نتایج مطلب ها برای عبارت :

دوربین مخفی خنده دار سرکار گذاشتن دختر مردم

وقتی به این فکر میکنم که قراره یه مدت دیگه بیام آرشیو رو ببینم و بزنم روی "خرداد 98"ذوق میکنم،اصلا فکر کردن به بعدِ خرداد لذت بخشه،نه؟برخلاف چیزی که همه میگن از تایمی که میرم سرکار بهتر به کارام میرسم و زندگیم جم و جور شده.
چندشب پیش دوسه فصل از کتاب"خودت باش دختر(صورتت رو بشور دختر)"خوندم به نظر کمک کننده س فقط زمانی که یادم میاد این کتاب رو ف.ح بهم هدیه داده بهم میریزم و عصبی میشم.
فکر کنین سرکار برید و درس بخونین و کتاب هم بخونین و فیلم هم ببینی
اعضای انجمن
 
ریاست انجمن: جناب آقای علی کاویانی
سرکار خانم مریم تفضلیانسرکار خانم فاطمه ابراهیمیسرکار خانم سیده معصومه سیدصالحیجناب آقای کریم اسماعیلیجناب آقای محمدحسین خانقلیسرکار خانم سهرابیدبستان غیر دولتی پیشرو
گلچین بمب خنده حسن ریوندی 2019ارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:گلچین بمب خنده حسن ریوندی 2019خنده دار ترین شوخی و کل کل حسن ریوندی - دخترای ایرانی حسن ریوندی Hasan Reyvandi 11.3 هزار بازدید ۴ روز پیش . گلچین بمب خنده حسن ریوندی 2019 - فیدیاگلچین بمب خنده حسن ریوندی 2019. گلچین بمب خنده حسن ریوندی 2019. جستجو . گزارش ویدیو : گلچین بمب خنده حسن ریوندی 2019. . گلچین جدید حسن ریوندی 2019 - tv1.oneگلچین جدید حسن ریوندی 2019 - پخش و دانلود کلیپ ویدئویی طنز . بمب خند
صبح ک میومدم زیر مانتوم لباس نپوشیدم و الان حس میکنم م 
برا اولین بار با خودم هندوونه آوردم سرکار به اضافه نون ،رفتم اون پشت سریع خوردم و برگشتم ،همونطوری ک می‌بلعیدم نون و هندوونه رو با خودم فکر میکردم اگ اینجا دوربين داشته باشه و اگ مهندس منو ببینه! چقدر زشته خوردنم ولی باز  سریع بلعیدم و برگشتم پشت میزم
میخوام میوه بیارم سرکار از این ب بعد،چون تو خونه میوه نمیخورم یعنی وقت نمیکنم،اگ خونه بمونم ک کار خونه اگرم بیرون بریم ک. نه خونه ما
مابین هال و پذیراییمون دو تا
پله خورده که اون دو فضا رو از هم مجزا کرده . دمپایی پام بود .
میخواستم پله رو رد کنم قسمت جلوی دمپاییم گیر کرد به پله خوردم زمین
انگشت پام ضرب دیده و درد میکنه . رفتیم بیمارستان عکس گرفتن از پام و
دکتر گفت فقط ضرب دیده 
پام باد کرده و نمیتونم بذارم زمین . شانسو ببین
حالا از شنبه قرار بود برم سرکار . خداکنه تا اون موقع خوب بشه 
 
دختر بدشانس روزگار  کاش بغضم بترکه . داره خفم میکنه
مابین هال و پذیراییمون دو تا
پله خورده که اون دو فضا رو از هم مجزا کرده . دمپایی پام بود .
میخواستم پله رو رد کنم قسمت جلوی دمپاییم گیر کرد به پله خوردم زمین
انگشت پام ضرب دیده و درد میکنه . رفتیم بیمارستان عکس گرفتن از پام و
دکتر گفت فقط ضرب دیده 
پام باد کرده و نمیتونم بذارم زمین . شانسو ببین
حالا از شنبه قرار بود برم سرکار . خداکنه تا اون موقع خوب بشه 
 
دختر بدشانس روزگار  کاش بغضم بترکه . داره خفم میکنه
سلام
به شخصه به روز دختر هیچگونه اعتقادی ندارم، محدودیت، ممنوعیت، اینکارو بکن، اونکار رو نکن، موتور سوار نشو، دوچرخه سوار نشو، حق استادیوم رفتن نداری، حق بدون اجازه ازدواج کردن نداری، حق انتخاب پوشش نداری و تازه  اینا برای جامعه است، جامعه ای که پسری رو تربیت میکنه تا به دخترش به خواهرش بگه حق نداری از خونه بری بیرون، حق نداری با دوستات رفت و آمد داشته باشی، حق نداری دیر بیای خونه . واقعا روز این دختر مبارکه؟ البته که روز دختر برای اونایی
من اعتراض دارمو تا وقتی "روز جهانی خنده های تو" رابه تقویم اضافه نکنندمن امسال را تحویل نمی دهمعید باید روز خنده های تو باشدو آن روز به خانه ام بیاییو آغوشت را به من عیدی دهیو چنان سخت در آغوشم گیریو هوای خنده هایت برَم داردکه #جدایی در تقویم جهان بمیرد. .
بمب خنده حسن ریوندی 1398ارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:بمب خنده حسن ریوندی 1398 - aparat.comبمب خنده حسن ریوندی 1398. 1,128. منظوم 6 هزاردنبال‌ کننده 1,128 بازدید . 16. با کیفیت 144p . . بمب خنده حسن ریوندی 1398 - tv1.oneHasan Reyvandi - Rangarang 6 حسن ریوندی - رنگارنگ - بخش 6 ️ 150 27 فروردین 1398 بیت باکس کیا رکنی به همراه جواد خواجوی . فیلم: بمب خنده حسن ریوندی 1398 / ویدیو کلیپ | مگیفابرای مشاهده ویدیوی فوق در سایت آپارات، از لینک مقابل استفاده نمایید: بمب خنده حسن ریوند
امروز صبح یکی از روزهای قشنگ زندگیم بود.
البته نمیشه گفت صبح، ولی.
اول از همه برامون آش امام حسینی نطلبیده آوردن؛ وقتی از آش خوردم گفتم خدایا همه را به مراد دلشون برسون!
بعد خودم از حرف خودم خنده م گرفت، با خودم گفتم ببین دختر خوب! حالا ببین! اینقدر تو زندگیت بی دغدغه و مشکل هستی، که به یک آش ساده می گویی مراد دل! 
خنده داره نه؟؟!!! به نظر من همه ی ماها همینیم، کلی گله و شکایت از زندگیمون می کنیم و از دغدغه ها و مشکلات نداشته ی زندگیمون می نالیم ک
دیشب اول رفتیم دور نعل من یه دونات گرفتم بعد رفتیم تو یه کافه دور نعل بخوریم ، عاقا من و انسی تو این کافی شاپه از دست شاگرده مرده بودیم از خنده :)))))) . پسره انگار چیزی زده بود اصن ی حالی بود‌ . هی ب انسی گفتم جلو خنده شو بگیره ، انسی هم ضایع نگاه می کرد اصن ی وضعی بود . پسره ب سقف نگاه می کرد با سقف حرف میزد =)). بعد اقا داشتیم بر میگشتیم ابی بم پیام داده بود خوابی :(. عاقا من فهمیدم باز یکی آمار منو بش میده :/ . واقعا کارش خیلی زشتع همش برا من به پا میذاره
دیروز ظهر، دخترعمه ی نازم به دنیا اومد و من عکسش رو استوری و پروفایل واتساپم گذاشتم. 
حالا از صبح دارم با حجم پیام هایی روبرو میشم که بد برداشت کردن
شیطونِ درونم میگه سرکار بذارمشون بگم دختر خودمه
+دوست مامانم فکر کنم اشتباهی شماره ی من رو به اسم مامانم سیو کرده، صبح پیام داده تبریک میگم نوه دار شدی
من:|||
به همسرم میگم چقدر توقعات بالا رفته، دیگه منتظر بچه ی من نیستن، منتظر نوه ی منن
+بقیه هم دارن بچه دار شدنم رو تبریک میگن، خلاصه که انگار مادر
مامانم خیلى زن خوبیه ! 
از اون خوبا که بابام دوستْ داره و هى قربونش میره و هى دورش میگرده !
چند سال پیش یه روز داداش بزرگم اومد و گفت عاشق شده !
میگفت طرف دختره خیلى خوبیه !
از اونا که تو دانشگاه جزء نمره اول هاست !
از اونا که ته منطقن و میشه یه عمر زندگیو باهاشون ساخت !
از اونا که حرف نمیزنن هرجا،هر چیزیو نمیگن !
خلاصه اینکه خیلى دختر خوبیه !
وقتى اینا رو تعریف میکرد داداش کوچیکم اخماش تو هم بود!
وقتى ازش پرسیدم چته، با حرص گفت خب آخه چه جورى میشه عا
امروز دختری را در خیابان دیدم 
که همه وجودشو بادستاش بغل کرده بود
ایستادم و زل زدم به نگاهش
رد نگاهش غمگینم کرد
زل زدم.
به دستانش که مثل گره های نامعلوم به هم می پیچید
به خنده اش که یادآور هیچ خاطره ایی از گذشته نبود
به جفت چشم های ساده و سیاه دختری چشم دوختم که قلبش را خاک کرده بود
و مغز دیگری درسمت چپ سینه اش می تپید
پرهیز: بادمجان گوجه عدس سیب زمینی گوشت گوساله تندی شوری ترشی تلخی قارچ فلفل دلمه ای 
 
 
قبل حجامت: دوازده ساعت قبلش لبنیات و کرفس خورده نشه(تا دوازده ساعت بعد) تخم مرغ هم اکیدا از ۲۴ ساعت قبل خورده نشه تا دوازده ساعت بعد 
شام بادمجون گوجه است 
ماست موسیر خریدم دارم می خورم 
مامان یه سیب کوچیک آورد گذاشت برام (دستش درد نکنه میگه طب اسلامی گفته برای وسواس خوبه) 
فردا صبحم 
گفتم غروب برم حجامت 
آخه یکشنبه شب که دکتر بودم گفت الان برو حجامت از او
۱. ساعت ده و نیم به وقت ایتالیا.
ساعت ۴ صبح به وقت محل دانشجویی و زندگی من.
ساعت از نیمه شب گذشته به وقت وطن.
ایتالیای قصه ها.ایتالیای دولازلو.ایتالیای اسپاگتی و پنیر و پیتزاایتالیای سینما پارادیزو و فیلمهای عاشقانه و بعضا زیادی عاشقانه
مردمی به نسبت گرم و ساده داره.
نیمی از مردم و خصوصا زنها شدیدا زیبا.نیمی از مردم زیبا اما بسیار ریزه میزه.خصوصا مردها.
ایتالیای پر از مجسمه ها و سوغاتی هایی که بدن مردانه هستحتی در موزه های
یه نوه عمو دارم.که یه دختر تقریبا ۳و نیم ساله اس.
نیم سال یا بیشتره که واسه همه عروسکاش اسم گذاشته و عروسکاش شدن دخترا و پسراش .زهرا‌خانوم.آقا نیما.آنا و السا .و هر موقع بهش میگی اسم بابای این بچه ها چیه .میگه اسمش" کیلی کته رررررر" است .با فتحه روی کاف دومی و ر های آخری را به لهجه ایتالیایی بخوانید .هر موقع بهش میگی کجاس بابای بچه ها میگه سرکار !خلاصه از شمال که برگشتن گوشی مامانشو خواسته .مامانش گفته واسه چیته گوشی؟گفته یه زنگ بزنم‌ "ک
سلام:)
خوب خسته وکوفته طوری با بدن درد برگشتم خونه، کارای حسابم رو دختر عمه سریع ردیف کرد و صنف هم برام امضا زدن که من توی بندر ساکن و مشغول کارم که دسته چکم هم بیاد، که بتونم باهاش اون چک ضمانتی مبلغ بالایی رو که شرکت ازم خاسته رو خودم بدم، چون مبلغ یک میلیارد تومن بود نمیتونستم از خانواده بخوام همچین ریسکی رو بکنن، برا همین تلاشم کردم که دسته چک به خودم بدن که خیلی هم سخت بودولی شکر خدا انجام شد، مثلا نوبتم شده بود توی بانک بعد باید یک معرف ام
موبایل‌های هوشمند امروزه یکی از رایج‌ترین دوربين‌هایی هستند که مردم استفاده می‌کنند. به راحتی ‏می‌توان فهمید چرا؟ چون جمع و جور هستند و اکثر مردم هر زمانی در روز که بخواهند به یکی از آن‌ها ‏دسترسی دارند؛ انگار آن‌ها به مردم وصل شده‌اند و از آن‌ها جدا نمی‌شوند. ‏روستای جوروند
چند نوشته آخر این دفتر پاره را خواندم و خنده‌ام گرفت. اصرارم بر تکرار گذشتن و میگذرد و زمان و این‌ها خنده دار است.
بگذارید به پای اینکه آخرین‌ها سوکند. گویی تکه‌ای از گوشت گوشه ناخنت را می‌کنند و می‌برند و تو می‌سوزی.
روز‌های آخر این دانشگاه!
طرف داره یه چی می گه که تو هم اصلا حرفش رو قبول نداری ، ولی بعد از این که حرفاش رو می زنه با یه صدای خنده انگار تو رو مجبور می کنه به خندیدن و تایید کردن اون !
اغلب اوقات هم شکست خوردم و حتی شده خنده تلخی کردم
اما چه کنم که گهگاهی احساس می کنم دارم گناه می کنم ! با این وجود که دست خودم هم نیست
طرف داره یه چی می گه که تو هم اصلا حرفش رو قبول نداری ، ولی بعد از این که حرفاش رو می زنه با یه صدای خنده انگار تو رو مجبور می کنه به خندیدن و تایید کردن اون !
اغلب اوقات هم شکست خوردم و حتی شده خنده تلخی کردم
اما چه کنم که گهگاهی احساس می کنم دارم گناه می کنم ! با این وجود که دست خودم هم نیست
دیروز رفته بودم کتابخونه، میخواستم یکی دو ساعتی اونجا درس بخونم، با انبوهی از کنکوری ها، که دیگه احتمال زیاد اکثرشون دهه هشتادی هستن یا نهایتا اواخر هفتاد، روبرو شدم . من حقیقتا جا خوردم. دخترایی که هیچ شباهتی به یه دختر هفده هجده ساله نداشتن، صورتایی پر از آرایش غلیظ، خنده هایی پر از بوی مخفي کاری، مدام در حال چت، گوشیشون مدام در حال زنگ خوردن، نمیخوام بگم نسل ما قدیسه بودیم، ما هم بالاخره یه جاهایی زیرآبی میرفتیم (هرچند درصد کمترمون) ولی
به این رفیق ما دختر می دید؟ارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:به این رفیق ما دختر می دید؟ - cclip.irیک سوال تکراری اما جواب های عجیب از مردم شمال . نظر شما چیه؟ میشه با چنین پسری ازدواج کرد؟ به این رفیق ما دختر می دید؟ . اس ام اس برای تشکر از دوست و رفیق (به سلامتی دوستان)اس ام اس برای تشکر از دوست و رفیق و به سلامتی دوستان, جملات زیبای تشکر و قدردانی, شعر کوتاه برای سلامتی دوست و رفیق, نوشته کوتاه تشکر و محبت, اس ام اس رفاقتی باحال, متن تشکر
ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻧﻤﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﯽ ﺑﺎ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﭘﺴﺮ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﻭ ﺑﻪﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﺕ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﯽ .ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻧﻤﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﺗﻮ ﺯﺩﻥ ﻭ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭﻣﯿﮑﻨﯽ .ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻧﻤﯽ ﮐﻪ ﭼﭗ ﭼﭗ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﯾﻪ ﭘﺴﺮ ﻭﻣﯿﺮﯼ ﻭﺍﺳﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﺕ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯿﮑﻨﯽﻭ ﺩﻟﺖ ﺧﻮﺷﻪ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﺕ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺣﺴﻮﺩﯾﺸﻮﻥﺷﺪﻩ .ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻧﻤﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺳﺮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﺗﺎ ﺍﻭﻥﺳﺮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ، ﺑﺮﺍﺕ ﺻﻒ ﮐﺸﯿﺪﻥﻭﮐﯿﻒ ﻣﯿﮑﻨﯽ ،ﺁﻗﺎ
برای دیوار اتاق نوزاد دختر بیشتر باید از رنگ های شاد و لطیف استفاده کنیم .ترکیب رنگ های شاد مانند صورتی نارنجی سبز لیمویی و سفید بسیار برای اتاق نوزاد دختر مناسب خواهد بود .البته رنگ های اتاق نوزاد دختر فقط به این چند رنگ محدود نمیشود و میتوانید در این لینک به طور مفصل در مورد آن بخوانید.
برای چیدمان اتاق نوزاد دختر رو میشه به راحتی یک اتاق خوشگل و دلباز طراحی کرد.
تازه دیپلم گرفته بودم و بچه کنکوری بودم که بابا موبایل خرید. یه 3310فوضولِ درونم همون لحظه اول سیم کارت رو سوزوند. به من چههههه؟؟ برا چی پین گذاشتن رو سیم کارت؟؟؟گوشی بدون سیم کارت هم روشن نمی‌شد :/چندروز طول کشید تا بالاخره درست شد. بابا باهاش می‌رفت سرکار. وقتی برمی‌گشت چند ساعتی اسنیک بازی می‌کردم.تو خونه ما فقط دوتا دختر خوب و خااانوم و سربه راه موجود بود. مامان بازی و عروسک بازی‌ها که تموم شد، بازی فکری فقط داشتیم. همینه انقدر مادوتا فکو
دختر معنی مشخصی ندارد
هر سال در این روز ها هر کس معنی ای به آن میدهد، تبریک میگوید و به زندگی خویش ادامه میدهد. همین
و بعد فراموشی.
نمیدانم حالا معنی دختر چیست؟
شاید دختر همانی ست که در شادی رفیق است و در ناراحتی شریک.
شاید هم همانی که وقتی رنجید صدایش در نیامد بلکه محکوم نشود به دوست داشتنی نبودن.
شاید هم یعنی مهربانی های بی دلیل.
دختر میتواند در آن واحد رفتارش را تغییر دهد
چه کسی میداند در سر او چه میگذرد؟
به نظر من نمی توان معنی مشخصی بر
خب خب خب سلااام
انشاءلله که حاال دلتون 
عاللییی باشه من که عاللیی ام 
برریم ادامه مطلببب رفیق
خوب اما چالش 
البته شاید اسمشو نمیشه گذاشت چالش،
من صفت و ویژگی هایی رو
گفتم و شخصی ک با اون صفت و
ویژگی میشناسمو نوشتم
1: مهربون ترین ؟ : همه افرادی که دنبال میکنم
2:خوش اخلاق ترین ؟
دختر : آرام ، پسر : جناب منزوی
3: باحال ترین : 
دختر : ؟ پسر : زن داداشم فتل
 4:خنگ ترین :
دختر : ملینا ( ملینا ناراحت نشو با پیامی ک به بابات دادی
گفتی شوهر میخوای من ب این نتیج
اسما دختر ۱۰ساله خوش زبون عشایرارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:اسما دختر ۱۰ساله خوش زبون عشایرزندگی با عشایر و‌گفتگو با اسما دختر خوش زبون و‌با استعداد. زندگی با عشایر و‌گفتگو با اسما دختر خوش زبون و‌با استعداد . اسما دختر ۱۰ساله خوش زبون عشایر . . اسما دختر ۱۰ساله خوش زبون عشایرزندگی با عشایر و گفتگو با اسما دختر خوش زبون و با استعداد اسما دختر ۱۰ساله خوش زبون عشایر. . گوشه به گوشه - host14.aparat.comاسما دختر ۱۰ساله خوش زبون عشا
چهارسال پیش امروز.
همه لبخند داشتیم.همه خوشحال بودیم.همه به هدفی که ماه ها براش تلاش کرده بودیم رسیده بودیم.همه فکر میکردیم تا آخر باهمیم،دیگه سختی ها تموم شده،همه یه طوری برا خودمون رویایی ساخته بودیم که مطمئن بودیم بهش میرسیم،اما سرنوشت نخواست.نخواست خوشحالیمون رو ببینه. نخواست شاهد خنده هایی باشه که از ته دل بودن.
از هم جدا افتادیم.
الانم خوشحالیم اما بعد از شکست هایی که هنوز که هنوزه ازش یه چیزایی باقی مونده.
هنوز بعد از چهارسا
در سال ها اخیر با کاهش ارزش پول ملی، شاهد افزایش سرسام آور قیمت کالاهای با کیفیت از جمله دوربين های مداربسته بوده ایم. 
اکثر مردم دیگر توان خرید دوربين های مداربسته برند های معتبر اروپایی و جینی را ندارند و به ناچار روی ه دوربن های بی کیفیت موجود در بازار می اورند.
ما در فروشگاه آنلاین آیس پلاس ، با همکاری واردکنندگان سیستم های امنیتی به مونتاژ و تولید دوربين های مداربسته ارزان قیمت و متناسب با خرید مردم پرداخته ایم و کیفیت و گارانتی این محص
عرض سلام و ادب 
حضور همکاران بزرگوار
احتراما به استحضار میرساند به درخواست اداره کل مشاوره و امور تربیتی  وزارت  آمار کل دانش اموزان همیار مشاور شهر و منطقه خود را  را به تفکیک دختر و پسر  تا ساعت ١٢ پنج شنبه 97/12/03به دفتر اداره مشاوره  ( سرکار خانم خانی زاده  )  ارسال نمایید.(برای تسریع ترجیحا تلفنی صورت گیرد)
قبلا از همکاری شما کمال تشکر و قدردانی را دارم.
جدیدترین کنسرت خنده حسن ریوندی، بسیار جذاب و خنده دار با موضوع سرویس بهداشتی بین راهی. جدیدترین و خنده دار ترین کنسرتهای حسن ریوندی فقط و فقط در یوتیوب حسن ریوندی. لطفا ما را لایک و دنبال کنید
Your browser does not support the video tag.دانلود طرح لایه باز
اول از هیپنوتیزمم بگم! در یک کلام او مای گاد :)) استاد پرسید داوطلب داریم و من هیجان زده و دست ها گره در هم انگار نه انگار بیست و سه سالمه و سنگین باش یکم، گفتم من من من و با مظلوم نمایی و من فوبی گربه دارم خودمو به سمت صندلی مورد نظر پرتاب کردم! یک دقیقه بعد چشامو بسته بودم و به عقب پرت میشدم که دو نفری که مسئول بودن من رو بگیرن بهت زده نشوندنم روی صندلی. کمی شیطنت و مقاومت میکردم، اعداد رو نمیتونست از ذهنم پاک کنه و من کاملا آگاه بودم به شیطنت و لج
بسم الله
یادداشت یک دوستقاتل در میانه‌ی دادگاه ایستاده بود و لبخند نفرت انگیزی بر لب داشت. می‌دانست قاضی و دادستان و بازپرس و. جرات محاکمه اش را ندارند. مقتول دختر خردسالی بود که بعد از کشته شدن، به آتش کشیده بود و باقی‌مانده‌ی جسدش را در آب ریخته بودند. مادرش ضجه می زد، پدرش اما خاموش بود و مات و مبهوت در و دیوار را نگاه می‌کرد. قاتل ادعا می‌کرد پشیمان نیست اما متاسف است. در عین حال همین را هم با خنده میگفت. او می‌گفت دختربچه را با یک شرور
قسمت سوم گفتگو با اسما دختر خوش زبون عشایرارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:قسمت سوم گفتگو با اسما دختر خوش زبون عشایرقسمت سوم گفتگو با اسما دختر خوش زبون عشایر . قسمت دوم گفتگو بااسما دختر ۱۰ساله خوش زبون عشایر از کانال گوشه به گوشه . . قسمت سوم گفتگو با اسما دختر خوش زبون عشایرتوضیحات قسمت سوم گفتگو با اسما دختر خوش زبون عشایر. توضیحات قسمت سوم گفتگو با اسما دختر خوش زبون عشایر. . قسمت دوم گفتگو بااسما دختر ۱۰ساله خوش زبون عش
گوشی های هوشمند همه چیز را  بسیار ساده کرده اند و به قولی به بازی گرفته اند. روزگاری بود که مردم برای گرفتن یک عکس دسته جمعی چقدر منتظر می ماندند، که یک نفر دوربين دار بیاید و با کلی منت گذاشتن عکسی نه چندان با کیفیت از آنها بگیرد .
از زمانی که سرو کله گوشی های هوشمند و دوربين های با کیفیت شان پیدا شد، عکاس ها آن وجهه پر ابهت شان را از دست دادند. حالا دست هر بچه ای دوربينی چندین مگاپیکسلی است، که بسیار هم با کیفیت اند.
روزانه میلیون ها تصویر در ش
کنسرت حسن ریوندی جدید ۱۳۹۸ارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:کنسرت حسن ریوندی جدید ۱۳۹۸ - aparat.comکنسرت حسن ریوندی جدید ۱۳۹۸. 5,335. Roshangaraneh 3 دنبال‌ کننده 5,335 بازدید . حسن ریوندی - کنسرت جدید 2019 - حسن_ریوندی . . ‫کنسرت خنده حسن ریوندی ۱۳۹۸ اردیبهشت | قسمت اول جدید .کنسرت خنده حسن ریوندی ۱۳۹۸ اردیبهشت | قسمت اول جدید . حسن ریوندی - کنسرت جدید 98 - تیکه های سنگین به شاخ های . . کنسرت حسن ریوندی جدید ۱۳۹۸ - فیدیااجرای جدید حسن ریوندی در برج
جدیدترین کنسرت خنده حسن ریوندی، بسیار جذاب و خنده دار با موضوع سرویس بهداشتی بین راهی. جدیدترین و خنده دار ترین کنسرتهای حسن ریوندی فقط و فقط در یوتیوب حسن ریوندی. لطفا ما را لایک و دنبال کنید
Your browser does not support the video tag.دانلود طرح لایه باز
دوچرخه سواری عمومی و حرفه ای بانوان نیازمند به آموزش های تخصصی است .
طی جلسه ای
معرفی سرکار خانم مژده شافعی کارگر بعنوان مربی بدنساز و تغذیه بانوان هیات دوچرخه سواری شهرستان کاشمر با حضور سرکار خانم مهندس رزمی نائب رئیس هیات دوچرخه سواری بانوان و جناب آقای روح الله اسماعیلی دوچرخه سوار ومعاون اجرایی هیات انجام شد.

دوچرخه_سواری #بانوان #دوچرخه_سواری_بانوان #هیات_ورزشی #منظم #شهرترشیز #کاشمر #خراسان #ایران #ترشیز
امروز خواستم در مورد چگونه شاخ مجازی شویم که خیلی مهمه براتون بگم:

انگلیسی تایپ کردن (خیلی خیلی مهمه).
دیرتر جواب دادن به PV (هرچه دیرتر شاخ تر ، اصلا جواب ندی یعنی ته شاخی).
جواب کامنت ندادن (به هیچ وجه من الجود).
عکس سلفی گرفتن با دسته چوب (مونوپاد).
عکس های دسته جمعی ، مهمونی آخر هفته.
گرفتن عکس همراه با ماشین (هر چی شاسی بلندتر ، شاخ تر).
عکس گرفتن با مشروب ، سیگار ، قلیون (سیگار دستت باشه یعنی خیلی شاخی).
گرفتن عکس های یهویی توری ، خال توری ، یونی
گریه ام را در میان خنده پنهان میکنمبودنش را در میان سینه اذعان میکنم باز اگر دستم شود حلقه به دور گردنشمن برایش بیقراری عهد وپیمان میکنم آه از آن لحظه نگاهش بر تنم جا خوش کندمن لبان مست اورا بوسه مهمان میکنم عاشق قد قامت ِ او با صدایش جان دهممن برای خنده ی او عزم میدان میکنم گفته بودم چون پرنده در هوایش می پرمبی حضورش این جهان را همچو زندان میکنم خ سعادتی_پامچال
میگن،زندگی مثل یه تاس میمونه.هرکی از یه طرف میبیندش ولی اصل اتفاق تغیر نمیکنه.هیچکس درست نمیبینه.
 
معلم انشا به هر کدام از بچه ها گفت که دوست دارن چی بپوشن.نوشتن از احساسات،مهم ترین ویژگی یه متن خوبه.پس میخوام با احساساتتون بنویسید.
همه دخترها اون رو به سخره گفتن و داشتن میخندیدن.
میان دخترا کسی بود که نوشتنش از همه بدتر بود.با خود گفت مینویسم تا شاید نمره ای بگیرم.از پنجر به ابر ها داشت نگاه میکرد که چیزی ذهنش را مشغول کرد و شروع به نوشتن کرد
 
دانلود آهنگ جدید سینا درخشنده به نام خوش خنده ی من
Download New Music Sina Derakhshande – Khosh Khandeye Man
سینا درخشنده خوش خنده ی من
دیدمت عشق میان قلب من دامن گرفت آسمانم از سر خشنودی باریدن گرفت چشم هایت غصه را از زندگی من گرفت از همه عالم دلم تصمیم دل کندن گرفت دلبر خوش خنده ی من حرفاتو با خنده بزن لحن قشنگتو میخوام
برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید .
دانلود آهنگ با کیفیت 320
خوش خنده ی من دانلود آهنگ دانلود آهنگ ایرانی دانلود آهنگ جدید دانلود آهنگ خ
من پسری بودم که برای خوشحالی و شادی هام دلیل نمیخواستم، من برای خنده هام نیاز به هیچ جوک و حرف و صحنه ی  خنده داری نداشتم.
تمام اون زمان هایی رو یادم میاد که وقتی دلم خنده های حال خوب کنی میخواست یهو میزدم زیر خنده، اونقدی از ته دل بود که همه شوکه میشدن میخواستن بدونن چِم شده،
فکر میکردن اتفاقی افتاده، اما فارغ از اینکه من برای خندیدن های بی محابا م نیاز به فلسفه و منطق و حادثه نداشتم.
همه ی اون روزهایی رو یادم میاد که هی میگفتن مگه دیوونه ای؟
دستای کوچولو و یخ زده ش رو توی دستم می گیرم و میگم: الان که فصل آب بازی نیست. ببین چه یخ کردی. سرما میخوریا ! لبخند شرورانه ای تحویلم میده و میگه: بذار سردت کنم. بعد فوری دستاش رو میذاره روی گونه هام و از واکنشم خنده ش میگیره.
 به خاطر همین شیطنتاش، خنده ی نمکینش، کلمه های قلنبه سلمبه ش و دستای مهربونشه که بیش تر دوستش دارم. 
فضای مجازی پر شده از این تیتر: فرزند رامبد جوان و نگار جواهریان به دنیا آمد
بعدشم ریز زیرش نوشت که اسمش گذاشتن نوردخت
از هر ده تا کامنتم یکی گفته چه اسم قشنگی نه تای دیگه به الفاظ مختلف گاهی محترمانه و اغلب با توهین هر چی فحش و نارواست حواله رامبد و نگار کردند
واقعا چرا انقدر بی شعوریم؟ نه واقعا چرا انقدر بی شعوریم؟
مامان بابای نگار کانادا هستند، موقعیت به دنیا آوردن بچه اش توی کشوری بهتر از ایران رو داشتند. بعدا که بچه بزرگ بشه همین( کانادا ب
یاحکیم
بچه هاااا
طاقچه طرح گردونه گذاشته
اگ نرم افزار طاقچه رو دارید که هیچی، اگ ندارید نصب کنین
خیلی خوبه
اینطوریه که یه گردونه رو میچرخونیم، بهمون میگه اون روز چی برنده شدیم
روز اول بوف کور رو بهم هدیه داد (البته ای بوکش رو دیگه)
روز دوم (امروز) سه ماه اشتراک کتابخونه همگانی شو:))

باز هم برای کسانی که ایبوک میخونن البته:)
کتابخونه همگانی طاقچه:
این مدلیه که مثلا ماهی 10 تومن میدید، کتابهایی که تو کتابخونه گذاشتن و میتونین دانلود کنین، بعد از
روز‌های تعطیل، روز‌های مناسبی برای پست کردن نیستن. چون مخاطبان مشغول کار‌های خودشون یا استراحت و خوش‌گذرونی هستن.
بهترین زمان (در اکثر شبکه‌ها) در طول هفته، زمان استراحت و ناهاره.
بهترین زمان پست گذاشتن تو اکثر شبکه های اجتماعی، چهارشنبه ها و پنجشنبه هاست. 
اما لینکدین چهارشنبه ها 
و توئیتر جمعه ها. (برخلاف شبکه های اجتماعی دیگه)
آغاز همسفری:
دوران کودکی فاطمه(س) با همۀ تلخی ها و دشواریها گذشت، دوران جوانی فرا رسید. اکنون جا دارد با پشت سر گذاشتن آن همه فراز و نشیب در زندگی، مرحله دیگری را شروع کند. ناگفته پیداست فاطمه(س) در این مرحله دارای چه موقعیت حساس و منحصربفردی است. از یک طرف دختر رسول خدا(ص) است از طرف دیگر از چنان شخصیتی برخوردار است که پیامبر(ص) در مقابلش برمی خیزد و دست و سرش را می بوسد و او را بجای خود می نشاند.[1] به همین علّت چشم همه به خانه پیامبر(ص) دوخته شده ا
1.دختر کم حوصله:
تو اینستاگرام باهاش پیجش اشنا شدم،دختر با نمک و کول و همسن و سالم بود.تحصیل کرده و اجتماعی.اتفاقا جواب سوالی که اونروزا تو ذهنم میچرخید از تو یه پستش معلوم بود که دستشه!(تو ذهنشه).معلم بود سوای در مورد معلمی و روش کار و اینچیزا پرسیدم (تو کامنتا)فراتر از حد انتظارم با حوصله و قشنگ و کامل جوابمو داد.خوشحال شدم و تشکر کردم.فالوش کردم و لایک و این حرفا.
دو سه هفته بعد یسری سوال دیگه هم در ارتباط با اون موضوع قبلی پیش اومد و پرسیدم و
#یادش_بخیر
تابستونا از دانشگاه میومد نیاسر و بهترین زمانی بود که میتونستیم زیاد ببینیمش.
با اینکه چند سال ازمون بزرگتر بود ولی خیلی درکمون میکرد و همیشه هر پیشنهادی میداد بدون اینکه یک لحظه مکث کنم یا فکر کنم موافقت میکردم.
خیلی وقتا هم سواستفاده میکرد و من و سرکار میذاشت و بعدش هم میخندید ولی خنده هاشم شیرین بود.
یادش بخیر یه روز گرم تابستون گفت: کی میاد بریم استخر و تمیز کنیم؟
تمیز کردن استخر سخت ترین و کثیف ترین کار ممکن بود ولی مهدی به حدی
داشتم به ۳۰ سالگی ام فکر میکردمبه یک روز معمولی ام،که صبح بلند میشوم،میروم به دفتر انتشاراتم سر میزنم.دور میزها میچرخم و کارها را با ظرافت انجام میدهم.با اینکه تا نیمه های شب بیدار میمانم و مینویسم هنوز عینک به چشمهایم ننشسته.عصرها کنار کسی که عاشقانه میپرستمش روی صندلی راحتی لم میدهیم،من برایش از روزهایی میگویم که سرم باد داشت و دنبال دردسر میگشتم،یک دانشگاه را از دست خودم آسی کرده بودم.او میخندد و میگوید که هنوز هم بزرگ نشده ام.من شده ام
سلامبا خواندن برخی سایت ها و اطلاعات حقوقی مهم که در زیر به ان ها اشاره شده امیدواریم بتوانیم به مشکلات شما کمک کرده باشیم .
سایتی در مورد حضانت
حضانت دختر دوازده ساله
حضانت دختر بعد 12 سالگی و توضیحاتی در مورد آن
زندگی بعد از طلاق دختر دوازده ساله
حضانت دختر ۱۲ساله و اطلاعاتی در مورد آن
سایتی در مورد حضانت دختر دوازده ساله
اطلاعاتی در مورد حضانت
حضانت فرزند دختر
سایتی در مورد حضانت دختر
حضانت فرزند دختر بعد از طلاق چگونه است
قانون حضانت فر
آقای ر  چند وقتی هست از زندگیم حذف شده و رفته تو خر. خدارو شکربلاکش کردم.
مردای ایرانی فقط به بهانه آشنا بودن یه اسمی رو خودشون و رابطه میذارن که راحت تر راه بندازن. مثلا مث آقای ر بگن که دخترم ما پدر و دختر هستیم!
بابا های واقعی ایرانی اصن توجه خاصی به دخترشون ندارن مگه اینکه دختر وابسته باشه.
خیلی راحتترن که دخترشون رو چند وقت نبینن که خدایی نکرده خرج و مخارج شون بالا نره و دختر ازشون پول بخواد.
بابا ها خودشون دیگه بابا نیستن. این ع
یه دختر یعنی دامن بپوشه و رژ بزنه و برا خودش برقصه
یه دختر یعنی میره یه جا از خودش صد تا عکس بندازه
یه دختر یعنی وقتی از جلو آیینه رد میشه یا بیاد جلو و خودش رو نگاه کنه وتعریف کنه یا برقصه

یه دختر که باشی خوشی ها زیاد میشه و هیچ چیز نمیتونه جلو شادیتو بگیره
.

.
لایک کنین به افتخار دخترهایی که وقتی جدی هستی شوخی میکنن
.

.
به افتخار دخترهایی که وقتی میبینن دوستشون داغون همش کاری میکنن بخندع
.
.
.
به افتخار همشون لایک کنین و کامنت بزارین


نظرتـ
این چینین نگاهم نکن!

حالم این خنده های تاریخ گذشته لبهایم نیست که می بینی!

حکایت خنده هایم، حکایت دختر نافرمانی بود که خسته از بی توجهی پدر، گریزان از
حجابی اجباری! طغیان کرد

کنترلش از دستم در رفت و بیرونش کردم از دلم

و اکنون این شد که میبینی؛

خنده هایم تن فروشی می کنند!!

و تو معصومیت از دست رفته او را می بینی و سر تکان می دهی، فساد اخلاقی چارراه
تنهایی ام را.

نیشخند بارم نکن!

یادت باشد از غم اجباری دلم فراری شد، خنده های دوست داشتنی ام.
بالاخره کنکور رو دادم و تموم شد!فارغ از اینکه خیلی ناراحت بودم که بیشتر نخوندم که لااقل خیالم آسوده باشه که جایی که می‌خوام قبول شم، از اینکه تا آخر تابستون پرونده‌اش بسته شده بسی خوشحالم!
هنوز اون جور که باید استراحت نکردم، بعد کنکور که خیلی خسته بودم و همش افتاده بودم، روز جمعه به نظافت خونه! گذشت، و از شنبه هم اومدم سرکار! ضمن این‌که به دوستم قول دادم تا دوشنبه تمرینش رو براش انجام بدم! و همچنان پرونده پروژه کارشناسیم و اون یه درسی که می
خانه:زنگ زدن.حرکت ده دقیقه بعد.اردبیل:گم کردن مسیر.مدد از ویز.راه اشتباهی.تاریکی و ظلمات.alamot.چراغ خاموش.ظلمات مطلق تاریکی.خلخال:شام.استراحت در زیر زمین رستوران.بی‌خوابی.قرص.چهارده بار فندک را گم کردن و سیزده بار پیدا کردن.خانم دکتر می‌گه این نشونه‌ی خوبیه.من قرصامو می‌خورم مادر.گیسوم:با yan benimle.دریا.خوف همیشه‌گی.نشستن در ساحل.قرص.تماشای دخترکی در حال شنا.خنده‌هایشان.قصه‌ی نجات یافتن پیرمردی ۸۷،ساله در ۸۶ دقیقه.اطلاع از نظامی بودن اقوام
سلام امروز می خوام یه سری دوربين مداربسته ارزان قیمت که کیفیت خیلی خوبی هم دارند بهتون معرفی کنم.
همونطور که می دونید دوربين های مداربسته باکیفیت از سال 97 خیلی گرون شدن و در واقع عده کمی هستند که حاضرند این مقدار هزینه برای اونا بپردازند. 
ولی دوربين های مداربسته ای وجود دارند که اسم و راس با سابقه ای ندارند ولی از کیفیت خوبی برخوردارند و تونسته اند به انتظارات مردم پاسخ مثبت بدن
ادامه مطلب
دیروز یکی از دوستام فوت شد 
سالم سالم بود مثل من قرار بود شنبه براش فیزیک توضیح بدم
تصادف کرده
یکی بهش زده در رفته 
حس بدی دارم 
همش اشکا میخواد بیاد پایین
اگه من بمیرم اینقدر غریبانس 
میشه اگه یه جوری فهمیدید من مردم ناراحت نشید 
میشه فقط بگید دختر خوبی بود
کدومشون از من ناراحتید؟؟
حتی. یه ذره؟؟
بهم بگید؟؟
امروز رفتیم مدرسه ،جلسه گذاشته بودن خانم مدیر.
مدیر تو جمع گفت خبر دارم جواب گزینشت اومد.منم گفتم:مگه من رفته بودم!!!!!!یعنی واقعا یه لحظه حس کردم رفتم!آخه تمام همکارا رفته بودن اراک ولی من نه!نرفته گزینشم قبول شد چون تحقیقات به عمل اومده از همسایه ها همش خوب بود:)دمِ خدا گرم،وبعدشش دمِ همسایه ها گرم،جالبِ که شماره یکی رو داده بودم که مدیر مدرسه ست،کلا رک و راست هرچی درموردم میدونستو گفته بود وبهمم زنگ زده بود که من همه چیزو در مورد شما گفتم ،با
در حاشیه شهری کوچک،درختی رویده بود. او همیشه تنها بود و چون وقتی نهالی کوچک بود توسط روستایان لگد مال میشد به همین خاطر از مردم بدش می امد
روزی از روز های گرم تابستان دختری به سایه های او پناه برد و با صدایی آرام،ان گونه که انگار دارد با درخت حرف میزند،شروع به  خواندن داستانی از کتابکش کرد
او هر روز و هر روز می پامد و برای درخت داستانی میگفت و درخت نیز کم کم با او شروع به حرف زدن میکرد و برایش سیبی می انداخت.
روزی درخت از دخترک پرسید
-چرا هر روز
ای مرگ بر این ساعت بی هم بودن.

راستش را بخواهی عزیز دلم .گاهی بدجور از دست عکس هایت کفری میشوم .انقدر که دوست دارم بکوبمشان به دیوار و به لبخند وامانده ات که هیچ وقت از جایش تکان نمیخورد بدو بیراه نثار کنم ‌.چطور میتوانی به من زل بزنی و بخندی و پلک هم نزنی .چطور میتوانی گونه های خیسم را با خنده های آدمکشت به مسخره بگیری ؟؟؟واقعا چطور؟؟؟توی یکی از منفور ترین هایشان با آن کلاه لبه دار و دست هایی که همیشه به سینه میزنی به وسعت تاریخ لبخند ز
نهم فروردین ماه سال 1398، مراسم عروسی آخرین دختر مش حسین و زیبنده خانوم بود! مش حسین حالا 15 ساله که دیگه پیش ما نیست و همه ما به احترام همسرش و آخرین دختر خانواده، از گوشه کنار دنیا دور هم جمع شدیم تا این اتفاق را جشن بگیریم. همه چیز همانطور پیش رفت که باید! 
زمان مثل برق و باد گذشت و  شب آخر رسید، صبح روز بعد همه راه خودشون را میرن و ننه حالا بعد از عمری برای اولین بار تنهای تنها میشه، بدون مش حسین و بدون بچه ها! آخر شب وقتی دختر کوچیکه پتو را میکشی
دیروز در برنامه کلاس مجردهای شبکه خبر، پرسش و پاسخی صورت گرفت که برای من جالب بود و آنقدری که یادم می‌آید، دختر خانمی پرسید که ارتباطمان با بچه‌های فامیل به چه نحوی باید باشد؟ گفتند: سلام خاله. سلام عمو. چطوری؟.» دختر دوباره پرسید: رابطه خوب چطور؟
جواب آمد: مگر شما امور تربیتی فامیلی؟!» دختر گفت: نه خب، ولی هم بتوانیم مثلا به بچه‌ها کمک درسی برسانیم، هم احتراممان حفظ شود». گفتند: هزینه دریافت می‌کنید؟» گفت خیر. گفتند: نکنید این کار را
خب، به نام خدا.
امروز اومدم سرکار.
و ان شالله شنبه به طور رسمی اولین روز کاریم حساب میشه.
اگرچه همه چی برام تقریبا مبهم گونه ست و هنوز توی شوک هستم.
مسئله سربازی به لطف خدا تموم شد.
مسئله کار هم حل شد.
دیگه کم کم با توکل و لطف خدا باید بگردیم دنبال نیمه گم شده.
 
خدایا مرسی.
ابن سیرین گوید:اگر بیند که عالم یا فقیه شد و بیننده جاهل بود دلیل است بر زبان مردم افتد به بدی و اگر عالم بود علم او زیاده گردد.کرمانی گوید:اگر بیند که مردم را علم می گفت و بیننده عالم نبود به حیله مردم آن دیار را مسخره خود گرداند و اگر بیند بیننده عالم بود جاه و بزرگی یابد.اگر بیننده به واسطه علم از مردم عطا بستد دلیل است از مردم رشوه ستاند.حضرت امام صادق(ع)می فرماید:اگر بیننده این خوابها عالم بود بر چهار وجه بود،اول بزرگی دوم عز سوم قبول مردم چ
انقدر من از دوربين مداربسته تو محل کارم بدم میاد که حد نداره. من اصلا استرس دوربين نداشتم قبلا. از وقتی میرم سر کار و ه جا دوربين کار گذاشتن هر جایی که میرم، احساس تحت نظر بودن می‌کنم! اولین درمانگاه که دکتر و خانمش، از تو خونه، آنلاین دوربين رو چک می‌کردن و مثلا اگه خدمه یا منشی اشتباهی کرده بودن فی‌الفور زنگ می‌زدن می‌گفتن چرا فلان کردی! ولی خب اونجا تو اتاقم دوربين نبود و خیلی روم تاثیر نداشت.
اما محل کار دومم، اتاقمم دوربين داشت چه د
دیشب غصه ها خندیدن!امشب گمشدمو پیدا کردم رفیقی که حراقل دو ساله نداشتیم همو خیلی خوشحال شدیم اونقدر ذوق !! خیلی چیزا تو فکرمه! خیلی حرفا، 
اصلا یادم رفته بود خوبی هم هست! میخاستم شبیه همه ی اونایی باشم که تنهام گذاشتن همه اونایی که بی دلیل بدجنس بودن و اونایی که الان داره مشخص میشه چی ان ولی امشب حسابی فکرام بلند داد میزنن! که همین جوری بمون ! حالا که یاد گرفتم زندگی کنم بین این مردم میتونم مواظب خودم باشم.
هنوز تموم نشده
نباید آفریدگار
✍️✍️✍️مسعود مویدی
✅  یکی از خبرهایی که در هفته گذشته تیتر یک رسانه ها شد، خبر فوت سرکار خانم مریم میرزاخانی بود!از زمانی که خبر فوت مریم میرزاخانی را شنیدم، فکر می کنم که چرا چنین موج‌ عظیمی از ایرانیان برای در گذشت مریم میرزاخانی به این اندازه  منقلب و متاثر شده اند؟بی شک هر انسان اخلاق مداری در مواجه با این خبر، بدون در نظر گرفتن جایگاه علمی وی متاثر خواهد شد!
✅ اما مگر مریم میرزاخانی کیست؟مریم میرزاخانی مادریست نمونه برای فرزندش که
سلامسلام علاقه‌ یِ خوبمعلاقه جانِ منخوبی !حال می‌ کنی در این بهارِ بی‌ همدر این اوضایِ بلبشویِ دوزاردر این دلتنگی‌ هایِ مُدامهِی گفتن‌ هایِ همیشهحال می‌ کنی در این روزهایِ بی‌ همِ بیهوده !شوخی کردمنرنج علاقه‌ یِ عزیزمما که بی‌ همی نداریمما که لحظه‌ هایِ بی‌ خیال نداریمما پُریم از خواب‌ هایِ ناز بر شانه‌ هایِ دلخوری‌ هایِ همما که پریم از گفتگوهایِ همه‌ چیاز عصر‌هایِ چای وُداد وُ فریادراستی؛سالِ تازه مبارکمی‌ دانی هنوز دوستت دار
دختر تیپیکال ایرانی در کانادا:1. اول اول اول باید موها و ابروهاش رو چک کنی، اگه رنگ شده (حتی مش مشکی!) و ابروهاش خیلییییییییی متفارن و رنگیه، یعنی ایرانیه
2. آرایش خفن در حد یه
3. صد در صد یه دختر تیپیکال ایرانی گواهینامه و ماشین داره
4. صد در صد بی سواد
5. صد در صد ایت ایز عه آی عم عه
6. صد در صد شون کوچیکه و سنشون مینیمم بالای 33 هست
7. صد در صد قیافه سبزه دارن (سبزه بودن عیب نیست قاطی نکنین، من خودمم سبزه هستم) ولی اینقدر ارایش کردن که شاید یه
1. این متنو یه جا دیدم : "کسی که بخواد رو مخ باشه موز خوردنشم صدا خیار میده." و به این نتیجه رسیدم که چقد رو مخ داداشمم :|
2. چقد امروز گرم بود.
3. تو خیابون بودم، خیابونای سمت ما خیلی خلوتن و مخصوصا تو ساعتی که من میرم کلاس خیلی دیگه هیچکی نیست :| غرررق گوشی بودم و یه دفعه حس کردم سمت چپ سرم رفت کلا :| و همزمان صدای آهن اومد. خلاصه که کله من بود که زارت خورده بود به این تابلو آهنیا که اسم کوچه موچه رو می نویسن. بعد یه لحظه برگشتم ببینم کسی دید یا نه دیدم ی
سلام بر همه.
بازی جی تی ای وی یکی از پرطرفدار ترین بازی های جهان شمرده می شود.این بازی برای pc و xbox و ps4  خروجی داده است.خیلی وقت است که شایعاتی مبنی بر جی تی ای وی اندروید در بین سایت ها و یا حتی مردم پخش شده که ما امروز می خواهیم برای شما در مورد این شایعه توضیح دهیم.سایت گیمز فرم به خیلی از سایت های ایرانی و خارجی سر زد و متوجه شد که تمام این فیلم هایی که در مورد جی تی ای وی اندروید پخش می شود،همه ی انها ریموت ps4 یا pc هست و به این نتیجه رسیدیم که
رفته بودیم مهمونی
همه بودن آشنایان و دوستان
دارم بین خواب بیداری مینویسم اونم فقط چون خیلی سرش خندیدم
با یک دوستی حرف میزدم بعد از کلی حرف اقتصادی و ی و حال و احوال پرسی
میگه: خب کادو تولدت جا گذاشتم کتاب بود دفعه دیگه دیدمت میارمش
میگم: اردیبهشت تولدم بود الان تیره کادو نمیخوام دست شما درد نکن من اصلا اون سبکی نمیخونم
از اون اصرار که کتاب خوبیه از من انکار که نثر سنگین نمی خونم خوشم نمی اد
دید حریفم نمیشه گفت: خب پس کادو چی بگیرم؟
منم رگ
داشتم به این فکر میکردم کهاگر سالها بعد برم به خواستگاری بپرسنداماد چیزی مصرف میکنهخودم رک و راست بهشون بگم کنیازی نیست تحقیق کنیدمن اعتیاد دارم، ۱۸ سالم بود معتاد شدمبه دو قرنیه‌ی چشم یک دختر، که دختر شما نبود.اگر اینجام بخاطر دل مادرمه، من خوب میدونم ک آدم معتاد نباید بره خواستگاری
هر چی فکر می‌کنم نمیتونم خودم رو آروم کنم تنهایی.
مادر
سلام.
من باز اومدم اینجا. 
مصاحبه که تموم شد ته دلم گفتم کاش قبولم نکنن.
از بس که دودلم. کاش حداقل اونها منو نمی پذیرفتن تا از این فکر کردن ها راحت می شدم.
مادر، هنوز نمیدونم میخوام واقعا که کار کنم؟ اونم کارِ کارمندی؟
کاری که همیشه نقدش کردم و به آسیب هاش برای یه #خانم فکر کردم. 
بغض دارم، نمیدونم چرا.
به شدت دلتنگم.
تو مصاحبه دوم وقتی شرایط رو بیشتر و بهتر توضیح داد فهمیدم این کار چیزی نیس
جهانِ ما، جهانِ ارتباطات است.
ارتباطات نه به‌معنای مدرنیته شدن و سرعت گرفتنِ انتقال پیام‌ها، بل‌که به‌معنای
تاثیرگذاری و تاثیرپذیری بر محیط زیست و دنیای بیرون از خود. وقتی دروغی می‌گویی،
خیانتی می‌کنی، فسادی مرتکب می‌شوی، وظیفه‌ات را انجام نمی‌دهی، کلاه‌برداری می‌کنی،
مردم را گم‌راه می‌کنی، وقت این و آن را می‌گیری، حق بقیه را پای‌مال می‌کنی، ضرر
و زیانِ مالی و جانی به مردم می‌رسانی، بدقولی می‌کنی، انصاف را رعایت نمی‌کنی،
مر
با سلام دوباره بر دوستان گل
امروز تو اینترنت که گردشگری میکردم ، گفتم براتون عکس های خنده دار جمع کنم تا دور هم جمع بشم و بخندیم
امیدوارم خوشتون بیاد . . . ^-^
برای رفتن به ادامه مطلب بر روی کلید سبز سمت چپ کلیک کنید.

ادامه مطلب
فاااککلی نوشتم پست نشد دختره یه ساله سرکار میره. حداقل تا سال بعدم هستحقوق خوب میگیره طبیعتا تا حالا پس اندازم داشتهبعد میگم تو که دوست پسر داری و انقد جدیین چرا ازدواج نمی کنی؟میگه موقعیت ندارم! کارم موقتهبعد تو فامیل ما پسره یه اسکناس پنجاهی تا حالا تو جیبش نبوده براش زن میگیرن. 
امروز میگفت آخر هفته وقتی من داشتم با دختر عمه م ضحبت میکردم توی تقریبا 25 دقیقه حدود 42 بار بهش گفتم: "دختر عمه"!
بهش میگم خب چرا میشمری؟ 
میگه هیچی دانستنی جالبی بود.
چرا برای شما تهرانیای لوزر عجیبه که ما هی اسم طرف رو صدا میزنیم؟
یا میگه هر وقت کسی زنگ میزنه تو حال و احوال همه حتی همسایه ها هم محلی ها و همشهری ها رو میپرسی.
دوست دارم میپرسم.
چون رسم ما هست.
مسخره ها.
واقعا با یه مشت آدم بی عاطفه مزخرف طرفم. 
جرأت میخواد ؛ باید جربزه داشته باشی باید مرد باشی که تو گرما و سرما بهترین سالهای عمرت رو جای حروم کردن پای این دختر اون دختر ؛ قمار بازی تو قهوه خونه و غیره ؛ بزاری پای کار کردن و پسر بودن و طلاق بدی و مرد باشی ؛ همسر آینده ام کسی خواهد بود ان شاءالله که بفهمه درک کنه یه جوون قید چه چیزایی رو زده تا الان که بشه مرد زندگی یک زن !
لاک فیروزه ایم یه مدتیه سفت شده و نمیشه ازش استفاده کرد :( دلم گرفته ، یعنی دیشب ن حالمو گرفت ، این هفته خوب شروع شده بود ولی مثل اینکه من نمیتونم چند روز پشت سر هم خوشحال زندگی کنم ، دلم  یه لاک آبی کمرنگ که حالت صدفی داشته باشه میخواد :(
+: میدونید ؟ مهم نیست که یه دختر 23 ساله در مقابل یه پسر 15 ساله تو این جامعه حرفش خیلی بی ارزش تره ، برام مهم نیست کسی جنس مونث رو آدم حساب نمیکنه ، برام مهم نیست دنیا چقدر حق دختر ها و زن ها رو خورده ، برام مهم نیست
  دختر دختری دختر 
     گل نیلوفری دختر  
    اون خال بر ابرویت  
    دل رو می بری  دختر  
    دل رو می بری دختر   
       دختر دختری دختر            
      گل نیلوفری دختر 
     با رقص تو زیبایت 
     گل ریزم پیش پایت 
     گل ریزم پیش پایت   
از روی تو گل شرمنده می شه 
از روی تو گل شرمنده می شه 
ببوسم روی ماهت  سیر نمی شم
ببوسم روی ماهت سیر نمی شم 
سر رات گل بچینم دسته دسته 
سر رات گل بچینم دسته دسته 
تو رو شادون ببینم پیر نمی شم
تو رو شادون ببینم پیر ن
معاون اول رئیس جمهور گفت: من در برخی از مواقع در جایگاه خود از مردم عذرخواهی کرده‌ام چراکه واقعا همین حالا هم شرایط مردم سخت است، اما با وجود تمام فشار‌هایی که برای ما در نظر گرفته شده بود اقتصاد ایران از هم نپاشید و از تلاطم عبور کرد. 
صد بار پیامک می دهم!هزار بار تک زنگ میزنم که پیامک ها را چک کند!وقتی جواب داد شروع میکنم از اینکه شدیدا دلتنگش هستم و اگر تا همین فردا نبینمش قطعا به یک نحوی یا می میرم و یا خود کشی میکنم، بگویم !وقتی پاسخ می دهد که خب کجا قرار بگذاریم می گویم که اصلا مهم نیست و هر جایی که او بگوید! خلاصه مکالمه تمام می شود و قرار می شود فردا شب در فلان جا او را ملاقات کنم! صبح که می شود پیام می دهم که اصلا حال آن فلان جا را ندارم و هماهنگ کرده ام که به یک جای دیگر ب
چند هفته قبل رفته بودم پیاده روی کنار رودخانه فریزر،
یه رودخانه طولانیه.
سه تا کوچه قبل اینکه برسم به رودخانه،
یه اقایی رو دیدم کپی بن افلک!
با یه خانم زیبایی داشت قدم میزد.
عین مرغای فلج بهش همینجوری نگاه کردم،
و هی نگام کرد و خنده ش گرفته بود.
خود بن افلک بود.
و بعد از خجالت فرار کردم!
چند روز قبل رفتم اسکله و کنار اقیانوس،
اونجا میرم برای قدم زدن،
از هالیوود اومده بودن فیلمبرداری، 
در نتیجه بخش هایی از ساحل رو بسته بودن
یه کانکس مانند زده بود
سلام
امروز تا ظهر سرکار بودم
عصر سردردم خیلی بدتر شد
با شمایی که نمیشناسم که تعارف ندارم راستش رو بخواید پول ندارم برم دکتر
و از طرفی هزینه های زیادی بهم اضافه شده
سخت شده
گاهی میترسم از این سردرد هام
پر از ابهام و علامت سواله زندگیم
کار هرشبم شده فکر و فکر و فکر
فکر کنم توی دایره لغات هم نمی گنجه حالم
حس میکنم محرم نزدیکه
خدایا من جز تو کسی رو ندارم
تصاویر مدلینگ المیرا عبدی دختر اکبر عبدی،دختر کمدین معروف ایرانی به کار مدلینگ رو اورد . به گزاش چفچفک المیرا عبدی دختر اکبر عبدی بازیگر مشهور کشورمان مدل آرایشی شده است .عکس های جدیدی از المیرا عبدی دختر 32 ساله اکبر عبدی منتشر شده است
المیرا عبدی دختر اکبر عبدی بازیگر کشورمان می باشد.وی 32 سال سن داشته و چند تجربه بازی در فیلم های مختلف را نیز داشته است.
در ادامه عکس های جدید المیرا اکبری را مشاهده می کنید.

چهره المیرا عبدی به عنوان مدل آرای
توی تمام فیلم ترسناک های خارجی، همیشه یه موضوع هست که چند نفر و کنجکاو می کنه، ( و اون موضوع همه شونو به کشتن میده!!! ) و اونو توی اینترنت جستجو می کنن و کلی مطلب درباره ش به دست میارن ( حتی توی فیلم slender man عکس تمام قربانی ها رو نشون میده که یکی شونم یه دختر ایرانیه! ) بگذریم. چرا اینترنت اونا این جور اطلاعاتو داره ولی اینترنت ما نداره!؟ اینترنت اونا پر از ماجراجوییه .
البته حتی توی فیلم هم یه حالت مصنوعی داره. از این ترفند فقط توی فیلم هری پاتر هن
در قرون وسطا کشیشان بهشت را به مردم می‌فروختند و مردم نادان هم با پرداخت هر مقدار پولی قسمتی از بهشت را از آن خود می‌کردند.فرد دانایی که از این نادانی مردم رنج می‌برد دست به هر عملی زد نتوانست مردم را از انجام این کار احمقانه باز دارد، تا اینکه فکری به سرش زد.به کلیسا رفت و به کشیش مسئول فروش بهشت گفت: قیمت جهنم چقدر است؟کشیش تعجب کرد و گفت: جهنم؟!مرد دانا گفت: بله جهنم.کشیش بدون هیچ فکری گفت: ۳ سکه
ادامه مطلب
مقابل صخره سنگی سختی ایستادم و سختی و مقاومتی که داشت و نگاه کردم
صداش زدم. زمخت ترین هدیه خدا؟
صدایم پیچید و چند تکه سنگ کوچیک از بالا به پایین صخره ریزش کرد
از خواب بلند شد
با صدایی بم جوابم را داد
پرسیدم: چر اینقدر زمختی؟
سوالم را بارها تکرار کردم و هربار چند تکه سنگ از بالا به پایین صخره ریزش میکرد ولی جوابی نشنیدم
وقتی سرسختیشو دیدم. وقتی مقاومتشو در برابر حرف زدن دیدم. رومو برگردوندم و برگشنم که برم 
که صدایی محکم. منو سرجام میخکوب کرد
_ م
همه ی دخترها به دوست داشته شدن نیاز دارند ، به یک نفر که احساسشان را بفهمد و پا به پایشان دیوانگی کند معنی اخم هایشان را بداند و با غر زدن های گاه و بی گاهشان کنار بیاید ، 
آنها یک نفر را میخواهند که عشق را بلد باشد و برای دنیای دخترانه شان بشود آن پادشاه سوار بر اسب سفید ! انتظار زیادی هم ندارند ، همین که لاک های رنگی هدیه بگیرند و کتاب های عاشقانه ، همین که قربان صدقه های واقعی بشنوند و غیرتی شدن های پر جذبه ببینند انگار دنیا را دارند ، دخترها
مخفي بودن اولیای الهی در بین مردم
جناب حجة الاسلام و المسلمین آقای حاج سید حسین هاشمی نژاد می گفتند: یک روز که در خدمت آقای مجتهدی نشسته بودم، صحبت از تشرف بعضی از بندگان بی نام و نشان خدا به محضر حضرت ولی عصر علیه السلام به میان آمد، ایشان فرمودند: روزی یکی از وسایل اتاق، در نجف اشرف خراب شده بود و من از تعمیر کار جوانی خواستم تا برای تعمیر آن به حجره بیاید. هنگامی که او مشغول تعمیر بود، ناگهان در این فکر فرو رفتم که سعادت نصیب من شده است و خدم
ساعت هشت رفتم اورژانس که یک ویزیت کوچیک انجام بدم و برگردم،ساعت 1:30تونستم لش گشنه و شرحه شرحه ی خودم رو برسونم پاویون برای شام.
آآما.مورنینگ رو لغو کردم!!!
خداییش بُرش تا کجا?انقدر برا کارای مریض سگ دو زده بودم که اتند قند عسل با وجود تمام سخت گیری هاش گفت باشه باشه باشه دکتر،لغو!!!تو فقط انقدر جیغ جیغ نکن و من زدم زیر خنده و گفتم ما چاکر شماییم خانم دکتر.یعنی کاری کردم که دکتر از شدت خنده دل درد گرفت و رفت خونه(ناگفته نماند که این خانم دکتر سخ
آخرین دختر» اثر نادیا مراد.
روایت زندگی دختر ایزدی‌ای که بعد از تصرف شدن روستای کوچو توسط داعش، مردان خانواده‌ش کشته میشن و ن توسط داعش به برده‌گی گرفته میشن. دختری که بارها و بارها مورد قرار میگیره و موظف میشه به اجبار مسلمان بشه. نادیا مراد در سال ۲۰۱۸ برنده‌ی جایزه‌ی صلح نوبل میشه.
ترجیح میدم نظرات شخصیم رو درمورد این کتاب نگم. فقط اینکه سرگذشت بسیار دردناکیه
دانلود آهنگ شاد و جدید دخترم ، دانلود آهنگ شاد و جدید روز دختر
دانلود مجموعه شنیدنی و شاد موزیک برای روز دختر و روز تولد

یکی از لذت بخش ترین کار ها برای ما آدم ها این است که ساعت ها به گوش دادن موسیقی بپردازیم مخصوصا زمانی که این آهنگ ها مناسب برای روحیه ما و مناسب روز ما باشد. روز دختر یکی از بهترین روز هاست برای دخترانی که تمایل به شنیدن آهنگ های شاد و جدید برای لذت بردن از این روز زیبا می باشد. در همین رابطه پستی برای دختران عزیز تهیه کردیم ک
مسابقات ورزشی شطرنج  همزمان با ولادت با سعادت امام حسن مجتبی (ع) ؛ ویژه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی شهرستان کاشمر در دانشگاه دولتی کاشمر در روز دوشنبه 30 اردیبهشت ماه 98 ویژه دانشجویان پسر و روز سه شنبه 31 اردیبهشت ماه 98 ویژه دانشجویان دختر برگزار می‌شود.

ادامه مطلب
اعترافهای تکان دهنده طنزاعتراف میکنم بچه که بودم یه بار با آجر زدم تو سر یکی از بچه های اقوام , تا ببینم دور سرش از اون ستاره ها و پرنده ها می چرخه یا نه!!!!!تازه هی چند بارم پشت سر هم این کار و کردم , چون هر چی می زدم اتفاقی نمی افتاد!!!!عتراف های خنده داراعتراف می کنم یه بار پسر همسایه چهارسالمونو با باباش تو خیابون دیدم گفتم سلام نوید چطوری؟دیدم بچهه تحویلم نگرفت باباهه خندیداومدم خونه به مامانم گفتم نوید ماشالا چقد بزرگ شده!مامان گفت نوید کیه؟
به نام خدا و سلام
این وبگاه با هدف انتشار داستان ها و اشعار نوجوانان نیشابوری راه اندازی شده است .
بر آنیم تا با تبادل تجربیات خود راه را برای پیشرفت آنان هموار تر نماییم .
بنابراین لطفا ما را از نقد و نظرات خود محروم نسازید .
البته ! لایک یادت نره 
ما دخترا هیچوقت برای رسیدن به آرزو هایمان منتظر کسی نبودیم هیچوقت خودمان باورمان نشده جنس دومیم ضعیفیم هیچوقت نتوانستیم  خودمان را قانع کنیم بخاطر نگاه کسی توی خیابون نخندیم  لباس های رنگی نپوشیم آزادانه و باشوق روی جدول راه نرویم  ما دخترها تا دلتان بخواهد چیزی هایی که حقمان بوده را نداشتیم  به اسم دختر بودن کار هایی که دوست داشتیم را نکردیم و برای چیزی به نام آبرو خیلی دخترانگی ها نکردیم ولی هنوز دلمان خوش است به گل های روی لباسمان
 به
سلام دوستای عزیزم
سری جدید جملات خنده دار کوتاه تقدیم به شما

یه بارم ابوالفضل پورعرب میخواسته بره خونه ی رخشان بنی اعتماد، اشتباهی میره خونه پوران درخشنده میبینه فریبرز عرب نیا اونجاست . . . من اینقد کشک بادمجون دوس دارم که اگر یه ظرف کشک بادمجون ویه ظرف گوشت آهوی بریان بذارن جلوم من گوشت آهوی بریانو انتخاب میکنم دیگه یابو نیسم که ! . . . یه روسری بذار سرت، با جیغ ادای مادرت رو دربیار تبریک می‌گم ! الآن یه کمدین اینستاگرامی هستی ! . . . ن
پریروز ظهر بطور ناگهانی توی شرکت خوابم گرفت اینقدر که هر یه دقیقه برام یک ساعت میگذشت تا بلاخره ساعت 2 شد و طبق معمول رفتم خونه‌ی مامان و بعد از ناهار آریان رو برداشتم و رفتم خونه. با هر بدبختی بود غذا درست کردم و بعد از خوردن شام، حدود ساعت 8 مثل جنازه افتادم. هرازگاهی با صدای آریان بیدار میشدم اما از شدت سرگیجه و سردرد دوباره میوفتادم. پرویز هم وقتی حالم رو دید ظرفها رو شست و مراقب آریان بود. صبح وقتی چشمام رو باز کردم که بلند بشم برای رفتن به
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب