم،فلان آرایش رو نکنیم،فلان شوخی رو نکنیم،فلان جور راه نریم،فلان ساعت بیرون نباشیم،با فلان ادما نگردیم،فلان طرح و مدل رو رو بدنمون اجرا نکنیم،فلان شغل رو انتخاب نکنیم،برای اینکه #فکر_نکنن_ما_از_اوناشیمبه مردامون یاد دادن اگر یه زنی،فلان جور لباس پوشید،فلان جور خنديد،فلان ساعت بیرون بود،فلان جور آرایش کرد،فلان جور حرف زد،با فلانی دوست بود،فلان شغل رو انتخاب کرد،#دلش_میخواد و #از_اون
دیشب شب بدی بود. تا ساعت دو مشغول انتخاب واحد دانشگاه همسری بودیم، ساعت دو و نیم یه دفعه درد وحشتناکی توی دلم پیچید جوری که حتی نمیتونستم صاف وایستم. گفتم صبر کنم خودش خوب میشه ولی همسری مجبورم کرد بریم اورژانس، ساعت سه وارد اورژانس شدیم ، انقدر شلوغ بود که باید تو نوبت وایمیستادی تا تخت خالی شه دکتر معاینت کنه. 
دکتر یکم معاینه ام کرد و برام آزمایش و آمپول مسکن نوشت، یکم دردم بهتر شد و آزمایش دادم. ساعت چهار برگشتیم خونه تا منتظر جواب آزمایش
هر بسته کاغذ A4 شده ۵۷ هزار تومن، از ستاد نامه فرستادند به مراکز که در مصرف کاغذ صرفه‌جویی کنید، همزمان بخشنامه‌ای فرستادند که از تمامی نمرات ثبت شده‌ی اساتید در سه سال گذشته پرینت بگیرید.
یاد گفته‌ی استاد درس نرم‌افزارم افتادم که می‌گفت تا اواسط دهه‌ی هفتاد سیستم بانک‌ها کاملا کاغذی بود، بعد از یک تاریخی سیستم بانک‌ها را کامپیوتری کردند اما صف‌های شلوغ بانک‌ها خلوت‌تر نشدند.
چند سال پیش برای ثبت تعهد محضری به یکی از دفترخانه‌ها ر
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب