نتایج مطلب ها برای عبارت :

سوتات مهتاب

دو قویِ وحشیِ او می‌پرید تا مهتاب ز برکه‌ای که دلش می‌تپید تا مهتاب میانِ برکه‌ی او ماهیِ دلم را سرخ رها نمودم و او می‌دوید تا مهتاب شبی سیاه ولی روزگارمان با هم سپید گشت سپیدِ سپید تا مهتاب لبش غزل به هم آورد، زندگی یعنیترنّمِ نفَس‌اش می‌رسید تا مهتاب زباغِ روشنِ چشمی که یک سحر خندید سرودِ سبزه و گل می‌دمید تا مهتاب و محوِ دیدن او می‌شدم چگونه که رنگ ز رویِ هر شبِ من می‌چکید تا مهتاب 
آهنگ میدونی قلبم اروم نداره از هایده و معین
دانلودآهنگ مهتاب با صدای معین
دانلود آهنگ مهتاب از معین با کیفیت 320
دانلود آهنگ جدید میدونی قلبم آروم نداره

مهتاب معین 320
ریمیکس به دیدن من بیا
به دیدن من بیا مهتاب در اومد هایده ویکی صدا
اهنگ میدونی قلبم اروم نداره ریمیکس
معبودم ای خالق بی همتا از من بگیر هر آنچه که تو را از من میگیرد
این روزها هر چه تنهاتر میشوم به تو نزدیکتر می شوم،این روزها من هستم و قلمم و یاد تو.
تو را سپاس می دارم که قلمم توانست با زبانم یکی باشد،قلم که بر دست می گیرم ن و القلم و ما یسطرون زمزمه می شود در دهانم ،خورشید حق طلوع میکند ازمشرق جغرافیای کاغذم تا مغرب نگاهم پربکشد به سوی آسمان تو
شب که می شود مهتاب در ارامش است و من آرام تر از مهتاب والیل اذا سجی این گونه است که تو با منی از طلوع
واقعا متاسفم برای کسانی که نمیدونم چرا باید اینطوری بچه گانه نظر بدن و تو هر چیزی که صاحب نظر نیستن دخالت کنن اصلا مهتاب یا هر خری یا هر کسی بیاد اصلا صد هزار بار ابراز علاقه کنه اصلا شمارش رو بزاره بیاد خودشو جر بده یا چیز دیگه‌بیاییم بگیم حامد نفر سوم داره؟ از کجا معلوم‌این مهتاب همین شما نیستی این بار به جای سپیده مثلا اومده بنویسی مهتاب یا هر کس دیگه یه کم فکر کنید بعدا بنویسید  بس کنید تو رو خدا اصلا نمیدونم شماها کی‌هستید میایید نظر م
هر شب این ساحل انبوه از شن
موجی از خاطره ای دور را می نگرد
موج برخاسته از یک لبخند
موج برخاسته از یک چشمان !
یا که همچون امشب
موج برخاسته از رنگ کلام
و صدای نفسی در دل دور
می دواند باد ، شن ها را پی مهتاب
می دواند موج ، غم ها را به سمت ساحل
می دواند عشق من را به سوی یک خیال از یار
چه روان می باری
در دل این دریا
+ لعنتی. آدما رنگین.کاش آدما عدد بودن!-  ولی اعداد خشن ان، زمختن و حوصله آدمو سرمیبرن.هیچکی آدمای عددی رو دوست نداره.+اما اونا دروغ نمیگن.درسته که عبوس و خشمگین میشینن جلوت ولی تو میتونی تا ابد بهشون اعتماد کنی.تا ابد میتونی به اون پنج زشت کچلی که ابروهاش تو هم گره خورده و دست به سینه جلوت نشسته و چپ چپ نگاهت میکنه اعتماد کنی که پنج میمونه! زبونشون رو که بفهمی میتونی راحت باهاشون کنار بیای. اما امان از رنگ ها.همین آبی دشمن! یه روز برمیدا
عاشق این تنهایی های شلوغم که خیال تو در آن موج میزندتختم را کنار پنجره گذاشتمپرده را طوری بستم تا نور مهتاب راحت تر سرک بکشداحساس میکنم پنجره ها به تو نزدیکترندانگار گیاهان از جنس تواندو باران خود توبارها نوشته امبارها گفته امتو خود بارانینبودنت ریشه ام را می خشکاندندیدنت طراوت از چهره ام می زدایدو سکوتت رگ به رگ احساسم را می سوزاند
 ازدیگران بپرسید"یک #شب چندروزطول میکشد؟
" مطمئن باشید آنهایی که به شما میخندند آدمهای تنهایی نیستند.. تو بیاتا که غم از خانه ی من بگریزد
ای که از ابر نگاهت به دلم قطره باران شعف می ریزد.ای نگاهت مهتاببر سیاهی شب این #دل بی تاب بتاب.
دوش دیدم آسمان غرق خروش .ماه و مهتاب بود و من گشتم خموش .بود لیلی با دو صد مجنون رقیب .آسمان غوغا از این راز عجیب . آسمان غُرّید و تا صبح در خروش .خانه ی مجنون ز نور شمع ، خموش .رفت میان کوچه ها مجنون غمین .زیر لب آواز ز دل میخوانْد ، حزین . هر چه دیدم در کویر بود و به خواب .چشمه ی اشک و پر از آب و سراب .باغ و بوستان غرق گل بود و گلاب .تا سحر لیلی گلستان کرد خراب .  
فمینیست چه میفهمد
خوشبختی دختری آفتاب و مهتاب ندیده را
که در هارمونی تقه ی منقار مرغ ها،
پچ پچ عامیانه ی ن روستا
و همهمه ی چند نوجوان که پیکان زهوار دررفته ای را
در میان گل و لای هل میدهند
در ایوان نشسته و سبزی پاک میکند !
#مهیار_حریری
سکوت
تفرقه کوتاهیست از تاریکی در تره ی سیاهی شب ، این روزها و شبها آرامش معنای دیگری دارد و سکوت نجوای بی کسی است .
بی هدف در بیابان ، در خیابان و در کوچه ها پرسه میزنم شاید ای نگار من 
یکی از این شبها بتوانم
در ره مهتاب رویت را ببینم .
کاش امشب یا شب های دیگر تو باشی و من همچنان در جستجوی تو و در عطر بوی تو غرق باشم .
ای نگار راستین من ای مهربان من و ای زیبا ترین ترانه ی سکوت من در کدامین کوچه ها آرمیده ای ؛
من در این تاریکی و در این شب و در این سکوت ب
گاها برای گفتن حرف دلت نمیخواد از کلمات بزرگو جملات فلسفی استفاده کنی گفتن یه کلمه ساده براش کافیه حالا اگه بخوای اون کلمه ساده رو معنی کنی یه دنیاس واسه همین مهتاب ساده میگم دوســــــــــت دارم»ممنون واسه همه خوبیات23 دی 93
خداوندا به دل نگیر.گاهی هراز گاهی اگر،‌ دل درماندهٔ بی درمانم هوای غیر تو را میکند. دل است دیگر، نمی‌فهمد!.به دل نگیر اگر روزهایم را بی تو می‌گذرانمکلی رفیق دارم فراموش کرده ام تو تنها و بهترین رفیق واقعی منی!رفیق نیمه شب هایی که تنهایی دلم را به درد می‌آورد و تو نزدیک تر از هر نزدیکی.رفیق بچگی هایم.رفیق شفیق روز های بیچارگی و درماندگی.به دل نگیر. این دوستان و آشنایان هم خیلی زود، میروند و تنهایم میگذارند تجربه گفته. و من با
و آفتاب در کبود پسرکی عاشق. که عاشقی بر او حرام شده بود.
و در کبود دخترکی تک و تنها در خش خش برگ های پاییزی.
غرق شد!.
و در تلاطم دل مادری پیر با فرزندانی سیر ز لطف مادر.
و در ژرفای دست پیر پدری جوان.
و در اوج تنفر در نهایت عشق، غرق شد!.
و ماه. ماهِ بی مهتاب و پروانه بی شمع و کوزه بدون شمعدانی و شب بدون شب بو و منِ بی تو!.
و جهان در ناقص و ناقض ترین حالت ممکن، غرق شد!.
و نور در ظلمات دل بچه ای بی دل
و در کش‌کش جاروی سفوری خسته در نیمه شبی آدینه!.
 
بیوگرافی محسن ابراهیم زاده و ازدواج + عکس های محسن ابراهیم زاده
 
امروز بیوگرافی محسن ابراهیم زاده ستاره نو ظهور دنیای موسیقی را مرور می‌کنیم. وی چندی اسـت کـه خصوصا در شبکه اجتماعی اینستاگرام ترند شده و ویدیوهای اجرای زنده او توسط تمام فن پیج ها منتشر می شود، گفته می شود کـه او می‌تواند یک جای گزین خوب برای زنده یاد مرتضی پاشایی باشد اما این فرضیه ها فقط در حد حدس و گمان اسـت. در ادامه بیشتر با محسن ابراهیم زاده آشنا میشویم.
0
+ دَرها رو بستم روت تا احساسِ آرامش کنم
+ خسته ام. 
+ دلم گرفته
+ اینجا بازم شد خونه آخرم. 
+ تو به سخاوت شهره تری تا ما به نیاز. تو به بخشیدن راغب تری تا ما به تکدّی. فقط تویی که سزاوار خواستنی و خواهش. فقط از آستان توست که رواست.
+ خدایا من کجا میرم؟ کجای جاده دلتنگه؟
+ به تاریکی گرفتارم، شبم گم کرده مهتاب ُ.
+ من از تکرار بی زارم.
زنید از شعف جام صهبا به همرسیدند زهرا و مولا به همبشارت ز مرجان و لؤلؤ دهیدرسیدند آری دو دریا به همبه توصیف آن واژه حیران شودبریزد حروف الفبا به همعلی گشت زهرا و زهرا علیدوتا آینه رو به مهتاب ِ همربودند از هم دل و دیده راو دادند عمری تماشا به همعجب باغبانی‌ست امشب رسولکه پیوند زد تاک و طوبی به همچه تلفیق بکری‌ست! در نزد آنبریزد خطوط چلیپا به همازل تا ابد مات این لحظه شدو لبخند زد کل دنیا به همملک بهر یک لحظه دیدارشانبدوزد زمین و زمان را به هم
امروز کلا با بیرون رفتن قهر کردم. کارم شده خوندن برای امتحان. تو استراحت یک چایی برای خودم میریزم با دو تا بیسکوییت رنگارنگ نوش جان میکنم در حالی که محمد نوری جان داره از بلندگوی گوشی میخونه :
آااه حریر مهتاااب
مستی شباااان
 میبینم در نگااااهت.
این قسمتشو خیلی دوست دارم میگه:
ای عطر پریده ، بوی تو را من در جان نهفته دارم
در عالم خیال ، امیدی محال ،بیهوده خفته دارم
در آخر :
وای دریغ و افسووس
که عشق جاودان 
تا ابد نمی ماند
هلاک شد

قاتل خورشید

 درسحرگاه  تموز

 ظل  آن ماذنه ی بید رشید.

 به خاک شد

شیشه ی احوال شراب  

درخم  اندر خم گیسوی شبان آذر

 واقع در دشت تب وتاب شباب

بعد از آن مویه ی مرداد

 که به دنباله  ی معشوق

دویدم نرسیدم

به سر وعده ی مسبوق

تو به دنبال هلال مهتاب

من به پی جویی آب وآداب

در سپیده دم  شش گوشه ی ماه  آذر  

تا رسیدیم به آفاق سحاب ارباب

در شب چهارده بهمن شیرین دهنان   

بازگشتم به همراه تو و رایحه ی وقت اذان

خبرازحاشیه ی ماه دی وصحنه ی خرداد
فقط در همین حد بدون که دیشب همان شب مهتابی تاریک خلوت کنار رودخانه خروشان و نسیمی بود که میگفتم. 
بدون اینکه برنامه‌بریزم برای چنین فضایی، اون شرایط به وجود آمد.
چند تا کلید واژه می‌گم برای گفتن حرفم. شاید بعدا بیام تکمیلش کنم
موتور ‌سواری
یاد گرفتن موتور سواری
خلوت، رودخونه، صدای زیبای آب و نور خیلی کم توی تاریکی شب که مثل نور مهتاب بود.
چشمایی که برق می‌زدند.
خجالتی که در عمق صدا و حرکاتش می‌دیدم
بو کردن لباس‌های جامانده من. عطر تنم رو ا
از روزی که پای محیا دچار جراحت شد، دغدغه اصلیم این بود که توی سفر هفتم خرداد به استان گلستان، پاش اذیتش نکنه و سفر بهش خوش بگذره. یکشنبه که برای اولین بار ظاهر زخم‌ه بهتر شده بود، کمی خیالم راحت شد که می‌تونه بی‌دردسرتر این سفر رو بره.خودش که خیلی درباره‌ش نمی‌نویسه! ولی برای من جالب بود که تجربه متفاوتی رو داره از سر می‌گذرونه. همکاری با یونیسف برای رسوندن اقلام بهداشتی مورد نیاز مردم به مناطق سیل زده استان گلستان و همراهی با مهتاب کرامت
یک شب که مهتاب کامل بودوبعدازیکساعت ماه گرفتگی رخ داده بوددرلحظه ماه گرفتگی فائزه الیزیدی صاحب فرزندی به اسم یزیدکوچولوشد.
یزیدکوچولودرهرسوراخی سرک میکشیدبرایش دنیای هستی یک بازی کودکانه بود.اوفکرنمیکردپدرش معاویه چه درذهن دارداوقصدداشت اورابرتخت سلطنت بنشاندتاهمه بفهمندامیرمومنان درآینده یزیدهست.
یزیدمداوم شیطنت مینمودازدرسکس درهرانسان وحیوانی پرهیزنمینمود.اومامان فائزه راهمچون مریم مقدس نمیدانست وبااوهم آمیزش جنسی داش
عکس دیبا زاهدی بازیگر زیبا و خوش چهره سریال های ایرانی
عکس دیبا زاهدی –  در سال ۶۸ تهران به دنبا آمد او فارغ التحصیل رشته معماری از دانشگاه آزاد تهران است او در کلاس های بازیگری مهتاب نصیرپور و محمد رحمانیان شرکت نموده است و هم اکنون یکی از بازیگران جوان در عرصه سینمای ایران می باشد دیبا زاهدی در سریال نهنگ آبی توانسته است بسیار خوش بدرخشد اولین فیلم او در سال ۹۲ بنام فیلم پنج ستاره به کارگردانی مهشید افشارزاده بود .
مهمترین بازی او در
 
فواید انگشتر مردانه یاقوت کبود بر بدن
انگشتر مردانه یاقوت کبود به خاطر رنگ و ظاهر زیبایی که دارد بسیار طرفدار داشته و نگاه را به دنبال خود می کشد . انگشتر مردانه یاقوت کبود بسیار درخشان است طوریکه انسان فکر می کند که در شب چراغ مهتابی روشن است یا که مهتاب می تابد.
 جواهرات و سنگ های قیمتی
باید رها سازم دلم ، از چنگِ قلّاب .
خندید بر من ماهیِ جان داده بر آب
گفتم به چه می خندی ای دلمرده ماهی
تا که دهانم را گشودم ، ریخت خوناب
چشمم به جز خون هیچ چیزی را نمی دید
ناگاه حس کردم که افتادم به گرداب
هی دست و پا می زد دلم بیهوده ، انگار
افتاده توی باتلاقِ کنجِ مرداب
چشمم دوباره خورد بر آن ماهی و گفت :
تسلیم شو ،که رد شد، از روی سرت آب
قلّاب عشق است این ، نداری راه چاره
راه فراری نیست غیر از مرگِ بی تاب
گفتم چه می گویی ، دل صیّاد نرم است
خود می د
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم 
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم 
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم ، 
شدم آن عاشق دیوانه که بودم  
در نهانخانه ی جانم گل یاد تو درخشید 
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پرگشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم 
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم 
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت 
من همه محو تماشای نگاهت 
آسمان صاف و شب آرام 
بخت خندان و زمان رام 
خوشه ی ماه فرو ریخته در
دیگر نباید.
نباید فکر کنم! فکر این و آن فکر اینکه مبادا کسی از دستم ناراحت شده باشد.
باید تمام این تشویش ها و دلهره ها و دلباختگی ها را. همه شان را ببوسم و بگذارم کنار.
باید تمام کنمو بگویم دیگر بس است!.
باید مسافرتی بروم‌ تنها به هیچ کس هم نگویم. یک مسافرتبه مقصدی طولانی. خیلی طولانی جایی که دست هیچکس به من نرسد
باید چند شبی را در یک روستا بگذرانم. و تا صبح به ستارگان و ماهش خیره شوم. 
میخواهم مثل بچگی هایم بنشینم و بی هیچ دغد
اشکال دارد آدم در مهمانی هایی که بزرگ تر ها حرف‌های کسل کننده می‌زنند و هیچ هم سن و سالی ندارد، یک کتاب توی کیف‌‌ش داشته باشد برای این مواقع؟
اما درباره ی این کتاب :
اگر دلتان خواسته برای یک با هم که شده زندگی در کنار مردم ساده نشین روستایی آن هم هزاران کیلومتر آن طرف از شهرتان را تجربه کرده باشید، همین الآن می‌توانید کتاب زن آقا را بردارید تا با خاطرات زهرا کاردانی این حس را تجربه کنید.
کتاب زن آقا روایت های یک بانویی است که با بچه ها و همسر
فرزادمممم بوردا پست گویماسان جام ها بیلنن آقا این جمله ای كه خوندین ماجرا هایی دارهامروز با هم رفتیم جایی تو راه یه دختری داشت با دوستش حرف میزد داشت بهش میگفت دوس پسرم یه شب بهم شب بخیر نگفت منم باهاش قهر كردم الان هر اتفاقی میوفته به فرزادم میگم فلان كارو نكنی باهات قهر میكنم اصن یه وضی آقا من از اونجایی كه فرزادمو بیشتر از هر كسی دوس دارم تصمیم  گرفتمكادو ولنتاینمو چند روز قبل بدم كه تابلو بازی در نیاد دیروز نانازی اومد رفتیم بیرون
دانلود قسمت دوم سریال رقص روی شیشه با کیفیت 1080p Full HD
سریال ایرانی رقص روی شیشه به کارگردانی مهدی گلستانه
دانلود سریال رقص روی شیشه قسمت دوم
کارگردان: مهدی گلستانه | ژانر: درام، عاشقانه، خانوادگی | تاریخ انتشار: از بهمن سال 1397
تعداد قسمت ها: 26 اپیزود | مدت زمان هر قسمت: 50 دقیقه | کیفیت: WEB-DL
فرمت: MP4 | حجم: متفاوت با هر کیفیت | تهیه کننده: پیمان جعفری
خلاصه داستان:
کشمکش میان رعنا و یغما به اوج خود می‌رسد، به‌طوری که رعنا تصمیم
می‌گیرد، مهمانی تولد
فیلم سینمایی مرداد به کارگردانی بهمن کامیار با کیفیت Full HD
فیلم مرداد با لینک مستقیم و کیفیت 1080p & 720p & 480p
دانلود فیلم مرداد
نویسنده و کارگردان: بهمن کامیار | ژانر: اجتماعی | سال تولید: 1395 | تاریخ انتشار: 1397
مدت زمان: 75 دقیقه | نوع: سینمایی | مخاطب: بزرگسال | کیفیت: WEB-DL
فرمت: MP4 | حجم: متفاوت با هر کیفیت | تهیه کننده: محمود فلاح
خلاصه داستان: زوج جوان پرستاری بعد از سال‌ها زندگی مشترک میخواهند صاحب فرزند شوند اما به علت سابقه ی سقط جنین از نظر پز
 .

توی ذهنم سکوتِ انباری است

که پر از بمب های ساعتی است

کوه آتشفان کاغذ ها

در دلش خاطرات خط خطی است

.

پای میز همیشه یک رنگم

می نشینم که دردِ دل دارم

کاغذ من به زیر باران ماند

گریه کرده دوباره افکارم

.

می نویسم "دوباره تنهایی"

شب شده دوباره مهتاب است

می نویسم همیشه بیدارم

می نویسم شب است و او خواب است

.

در تماشای دیگران هستم

پرده ها را کنار من زده ام

شهر من بی ستاره تر شده است

چشم در چشم آسمان شده ام

.

قاصدک آمد و کنارم ماند

حرف ها را یکی ی
چشم زیبای تو شلتاقی رگبار بهار
می زند سلسله ی موی تو عشّاقت دار
خوش تراشیده تر از سنگ برلیان هستی
سرخوشی میوه ی چشمان تو در هر دیدار
قامتت طعنه به راش کهن جنگلهاست
می کند لرزش اندام تو شهری ناکار
قرص زیبای قمر هستی و مهتاب شبی
میگذارد ز تماشای تو غم پا بفرار
بت افسونگری و میل پرستش داری
از تو لات و هبل اکنون شده اند بیمقدار
می رسی میبری همراه خودت دل ها را
شده عشّاق تو خارج ز شمار و آمار
نازنین لعبت طنّاز محل ، زیبائی
خفته هر خانه جوانی ز خیالت
 
 
درصورت نیتی عوامل منتشر این فیلم حذف خواهد شد
تماشای آنلاین فیلم مرداد
دانلود با کیفیت 480p
دانلود با کیفیت 720p
دانلود با کیفیت 1080p
نام فیلم : مرداد
ژانر : اجتماعی
مدت زمان:-- دقیقه سال ساخت: ۱۳۹۶ کارگردان: بهمن کامیار بازیگران: محمدرضا فروتن , رعنا آزادی ور, اندیشه فولادوند, مهتاب کرامتی , بهنوش بختیاری, بابک بهشاد, لیلی فرهاد پور, پروین ملکی, علی گل زاده, عاطفه للهی, نیلوفر مولایی. خلاصه داستان: چه مردادی شود بهمن کنار تو، من از غو
یادمه که مانتوی بلند رنگ سیاهی تنم بود که نقش های سرخابی داشت که به رنگ شالم میومد. وقتی رسیدم ایستاده بود جلوی کافه اوریانت. شاید چند دقیقه دیر کرده بودم و همین چند دقیقه باعث شده بود استرس بگیره. بلوز سفیدی به تن داشت و کاملاً شبیه تصوراتم بود. رفتیم نشستیم اون صندلی ای که علی مصفا و مهتاب کرامتی روش نشسته بودن. پروک سفارش دادیم و من رسیده بودم به آخراش اما چون اون فقط یه کمیش رو خورده بود احساس خجالت کردم و شیرینی ام رو تموم نکردم. آهنگ رو
زینت خانه ی مهتاب بدنیا امد
عقیله، عارفه، عالمه، عابده، فهیمه، کامله و. اینها لقبهای بانویی است که در روزی چشم جهان به تولدش روشن شد. پدرش حضرت امیرالمومنین (ع) بود و مادرش هم حضرت فاطمه زهرا (س). به هر دو خیلی شبیه بود، از هر لحاظ وقتی به دنیا آمد، رسول خدا در سفر بود، در بازگشت، به محض شنیدن خبر تولد دختر علی(ع)، خودش را به آنها رساند، در آغوش گرفت و بوسیدش و نامش را زینب گذاشت. یعنی "زینت پدر".عقیله به بانوی خردمند و دور اندیش می گفت
سروده فکر فردا
رو
به آسمان
در
شبی پر ستاره
به
دل می گویم
روزگار
بیدمشکی بشریت کی می رسد
از
پشت جبهه عرق بیدمشک هم رسیده است
سر
می کشم و به ستاره ها نگاه می کنم
منورهای
بسیاری از بالای سرم عبور می کنند
به
سرباز کناری می گویم
اینها
ستاره های بشری هستند
ببین
چقدر حقیرند
با
چه هدفهای شومی
روشن
می شوند
بیا
پنهان شویم در عمق شب
بیاد
معشوقه های معصوم
معشوقه
های تنها
معشوقه
های ناامید
حیف
است این همه ستاره وکهکشان را
این همه هستی را
از
دست بدهیم
جنگ
ا
هر قدرتی که بعد از انقلابها به اریکه نشست چیزهایی را به مردم داد و چیزهایی را از آنها گرفت.
قدرت چیزها را معمولا طوری داد که برای ساختار خودش کمترین هزینه را داشته باشد اما سعی اش را هم می کرد که آن چیزی که دارد می دهد برای مردم شادی جدیدی ایجاد کند.
 و البته چیزهایی را هم که باعث شده بود انقلاب شکل بگیرد و قدرت را از دست قدرتمندان قبلی بگیرد و به دست قدرت یافتگان فعلی برساند  از مردم گرفت! راه تکرار را بر خطر بست اصطلاحا!
انقلاب مسیح ، انقلاب ر
چیزی شبیه شنا در خلاف جهت امواج آب. هر چقدر هم قوی شنا کنی و دقیق باشی و سریع باشی و تلاش کنی و همه‌چیز،‌ باز هم نمی‌شود.
نمی‌شود که برسی.
نمی‌شود که بشود.
نمی‌شود که آن‌طور شود که خواسته‌ای.
نمی‌شود.
نمی‌شود که تو باشی، به مهربانی مهتاب
و این روح دردمند ولگرد
باز هم کوله را زمین نگذارد
و سر را به زانوی مهربانی تو.»
نمی‌شود که بهار از تو سبزتر باشد،گل از تو گلگون‌تر،پاییز از تو غمگین‌تر.»
رویاهایمان کوچک نبود. هدف‌هایمان کوچک نبود. ته
یکی بود یکی نبود.
یه درخت بود.
درختا از نظر بیولوژیکی با اقوام هم گونه ی خودشون خیلی ارتباط دارن. مثلا از طریق ریشه ها با هم غذاشون رو مبادله میکنن‌.
اون زمونا که قصه ی ما ازش اومده و نقل شده، یه شهری بود به اسم درخت دره. یه دره ی سر سبز بود که ازش یه رودخونه هم رد میشد. یه نکته ای درمورد این شهر بود. درختا دوتا دنیا داشتن. یه دنیای زیر زمین، یه دنیای روی زمین، زندگی شخصی درختا زیرزمینی بود. قاعدتا درختا وقتی ۱۸ سالشون میشد از پدر و مادر مستقل میشد
عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است؟ چرا آب به گلدان نرسیده است؟ چرا لحظه باران نرسیده است؟ به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است به ایمان نرسیده است و هنوزم که هنوز است غم عشق به پایان نرسیده است بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گم گشته به کنعان نرسیده است، چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است، دل عشق ترک خورد، گل زخم نمک خورد، زمین مرد زمان بر سر دوشش غم و اندوه ب
تاریخچه کوتاهی در
مورد اگزاست فن تهویه

امروزه سیستم‌های تهویه مطبوع ازجمله
انواع اگزاست فن تهویه نه به عنوان یک وسیله لوکس ، بلکه بعنوان یکی از تجهیزات استاندارد
و مهم در اکثرساختمان هاو کارخانه هامورد استفاده قرار میگیرد. دستگاه‌های اگزاست
فن تهویه مطبوع به دلایل مختلفی تاثیر مستقیم درزندگی انسان هاداشته است، اغلب ما در
خانه‌ای که با یک سیستم اگزاست فن دمنده یااگزاست فن مکنده ساده کار می کردزندگی میکردیم.
سیستم‌های اگزاست فن تهویه
دیروز یعنی چهارشنبه 2 مرداد 98 بود که
دوباره رفتیم کلاس برنامه نویسی.خوب بود :) یعنی بد نبود.بچه ها هی از هم
وسط درس عکس میگرفتنو اینا.اونا ک گوش نمیکردنمنم خیلی تمرکز نداشتم.ولی
دیگه زورمو زدم.البته همکاری هم داشتم باهاشون.استتارشون میکردم  اوناهم از خودشون عکس میگرفتن.رمان میخوندن.بازی میکردن.آهنگ گوش میدادن.چه کنم دیگه
زنگ
اول ک تموم شد و آقای چ بهمون استراحت دادند رفیتم با احمد پیش مرضیه.چرت و
پرت گفتیم و من مونده بودم چطور حرفامو ب اح
همه می‌پرسند:  چیست در زمزمه‌ی مبهم آب؟  چیست در همهمه‌ی دلکش برگ؟  چیست در بازی آن ابر سپید، روی این آبی آرام بلند  که تو را می‌برد این‌گونه به ژرفای خیال؟  چیست در خلوت خاموش کبوترها؟  چیست در کوشش بی‌حاصل موج؟  چیست در خنده‌ی جام  که تو چندین ساعت، مات و مبهوت به آن می‌نگری؟  نه به ابر، نه به آب، نه به برگ،  نه به این آبی آرام بلند،  نه به این آتش سوزنده که لغزیده به جام،  نه به این خلوت خاموش کبوترها،  من به این جمله نمی‌اندیشم.  من م
عشق و نفرت
وصف رخساره خورشید ز خفاش مپرس
که در این آیینه صاحب
نظران حیرانند
رخساره خورشید  در
این بیت حافظ همان عشق است و خفاش نقطه مقابل که همان پلشتی و تاریکی و نفرت است
.ببینید که شاعر بلند نظر پارسی گوی چقدر لطیف شرح حال دلداده گی آدمی می کند
اگر که   چهره سرخ عشق را دریابیم! از سویی  شاعر بزرگ معاصر شاملو محصور در دام این همه
نفرت بر جای مانده از فاجعه امروز  در سرنوشت  آدمی غمگین می سراید!
آی عشق
آی عشق
رنگ آشنای چهره ات پیدا
نیست!
از دف
اشعار سعدیاشعار سعدیدر این مطلب مجموعه ای برگزیده از اشعار زیبای شاعر بزرگ ایرانی سعدی شیرازی را جمع آوری کرده ایم ، برای مطالعه این اشعار زیبا در ادامه با وبسایت پارسی سرا همراه باشید.اشعار سعدیشبها گذرد که دیده نتوانم بستمردم همه از خواب و من از فکر تو مستباشد که به دست خویش خونم ریزیتا جان بدهم دامن مقصود به دستمن بی مایه که باشم که خریدار تو باشمحیف باشد که تو یار من و من یار تو باشمتو مگر سایه لطفی به سر وقت من آریکه من آن مایه ندارم که ب
  متن شب بخیرمتن شب بخیردر این مطلب مجموعه ای از جدیدترین و زیباترین متن ها و اس ام اس های جدید و ناب با موضوع شب بخیر را جمع آوری کرده ایم ، در ادامه با سایت تفریحی پارسی سرا همراه باشید.متن شب بخیرشعر شب بخیر کوتاهلالایی کن بخواب قشنگترین یارمنو از خواب غفلت کردی بیدارلالایی کن بخواب معنی عشقمالهی بمونی تو سرنوشتملالایی کن شبت به خیر عزیزمتمام عشقمو به پات می ریزمشعرهای شب بخیرشب بخیر ای سبب مستی و شیدائی منشده عشقِ تو یقین، علتِ رسوائی م
یونیت
هیتر چیست وچگونه کار میکند؟

ü     
یونیت هیتر بیشتر برای گرمایش (ودر برخی مواقع سرمایش) کارگاه
، فضاهای بزرگ وسوله های ورزشی وصنعتی مورد استفاده قرار میگیردوتشکیل شده ازلوله
های پره دار(کویل) که بصورت مارپیچ در یک جعبه فی درچند ردیف قرار گرفته اند ویک
فن که در پشت لوله های کویل جا سازی شده است. آب گرم یا بخار داغ ودر برخی
کاربردها آبسرد درون لوله های کویل جریان یافته و سطح لوله ها وپره های روی آن به
شدت گرم یا سرد می شود فن هوا را با س
عاقبت توتالیتاریسم
می
گویند تقدیر این بودکه ملت آلمان به جای انقلابی سوسیالیستی، در دام فاشیسمِ حزب
نازی بیفتد. اما چرا چنین شد؟ بی‌گمان بسترهای اجتماعی و ی برای این اتفاق
مهیا بوده‌اند و مهمتر از همه، ملت آلمان  (در اواخر دومین دهه از قرن بیستم)
به التیام غرور جریحه‌دار شده خود (با شعارهای پرشور نازی‌ها که قرار بود دوباره
آنها را به اوج اقتدار بازگردانند) می دادند، بیشتر گرایش داشتند، تا رسیدن به
بهشت برابری که مارکسیست‌ها وعده می
پیچ هیتری که ظرف واکنشم روی اون بود چرخوندم تا خاموش بشه. رفتم سمت پنجره که یک سانتی برای تهویه ی هوای آزمایشگاه باز گذاشته بودم. قبل از اینکه ببندمش وسوسه شدم کامل بازش کنم و تا کمر خم بشم بیرون. ارتفاع چهار طبقه ای و سیاهی نقره پاشی شده ی شب خستگی سیزده ساعت کار رو ازم می گرفت. اون شب از آزمایشگاه ما فقط من مونده بودم تا کار جداسازی محصولم کامل بشه. تنهایی اون لحظه م واسه خاطر تلاشی بود که برای خالص سازی محلول پیریمیدینم صرف کرده بودم. دوستش د
زندگی نامه
 شهید محمد علی ابراهیمی
جانشین گروهان

فرزند: قاسم

متولد: 1341سهرفیروزان

 عضویت: پاسدار

محل شهادت: سردشت (عملیات نصر5)

تاریخ شهادت: 1/4/1366

محل خاک‌سپاری: فلاورجان- سهرفیروزان


 

از همان اوان نوجوانی، علاقه به شرکت در نماز جماعت، دعا و
مراسم مذهبی داشت و با بهره­مندی از صدای خوب، سر صف صبحگاه مدرسه قرآن قرائت می­کرد.
محمد علی سعی می­کرد کسی را از خود نرنجاند. اخلاق نیکویش سبب می­گردید تا هرکس هم
صحبت­اش شود، احساس خوبی پیدا کند. با
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب