نتایج مطلب ها برای عبارت :

رمان خودشو تنظیم کرد pdf

دانلود جدید ترین و بهترین و زیبا ترین و قشنگ ترین رمان های ایرانی و خارجی و دانلود رمان شفق
دانلود رمان شفق با فرمت های pdf  apk و دانلود رایگان کامل ترین نسخه های رمان شفق و دانلود رایگان
بهترین و جدید ترین و قشنگ ترین و زیبا ترین و باحال ترین و دانلود رمان شفق با فرمت های pdf  apk
زیبا ترین و جدید ترین رمان های سال اخیر و دانلود رایگان رمان شفق با فرمت های مختلف و دانلود رمان شفق
قشنگ ترین زمان های امروزه و دانلود رامان های جدید و باحال از نویسنده
 
قشنگ ترین و باحال و زیبا ترین رمان های ایرانی با فرمت های مختلف و دانلود رمان دژکوب با فرمت های pdf و apk
زیبا ترین و کامل ترین نسخه های رمان دژکوب و دانلود رایگان رمان های ایرانی و خورجی و دانلود رمان دژکوب
دانلود رمان دژکوب با فرمت های  pdf  apk و دانلود کامل ترین نسخه های رمان دژکوب و دانلود رایگان با لینک مستقیم
بهترین و جدید ترین و کتاب های ایرانی و خارجی با فرمت های مختلف و دانلود رمان دژکوب با فرمت های خوب

ادامه مطلب
سلام دوستان عزیز و علاقه مندان به کی پاپ و کی درام و رمان های اون ها !در حال حاظر من  در حال کامل کردن اولین رمان خود یعنی رمان عشق و حقیقت ( لی مین هو و پارک مین یانگ ) هستم .
علاقه مندان می تونند با مراجعه به وبلاگ  کافه وی درام و کی پاپ هم این رمان و هم رمان های دیگر را دنبال کنند .
از اونجایی که این پست قرار پست ثابت وب مون بشه من اخبار جدید این رمان را همین جا به روز می کنم 
برای مشاهده کامل رمان اینجا کلیک کنید 
برای مشاهده فصل ۱ اینجا کلیک کنید
دانلود رمان همسر کوچک من با فرمت های pdf  apk و دانلود رایگان کتاب های ایرانی و خارجی و دانلود رایگان با لینک مستقیم
دانلود رمان های جدید و باحال ایرانی و خارجی و دانلود رمان همسر کوچک من با فرمت های عالی و خوب
قشنگ ترین و باحال ترین و جدید ترین و زیبا ترین و جالب ترین رمان های خارجی و ایرانی و دانلود رمان همسر کوچک من
دانلود رمان همسر کوچک من با فرمت های مختلف و دانلود رایگان رمان جدید همسر کوچک من با لینک مستقیم
بهترین و جدید ترینو زیبا ترین رما
سلام امیدوارم حالتون خوب باشه یه خبر میخواستم بدم که تقریبا برای من و ترمه جون ( نویسنده رمان عشق نهفته ) مهمهمن و ترمه جان تصمیم گرفتیم یه رمان ماکانی رو باهم شروع به نوشتش کنیم و این رمان ماکانی اصلا عاشقانه نیست و هیچ ربطی به خواننده بودن رهامیر نداره پیشنهاد میدم بخونید و مطمئنم لذت میبرین این رمان اسمش ( افسار زندگی) هستش که با مشارکت مشاور وبلاگمون خانم رضوان نعیمی و به ما کمک میکنه !!ممنون میشم اگه طرفدارای رمان من و رمان عشق نهفته ب
تو شرایط یکسان، اونی مقاوم و متفاوت عمل میکنه که تو پیشینه زندگیش برای چنین لحظه هایی خودشو آماده کرده باشه.
جان حتی تو مرحله سختتر از مارک قرار داشت اما بهتر تونست خودشو کنترل کنه.
قهرمانها اینطوری پدید میان. از بین مردم عادی. با انتخاباشون.
یعنی کاوه چکار کرده بود؟ چرا همچین بلایی سرش اورده بودن؟! کاوه هر چقدرم در حقم برادری نکرد. اما باز سایه  و تکیه گاهی بود که دلم حداقل به بودنش خوش بود. به اینکه اگر روزی، جایی گرفتار شدم لااقل برادرم هست. بلاخره که دستم را میگیرد. درسته کاوه برای ستایش پدری نکرد اما ستایش دلش به بودن پدرش خوش بود. اما کاوه بد کرد. نه به خانوادش ! بلکه به خودش، به زندگیش، به ایندش. چرا بعضی از ادمها با اینکه میدونن راه زندگیشون رو اشتباهی رفتن باز به اون راه ادام
مهربونی اصلا به این معنی نیست که آدمهمیشه خودشو با خواسته های بقیه هماهنگ کنه و اصلا وجود خودشو یادش بره و این مشکل خیلیا هست که میگن هرکاری میکنم نمیتونم بگم: نه همیشه کسی هست که از مشاورها بپرسدکه مثلا اگه من تقاضای دوستم یا جاری و و یا. رد کنم طرف دلخور میشه اما اگه قبول کنم خیلی برای خودم سخت میشه مگی بدروسینِ روانشناس در جواب میگویدکاظم سعیدزاده
مهربونی اصلا به این معنی نیست که آدمهمیشه خودشو با خواسته های بقیه هماهنگ کنه و اصلا وجود خودشو یادش بره و این مشکل خیلیا هست که میگن هرکاری میکنم نمیتونم بگم: نه همیشه کسی هست که از مشاورها بپرسدکه مثلا اگه من تقاضای دوستم یا جاری و و یا. رد کنم طرف دلخور میشه اما اگه قبول کنم خیلی برای خودم سخت میشه مگی بدروسینِ روانشناس در جواب میگوید


ادامه مطلب
نام کتاب: کلت طلایی
نویسنده: SILVERSEA HORSE
ژانر: پلیسی، عاشقانه
ناشر: رمانسرا
تعداد صفحات: 271
خلاصه‌ی داستان:
داستان در مورد دختری به اسم یگانه است که به اجبار، به راه خلاف کشیده شده و به یک قاتل تبدیل می‌شه و حالا می‌خواد انتقام بگیره و…
 
فرمت قابل دانلود: پی دی اف و اندروید
دانلود رمان کلت طلایی با فرمت پی دی اف
دانلود رمان کلت طلایی با فرمت اندروید
 
توضیحات:
۱- کاربر عزیز، برای دانلود کافی‌ است بر روی لینک هر فرمت کلیک نمایید.
۲- برای باز کردن
حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست

دوست نادیده ای در این صفحه برای بنده نظر گذاشته بود که درمورد مجموعه داستان "تخران" هم چیزی بنویسم.
ضمن تشکر از لطف آن عزیز باید بگویم از انتشار تخران الآن بیش از 6 سال میگذرد و اگرچه هنوز قرص و محکم از آن مجموعه داستان دفاع میکنم اما به نظرم آنچه باید درموردش گفته میشد گفته شده و هر کس مایل باشد میتواند نقد و نظرها را با یک جستجوی ساده بیابد.
حالا بیشتر دوست دارم خبر بدهم که انشاالله در کمتر از یک ماه دیگر قرار
من هم مثل خیلی از شماها کتاب خوندن رو با داستان‌ها و قصه‌ها شروع کردم. بعد آروم آروم کشیده شدم سمت رمان‌های ایرانی و خارجی. دوران نوجوانی بیشتر به رمان‌ها و داستان‌های فانتزی و علمی تخیلی علاقه داشتم. بعدها گوش به زنگ بودم ببینم کی چه کتابی می‌خونه تا من هم اون رو بخونم. توی دانشگاه بیشتر از هرچیزی کتاب شعر و رمان می‌خوندم. تا اینکه یه روز به نظرم رسید چه کار بیهوده‌ای! چرا به جای این همه داستان ماجرایی، نباید بشینم و یک کتاب علمی‌تر بخون
پیرمرد و دریای ارنست همینگوی در نگاه اول یک رمان ساده است و داستان ساده‌ای دارد. به قدری ساده که وقتی کتاب را برای اولین بار تمام کردم، چند دقیقه‌ای ذهنم به این پرسش مشغول بود که چرا باید پیرمرد و دریا جایزۀ ادبی نوبل بگیرد؟ چه چیزی در کلمات پیرمرد و دریا جریان دارد که آن را در مقایسه با دیگر رمان‌های هم‌عصرش ممتاز می‌کند؟ چرا این رمان از دیگر رمان‌های همینگوی باید محبوب‌تر و معروف‌تر شود؟
حال که زادروز ارنست همینگوی است و نوشتن از او ب
تعداد صفحات : ۲۷۷
خلاصه ای از داستان رمان:داستان روایت‌گر زندگی (محسن)، پسری است که به دلایلی از شهر خود دور شده و در شرکتی مشغول به کار است. زندگی محسن در تنهایی و انزوا خلاصه می‌شود تا اینکه متوجه رازهای پی در پی همین زندگی ساده و به ظاهر آرام می‌شود.رمان سنتر
دو ساعت پیش میخواستم حمله کنم اینجا و کلی غر بزنم و از این بگم‌که چقد از دست ادمای به ظاهر دوست عصبانیم!
ولی به جاش فرندز دیدم :)))
بعد سنتور زدم بعد از دو ماه!و بعد دوباره فرندز دیدم!
خوشحالم که خودم بالاخره میتونم واسه همین چیزای کوچولو حال خودمو خوب کنم و نشینم غر بزنم!
خیلی وقته تلگرام نیستم!میدونی حس‌خوب میده بهم!یه حس تونستنی طور :)
امروز داشتم اینستا رو یه نیگا مینداختم یهو یه جوریم شد!انگار اینجوری شده که به جا اینکه رمان بخونیم و داستان
سحر شده،خواب به چشمم نمی اید.کتابها دور و برم پخش شده اما من چهار ساعت سرم در یک کانال اجتماعی بوده و یک رمان دنباله دار را بی هدف صفحه زده ام.دوران دبیرستان را سالهاست که پشت سر گذاشته ام.سالهاست که من بزرگ شده ام اما هنوز گرفتار رمان و داستان و زندگی نامه ها هستم.سرم که در کتابی فرو می رود .بلند شدنم سخت است.نه بی نظمی هال حالم را به هم می زند و نه اشپزخانه نامرتب.من چهار ساعت به همین نقطه میخکوب شده ام و کتاب خوانده ام.پیش ترها حال مادر را با کت
دانلود رمان عاشقانه همخونه از مریم ریاحی



دانلود رمان عاشقانه همخونه از مریم ریاحی


در
این مطلب از سایت کافی نت ونوس ، رمان عاشقانه دیگری را برای دانلود شما
دوستان قرار داده ایم . رمان همخونه یکی از رمان های زیبای عاشقانه نوشته
خانم مریم ریاحی است


 


 





نام کتاب : همخونه


نویسنده : مریم ریاحی


تعداد صفحات : ۲۲۹ صفحه


زبان کتاب : فارسی


موضوع : رمان عاشقانه


نوع فایل : PDF
داستان کوتاه چیست؟ داستان کوتاه حجم خیلی کمی نسبت به رمان دارد در داستان کوتاه نویسنده نباید به حاشیه پردازی کند. داستان کوتاه شامل  داستانک داستان بلند و داستان نیمه بلند است.  بحث  ما، داستان کوتاه است. داستان کوتاه معمولاً بین ۲، ۳، ۴، ۵، ۶، ۷  و ۸ صفحه است. داستان کوتاه ممکن است هزار کلمه دو هزار کلمه یا پنج هزار کلمه داشته باشد. داستان  کوتاه تنها یک شخصیت قهرمان دارد. یک شخصیت در تمامی حوادث حضور دارد. زندگی یک فرد یا نهایتا سه شخصیت
آخرای اردیبهشت قصد داشتم از بخشندگی بنویسم. اما نه.
خوب شد ننوشتم.
چون شب قدر بود که فهمیدم اون مفهومی که من از بخشندگی خوشایند توی ذهنم دارم، خیلی هم خوشایند نیست.
و البته عید فطر بود که با خوندن بخش های ابتدایی رمان "دختری در قطار" مطمئن شدم که بخشندگیِ مدنظرم خیلی جالب نیست.
حالا ارتباط محتوای اون رمان با بخشندگی در چیه، توضیحش آسون نیست. خیلی جزئیه!
ولی بالاخره یه روزی می نویسمش!
این روزا لابلای کارای فرهنگیان و نیم نگاهی که به پایان نام
رمان نویسان، خود محصول دوره و زمانه و جامعه‌ای هستند که در آن زندگی می‌کنند.» این گفته روشن می‌کند که با تغییرات جامعه، رمان نیز تغییر می‌کند و شکل تازه‌ای به خود می‌گیرد.
کارلوس فوئنتس در آغاز مقاله‌ی سروانتس و نقد خواندن می‌گوید:
اگر از من بپرسند عصر جدید از چه زمانی آغاز شد، می‌گویم از آن زمانی که دن کیشوت لامانچا در سال 1605 میلادی دهکده‌ی خود را ترک گفت، به میان دنیا رفت و کشف کرد که دنیا به آنچه او درباره‌اش خوانده، شباهتی ندارد.
ب
دانلود رمان عاشقانه حباب رنگی pdf + رایگان


دانلود رمان عاشقانه حباب رنگی


 دانلود رمان: حباب رنگی
  نوشته: الف_صاد
  ژانر: #عاشقانه#اجتماعی
  تعداد صفحات کتاب: پی دی اف 255


 


 







برای دانلود رایگان روی لینک زیر کلیک کنید

http://venusnet.ir/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%ad%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d8%b1%d9%86%da%af%db%8c/
دانلود رایگان نمونه سوالات راهنمایی و رانندگی 98 pdf, مهم ترین و پر تکرار ترین
تعداد صفحات : 620
خلاصه رمان :  
داستان درباره دختری به اسم هلنا هستش که بعد از تحویل مادرش به اسایشگاه پسر صاحب خونه از خونش ی میکنه و با گفتن خبر ی به صاحب خونه , صاحب خونه اونو میندازه بیرون و تا اینکه با اشنا شدن با یک خانم….
رمان سنتر
تعداد صفحات : 304
خلاصه رمان : 
 داستان در مورد زندگی شمیمه.دختری که پدر و مادرش واز دست داده و اش زندگی میکنه. سختی های زندگی از یه طرف و سخت گیری های خاله اش هم از یه طرف دیگه باعث میشه که شمیم از اون خونه فراری بشه.ولی دست تقدیر سرنوشت دیگه ای روبراش رقم زده.زندگی میخواد روی خوبش و بهش نشون بده. روزگار اون و سر راه خانوم بزرگ قرار میده کسی که خونه اش قراره برای شمیم تبدیل به یه کلبه امن بشه و سرنوشتش طور دیگه ای رقم بخوره
پایان
تعداد صفحات : 468
خلاصه رمان :  
دختری به اسمِ الناز از خانواده ای معمولی با دغدغه هایِ یک زندگیه عادیدختر شیطون …سرِ یک دنده بودن، در یک بازیه کودکانه راهی رو انتخاب
میکنه که توش علامت سوال زیاد هست….
رمان سنتر
با خودم عهد کرده بودم که برای هر کتابی که می‌خوانم مفصل بنویسم تا این طوری مجبور باشم دقیق‌تر بخوانم. این مطلب نشانی از عهدشکنی‌ست. شاید پاری اوقات مجبور به این کار شوم. و اما بعد؛

پاییز؛ نوشتهٔ الی اسمیث
اولین رمان جدی بعد از برگزیت که از اولین مجموعه از چهارگانهٔ فصل‌های سال این نویسنده است (به گمانم دو فصل دیگر هم منتشر شده‌اند). رمان شاعرانه با جریان سیال خیال است. گاهی کلمات طنین دارند و آهنگین هستند (چیزی مانند سجع). یکی از نکات جالب د
تعداد صفحات : 828
خلاصه رمان :  
اگر تمایل به خوندن این رمان دارید،جلد اول رو از همین سایت می تونید دانلود کنید وبخونید با همین اسم "پاورقی زندگی" جلد اول رو حتما بخونید چون نصف داستان توی جلد اول اتفاق می افته .در جلد اول خوندید که پسری در اثر تصادف بینایی خود را از دست می دهد بعد از گذشت دو سال خانواده اش تصمیم می گیرند برای او همسری انتخاب کنند.
داستان به سمتی کشیده می شود که دختری به اسم مریم سر راه او قرار می گیرد و باقی ماجرا.
در جل
تعداد صفحات : ۳۳۴
خلاصه ای از داستان رمان:
 
بوفالو، نیویورک: آبشارهای رعدآسا، تیم های ورزشی بزرگ و… لرد خون‌آشام‌ خائنی که به آرامی عقلش را ازدست می دهد.راجموند گرگر یک خون‌آشام‌ و ارباب بی چون و چرای نیویورک سیتی است. او مطیع هیچکس به جز ارباب خود نیست. کریستوف، لرد خون‌آشام‌ تمام شمال شرقی آمریکا است و پایگاهش در بوفالو و نیویورک سیتی است. او خون‌آشامی پیر است… خیلی پیر. فهمیدنش آسان است چون به آرامی درحال از دست د
دستش را روی دهانم گذاشت و گفت: -تورو خدا دیگه نگو. من مقصرم. میدونم. اعتراف کردم. حالام حاضرم هرجوربخوای تنبیه بشم تا جبران بشه. از پشت پرده اشک به چشمانش خیره شدم و بعد خندیدم و گفتم: -تنبیه؟؟؟ هر چی که بگم؟ -آره. قسم میخورم قبول کنم. -تنبیهت اینه که از حالا تا دنیا آمدن بچه دیگه حق نداری تنها سفر بری. - ای به چشم. اصلا هر جا خواستم برم اول ازت اجازه میگیرم .خوبه قربونت برم؟؟؟ -حالاشد پایان امیدوارم از خواندن این رمان لذت برده باشید.مو
دانلود کتاب رمان دختر خراب,دانلود رمان
عاشقانه,دانلود رایگانرمان دختر خراب,دانلود رمان دختر خراب بدون
سانسور,دانلود رمان دختر خراب,دانلود رمان ایرانی

خلاصه ای از رمان دختر خراب


نمیدونم باید چی بگم و از کجا شروع کنم اما بهترین کلمه برای شروع بدبختی و بدشانسیه

دو تا بچه بودیم و البته تنی هم نبودیم من و برادرم کیوان…….پدرم عرق خور و معتاد و ……هر اشغالی

که نباید باشه بود و مادر هم از اون بد تر یه زنیکه خیانت کار تمام عیار که وقتی بابام
دارم به این فکر میکنم چقدر کار خوبی کردم که به حرف خواهرم گوش دادم و کتاب ملت عشق رو خوندم. گاهی اوقات  خیلی با الا همزاد پنداری میکنم. چقدر شبیه این زن بودم! و چقدر نصیحت ها و حرفهای شمس به من تلنگر زدند. چه خوب که بعضی از نویسنده ها همچین رمان های اموزنده و تکان دهنده ای مینویسند. یک جوری که فکر میکنی این رمان فقط برای اینکه تو متحول بشی نوشته شده! گاهی اوقات بعضی از قانون های شمس چنان منو تو فکر فرو میبرد که واقعا زمان رو فراموش میکردم. وقتی دا
محسن مشکلات خانوادگی فراوانی داشت مداوم دربیمارستان میخوابیدومستقیم به داروهای اعتیادآوروصل میشد.وقتی کسی به اوسرنمیزدپروانه تنهافردی بود که سمتش میرفت.پروانه فردی دارای نفوذمالی بوداین نفوذمالی رابواسطه رمان های محسن دربازارزیرزمینی رمان بدست آورده بود برای محسن مهم این بود که به فردی تکیه کند که اگربگویدنروآن فردنرودوپروانه این خصوصیت را داشت ازهرلحاظ پروانه و محسن به یکدیگرتاابدالدهرمیآمدندچون هردوزیرقسم و سوگندی که یادکرده ب
هرمان هسه آلمانی را بسیار پسندیدم .عجیب و غریب انگار شخص خود من است! انقدر انگار شخص خود من است که احساس می کنم دندانهای پیشین فک پائینش هم مثل مال من به جرمگیری  احتیاج دارد!
هیجان انگیز ترین چیزی که دمیان دارد می گوید این است که در تو کسی هست که از همه چیز تو خبر دارد و ریز و درشت خطاهایی که از تو سر می زند از اراده او نشات می گیرد و او سعیش را می کند که تو را به شکل منحصر به خود شخص خود تو به راهی ببرد که دلش می خواهد. به راهی که نهایتا کل زندگی ت
خانم نعیمی به عنوان مشاور وب بنده هستش و افتخار مصاحبه با من رو داده امیدوارم لذت ببرید من به عنوان مشاور شما سوالاتی رو میخواستم بپرسم تا همه طرفدارا ازتون اطلاعات کافی داشته باشند وبتونند به راحتی به سایت شما اطمینان کنند !بله حتما در خدمتماول از همه لطفا خودتونو معرفی کنیدخب من رایا هستم 14 سالمه متولد 84 ماکانی ام علاقه خاصی به موسیقی هنر های نمایشی و کتاب دارم و خودمم دیگه معلومه در حد توان دست به قلم دارم و اهل تهرانمآیا رمان دیگه ای غ
سلام
گاهی وقتا آدم همه کس و همه چیز رو مقصر میدونه
جز خودشو
امشب میخوام بگم
از خودم گله دارم
از خودم ناراحتم.
زیادی به خودم بها دادم که نمیتونم جلوش رو بگیرم
خدایا خودِ من را در خودِمن زمین بزن
من به نگاهت نیاز دارم
فردا روز زیارتی امام رضاست.
کاش نبودم 
چند روز پیش اتفاقاتی افتاد که منو کلی ریخت بهم
درواقع شدیدا با حقیقت هایی رو به رو شدم
چیزایی که هی ادم میخواد بهش فکر نکنه و خودشو بزنه به اون راه، ولی اون مثل چی هی خودشو میندازه وسط و ابراز وجود میکنه که هی فلانی!خودتو گول نزن
من هستم 
خوبم هستم:)
الان که مینویسمش بنظرم چیز مهمی نیست اصلا 
واسه غر زدن گله کردن چیزایی وجود داره خب؟
ولی خب اکثرمون وجه مثبت زندگیمون بیشتر وجه دوست نداشتنیشه!!
مگه نیس؟
بیاین بشماریمشون دوست داشتنی های زندگیو 
بالاخره کتاب صد سال تنهایی رو تموم کردم . با
اینکه چند فصل اول زیاد جذاب نبود چون بیشتر درگیر یادگیری اسامی شدم ولی به مرور
داستان جذاب شد . خب همونجور پشت جلد نوشته شده سرگذشت 6 نسل از خانواده بوئندیا
هست که محکوم به تنهایی هستن و جالبی داستان اینجا بود که سرگذشت اجداد برای نوه
ها هم تکرار میشد . تو این رمان علاوه بر مسائل روزمره خانواده بوئندیا به مسائل
ی نیز پرداخته شده و نبرد بین حزب آزادیخواه و حزب محافظه کار و همچنین مبارزه
کارگرا
تا حدی دشوار می‌نماید در مورد نویسنده‌ای که من‌او»یش مرا به رمان‌خوانی ترغیب کرد، و سیاهٔ صدتایی‌ رمان فارسی‌اش مرا به جهان کلاسیک رمان غربی آشنا کرد، و نشت‌نشا» و سرلوحه‌ها»یش مرا علاقه‌مند به مقالات فارسی کرد، تند و تیز نوشت. اگر بخواهم در مورد ر ه ش» صادقانه و خلاصه بگویم همین کافی است که تمام غلط‌های سادهٔ داستان‌نویسی را به سادگی می‌شود در این رمان پیدا کرد. مثلاً چه؟ زنی که شبیه مردها حرف می‌زند (احتمالاً موی فرفری دارد،
وزن كلی- lbs 10/3  (40/1 كیلوگرم)
فركانس- 8/7 كیلوهرتز
1 سال ضمانت نامه
استفاده از دسته چپ و راست
4 صدای HD اختصاصی
تنظيم محافظ بازو با سیستم
تولید منحصر به فرد «طراحی رها كردن»
مجوز Real Tree Xtra Camo Finish
تنظيم منحصر به فرد مونتاژ متر
نمونه بزرگ برای استفاده رابط نور پس زمینه
استفاده از 6 باتری قلیایی (شامل نمی شود)
وزن سبك و بادوام و با ساختار كربنات شده
8 طبقه از فات و تنظيم تفكیك آن ها
3 روش حذف: همه فات، سكه و جواهرات
قدرت سیگنال و نشانگر ع
بالاخره امتحانای ترم چهارمم از یازدهمه تموم شده بالاخره یه تابستون دیگه اومد و این تابستونم اول آخر تکرار ناپذیر میشه برا خودش با همه ی خوبی ها و بدیاش از بیستم دوره ی خودکاویم شروع میشه و سرم یکم گرم میشه طبق معمول از بیکاری خسته شدم و اطرافیانم متعجب مامان امروز میگف دختر تو کلا یه هفته تایم استراحت داری ولی همونم نمیتونی تحمل کنی راس میگه روز مرگی اذیتم میکنه اونم نه یکم خیلی خیلی زیاد دلم تنوع میخواد دلم تجربه های جدید میخواد و چال
وزن كلی- lbs 10/3  (40/1 كیلوگرم)
فركانس- 8/7 كیلوهرتز
1 سال ضمانت نامه
استفاده از دسته چپ و راست
4 صدای HD اختصاصی
تنظيم محافظ بازو با سیستم
تولید منحصر به فرد «طراحی رها كردن»
مجوز Real Tree Xtra Camo Finish
تنظيم منحصر به فرد مونتاژ متر
نمونه بزرگ برای استفاده رابط نور پس زمینه
استفاده از 6 باتری قلیایی (شامل نمی شود)
وزن سبك و بادوام و با ساختار كربنات شده
8 طبقه از فات و تنظيم تفكیك آن ها
3 روش حذف: همه فات، سكه و جواهرات
قدرت سیگنال و نشانگر ع
تعداد صفحات : 1000
خلاصه رمان :  
 یک داستان عاشقانه است با تم ورزشی …ماجرای یه آدم که که مثه بقیه آدم ها دنبال آرزوهاشه …اما اینبار مشکلاتی سر راهش قرار گرفته که به خواست تنها ربطی نداره … اینبار بحثه بودنه … بحث اثبات کردن … باید بگه “هســــــــــتم” تا بقیه هم بشنون و بدونن…پایان خوش
“راوی اول شخص و دختر هست”
 
رمان سنتر
امان از این نخوابیدن های الکی . داره حالم از خودم بهم میخوره برنامم به هم ریخته از همینجا میگم از فردا به این وضع مسخره خاتمه میدم دیگه واقعا حالم از خودم بهم میخوره اونم بخاطر این بیدار بودنا و صبح خوابیدن . درضمن بیدار موندنم کلا پوچ شده و هیچ کاره مفیدی نمیکنم فقط pes بازی میکنم روانی شدم از این وضع . از فردا کلا خوابمو تنظيم میکنم میرم سراغ برنامه هام و به این وضع تخماتیک خاتمه میدم . رمان کوری هم چند روز پیش بدستم رسیده باید شروع کنم . ح
ای کاش یه معیاری بود واسه این که استاد بفهمه این دانشجوی فلک زده چقد خودشو واسه این امتحان پاره کرده و چقدر بلده این سوال هارو حل کنه ولی الان مغزِ افلیجش کار نمیکنه.
کاش استادا میتونستن مغز دانشجو رو بخونن
اونوقت اینجوری گوه نمیخورد به امتحانی که انقدر بلدش بودم
تقریبا آخرین شانسم بود برای نمره درست درمون گرفتن  :(
​صفحۀ ۳۳۹ بودم، ۱۱ صفحه بیشتر نمونده بود کتاب تموم بشه که وسط‌های صفحه از حس طعم یه رمان خوب ایرانی مطمئن شدم. سبک و روایت و راوی و شخصیت‌پردازی و زمکان و بیان و کلی اصلاحات ادبی دیگه رو می‌تونم پشت‌سرهم زنجیر کنم و برای هرکدوم یه صفت بذارم؛ اما به‌جای همه‌چی می‌گم اگه دنبال یه رمان خوب ایرانی هستید سمفونی مردگان نوشتۀ عباس معروفی رو بخونید.تیرگی‌های داستان چندبرابر روشنی‌هاشه و نویسنده هیچ رحمی به شخصیت‌های بی‌نواش نکرده، هیچ رحم
بسم الله الرحمن الرحیم
خدا این آخرین کشیکا رو هم بخیر بگذرونه!
له شدیم تو این ادمیت
فکرشو نمیکردم کشیکای جراحی انقدر سنگین باشه
یه موقع هست ادم خودشو برای یه چیز سخت اماده میکنه و میدونه که جلو پاش یه کار سخته
یه موقع دیگه هم به فکر این که زمین صافه پاشو که میذاره و یهو زیر پاش خالی میشه میفهمه چاله بود! بی هوا !
درود خدا بر او فرمود "سخت قبر است و سخت تر دستِ خالیِ در قبر"
آه من قلت ااد و طول الطریق .
تعداد صفحات : 775
خلاصه رمان :  
گاهی قسم می خوری به خاطر مردمت از جون مایه بزاری و گاهی توسط همین مردم قضاوت می شی ،قضاوتی که درد داره و کمر خم می کنه از مردانی که داغ های زیادی تو سینه دارن به خاطر همین قسم ،قسمی که زندگی رو زیر و رو خواهد کرد و بی رحمانه به اخرین داشته هات چنگ خواهد زد
این قصه، قصه دو مرده که زندگیشون گره خورده به گروهی که خلاف هاشون رگ غیرت مردان شهر و شادابی جوونه های سرزمین رو هدف گرفته 
دومرد با دودیدگاه متفاوت که
بتلفیلد ۵ یک بازی ویدئویی در سبک تیراندازی اول شخص است که توسط استودیوی دایس وابسته به الکترونیک آرتز ساخته و توسط الکترونیک آرتس در ۲۰ نوامبر ۲۰۱۸ برای پلتفرم‌های پلی‌استیشن ۴، مایکروسافت ویندوز و اکس‌باکس وان منتشر شد.رمان سنتر
حکایت ما هم شده مثل گرفتاری بشر
که اونقدر انسان ازاده که اصلا مشکلی نیست که تا کی بره دور هاشو بزنه خدا تو همین بین باز الرحم اراحمینه کمک خودشو به همه میکنه کار خودشو هم میکنه صالحان رو گلچین میکنه اما باز خدا بهتر میدونه عالم به تدبیر ها و امورات هست .
برای میراث زمین
بشر بعد که از چیزی نتیجه نگرفت میان جمع میشن دور حرف خدا
حالا ما هم بعد از این همه راه های رفته وقتی همون حرف ساده خدا رو گوش میکنیم میبینیم گرفت
و فقط از این حرصمون میگیره که
بزرگ تر که میشی خیلی چیزا برات رنگ میبازه خیلی چیزا معنیشو پیشت از دست میده خیلی چیزا دیگه دغدغت نیست واست مهم نیست 
میدونی چی میگم؟ 
ارزش خودشو از دست میده 
آدم تجربه که میکنه میبینه نه این همچینی اون چیزی که فکر میکرد نیست
گیر میکنی تو مرحله نمیدونم اصن چی هست تازه نمیخوامم بدونم
 
یه بار از حاله خوبم بنویسم
بنویسم ک وقتی دیدمش ضربان قلبم رفت بالا
قلبم اومد دهنم
بنویسم ک برا اولین بار برا خندیدنایه ینفر ضعف کردم
تو اون تاریکی چشم تو چشم شدیم
فقط ک حیف ک تاریک بود 
شاید اینا نشانه های عاشق شدنه
هرچی باشه دوس دارم این لحظه هارو
این روزایه من حالروز یه دختر14 سالس ک ک وقتی بهش هم فک میکنم قلبم خودشو میکشه :)
قهرمان هرکس تو زندگی اش خودشه! چه بخواد چه نخواد چون داره خودشو کنترل میکنه نه قهرمانای دیگه رو! امیدوارم رسما با قدرت قهرمان زندگی خودمون بشیم، چیزی که باید اتفاق بیفته!
فضای وبلاگ نویسی به طور محسوسی تو این گرمای تابستون داره سرد میشه؛ وبلاگ ها حذف میشن! نویسنده ها خداحافظی میکنن!what's ing on!?
فقط دلم می‌خواد این چند روز یه نفر اسم این نویسنده رو جلوم بیاره؛ الآن چند روزه درگیر ویرایش یه رمان ششصد صفحه‌ای از ایشون هستم که ورژن امریکایی رمان‌های کاربرهای نودوهشتیاست؛ یعنی همون‌قدر مزخرف.
حالا اینش به من ربطی نداره؛ ولی کتاب مزبور استراحت، آرامش و سه تا دیدار دوستانه رو از بنده گرفته.
قبلا گفته بودم سرعت ویرایشم پایینه، خدا رو شکر خیلی خیلی بهتر شده؛ ولی برای این کار هنوز زمانم کمه، احتمالا امشب و فردا شب خواب ندارم.
این چند روز
تعداد صفحات : 21
خلاصه داستان :
دیروزش را فریاد زدم شاید یادش بیاید ، ولی رفت و دیروز و امروز و فردا را با هم از یاد برد 
او به اغما رفت که شاید بازگردد ، من جایی میان عشق و باور معلق ماندم شاید بیاید و ببخشد دستهای تردیدم را
رمان سنتر
درسته که اولای مهرو داشتیم اسباب کشی میکردیمو بعدشم تقریبا تا آخرای مهر دانشجو بودم،ولی حس میکنم از اونوقت تا الآنمو یکم به بطالت گذروندم!
تا تقریبا آذر ماه شک داشتم که میخوام دوباره کنکور بدم یا نه و این شک تقریبا داشت منو دیوانه میکرد!
تا بالاخره تصمیممو گرفتمو خواستم که دانشجو بشم.
جالبه اوایلش مصمم بودم که میخوام کنکور بدمو برای همینم خودداری شدیدی میکردم از خوندن کتابای جدید.
اصلا کتابامو گذاشته بودم توی کارتون و کمد که چشمم بهشون نیف
پیشگفتار.
این رمان صرفابراساس تخیل میباشدواحتمال اینکه دراین بازه زمانی رخ بدهدغیرممکن هست.تحلیلگران براین باورهستنداین اتفاق درآینده ای دوررخ میدهد.تمامی شخصیت هاوخصلت های اخلاقی افرادبرپایه تخیل نویسنده نوشته شده است.بااحترام به مخاطبان ازهرگونه کپی برداری ازسایت رمان ویژه بپرهیزید.

صبح شده بیدارشونورابیدارشونورا!!!
نوراچشمان آبی خودرابازکردوبه حال خمیازه کشیدن گفت عح من نمیخواهم مهدکودک بروم.اونجاخاله فاطمه وخا
سلام :) حالتون چطوره ؟ 
این روزا اینقدر درگیرم که اومدنم به اینجا از اولویتام خارج شده 
پسر مدتیه سینه خیز میره و این روزا تبدیل به سینه خیز سرعتی شده 
مدام باید دنبالش این ور اون ور برم 
راستش خیلی خسته کننده است 
مخصوصا این که دست تنهام :( 
چقدر بده این تنهاییِ لعنتی !

همین پسر شیطون گاهی اینقدر خودشو لوس میکنه که میگم خدایا من چندتا دیگه ازین بچه ها میخوام
ولی باید حواسم باشه احساسی تصمیم نگیرم :))))
هوا همچنان بر طبل گرما می کوبه،بگو بکوب که این نیز بگذرد!امسال یه لحظه تن به آب دریا نزدم، بگو زمان باقیست!خوشبختانه پیاده روی هر روز با قوت ادامه داره،این یعنی به لطف پروردگار سالم هستم ولی شوربختانه در مقابل نعمت های آنگونه که باید شاکر نیستم که این نقص بزرگی است.شب با هادی تماس گرفتیم روی همرفته یک ساعت گفتگو کردیم.در برنامه ریزی ها قرار شد ان شاءالله آبان ماه بریم سفر مشهد بازهم ان شاءالله.خورشید چه بخواهیم و چه نخواهیم طلوع و غروب میکنه
خلاصه رمان معلول:

سارا دبیر درس الهیات و فلسفه در یکی از دبیرستان های مذهبی واتیکان است او ۳ سال است که وارد این حرفه شده و کلاس هایش به شدت جذاب و پر مخاطب است تا اینکه در اواسط سال تحصیلی شاگردی جدید به جمع دانش آموزان او می پیوندد شاگردی با نام مارگاریتا ، او فلج است و حتی نمی تواند صحبت کند خانواده ی او می گویند او در ۱۰ سالگی زمانی که در اتاقش تنها بود خود را از ساختمان پایین انداخته و به این روز افتاده است ، مارگاریتا با اینکه فلج است اما
سلام دوستان عزیز!قسمت اول رمان "عشق ابدی ولیعهد"
درضمن بگم من زیر15سال دارم و این رمان رو در حد سنم مینویسم.
پ.ن:بخاطر کیفیت بعضی از تصاویر پوزش میخوام چون تو نت پیدا نکردم مجبور شدم اسکرین بگیرم

در گذشته ی دور
امپراطوری بر سرزمین باگجه حکومت می کرد.پسر امپراطور 23سال سن داشت اما تا به حال
به کسی علاقمند نشده بود و هیچ وقت قصد ازدواج نکرده بود تا اینکه . . . .


 

ادامه مطلب
 
دیدید یه وقتایی با خوردن اتفاقی بادام تلخ چه حالی به آدم دست می‌ده؟ می‌خوای یه چیزی بخوری که زودتر اون طعم از بین بره، اما جرئتش رو نداری که دوباره بادام برداری؛ برای من قضیۀ قهوه‌ی سرد آقای نویسنده همین‌طور بود. الآن نه می‌تونم برم سراغ یه رمان ایرانی، نه می‌تونم این طعم تلخ رو تحمل کنم.
دربارۀ داستان بگم؛ رمانتیک لوس، جنایی آبکی، روایت متوسط، شخصیت‌پردازی افتضاح و معمای بی‌مزه‌ای که آخرش طرح شده بود؛ حتی غلط رایج هم داشت: همزاد پن
حالش بد بود. خیلی بد. سردرد و سرگیجه و حالت تهوع و دل درد امونش رو بریده بود و فکر میکرد داره میمیره. قرار بود پنج شنبه چندتا فصل رواعصاب فیزیک رو جمع و جور کنه ولی نتونسته بود. تنها کار مفیدی که کرده بود، مرور چند درس ادبیات بود. جمعه به زور خودشو از تخت کنده بود و علیرغم اصرارای مامانش، میخواست بره آزمون. چون دلش نمیومد یه جمعه شو بدون هیجان آزمون و تراز بذاره :) سر آزمون حسابی گیج زد و هر سوالو ده بار خوند و کلی از سوالا رو نفهمید و رد شد. برگشت خ
بالاخره
بعد مدتها ، هفته پیش کتاب کوری رو تموم کردم و میخوام برداشتم از این رمان رو با
شما دوستان اشتراک بذارم .
اولین چیزی که تو این رمان جلب توجه میکنه این هستش که هیچ کدوم از شخصیت ها اسمی ندارن و فقط با عناوینی نظیر دکتر ، زن دکتر ، پسرک لوچ و . سر و کار داریم بر خلاف رمان صد سال تنهایی که پر از اسامی مختلف بود و باعث گیج شدن خواننده میشد تو این رمان با وجود اینکه عناوین زیاد هستن اما باعث گیج شدن خواننده نمیشه . همونجور که در مقدمه کتاب هم گف
سلام :) 
دیشب بعد از ۹ روز دوری از خونه برگشتیم به خونمون، چقدر من دلم تنگ شده بود برای خونمون 
همسر میگه من این دلتنگیتو درک نمیکنم، دقیقا برای چی دلت تنگ میشه :/ 
توی این ۹ روز فرصت نشد بیام بنویسم ازین اتفاق قشنگ :))
پنجم مرداد شب بود که متوجه شدم اولین دندون پسر به ما افتخار دادن و از لثه مبارک اومدن بیرون 
فکرشو نمیکردم اینقدر ذوق کنم و خوشحال بشم
پسر از ذوق کردن من خوشحال بود بدون این که دلیلشو بدونه :)) 
دندون دراوردن بچه ها هم مشکلات خودشو
 وزن كلی- lbs 4 (1/8 كیلوگرم)
فركانس- 5/6 كیلوهرتز
دو سال گارانتی
تنظيم كنترل off/on (روشن/ خاموش)
راه اندازی كلید تعیین جهت
متوازن كردن زمین
هدفون استریو
سهولت در خواندن شدت اندازه
سوئیچ (كلید) معدنی بالا / پایین
استفاده از 8 باتری تا 40 ساعت عملیات
راهنمای دستورالعمل به زبان انگلیسی و اسپانیایی برای استفاده
3 فركانس شكار بهینه طیف V3
سیستم شناسه هدف 3 × 3
9 برنامه كشف از پیش تنظيم شده
عمق کاوش نهایی 1/8 متر
قابلیت تنظيم نور پس زمینه
صفحه كلید
پریروز بود فکر کنم به خودم سه تا هدیه دادم یه فرفره قهوه ای که خیلی خوشگله یه پیکسل و یه مانتو زرد وقتی میپوشمش احساس میکنم افتابگردونم و کاش افتاب گردون بودم این روزها همه چیز ریتم عادی خودشو داره صبح بلند میشم اگه مدرسه کلاس داشته باشم مدرسه میرم غذا میخورم درس میخونم و تو اینترنت ول میچرخم استاد شیمی مون خیلی دوست دارم انگار با روحش درس میده فردا میخوام موهامو خیلی خیلی کوتاه کنم بهونمم اینه کنکور دارم ولی دلیل واقعیش این نیست خلاصه که ه
اگه در حال خوندن کتاب جین ایر هستین یا قصد دارین که بخونینش، این سطور پایین رو نخونین.

من از اول حق رو به سنت‌جان ریورز دادم که با وجود عشق تند و تیزش به روزامند، اون رو به همسری انتخاب نکنه. قبل از اینکه نویسنده با زبان جین ایر بگه که چرا.
شیفته‌ی سنت‌جان شدم با اون قدرتش در مهار تمنیات.
با اون بینشش که کاملا شفاف به خودش فهمونده بود که روزامند به زودی براش تبدیل به عروسک کسل‌کننده‌ای میشه.
و به نظرم شارلوت برونته نخواسته بود که پازل رو کام
وزن كلی- lbs 5/5 (5/2 كیلوگرم)
فركانس- 730 ضربه در هر ثانیه، قابل تنظيم
دو سال گارانتی
مونتاژ آسان قطعات با همدیگر
سرعت در چك كردن ویژگی آهن و قابل تنظيم در تفكیك
نشانگر LED: نشان دادن قدرت سیگنال و محیط جاری
پیمایش فركانس: كارایی بالا در حذف مداخلات RFI
اسپیكر خروجی: ساخته شده برای عمل در جستجوهای بدون هدفون
تنظيم ساده برای تازه واردین یا شكارچیان گنج باتجربه
حذف كردن سیگنال های ناخواسته ی محیط به آسانی، با استفاده از تنظيم مجدد صدا
پیگیری خط زم
Federer و Djakovic (جاکویج) الان چهار ساعته دارن مسابقه میدن! همین الان و واقعا چهار ساعت طول کشیده بخاطر سطح بازی و نزدیک بودنشون.
حالا کار به این ندارم، تو کل زمین بازی بطور واضح صدای تشویق برای فدرر بیشتر از جاکویچه و چیزیکه برای من جالبه اینه خودشو از تک و تا ننداخته و همین سه دقیقه پیش نتیجه نزدیک به باختش رو به برد صد در صد اون ست تغییر داد!
تفسیری ندارم واقعا!
الان باز است ست رو برد شدن ۹-۸ به نفع جاکویچ و حالا این ست تعیین کننده س
ببینیم چی میشه!
ا
وزن كلی- lbs 5/5 (5/2 كیلوگرم)
فركانس- 730 ضربه در هر ثانیه، قابل تنظيم
دو سال گارانتی
مونتاژ آسان قطعات با همدیگر
سرعت در چك كردن ویژگی آهن و قابل تنظيم در تفكیك
نشانگر LED: نشان دادن قدرت سیگنال و محیط جاری
پیمایش فركانس: كارایی بالا در حذف مداخلات RFI
اسپیكر خروجی: ساخته شده برای عمل در جستجوهای بدون هدفون
تنظيم ساده برای تازه واردین یا شكارچیان گنج باتجربه
حذف كردن سیگنال های ناخواسته ی محیط به آسانی، با استفاده از تنظيم مجدد صدا
پیگیری خط زم
از عطرش روی مچ دستم زدم. هی که راه میرفتیم هی عطرشو توی نفسم فرو میکردم و چقد حالم خوب میشد. چقد زیاد حس میکردمش ک انگار واقعا هست. این عطرشو خودم برداشتم آخراش بود و من قاپیدمش آخه چشمم دنبالش بود. دوتا عطر ازش دارم ک شدیدا بوی خودشو میدن.و من ب این فکر میکردم ک وقتی بوی عطرش تا این حد توی وجودم انقلاب میکنه پس اگر خودش بود چی میشد.امروز ی لحظه ب سرم زد برم بهش بگم بس نمیکنی نکبت ؟؟؟ ولی دیدم اینجوری ک فایده نداره. بدرد نمیخوره اینجور راه ها وقت
تو کلاس رانندگی مون ۹۰ درصد بچه کنکوری هایی بودن که از سر جلسه کنکور یه سره رفتن آموزشگاه برای اخذ گواهی نامه!
 یه دوقلوی آقا هم داشتیم. یکیشون جلسات اخر با یکی از دخترهای کلاسمون شماره رد و بدل کردن و دوست شدن :))
و خب من هنوز برام سواله وقتی ردیف خانوم ها و آقایون جداست، اینا کی وقت کردن از هم خوششون بیاد؟ شاید آقاهه پشت سرش چشم داشته؟بعد این دختره از کجا فهمیده این قل رو ترجیح میده با اون قُل؟ نکنه اشتباهی شماره اون یکی رو گرفته باشه؟ نکنه او
زیر پست یه پیج با نویسنده ش بحثم شد 
اسم پیج chera raha khonbas هست .
در آخر متهم شدم به توجیه خیانت ، و فمینیست بودن 
خب اگه میدونستم ادامه رمان این پیج تهش منجر میشه ب اینکه نویسنده زن دوم بشه عمرا اگه میخوندم 
خدایا هیچ وقت من را در چنین شرایط قرار نده 
البته مطابق گفته های نویسنده مجبور به ازدواج دوم شده ولی باز دلبریش برای شوهرش و عشقش برام قابل هضم نبود کلا اعصابم خرد شد 
آخرش بلاکش کردم 
و اینکه ناراحتم تو جامعه ای زندگی می کنم که زن دو
یکی از خصلت های بنیامین ناز کردن و لوس بودنش هست اونم بخاطر اینکه 
بچه آخر خانوادشونه، پیش پدر و مادرش خودشو لوس کرده گفته تو این شرایط نمی خوام برم ایران و می خوام با چنور بهم بزنم(اینا همش الکی گفته فقط خواسته واکنششون رو بسنجه)
اونا هم دعواش کردن گفتن زر نزن ، برو ایران با عروسمان برگرد (دقیقا تم حرف زدنشون عین منه برای همین بنیامین همیشه میگه تو چرا عین اینا صحبت می کنی خخخخخ)
بنده های خدا نمیدونن ترامپ چ سنگ بزرگی پای ما گذاشته و همینجوری
سیلهگرد و خاکبی آبیقحطی و گرانیجالبه! نباید همزمان همه اینارو با هم داشته باشیماما اینجا ایرانه!طبیعت وحشی، اقتصاد وحشی، آدما وحشی!البته خیلیا وحشی نیستن ولی هنوزم نامتمدننوقتی بلد نیستیم ده نفری یه کار جمعی انجام بدیم، چه برسه کنش دسته جمعیاقتصاد وحشی یعنی همونجا که هم تورم هست هم رکود!اینجا آدمای وحشی اختلاس میکنن، احتکار میکنن، ریش و قیچی دست خودشونه، گوش ملت رو میبرن!اینا سطوح عالی مملکت بودن، مردم عادی ام یاد گرفتنمیزنن، فحاشی
امروز محی اومد پیشم حرفایی که فاطمه یکی از دوستای قبلنم که از صافی رد نشد بهم نشون داد:))
سردرد شدم از چرتو پرتایی که راجبم گفته بود و سعی داشت ذهنیت بهترین دوستمو نسبت بهم خراب کنه و خودشو خوب جلوه بده
باورم نمیشد کسی که یکسال دائم پیگیر کارام بود و بهم میگفت تنها و بهترین دوستشم اینجور کاریو بکنه
میدونین من همیشه سعی کردم حقیقتو بگم حتی اگر برام بد بشه ولی خیلی از اونایی که باهامن اینقد ک من صادقم صادقو راستگو نیستن
حالا میفهمم چطور چند نفر
دور هم نشستیم و داریم از قدیم حرف می‌زنیم، از بچگی‌مون. می‌گم من به‌شکل عجیبی برای بزرگ شدن عجله داشتم، برای مدرسه رفتن، برای هجده‌سالگی به بعد و جالب اینه که الآن هم اصلاً دلم نمی‌خواد به گذشته برگردم و هنوز هم برای آینده یه‌کَمَکی شوق‌وذوق دارم؛ تنها دلتنگی‌ام برای عزیزانی هستش که از دست‌شون دادم.
ناشناخته‌ها به‌خاطر ناشناخته بودن‌شون جذابن و به‌نظرم همینه که من رو به آینده علاقه‌مند می‌کنه. خب مطمئناً زندگی من طوری نیست که هر
روزی که دوباره وبلاگم را راه انداختم برای انتخاب اسم مردد بودم. بین اسم قبلی وبلاگم و اسم‌هایی که همیشه برای وبلاگ دوست داشتم و از میان همه آبلوموف انتخاب شد که هیچوقت به آن فکر نکرده‌بودم.آن روزها رمان آبلوموف را می‌خواندم و در هر بخشش خودم را حس می‌کردم، پر بودم از حس همدردی با آبلوموف، حس نفرت از خودم، حس نیاز به تغییر، حس گم شدن. در نهایت به جای تغییر، رمان را کنار گذاشتم و با اسم آبلوموف نوشتم و نفرتم از آبلوموف درونم بیشتر شد. همین!هرب
تو بلاگفا از هر ده نفر احتمالا هشتاشون کنکوری بودن، اکثرا هم ناراحتن البته حقم دارن چون آینده ایی جز دانشگاه رفتن و درس خوندن برای خودشون متصور نیستن .حالشونو درک میکنم بهرحال هممون قربانی این تیع تیز بودیم، کنکور و نتیجش نشون دهنده هوش و تواناییا نیست فقط رو کسایی جواب میده که بتونن یکی دو سال یا بیشتر یه گوشه بشینن و کتاب ورق بزنن، کار سختی نیست فقط آدم خودشو میخواد و چ هوش و استعدادهایی که کلا نادیده گرفته میشن و از دور خارج میشن .ولی ز
 رونمایی از ترجمه انگلیسی ۵ کتاب ایرانی در لندنپنج کتاب ایرانی که در سال جاری به زبان انگلیسی ترجمه شده است،‌ همزمان با نمایشگاه کتاب لندن در انگلستان رونمایی می‌شود.    ۲۱ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۰:۱۲ فرهنگی ادبیات و نشر نظرات رونمایی از ترجمه انگلیسی 5 کتاب ایرانی در لندنافشین شحنه‌تبار، مدیر انتشارات شمع و مه، در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا‌، از برنامه این انتشارات برای حضور در نمایشگاه کتاب لندن خبر داد و
نام کتاب: روزگاری جنگی در گرفت
نویسنده: جان اشتاین بک
ترجمه: محمدرضا پورجعفری
نوع کتاب: صوتی
صدا: بهروز رضوی
قالب کتاب صوتی: روایی (= یک نفر از روی کتاب می‌خواند)
مدت زمان کتاب: حدود ۳ ساعت
منبع دانلود: نرم‌افزار ایران‌صدا
تاریخ شنیدن: هفته‌ی آخر اردیبهشت ۱۳۹۸
معرفی و بررسی:
بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
این کتاب صوتی ، خلاصه‌ی رمان اصلی می‌باشد که توسط رادیو ،تهیه و تنظيم شده است و شامل خاطرات نویسنده‌ی کتاب بعنوان یک خبرنگار ا
 
از کجا کتاب بخریم؟
 
این روزها بازار خرید کتاب داغ داغ است. خیلی‌ از دانشجویان و دانش‌آموزان دنبال کتاب درسی و دانشگاهی هستند و برخی از آنها نیز علاقه‌مندان خرید کتاب دست دو که نسخه نو آنها در بازار نیست یا سال‌هاست چاپ نمی‌شود.
برخی نیز به دنبال خرید کتاب داستان یا رمان هستند تا بتوانند در این شب‌های طولانی پاییزی وقت خود را صرف مطالعه و خواندن رمان یا همان کتاب داستان کنند.
در این میان خرید کتاب‌های الکترونیکی هم رو
1. دیدی یه وقت‌هایی انقدر درگیر یه اتفاق هستی که باقی زندگی می‌ره تو حاشیه؟ مثلاً کارهایی که باید برای شرکت یا برگزاری یه جشن انجام بدی انقدر جنبه‌های مختلف زندگی‌ات رو تحت‌الشعاع قرار داده که از روزمرگی درمی‌آی و ممکنه کنارش چند تا کار مهم هم درست انجام نشه یا فراموش بشه. دارم دربارۀ اون حس خلائی حرف می‌زنم که بعد از تموم شدن یه جشن یا مراسم تجربه می‌کنم؛ شاید همه‌چی خیلی هم خوب یا حتی دل‌پذیر پیش رفته باشه‌ها؛ اما بعدش یه خب این هم گذ
به نام دوست
نمیدانم چرا اهالی فرهنگ و سایت های ادبی کتاب هایی برای مطالعه در ایام عید معرفی میکنند؟ از خودم تا حالا دو سه بار نظر خواسته اند و من هم چند کتابی معرفی کرده ام اما چیزی که برای خودم اثبات شده این است که میزان مطالعه م در ایام عید به شدت پایین می آید! یا مهمان داریم یا مهمانی هستیم یا باید در کنار اعضای خانواده حواسمان را بدهیم به برنامه های درپیتی تلویزیون!
حالا محض این که دلمان از عزاداری این روزهای تعطیل نابود کننده بیرون بیاید
بهم گفت میشه منو یادت نره و فراموشم نکنی،؟گفت از اینکه فراموش بشم و از یاد آدم ها برم و منو یادشون نیاد میترسم.گفتم آره چرا نمیشه.گفت دروغ میگی،!!خندیدم و نتونستم جواب تو دل و ذهنمو بهش بگم با همون حالت خنده گفتم حافظه ی قوی ای دارم و تموم شد.ولی ماجرا این بود که ترس اون رو من ثانیه وار با حرکت عقربه ها و گردش خورشید تجربه کرده بودم.اما اون نمی‌دونست که من رنگ رژ لب همیشگی شو با اون قوس ابروهاشو حتی آشفتگی و موج ریز موهاشو توی تک تک سلول های خاک
صورت‌های خندان، خنده‌های بزرگ، خنده‌های بزرگِ مصنوعی، محبت‌های الکی، صورت‌های بزک کرده‌ی ساختگی، بینی‌های ساختگی، گونه‌های ساختگی، ابروهای ساختگی، لب‌های ساختگی، عضلات ساختگی، زیبایی‌های ساختگی، سر تا پای ساختگی. زیبایی‌های پودری مصنوعی.
بدم نمی‌آمد مثل مهمانی باغ زعفرانیه‌ی رمان شب یک شب دوی بهمن فُرسی یک بازی اعدام راه بیندازم تا کثافتی که پشت چهره‌ی بزک کرده و لبخندهای اغراق آمیزشان پنهان شده بود آشکار شود.
بدم نمی‌آمد آخ
وقتی کودک و نوجوان! بودم یک سری کتاب‌های داستانی بود که دنبال می‌کردم و حتما می‌خواندم. مخصوصا وقتی وارد دنیای یک سری کتاب‌ها می‌شدم،‌خیلی سخت می‌توانستم از صمیمیت و گرمای آن کتاب‌ها بیرون بیایم. برای اینکه باز هم آن صمیمت و گرما را تجربه کنم باز هم می‌رفتم و ادامه‌‌ی آن کتاب‌ها  و سری‌های بعدی‌شان را می‌خواندم. البته اگر بخواهم دقیق‌تر بگویم، نه فقط صمیمیت، بلکه تجربه‌ی احساس تلاش برای به دست آوردن چیزی مهم و اثر‌گذار، اخلاق، ص
نگران نباش سوزی اصلا نگران نباش مارگارت به فکرماهست همیشه به فکرماهست.این سخن جوزف که معلولیت بینایی شنوایی داشت به خواهرش سوزی بود.
هردومعلولیت روانی ناتوانی در نه گفتن داشتندوقادربه حرکت نبودند.هوابسیارسردبود.پدرآنهابه هیچ عنوان مسئولیت پذیرنبودوتمام خرج آنهارامارگارت بادرامدناشی از پس اندازخوددربانک وسودآن و همچنین نوشتن رمان های مرتبط بافقروسرمایه گذاری وت های کثیف اقتصادی وغیره میپرداخت.مارگارت اهل گدایی نبود.تنها به است
امروز
بعد از کلی گریه و زاری شدید کنار ابی رفتیم رستوران فرنگی و من کم کم
مهربون شدم D: . اخ چقد وقتایی ک با هم خوبیم خوبه. البته خوب و بد بودن
رابطه دست منه ، ولی چه کنم حالات روحیم دمدمی مزاجه و یهو سر یه مسئله
خیلی کوچیک زار زار میزنم زیر گریه . ابی هم خیلی خیلی لوسه و خودشو واسه
من لوس میکنه  :Xx. پسر مگه میتونه انقد لوس باشه ؟ ابی میگع من میدونم
مشکل مالی داری ، وقتی بدهکاری از قیافت مشخصه . گف فردا برات دو میلیون
میریزم دیگه ناراحت نباشی . ال
زن و مرد همراه خانواده مرد به سفری رفته اند . هر کدام از مسیر جداگانه ای به مقصد رسیده اند . سفر کاری است و زحمت آور. برای بازگشت هم به ناچار همسفران باید از هم جدا شوند ماشین گنجایش همه را ندارد. زن که از تنهایی سفر کردن به دور از ونگ و وونگ بچه ها خیلی لذت می برد فداکارانه داوطلب می شود که خودش برگردد تا مرد بتواند مادر و خواهرش را هم علاوه بر بچه های خودش به مقصد برساند. قرار می شود که مرد وقتی مسافرهایش را پیاده کرد بیاید توی ترمینال و زنش را هم
رمان دیزالو از آندرومدا
نام کتاب: دیزالو
نویسنده: آندرومدا
ژانر: عاشقانه، اجتماعی
ناشر: رمانسرا
تعداد صفحات: 566
خلاصه‌ی داستان:
ماهورا زند گریمور مطرح سینما، قربانی یک سوءظن غلط ساختگی می‌شود…
سناریوی تلخ و ناجوانمردانه‌ای که الوند رستگار، استار سینما برایش چیده…
 
 
توضیحات:
۱- کاربر عزیز، برای دانلود کافی‌ است بر روی لینک هر فرمت کلیک نمایید.
۲- برای باز کردن فرمت پی‌دی‌اف از برنامه‌ی ادوب ریدر استفاده نمایید.
۳- فایل‌های رمان
 محمود دولت آبادی با وجود آنکه این روزها به عنوان یک چهره ادبی شناخته می‌شود، اما فعالیت هنری خود را از تئاتر آغاز کرد، او که متولد ۱۰ مرداد سال ۱۳۱۹ بود، در سال ۱۳۳۸ به تهران آمد و سال بعد در تئاتر پارس مشغول کار شد. از آغاز دهه چهل در کلاس‌های نمایش آناهیتا شرکت کرد و به بازیگری تئاتر رو آورد و آرام آرام نوشتن را هم به صورت موازی آغاز کرد. او در دههٔ چهل در نمایشنامه‌هایی از برتولت برشت و بهرام بیضایی و اکبر رادی نقش بازی کرد.
کلیدر» معروف
هجده تیر نود و هشت ! به سلامتی بیست سال گذشت! بیست سال دیگر هم باید بگذرد تا معلوم شود زیر سینک آشپزخانه نظام چه سوسکهایی لانه کرده بودند! یا شاید لانه کرده اند هنوز هم!
وقتی سال شصت و هشت امام را تشییع می کردند جمعیت داد می زد که علی رغم هشت سال جنگ و آوارگی و گاها گرسنگی علی رغم هزاران ترور علی رغم همه ویرانی ها از کرده خود در انقلاب پنجاه  و هفت پشیمان نیست
اما امروز! امروز بیست دقیقه ای برجام را تصویب می کند با هر ای دست می دهد زیر با
1) Sina Derakhshande - Sarsari ( سینا درخشنده - سرسری )
2) Sina Derakhshande - Havaye Eshgh ( سینا درخشنده - هوای عشق )
3) Sina Derakhshande - Hese Ghashang ( سینا درخشنده - حس قشنگ )
4) Sina Derakhshande - Deldar - Remix ( سینا درخشنده - دلدار - ریمیکس )
5) Sina Derakhshande - Bem Mikhandi ( سینا درخشنده - بم میخندی )
6) Sina Derakhshande - Ye Nafar ( سینا درخشنده - یه نفر )
7دانلود رمان
نام کتاب: دیزالو
نویسنده: آندرومدا
ژانر: عاشقانه، اجتماعی
ناشر: رمانسرا
تعداد صفحات: 566
خلاصه‌ی داستان:
ماهورا زند گریمور مطرح سینما، قربانی یک سوءظن غلط ساختگی می‌شود…
سناریوی تلخ و ناجوانمردانه‌ای که الوند رستگار، استار سینما برایش چیده…
 
فرمت قابل دانلود رمان: پی دی اف و اندروید
دانلود رمان دیزالو با فرمت پی دی اف
دانلود رمان دیزالو با فرمت اندروید
 
توضیحات:
۱- کاربر عزیز، برای دانلود کافی‌ است بر روی لینک هر فرمت کلیک نمایید.
سلام خوبم.‌‌چرا اینجوریه؟ما خودمون برای پوست سیاهو سفید مردم حرف میزنیم ولی خودمون همش میگیم در دروازه رو میشه بست دهن مردمو خوب مردم خودمونیم دگ چرا بس نمیکنیمخصوصا الان ک تو ماه رمضونیم همه خیر سرشون روزن همه کار میکن غیر از غذا خوردن ،خب چ کاریه ؟ چرا هرکی خودشو درس نمیکنهدرس استاد توسعه ی اقتصادیه ولی بچهای ما ساده ترین نکته دانشجو بودن ک رعایت حقوق بقیه دانشجوعا تو کلاسه و رعایت سکوت هنوزززز اینو یاد نگرفتنخب چجوری میخان ب توسعه اق
1. اولین بار که رفتم کتابخونه ملی بهار 95 برای پایان‌نامه‌ام بودش. همین که پشت میز نشستم گفتم اینجا یکی از اون جاهاییه که نمی‌ذاره من به پایانِ خودم برسم. الان که دارم فکر می‌کنم می‌بینم جهل می‌تونه یکی از بزرگ‌ترین نعمت‌های انسان باشه، که اگه نبود علم هم بی‌معنی می‌شد. و چه روزهای سختی که من به یه شاخۀ جهلم پناه بردم تا درد یه شاخۀ دیگه رو فراموش کنم.
2. حدوداً دو ماه پیش کتاب سواد روایت نوشتۀ اچ. پورتر ابوت رو خریدم؛ این کتاب رو نشر اطراف
داره شروع میشه، یه ترسی تو اعماق وجودم حس می کنم. مثل ترس کسی که میخواد از بلندی شیرجه بزنه تو اقیانوس. اقیانوس قشنگه، آبیه، زلاله، اما بلندی وهم داره. باید درست بپره، باید شنا بلد باشه و بتونه خودشو تو آب نگه داره. اره داره شروع میشه و من کم کم باید پاشم راه برم برسم به اون بلندی، زمان پرتاب نزدیکه. دارم شنا یاد میگیرم، دارم اقیانوسو سبک و سنگین می کنم. دارم فکرمیکنم کجای اقیانوس میشه زندگی کرد کدوم بخشش آبی تره و آبش شیرینه. آخه باید بهترین بخ
نامزد کرد و وقت حلقه دست کردن و این ادا و اصولا من نبودم.کجا بودم؟
رفته بودم دنبال شوهر، ماشین نداشت و آوردمش خونه مامانم
بهتر که نبودم ، بیشتر شبیه مهمون ب نظر میرسیدم اینطوری !!
از همه شون هم خوشم نمیاد مخصوصا مامانش و داداشش و آبجیش :)))) سر مهریه بدجور ازشون بدم اومد.
شوهر وقت برگشت به خونه گفت دلم میخواد برا تو و دخترمون طلا بخرم گفتم باز دیدی یکی برا زنش طلا خرید جو گیر شدی؟؟؟؟
آخه کسی ک تا حالا برا زنش یه شاخه گل نخریده طلا میاد بخره؟!!:))))
ول
هوا خیلی خوب است، نه زمستان است و نه تابستان، بوی بهار میدهد انگار، صدای جیک جیک گنجشک‌های نشسته روی شاخه‌ی شاه‌توت هم آتش لذتش را شعله‌ورتر می‌کند، خلاصه برای یک حالِ خوب، لااقل هوا مناسب است.
وارد آشپزخانه شدم، مادرم پشت ظرف‌شویی ایستاده است و برای خودش شعر‌ می‌خواند، صورتش غمگین و ته چشمانش نم اشکی نشسته است، گفتم:
 _چیه؟
_ هیچی! 
_نه بخدا بگو، باز چی شده؟
_ هیچی بخدا!
نگاه‌ش کردم، نگاه‌م کرد، خندید! 
گفتم: پس چرا داری لالایی می‌خونی
پیشگفتار.
رمان براساس تصاویری که ازافراددرفیلم های ی نمایش داده شده نوشتن ماننداستفاده ازجریان سیال ذهن میباشدسعی شده دراین رمان ازجریان سیال ذهن پرهیزشود.قصدداریم افرادمنفوردنیای ت راازبعدخوب آن تجزیه وتحلیل کنیم.
.
همیشه درراهروهارخ میدادلابی وانشانویسی جدیدبرای سخنرانی شخص رئیس جمهوریاپادشاه وحتی سوالات خبرنگاران هم برایش حدومرزخاصی درنظرگرفته میشد.
ازنگاه دونالدترامپ ملت ایران درسال های تحریم گرسنه ترازقبل میشدن
+تو سطحی‌یی.تو سطحی‌یی. نمی تونی. نمی تونی.الان نشستی و به خیال خودت داری فکر میکنی، اما نمی تونی. 
÷چرا میتونم. اونقدر بهش فکر می کنم تا بتونم.
+کِی اون وقت؟ تا شنبه میخوای دست دست کنی؟ نمیشه که. معلوم نیست.
÷میشینم کتابای مورد علاقه‌مو دور می کنم؛ میشینم رو کاغذ ویژگی هاشو مینویسم.از دل شخصیت هام شخصیت خودمو در میارم.
+هی کتاب. کتاب. اره خب. کتاب نسبتا زیاد خوندی. ولی چه فایده وقتی نشستی قلم بزنی. عرق بریزی. اون همه ایده ی در نطفه مرده. اون ه
امشب باز یادِ ناکجایِ عزیز افتادم و عکساشو ورق زدم و برای دو تا از دوستان فرستادم، که یکیشون مهدی بود و اونم کم نذاشت و از خاطره های اونجا گفت و جوری از فقدانِ اون شهر و اون دوران دردِ دل کردیم که اسید معده‌م تا حد زد بالا و بعد از مدتها قرص کلیدینیوم سی خوردم و برای اولین بار آنچنان اثر نکرد.
یادت بخیر! 
اونروز هم با سجاد صحبتشو میکردیم، سجاد میگفت حاضرم بیست سال از عمرم کم شه و برگردم ترم یک. منم گفتم حاضرم پونزده سال از عمرم کم شه و بر
دانلود کتاب سه 3 رفیق از ماکسیم گورکی pdf دانلود بصورت رایگان از سایت ونوس نت. دانلود رمان سه رفیق

گورکی در سه رفیق، به همانگونه که در
رمانهای دیگر خود، چه در ارائه احساسات جمعی و چه در ارائه احساسات
قهرمانان رمان، نشان می­دهد که از مهارت شگفت­ انگیزی برخوردار است.



بخشی از متن کتاب:
در هر جماعت یکی هست که خود را در محل و
موقع مناسب خویش احساس نمی‌کند، و این وماً به این معنا نیست که او بهتر
یا بد‌تر از دیگران است. لازم نیست که شخص فکر
یه عکسه طنز الان گذاشتم که به نویسنده های رمان ماکانی بر نخوره یه شوخیه خودمونی بود خودمم دارم مینویسم دیگه ناراحت نشید و اینکه فردام با موزیک جدید میتریم دیگه. ایرانی اصله اینهمه مغزموم فسفر از دست داد و در اخر اگه تو کامنت به جای چشات اصله ایرانه مینوشتیم چشات ایرانیه اصله الان چهار بلیط برده بودیم /=اها راستی پارت سی و چهارمم بخونید خودم عاشقشم 
شانزده سال by منیژه آرمین
My rating: 3 of 5 stars
شخصیت های این رمان اگرچه شخصیت های دو رمان قبلی آرمین یعنی "شب و قلندر" و شباویز هستند اما برای ارتباط برقرار کردن با این اثر نیازی نیست ااما آن دو رمان را خوانده باشید.خب نویسنده در پرداخت شخصیت هایی که از رمان های قبلی آورده کمی مسامحه کرده اما چیز زیادی را از دست نخواهید داد "احمدشاه گریه می کرد و از آغوش مادر جدا نمی شد. محمدحسن میرزا تقریبا فراموش شده بود و این فراموش شدگی را همواره به یاد داشت. وداع
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب