نتایج مطلب ها برای عبارت :

دنیای اروم دلم گم شد میون خنده هات

گلچین بمب خنده حسن ریوندی 2019ارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:گلچین بمب خنده حسن ریوندی 2019خنده دار ترین شوخی و کل کل حسن ریوندی - دخترای ایرانی حسن ریوندی Hasan Reyvandi 11.3 هزار بازدید ۴ روز پیش . گلچین بمب خنده حسن ریوندی 2019 - فیدیاگلچین بمب خنده حسن ریوندی 2019. گلچین بمب خنده حسن ریوندی 2019. جستجو . گزارش ویدیو : گلچین بمب خنده حسن ریوندی 2019. . گلچین جدید حسن ریوندی 2019 - tv1.oneگلچین جدید حسن ریوندی 2019 - پخش و دانلود کلیپ ویدئویی طنز . بمب خند
هی فشار پشت فشار، گریه و درس و دوری، دلم میخواست وسط همه ی اینا تو بودی، تو بودی تا به جای این بالشو پتو سرمو بذارم رو بازوتو تو بغلت اروم بگیرم، دلم میخواست تو بودی وسط همه این شلوغیا، وسط بود و نبود ادما، تو بودی که صبح چشمام رو به تو باز شه نه دیوار زرد بی روح، دلم میخواست تو بودی و بغلم میکردی دستتو میبردی لای موهام و میذاشتی تو بغلت اروم بگیرم تو بغلت گریه کنم حتی شده بمیرمدلم میخواد باز بهم بگی دوستم داری بهم بگی خواستن تو چشماتو الکی نمی
ازخونه پدربزرگ ک اومدیم همه خوابیدن و منو مامان بیدار بودیم یکم ک صحبت کردیم یهو ب مامان گفتم ی چیزی بگم بهت گفت بگو پشیمون شدم و سکوت کردم یهو بغضم گرفت همش میگفت بگو دید دارم اروم گریه میکنم گفت چرا همش گریه میکنی حرف دلتو ب من بگو مامانتم گفتم نمبدونم چرا گریم میگیره قشنگ گریه کردم توبغلش و مامان هم گریه کرو کلی حرف زدیم و اونم همه چیزو میدونست و ازرفتارای من مشخص بود براشمیدونستم باباهم بیداره و داره حرفای مارو گوش میده خیلی اروم ترشدم
مثل ارامش و درخشش خورشید که طوفان رو اروم کرده باشهمثل یه فرشته که از اسمون اومده باشهدرست کنارم نشست و بهم سلام کرد صبر کنتا همین جا هشت سال برام آرزو بودو حالا به شیرینی تمام داشت بر اورده میشدخیلی کیف میده ارزویی که با همه وجودت میخاستیو درست توی سوسو زدن های از دست رفتشیدفعه ممکن بشهمیخاستم بهش بگم داشتم بهت زنگ میزدم که اومدیو حال از خوشحالی از استرس از این همه حس های خوب هم زده فراموش کردم رمز گوشیم رو :)خندید و دستش رو سمتم دراز کرد، 
من اعتراض دارمو تا وقتی "روز جهانی خنده های تو" رابه تقویم اضافه نکنندمن امسال را تحویل نمی دهمعید باید روز خنده های تو باشدو آن روز به خانه ام بیاییو آغوشت را به من عیدی دهیو چنان سخت در آغوشم گیریو هوای خنده هایت برَم داردکه #جدایی در تقویم جهان بمیرد. .
بمب خنده حسن ریوندی 1398ارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:بمب خنده حسن ریوندی 1398 - aparat.comبمب خنده حسن ریوندی 1398. 1,128. منظوم 6 هزاردنبال‌ کننده 1,128 بازدید . 16. با کیفیت 144p . . بمب خنده حسن ریوندی 1398 - tv1.oneHasan Reyvandi - Rangarang 6 حسن ریوندی - رنگارنگ - بخش 6 ️ 150 27 فروردین 1398 بیت باکس کیا رکنی به همراه جواد خواجوی . فیلم: بمب خنده حسن ریوندی 1398 / ویدیو کلیپ | مگیفابرای مشاهده ویدیوی فوق در سایت آپارات، از لینک مقابل استفاده نمایید: بمب خنده حسن ریوند
چند نوشته آخر این دفتر پاره را خواندم و خنده‌ام گرفت. اصرارم بر تکرار گذشتن و میگذرد و زمان و این‌ها خنده دار است.
بگذارید به پای اینکه آخرین‌ها سوکند. گویی تکه‌ای از گوشت گوشه ناخنت را می‌کنند و می‌برند و تو می‌سوزی.
روز‌های آخر این دانشگاه!
طرف داره یه چی می گه که تو هم اصلا حرفش رو قبول نداری ، ولی بعد از این که حرفاش رو می زنه با یه صدای خنده انگار تو رو مجبور می کنه به خندیدن و تایید کردن اون !
اغلب اوقات هم شکست خوردم و حتی شده خنده تلخی کردم
اما چه کنم که گهگاهی احساس می کنم دارم گناه می کنم ! با این وجود که دست خودم هم نیست
طرف داره یه چی می گه که تو هم اصلا حرفش رو قبول نداری ، ولی بعد از این که حرفاش رو می زنه با یه صدای خنده انگار تو رو مجبور می کنه به خندیدن و تایید کردن اون !
اغلب اوقات هم شکست خوردم و حتی شده خنده تلخی کردم
اما چه کنم که گهگاهی احساس می کنم دارم گناه می کنم ! با این وجود که دست خودم هم نیست
آهنگ میدونی قلبم اروم نداره از هایده و معین
دانلودآهنگ مهتاب با صدای معین
دانلود آهنگ مهتاب از معین با کیفیت 320
دانلود آهنگ جدید میدونی قلبم آروم نداره

مهتاب معین 320
ریمیکس به دیدن من بیا
به دیدن من بیا مهتاب در اومد هایده ویکی صدا
اهنگ میدونی قلبم اروم نداره ریمیکس
سالی که نت از بهارش پیداست .
دیشب دوباره مهمون حرم بودم.
جایی که رفتنش دست خودتهولی برگشتنش دست دلت چون دل نمیکنه.
جایی که دور میشی از تمام دنیا و حرفا و ادما.
جایی که در تقابل پنجره فولاد و گنبد می مانی.
جایی که میفهمی هنوز خیلی عقبی
.
.شبی بس عجیب و اروم.
هوای مثل بهار.بارون نم نم.
زیارت عاشورا زیر بارونو شدت بارون هنگام سلام بر حسین (ع)و روضه مادر.
بگذار هرچه می خواهند بگویند.
دنياي من با شماست که معنا پیدا می کند.‬
‫#هم_از_
ميون این همه جایی که کار کردم کمتر . یا بهتره بگم هیچ جا این محیط کار رو تجربه نکردم
جایی که میتونی با یکسری ادمها حس هم خانواده بودن پیدا کنی 
میتونی درددل کنی و درددل بشنوی 
کمک کنی مشکلات حل بشه و حتی اگر حل نشه میتونی همراهی کنی و کمی از درد مشکل رو تو به دوش بکشی!
امشب با یکی از بچه ها صحبت میکردم و هماهنگ میکردم بره سر نمایشگاه وایسه که یهو عصبی گفت الان نمیتونم تصمیم بگیرم تمرکز ندارم
فکر کردم برای درسهاش هست گفتم خب پس ولش کن خودم می
کنسرت حسن ریوندی جدید ۱۳۹۸ارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:کنسرت حسن ریوندی جدید ۱۳۹۸ - aparat.comکنسرت حسن ریوندی جدید ۱۳۹۸. 5,335. Roshangaraneh 3 دنبال‌ کننده 5,335 بازدید . حسن ریوندی - کنسرت جدید 2019 - حسن_ریوندی . . ‫کنسرت خنده حسن ریوندی ۱۳۹۸ اردیبهشت | قسمت اول جدید .کنسرت خنده حسن ریوندی ۱۳۹۸ اردیبهشت | قسمت اول جدید . حسن ریوندی - کنسرت جدید 98 - تیکه های سنگین به شاخ های . . کنسرت حسن ریوندی جدید ۱۳۹۸ - فیدیااجرای جدید حسن ریوندی در برج
گریه ام را در میان خنده پنهان میکنمبودنش را در میان سینه اذعان میکنم باز اگر دستم شود حلقه به دور گردنشمن برایش بیقراری عهد وپیمان میکنم آه از آن لحظه نگاهش بر تنم جا خوش کندمن لبان مست اورا بوسه مهمان میکنم عاشق قد قامت ِ او با صدایش جان دهممن برای خنده ی او عزم میدان میکنم گفته بودم چون پرنده در هوایش می پرمبی حضورش این جهان را همچو زندان میکنم خ سعادتی_پامچال
کاش میموندی خانوم کوچولو کاش حالا که بعد ده سال اومدی میموندی کاش حالا که قلب کوچولوت تشکیل شده بود میموندی کاش حالا که اروم با پاهای کوچولوت لگت میزدی میموندی کاش حالا که شده بودی همه ی دنياي مامان بابات میموندی کاش بودی چشمای مامان وبابات که فکر میکردن همه دنیا تو چشمای تو جمع شده میدیدی کاش میموندی ولباس چین چین صورتیدا میپوشیدی ودلشونا میبردی کاش فقط 3ماه دیگه تحمل میکردی. بمیرم که امشب اخرین شب سه نفر بودنتونه بمیرم که امشب باهم نشس
 
دانلود آهنگ جدید سینا درخشنده به نام خوش خنده ی من
Download New Music Sina Derakhshande – Khosh Khandeye Man
سینا درخشنده خوش خنده ی من
دیدمت عشق میان قلب من دامن گرفت آسمانم از سر خشنودی باریدن گرفت چشم هایت غصه را از زندگی من گرفت از همه عالم دلم تصمیم دل کندن گرفت دلبر خوش خنده ی من حرفاتو با خنده بزن لحن قشنگتو میخوام
برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید .
دانلود آهنگ با کیفیت 320
خوش خنده ی من دانلود آهنگ دانلود آهنگ ایرانی دانلود آهنگ جدید دانلود آهنگ خ
من پسری بودم که برای خوشحالی و شادی هام دلیل نمیخواستم، من برای خنده هام نیاز به هیچ جوک و حرف و صحنه ی  خنده داری نداشتم.
تمام اون زمان هایی رو یادم میاد که وقتی دلم خنده های حال خوب کنی میخواست یهو میزدم زیر خنده، اونقدی از ته دل بود که همه شوکه میشدن میخواستن بدونن چِم شده،
فکر میکردن اتفاقی افتاده، اما فارغ از اینکه من برای خندیدن های بی محابا م نیاز به فلسفه و منطق و حادثه نداشتم.
همه ی اون روزهایی رو یادم میاد که هی میگفتن مگه دیوونه ای؟
دستای کوچولو و یخ زده ش رو توی دستم می گیرم و میگم: الان که فصل آب بازی نیست. ببین چه یخ کردی. سرما میخوریا ! لبخند شرورانه ای تحویلم میده و میگه: بذار سردت کنم. بعد فوری دستاش رو میذاره روی گونه هام و از واکنشم خنده ش میگیره.
 به خاطر همین شیطنتاش، خنده ی نمکینش، کلمه های قلنبه سلمبه ش و دستای مهربونشه که بیش تر دوستش دارم. 
یه وقتایی بوده ک ب خودم میگفتم ( قراره روزای سختی رو پشت سر بزاری)
و بعد مثل تمام ادما سعی میکردم لبخند بزنم و بگم ( همه‌ی اینا زود گذرند، اینم میگذره فقط کافیه کمی صبر کنی)
خب من ، هر کاری ک برای ارامش خودم نیاز بوده رو سعی کردم انجام بدم
توی زندگی همه‌مون لحظاته غم‌انگیزی وجود داشته
برای مثال => ارامش نداشتن ، بیماری ، دعوا ، شکست ، خیانت ، مرگ
اینا چیزایی هستن ک برای هر کدوممون یه بار اتفاق افتادن
خب تو این وقتا چیکار میکنید؟ اول کیو ا
وقتی اعصابت خورده و خودتو گم میکنی بجا جنگو دعوا دق و دلی سر بقیه خالی کردن ناهارت و بخوری سرت رو بکنی زیر پتو و تا سر پتو رو بکشی به خودت و به هیچ احدوناسی فکر نکنی و به خودت بگی اروم باش پرستش درس میشه تازه تو اولشی چته چرا این همه به خودت سخت میگیری آخه .
امروز میرم پیش خانم دکتر جهت مشاوره حتما باید بش بگم این اتفاقا مزخرف ریشه در کجا داره که منم سخت تر از اونم :|
ترم پیش که کنته کار میکردم مثلا برای یه کار یکی دو روز وقت میزاشتم و خب خیلی کوفته میشدم و یو نو بعد از تموم شدن کار اون احساس کوفتگی برام بهتر از هر حس دیگه ای بود. بعضی موقع ها هفته ی خیلی بدی توی دانشگاه داشتم ولی همون 3 ساعتی که تو کلاس اروم مینشستم و سایه میزدم منو برای یه هفته ی دیگه کامل شارژ میکرد
الان به همون حس احتیاج دارم :'(
سلامسلام علاقه‌ یِ خوبمعلاقه جانِ منخوبی !حال می‌ کنی در این بهارِ بی‌ همدر این اوضایِ بلبشویِ دوزاردر این دلتنگی‌ هایِ مُدامهِی گفتن‌ هایِ همیشهحال می‌ کنی در این روزهایِ بی‌ همِ بیهوده !شوخی کردمنرنج علاقه‌ یِ عزیزمما که بی‌ همی نداریمما که لحظه‌ هایِ بی‌ خیال نداریمما پُریم از خواب‌ هایِ ناز بر شانه‌ هایِ دلخوری‌ هایِ همما که پریم از گفتگوهایِ همه‌ چیاز عصر‌هایِ چای وُداد وُ فریادراستی؛سالِ تازه مبارکمی‌ دانی هنوز دوستت دار
گاهی وقتا دلم‌ میخواد ساعت ها بشینم و بنویسم حرف بزنم برگردم به  عقب به دوران خوب اولین روزهای که برای دیدنش لحظه شماری میکردم روزهایی که به شوق دیدنش ۱۰ ساعت تو راه بودم تا بیام ببینمش بعضی وقتا اونقدری که تو راه بودم کنارش نبودم یعنی ۲۰ ساعت تو راه بودم تا بیام و برگردم ولی کمتر از اون تایم کنارش نبودم ولی برام اونقدری لذت بخش بود که هنوزم دارم بهشون فک میکنم یه جیزی ته دلم اروم اروم داره میلرزه نمیدونید چه حس قشنگی بوده  رفته رفته اونقدر
با سلام دوباره بر دوستان گل
امروز تو اینترنت که گردشگری میکردم ، گفتم براتون عکس های خنده دار جمع کنم تا دور هم جمع بشم و بخندیم
امیدوارم خوشتون بیاد . . . ^-^
برای رفتن به ادامه مطلب بر روی کلید سبز سمت چپ کلیک کنید.

ادامه مطلب
امدم خونه . شروع کردم به بازنویسی مقاله با ل. نفهمیدم کی و چطور هوا تاریک شد . نفهمیدم چند ساعته تو تاریکی مطلق تو اتاق دارم با کامی می نویسم. فقط عشق می تونه این کارو با ادم بکنه . اینکه این مقاله به این مرحله تقریبا قبولی رسیده خیلی روحم رو اروم تر کرده. چقدر دلم در اسمونهاست جلوی مغزم رو نمی تونم فعلا بگیرم. و راستش دوست دارم ازادش بذارم تا چه شود. 
شبایی که حالم بده زود میخوابم که به چیزی فکر نکنم
شبایی که حالم بده زود میرم تو رخت خواب ولی تا صبح بیدارم
شبایی که حالم بده خوشحال و خندون شب بخیر میگم و میرم تو اتاق چراغو خاموش میکنم در رو میبندم و تا صبح گریه میکنم .
.
.
.
داشتم به این فکر میکردم که وقتی برم خونه خودم دیگه انقدر نمیتونم تو حال خودم باشم و . باید خوشحال شب بخیر بگم و بخوابم بدون اینکه اشکی از گوشه چشمم بالشتم رو خیس کنه . باید انقدر غم هامو بریزم تو دلم تا غمباد بشن ، باید غص
و حرصم داده اگه کنارم بود اونقدر میزدمش مثل
بوکس کارا و کیسه بوکسشون و جوری گازش میگرفتم که گوشت بدنش کنده بشه تازه
اینجوری یکم اروم میشم فقططط یکم شکم گندهِ چاقِ کوتاه
منم بلدم حرصش بدم فردا زنگ میزنم بهش از معلم زبانم که چه پسرررررررر خوشگلیههههههه بهش میگم تا خودش بره امارشو دربیاره حرص بخوره
دارم برات اقای دکتررررررررر 
هرکی با من درافتاد   ور افتاد   کجاشو دیدی حالا منتطر باش
ساعت هشت رفتم اورژانس که یک ویزیت کوچیک انجام بدم و برگردم،ساعت 1:30تونستم لش گشنه و شرحه شرحه ی خودم رو برسونم پاویون برای شام.
آآما.مورنینگ رو لغو کردم!!!
خداییش بُرش تا کجا?انقدر برا کارای مریض سگ دو زده بودم که اتند قند عسل با وجود تمام سخت گیری هاش گفت باشه باشه باشه دکتر،لغو!!!تو فقط انقدر جیغ جیغ نکن و من زدم زیر خنده و گفتم ما چاکر شماییم خانم دکتر.یعنی کاری کردم که دکتر از شدت خنده دل درد گرفت و رفت خونه(ناگفته نماند که این خانم دکتر سخ
عشقش داشت میخندید بهش بلند بلند قهقه میزد 
مرد از جاش بلند شد اروم گف بسه!
زن ادامه داد بلندتر و بیشتر خندید مرد سمتش اومد و فریاد زد ایوی بسه! 
مرد گلوی زنش فشرد گریه کرد و فریاد زد بسه! 
اونقدر فشار داد که از بی جان تو بغل مرد افتاد.
گریه‌ی مرد شدت گرفت سر زن توی سینه اش فشرد و محکم بغلش کرد و بین هق هق های مردانش مدام میگف "دوست دارم" "دوست دارم"."دوست دارم"
میگفتش که برام کتاب بخون کتابایی که متنشون سخته، تا فکر نکنم زیاد، نفهممشون،میگفت اینجوری میتونم به صدات گوش کنم،ارومِ اروم میگفت قبل تو من حتی بلد نبود خودمو درست حسابی دوس داشته باشم چه برسه به بقیه،چه برسه به پرنده ها،به گلای زرد تپه ی ماه. میگفت جیپ مشکی بدون سقفمو فقط بخاطر تو دادم سرویس که بریم صحرا غرق شیم تو نور تو شن تو تنهایی،تنهایی که مال خودمونه هر کدوممون تکی هر کدوممون ما!پ.نون:شاعر میفرماد که: somewhere how far away i wait for death plz take my han
به نام خدا و سلام
این وبگاه با هدف انتشار داستان ها و اشعار نوجوانان نیشابوری راه اندازی شده است .
بر آنیم تا با تبادل تجربیات خود راه را برای پیشرفت آنان هموار تر نماییم .
بنابراین لطفا ما را از نقد و نظرات خود محروم نسازید .
البته ! لایک یادت نره 
ونوشه گل بن، لیلی جانا خنده نکنده، لیلی جانا خنده نکنده
ته بوردن جا ممرض، لیلی جانا خشک هایته داره، لیلی جانا خشک هایته داره
گندم شه گیشه ره، لیلی جانا شونه نکنده، لیلی جانا شونه نکنده
برو برو بهار وارش
لیلی جانا راه دره مه چش
صورت‌های خندان، خنده‌های بزرگ، خنده‌های بزرگِ مصنوعی، محبت‌های الکی، صورت‌های بزک کرده‌ی ساختگی، بینی‌های ساختگی، گونه‌های ساختگی، ابروهای ساختگی، لب‌های ساختگی، عضلات ساختگی، زیبایی‌های ساختگی، سر تا پای ساختگی. زیبایی‌های پودری مصنوعی.
بدم نمی‌آمد مثل مهمانی باغ زعفرانیه‌ی رمان شب یک شب دوی بهمن فُرسی یک بازی اعدام راه بیندازم تا کثافتی که پشت چهره‌ی بزک کرده و لبخندهای اغراق آمیزشان پنهان شده بود آشکار شود.
بدم نمی‌آمد آخ
بسم الله
یکی از مشکلاتی که دارم اینه که همسرم اهل تفریح و روابط با انسانها نیست
توی این مدت که ازدواج کردیم بیرون رفتن هامون به قصد تفریح به اندازه ای هست که با انگشت های دست قابل شمارشه.
برعکس من به شدت اهل تفریحم و بیرون رفتن و .
اما بعد از زیر یک سقف اومدن اکثر اوقاتم رو تو خونه بودم
گاهی کار هنری کردم که خورد تو ذوقم و ول کردم
چند وقت پیش با کلی التماس و خواهش گفتم نگاه چقدر هوا خوبه
خونمون نزدیک چندین باغ هست حیف نیست تو خونه بشینیم بیا هم
بالاخره بعد دوساعت گریه كردن و با سه تا ادم مختلف حرف زدن تونستم به خودم بیام الان دیگه بهش فك نمیكنم اولش كه با زهرا حرف زدم خیلی خودمو كنترل كردم ولی نشد بعدش فائزه زنگ بیست دیقه هم لا اون گریه كردم بعدش شفق پی ام داد ی ی ساعتم با اون حرف زدم گریه كردم گفت كه میاد پیشم گفتم نه نیاد  خیلی باهام حرف زد از خواب بیدارش كردم ولی چون حالم بد بود هیچی نگفت خیلی اروم شدم الان ارومم حالمم خوبه بریم كه به زندگیمون ادامه بدین اصن گور بابای همچی
خیلی خنده داره . یعنی راستش خیلی خنده داریم ؛ کارامون ، حرفامون ، نگاهمون ، رفتارمون ، قضاوت کردنامون ، یا حتی غرورموناین چند وقته اینقد اتفاقات جورواجور و دلخراش افتاده ، که آدم نمی دونه به کدومش باید فکر کنه ، از کدومش باید درس عبرت بگیره ، مواظب کدوم یکیش باشه 
واقعا آدم چی باید بگه به این جوون هایی که بدون گواهینامه و کلاه کاسکت ، با سرعت بالای مرگ از سمت چپ خیابون چپی بلوار حرکت می کنند !!! آخه این همه اشتباه و خطا مگه می تونه توی یه آدم جم
امروز صبح یکی از روزهای قشنگ زندگیم بود.
البته نمیشه گفت صبح، ولی.
اول از همه برامون آش امام حسینی نطلبیده آوردن؛ وقتی از آش خوردم گفتم خدایا همه را به مراد دلشون برسون!
بعد خودم از حرف خودم خنده م گرفت، با خودم گفتم ببین دختر خوب! حالا ببین! اینقدر تو زندگیت بی دغدغه و مشکل هستی، که به یک آش ساده می گویی مراد دل! 
خنده داره نه؟؟!!! به نظر من همه ی ماها همینیم، کلی گله و شکایت از زندگیمون می کنیم و از دغدغه ها و مشکلات نداشته ی زندگیمون می نالیم ک
نمیدونم هنوز هم میتونه منو دوست داشته باشه و تحمل کنه یا نه. دلم برا خنده های دلبرونه ی سارا تنگ شده. برای خال شاه عباسی گوشه لباش. برای شیطونیاش. برای ذوق و علاقه اش. برای صداقت و پاکیش. برای منطقی بودنش. برای همه وجودش.با اینکه شیش ماه گذشته و با هم هیچ صحبتی نکردیم. ولی هنوزم وقتی فکر نداشتنش تو وجودم میفته چشام مثل همین الان پر اشک میشه و کیبور رو به زور میبینم.درست میگن که عشق هیچوقت کافی نیست. اگر اونقدر آدم مستقل و پولداری بودم خان
چند دقیقه قبل بود که از اتاق شنیدم برنامه تلویزیون داشت با مقدمه ای شروع میکرد
داشت اول صحبتاش میگفت که خب الان مدتی هست که ما شاهد بازار ارام و ثبات دار در ارز و دیگر اقلام روز مره و غیره .هستیم !
یه لحظه این نوع گفتن اینجوری برام متصور شد که انگار این حرف مثل صحبت های کسی هست که از رادیو بعد یه طوفان سهمگین داره میگه که مردم اروم اروم از خونه هاشون میتونن بیان بیرون ارامش نسبی حاکم هست اما بازم هر از گاهی یه باد و بارونی هم میخوره
با خودم گفت
بهش پی ام دادم خواستم خوب شروع کنم منطقی مهربون خونسرد اروم ولی بعدش کم کم همه چیزای بد یادم اومد باز بهم ریختم هر پیامی که ارسال میکردم خشمم بیشتر میشد و از پیامم و لحنم معلوم بود مث ادمی که داره میخنده یهو وسطش بغض میکنه و گریه میکنه :/ چیزی که خراب بشه دیگه به این راحتی ها درست نمیشه. همه پیامام پاک کردم دیگه نمیخوام باهاش حرف بزنم :/ حرفام خیلی وقته زدم و اون انتخابش کرده ولی چرا اینو نمیخوام بفهمم نمیدونم؟ 
+دیگه تلپاتی جواب نمیده !
دیشب اول رفتیم دور نعل من یه دونات گرفتم بعد رفتیم تو یه کافه دور نعل بخوریم ، عاقا من و انسی تو این کافی شاپه از دست شاگرده مرده بودیم از خنده :)))))) . پسره انگار چیزی زده بود اصن ی حالی بود‌ . هی ب انسی گفتم جلو خنده شو بگیره ، انسی هم ضایع نگاه می کرد اصن ی وضعی بود . پسره ب سقف نگاه می کرد با سقف حرف میزد =)). بعد اقا داشتیم بر میگشتیم ابی بم پیام داده بود خوابی :(. عاقا من فهمیدم باز یکی آمار منو بش میده :/ . واقعا کارش خیلی زشتع همش برا من به پا میذاره
 از هر کسی برای کمک بهم، داره واقعا باورم
میشه، قسمتم اینه به هدفم نرسم!! خدایا کمک کن!!! نوکرتم کمک کن!! خرتم
کمک کن! واقعا احساس میکنم دارم سکته میکنم!!
خدایا خودت کمک کن! هر
روز اوضاع داره قاراشمیش تر میشه! سخت تر میشه! این همه رفتم تهراان دست از
پا دراز تر برگشتماگه قراره بقیه عمرم هم همین اوضاع بدبختی باشه، خیلی
ملو و اروم امشب تمومش کن راحت بشم!!!تمومش کن دمت!!!
خدایا مراقب ما که نبودی، مراقب خودت باش لااقل!
بهم گفت میشه منو یادت نره و فراموشم نکنی،؟گفت از اینکه فراموش بشم و از یاد آدم ها برم و منو یادشون نیاد میترسم.گفتم آره چرا نمیشه.گفت دروغ میگی،!!خندیدم و نتونستم جواب تو دل و ذهنمو بهش بگم با همون حالت خنده گفتم حافظه ی قوی ای دارم و تموم شد.ولی ماجرا این بود که ترس اون رو من ثانیه وار با حرکت عقربه ها و گردش خورشید تجربه کرده بودم.اما اون نمی‌دونست که من رنگ رژ لب همیشگی شو با اون قوس ابروهاشو حتی آشفتگی و موج ریز موهاشو توی تک تک سلول های خاک
امشب شب خیلیییی بدی واسمه!خیلی بدشاید تنها کسی تو زندگیم که حاضرم براش بمیرم یا بیشتر از مردن واسش زندگی کنم نابود شد .از کنکور متنفرم.از کشورم.از زندگیم
ناراحتی اون منو داره می کشه!دلم همون خواهریه بچگیامونو میخواد:(همونی که کلی تخیل داشت و سرزنده بود .خواهر مو میخوام قبل از اونی که رویاهاش جلوی چشماش جون بده.میدونم بیشتر از کنکور واسه چی ناراحته .ولی نمیخوام بگم ، نمیخواد بهم بگه .ولی میدونم.و این اذیتم میکنم که چقدرررر این ب
بابت مساله ای اضطراب داشتم و نمیتونستم روی درس متمرکز باشم.هر نیم ساعت یکبار بی هدف دست به موبایلم میبردم.بچه ها توی گروه کلاسی درحال بحث در مورد چند و چون جشن بودن.عکسهای خنده داری از ترم های اول تا همین ترم آخر رو میفرستادن تا برای کلیپ ازشون استفاده بشهدلم میخواست در جواب عکسهایی که میکول میفرستاد استیکر خنده بفرستم.دوست داشتم من هم جزئی از این بدو بدو میبودم.
مادرم گفت بدون گرفتن جشن چطور میخوای فکر کنی این هفت سال تموم شده و از فر
بعد مدت ها اومدم وبلاگ.چقد زندگی آدمو درگیر میکنه روز به روز مشغله هام زیادتر میشه فکرم زیادتر کلی کار واسه انجام دادن داریم و اصلا حوصله یاری نمی کنه.هوووووووووف.تا آخر ترم هم نمیشه برم خونه.از دست فیزیک.از دست این زندگی.انشالله این ترم هم به خیر و خوشی بگذره و بازم شاگرد اول بشمخیلی برام مهمه دست خودم نیس والا.دو سه روزیه حالم خوب نیس فقط حرف زدن با تو آرومم میکنه تو هم که پیشم نیستیهی روزگار.اینم سرنوشت ماست.امیدوارم عشقم حالت
انیمیشن کمدی آدمک ها با دوبله فارسی اختصاصی-قسمت 2 از 12ارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:انیمیشن کمدی آدمک ها با دوبله فارسی اختصاصی-قسمت 2 از 12انیمیشن کمدی آدمک ها( به انگلیسی dick figures) یک انیمیشن کمدی بزرگسالان است و شما این انیمیشن رو هر چهارشنبه برای اولین بار با دوبله جذاب و خنده دار فارسی میبینید. برای حمایت از ما و خریدن نسخه کامل این انیمیشن قبل از پخش در . . انیمیشن کمدی آدمک ها با دوبله فارسی اختصاصی-قسمت 1 از 12انیمیشن کمد
مامانم بهترین و مهربون ترین ادم زندگیمه 
خوشگل ترین لبخندا و قشنگ ترین نگاهارو داره
مامانم خوشمزه ترین ته چینای دنیارو درست میکنه و اروم ترین لحظه هارو برام به وجو میاره 
دلم براش تنگ میشه وقتی اینجام
 خیلی .
دلم میخواد ساعتها بشینم جزئیات حرکات صورتشو خندیدناشو نگاه هاشو حرف زدناشو نگاه کنم 
هر بار برمیگردم خونه تغییرای مامانمو حس میکنم 
خستگیاش دلمو به درد میاره 
دلم میخواد بغلش کنم عین بچگیام وقتی کار میکنه از پشت دستشو بگیرم بازوشو
این روزهای شده تکرار هر روز .چه خبر شده تو این شهر؟.چرا همه یهو یادشون افتاده یه خانم دکتر تمام وقتی هست که میتونه کیس خوبی برای ازدواج باشه؟.رسم سردرد و تهوع بعد از هر درخواست دیگه داره برام عادی میشه.هر بار باید قبل یا بعدش بالا بیارم.مسخره است.دارم از سردرد میمیرم.قرار بود یه تابستون اروم و پر از شیطونی و جوونی رو بگذرونم تا شروع کلاسا و حالا دقیقا برعکس شده.هر روز یه استرس جدید و سر درد های بدتر.و من هنوز هم هیچ دلیلی برای ازدواج ن
تو این هفته خیلی حالم بد بود و همش عصبی بودم.دلم میخواست یکی رو بزنم و فکر میکردم با این کار اروم میشم.
تا دیروز که تصمیم به یه سفر خارج از شهر تو طبیعت گرفتیم :)
یکی از بهترین سفرهام و با ارامش ترین سفر هام بود ولی من دقیقا اون موقع هایی که تنهاییروی تاب نشسته بودم یه کم نور خورشید و یه باد ملایم هم بود و شعر های فاضل نظری را بیت به بیت میخواندم فهمیدم هنوز زندگی پر از قشنگیه و امیده.
پ ن :ولی یه گربه اونجا بود کلی بهم استرس وارد میکرد میترسیدم
چشمای خسته و سردرد و یه عالم سیستم به هم ریخته که باید اصلاح بشن
ژینو برای بار اخر فامیلم رو صدا زد و من برای بار اخر دستم رو به نشانه"جانم،صبر کن الان میام"بالا آوردم.
پریسا طراح لباسه وارد سایت شد و هی چشماشو درشت میکرد،کنار صندلیم متوقف شد؛
یه تیکه از مغزم منتظر بود سوالی از طرف اون پرسیده بشه و جواب محاسبه کنه و بگه 
و تیکه ی دیگه ای مشغول ترسیم نقشه ساختمان بغلی بود
پریسا دقیقا طبق محاسبه ژینو 2/5 ساعت اونجا ایستاده بود و خیره خیره به کشیدن
سلام خودم
هوا گرگ و میشه و ساعت حوالی 6 صبح  پروژه تحلیل همین الان تموم شد
دلم یجوریه نمیدونم چرا آخه .
این روز هارو با سال پیش مقایسه میکنم میبینم همه چی عوض شده  وای چقدر تقییرات داشتیم خیلی ادما از زندگیم رفتن و خیلی اندک وارد شدن
جدا خیلی زمان همه چیزو درست میکنه  گذر زمان حوبه کی گفته بده واقعا خیلی خستم ولی خوابم نمیاد نمیدونم چرا
فکرم درگیر بود خیلی الان اروم شده خدارو شکر
خدا خودش کمک کنه  کارام به روال پیش بره تا همه چیز حل بشه
خدا
maryam rad:
*نجوا 
▪️  وضو گرفتم به اشکهایت 
تطهیر شدن مسلک من است 
تیمم می کنم به نگاهت 
مسح می کشم به چشم هایم به پهنای صورت 
لبخند می زنم به خنده هایت 
نجوا می کنند که اغوا شده است 
▪️چشم ها را می بندم 
دریچه ی بسته سو سو نمی زند 
و از چشم هایت از خنده هایت 
از دستهای نوازشگرت  گذشتم 
گذشتن سهم کوچکی از من بود 
هنگامی که ضرورت عبور بود 
مثل عابری ساده 
از رد پای خاطرات من 
عبور عبور عبور 
▪️سجاده سجاده 
سجده کردم به رد پای تو 
انگار حک شده است
بسم الله
یادداشت یک دوستقاتل در میانه‌ی دادگاه ایستاده بود و لبخند نفرت انگیزی بر لب داشت. می‌دانست قاضی و دادستان و بازپرس و. جرات محاکمه اش را ندارند. مقتول دختر خردسالی بود که بعد از کشته شدن، به آتش کشیده بود و باقی‌مانده‌ی جسدش را در آب ریخته بودند. مادرش ضجه می زد، پدرش اما خاموش بود و مات و مبهوت در و دیوار را نگاه می‌کرد. قاتل ادعا می‌کرد پشیمان نیست اما متاسف است. در عین حال همین را هم با خنده میگفت. او می‌گفت دختربچه را با یک شرور
#بگو_سیب 
#دل_نوشت_ناب
#پارت_بیست‌و‌پنج
سری ت داد و با زمزمه ی به سلامت بدرقم کرد.ک.رو به سمانه لبخندی زدم و ازش بابت چای تشکر کردم و با سرعت از آموزشگاه خارج شدم.کمی دیر شده بود و محال بود قبل تاریک شدن هوا برسم خونه، راهم وبه سمت ایستگاه بی آرتی
کج کردم و با نشتن روی صندلی های ایستگاه، منتظر اتوبوس کمی به اطرافم دقیق شدم.
نمی دونم چرا، ولی حس می کردم کسی داره تعقیبم می کنه.یه حسی مثل حضور یه سایه قدم به قدمم، چشمام اطرافم و کاوید و با ندیدن چ
 
 
 غبطه می خورم
به لبخند زدنش.
به خندیدنش.
وقتی که نگاهش می کنم حس می کنم آنچه از قلبش می جوشد
آنچه که در چشمانش موج می زند
الان است که خنده اش را بدل به بندنیامدنی ترین گریه ها کند.
اما
باز هم می خندد.
باز هم لبخند می زند.
 
 
 
پ.ن: به خنده های تلخ، به اینطوری بودن هم می شود غبطه خورد.
 
 
 
هر اتفاقی بیفته من بخاطر همه تلاش هایی که همه این سال ها کردی همه بالاپایینایی که تجربه کردی همه اتفاقایی که پشت سر گذاشتی محکم محکم بغلت میکنم بهارم :)فردا حواستو حسابی جمع کن 
فردا نذار هیچی جلوی موفق شدنتو بگیره 
هرچی بلدی بزن و برگرد 
تو بخاطر بهار بودنت عزیزی 
هیچوقت خودتو با هیچکس مقایسه نکن حتی گذشته خودت فقط سعی کن الان کاریو انجام بدی که فکر میکنی حال دلتو بهتر و بهتر میکنه و کیف میکنی باهاش 
برات بهترین بهترین و بهترین ارزوهارو دا
سلام
دلم می خواد برات بنویسم، قربون صدقه ات برم ، ثبت کنم این روزهای قشنگ رو . ولی هی نمیشه . نمی دونم چرا . ولی حالا بی خیال . الان اومدم بنویسم . بنویسم از این روزهای آخر فروردین . الان آخر شبه دوشنبه است . به عبارتی وارد سه شنبه ۲۷ فروردین شدیم،  شنبه و یکشنبه دو بار با هم مفصل حرف زدیم . از اقلیم حضور همدیگه لذت بردیم ، کلی کل کل کردیم و خندیدیم . از سفر اروپا گفتی که قراره به زودی بری. بعدش گفتم کی میای ببینمت؟ کلی مسخره بازی درآوردی و
تموم شد بالاخره راحت شدم کنکورو دادیم رفتتتتت
دیشب به زوررررر خوابم برد بدخوابی از استرس گرفته بود منو دیگه با گوش دادن به این لالایی یکم تونسم بخوابم ⬇⬇تازه اونم با هزار بدبختییییییی












متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلی
خدایا واقعا شکرت بابت قبولیم توی تخصص .ولی با قبول شدنم تو شهر زادگاه زندگی بدجوری انگشت شستشو گرفته سمتم
این چند وقته انقدر استرس کشیدم که ۲ کیلو لاغر شدم.خدایا چشه بابای من ول نمیکنه؟اینهمه خودمو سفت و محکم گرفتم .چند ساله فقط به خودم وابسته بودم.ولی الان واقعا یه بغل سفت و محکم میخوام.یکی که بهم بگه خره من میدونم همه چی خوب میشه و من دلم اروم بگیره
پی نوشت:خدا رو شکر اون دکتری که قرار بود بابام منو بهش قالب کنه در رفته و دیگه قرار نیس ب
دانلود قانونی فیلم سینمایی تخته گاز | با 5 کیفیت مختلف
خلاصه فیلم تخته گاز: سلیمان قطار خنده را به قصد اثبات مرد بودنش در خانواده و جامعه تخته گاز می‌راند چرا که به هزار و یک دلیل زیر سؤال قرار گرفته شده و خود او نیز به این امر واقف شده و درصدد رفع نواقص خود برآمده است و در این مابین فضای شاد و مفرحی را برای مخاطبین به ارمغان می‌آورد و در این مسیر فراز و نشیب‌هایی را پشت سر می گذاردو در ایستگاه‌های مختلف خنده توقفی می‌کند.
 
دان
این چینین نگاهم نکن!

حالم این خنده های تاریخ گذشته لبهایم نیست که می بینی!

حکایت خنده هایم، حکایت دختر نافرمانی بود که خسته از بی توجهی پدر، گریزان از
حجابی اجباری! طغیان کرد

کنترلش از دستم در رفت و بیرونش کردم از دلم

و اکنون این شد که میبینی؛

خنده هایم تن فروشی می کنند!!

و تو معصومیت از دست رفته او را می بینی و سر تکان می دهی، فساد اخلاقی چارراه
تنهایی ام را.

نیشخند بارم نکن!

یادت باشد از غم اجباری دلم فراری شد، خنده های دوست داشتنی ام.
(:
یک سال پیش فارغ از این که چه اتفاقاتی افتاد و چقدر این سال کذایی به هممون سخت گذشت ولی چیزایی واسه هممون داشت که نمیشه راحت بیخیالش شد.
مهم ترینش این بود که به مرگ به شکل یه چیز عجیب غریب و دور نگاه نکنیم،نه مرگ درست نزدیک ماست توی هر نفسی که میکشیم ولی به قول شعبان علی باید جوری زندگی کنیم که وقتی مرگ اومد سراغمون هیچ حسرتی نداشته باشیم شاید هنوزم دلم براش تنگ بشه شاید هنوزم تو خیابون چشم های شبیه چشای اون دلم رو بلرزونه.درسته هنوز یه وقتایی
راستش تا قبل از اینکه ساکن تهران شوم، این ترکیب اعجاب انگیز را نخورده بودم. یادم است اوایل مقاومت میکردم ولی بنظرم یکی از اختراعات خوش طعم بشر است که باید در کتابی چیزی ثبت شود . این عناصر ساده ای که وقتی کنار هم قرار می گیرند طعم بی نظیری را می سازند. فکرش را نمیکردم یک روزی گردو را با نان بخورم یا کشمش را با شوید!
فکرنمیکردم توی دوغ ترش، کشمش شیرین بریزم و روی یخ نمک بپاشم. اما همه این ها در این وعده ی بی نظیر امکان پذیر می شود. دقیقا مثل گریه و
بهار، یا دقیق‌‌تر بگویم، عید، مثل خنده‌ی بعد از دعوای زن و شوهری‌ست. مثل رهایی بعد از گریه. مثل آسمان آبی، بعد از طوفان شن. رسالتش، غبار روبی و رنگ پاشیدن به دنياي خاکستری ماست و چه خوب رسولی‌ست. قرار نانوشته‌ای دارد که هرسال، تو را می‌فرستد در گل‌فروشی محله. بی‌تابی و عجله‌ات را می‌گیرد و مجاب‌ات‌ می‌کند سر صبر، میان گلدان‌ها بگردی و یک‌دل‌سیر، چشم بدوزی به گل‌ها. حسن‌یوسف و پیچکی برداری تا خانه‌ات سبز شود. فقط بهار است که تو را ر
ای مرگ بر این ساعت بی هم بودن.

راستش را بخواهی عزیز دلم .گاهی بدجور از دست عکس هایت کفری میشوم .انقدر که دوست دارم بکوبمشان به دیوار و به لبخند وامانده ات که هیچ وقت از جایش تکان نمیخورد بدو بیراه نثار کنم ‌.چطور میتوانی به من زل بزنی و بخندی و پلک هم نزنی .چطور میتوانی گونه های خیسم را با خنده های آدمکشت به مسخره بگیری ؟؟؟واقعا چطور؟؟؟توی یکی از منفور ترین هایشان با آن کلاه لبه دار و دست هایی که همیشه به سینه میزنی به وسعت تاریخ لبخند ز
۱
نور آفتاب اصلاً درون این مغازه‌ی کوچک رخنه نکرده بود. تنها پنجره‌ی مغازه، سمت چپِ درِ ورودی، با کاغذ و مقوا پوشیده شده و یک لوح اعلان هم روی دستگیره‌ی در آویزان بود.
نور لامپ‌های مهتابیِ سقف روی پیرزنی افتاده بود که داشت به سمت بچه‌ای می‌رفت که در کالسکه‌ای خاکستری بود.
آه! داره می‌خنده
مغازه‌دار، زن جوان‌تری که کنار پنجره رو به صندوق نشسته بود و حساب‌هایش را بررسی می‌کرد، بااعتراض گفت پسر من می‌خنده؟ نخیر خانم، فقط داره شکلک د
کلیپ عاشقانه.چه انتقامی از خانومش گرفتارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:کلیپ عاشقانه.چه انتقامی از خانومش گرفتبرای دیدن کلیپ های بیشتر کانال رو دنبال کنید . کلیپ عاشقانه.چه انتقامی از خانومش گرفت . از کانال سرزمین رویاها . . کلیپ عاشقانه.چه انتقامی از خانومش گرفت - فیدیاکلیپ عاشقانه.چه انتقامی از خانومش گرفت برای دیدن کلیپ های بیشتر کانال رو دنبال کنید دانلود این ویدیو . فیلم: ارتریت روماتوئید و ام اس چگونه / ویدیو کل
Alireza Fateh
Ye Shab Bishtar Bemon (Ft Cy)
#AlirezaFateh
بعد من که اون بوس که اروم رفتی سمت فرودگاه
بغضم قورت دادم که نگیره دلش تو راه
دستام یخ میزد بی اون چشام خط بی جون
میخواستم بهش بگم بمون چاره ایی نبود
میگفتی دیوونمی میگفتم عاشقم شو
مگفتی عشق چیه بمون  دارم باور عشقو
ولی وقتی داشت میرفت خودم میدیدم اشکاشو پاک میکرد
ولی وقتی داشت میرفت دلش نمیذاشت بره هی برمیگشت
دانلود آهنگ جدید حسن خاکی خنده شیرین
دانلود آهنگ حسن خاکی به نام خنده شیرین کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ ، با لینک مستقیم ، همراه با پخش آنلاین و متن آهنگ
دانلود آهنگ فوق العاده خنده شیرین با صدای حسن خاکی از جوان ریمیکس
Download New Music Hossein Khaki – Khande Shirin

حسن خاکی عزیز موزیک جدید خود را منتشر کرد.
ساخته جدید حسن خاکی، خنده شیرین نام گرفت.
این موزیک در تاریخ ۱۱ مرداد منتشر شده و در سبک پاپ قرار دارد.
جهت دانلود آهنگ جدید حسین خاکی با کیفیت بالا به انتهای مطلب مرا
میلرزم به خودم.
از بغض تو، از ترس خودم.
از اینکه فردا همین بغض گلومو بگیره و من جوری دلم تنگ شه که نفهمم کجا نگاهشو جا گذاشتم.
از روزای امروز تو،از فردای خودم.
من دارم سخت میلرزم
.
.
.
من دعا میکنم.چون تنها حربمه.
اما جوری ترسیدم که میخوام بعضی دعاهامو پس بگیرم.
تو رفیق تو.داشتنتو بذار تو اولویت که من از بی تویی سخت میترسم!
.
.
♫ حالا بذا برات بخونم که:
طاقت ندارم دور شی از من این آدما از درد من دورنقلبم تویی بغضم ولی دریاست دریا رو با دریا
دانلود آهنگ جدید پازل باند بنام دمتم گرم با بالاترین کیفیت










Download New Music Puzzle Band – Dametam Garm
ترانه : نیما معین , آهنگ : پازل باند و نیما معین
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …










 
متن آهنگ جدید پازل باند بنام دمتم گرم :
خوبه یه چیزی داری بهش تکیه کنی خوبه تو داری کم میاری خوب بلدی گریه کنی خوبه دمتم گرم با بچه بازیات ساختی منو دمتم گرم همش پشت گوش انداختی منو مث قبلا نیستی ته قلبم تا همینجام اومدی دمتم گرم دیگه نه بوی عطر پ
کلمه‌ها توی سرم رژه می‌رن. بی‌نظم، بی‌هدف، بی‌فرمانده. چشمام رو که می‌بندم صداشون رو می‌شنوم، چشمام رو که باز می‌کنم صداشون رو می‌شنوم. هیچ آهنگی، شعری، دکلمه‌ای، حرفی، سکوتی نمی‌تونه آروم‌شون کنه؛ اما تا زمانی که این کلمه‌ها، جمله‌های سؤالی رو نسازن یه نیمچه آرامشی دارم. 
من توی خواب و بیداری، توی تمام لحظات خنده و گریه، توی تک‌تک ثانیه‌هایی که با درس و کار و یللی‌تللی سرم رو گرم می‌کنم، توی عکس‌هایی که می‌بینم، توی حرف‌هایی
سلام.
دیروز با پاییز رفته بودم خونه دوستش بهار.(وبشون مشترکه)
زینب و زهرا هم بودن.
مثلا رفته بودیم کمک واسه مهمونی امروز که با دوستای دبیرستانشون گرفتن.
فقط ظرفارو شستیم و نشستیم به حرف و خنده.خخخ:)))
نوشمک آورد بخوریم در نگاه اول یکی شون سرمه ای بود و بقیه مشکی.0_0
از وسط که جداشون کرد چند تاشون سبز لجنی و چندتاشون زرشکی بودن.:))))))))))
هرکی می خورد کلی فکر میکرد که ببینه مزه چی میده.:)))
حوصله مون داشت سر میرفت که زهرا گفت خرک شیم از رو هم بپری
  تزریق ژل به صورت :تزریق ژل به صورت روشی غیرتهاجمی و سریع برای ایجاد اصلاحات مختلف در صورت از جمله بازگرداندن و افزایش حجم صورت، افزایش حجم لب، کاهش چین و چروک و رفع خط اخم و خط خنده و… است.تزریق ژل مناسب افرادی است که :در اطراف دهان و چشم ها چین و چروک دارند.گودی زیر چشم و تیرگی دور چشم دارند.خواهان حجم دهی به گونه ها، لب ها و همچنین زاویه دار کردن فک هستند.خواهان رفع چروک پیشانی خود هستند.تمایل به پرکردن خط خنده دارند.به دنبال راهی غیر ا
امروز بعد تصادف تمام چیز‌هایی که تو این مدت تلاش کردم یادم بره باز یادم اومد، من بعد تصادف تمام صحنه های تصادف اومد جلو چشمام تمام صدا ها، صدای شکستن شیشه، صدای له شدن ماشین، روزهایی که بیمارستان بودم همشون یادم اومد
وقتی افسر رفت و نشستم تو ماشین برای چند لحظه همه چیزو فراموش کردم هیچ چیز یادم نمیومد خیلی حال بدی بود خیلی شرایط روحی ترسناکی داشتم، قبل این که برسم خونه اینقد صدای له شدن ماشین و شیشه و تصادف تو سرم پیچید که بالا اوردم
پنج شنب
این بار سومیه که میرم کلکچال چرا؟
اول اینکه با وجود این همه کوهنوردی که وجود داره اینجا با کسی آشنا نیستم دوم هم امادگی مناسبی ندارم و دارم از مسیر های ساده شروع میکنم، تازه این بار تا پناهگاه بیشتر نرفتم همه وسایل کوهنوردیم اینجا نیست ، مثلا با شلوار جین رفتم امروز : یعنی دیروز :)))
هواشناسی رو نگاه کردم 10، 13 و 15 بارش باران و بقیه ساعات هم باراندگی اندکی داشت، لباس اضافه همراه خودم بردم.
از اونجایی که فعلا کرج هستم تا برسم به جمشیدیه شد ساعت 10 (
خانه:زنگ زدن.حرکت ده دقیقه بعد.اردبیل:گم کردن مسیر.مدد از ویز.راه اشتباهی.تاریکی و ظلمات.alamot.چراغ خاموش.ظلمات مطلق تاریکی.خلخال:شام.استراحت در زیر زمین رستوران.بی‌خوابی.قرص.چهارده بار فندک را گم کردن و سیزده بار پیدا کردن.خانم دکتر می‌گه این نشونه‌ی خوبیه.من قرصامو می‌خورم مادر.گیسوم:با yan benimle.دریا.خوف همیشه‌گی.نشستن در ساحل.قرص.تماشای دخترکی در حال شنا.خنده‌هایشان.قصه‌ی نجات یافتن پیرمردی ۸۷،ساله در ۸۶ دقیقه.اطلاع از نظامی بودن اقوام
دانلود آهنگ جدید مهدی جهانی بنام دوست دارم این هوارو با بالاترین کیفیت










Download New Music Mehdi Jahani – Doost Daram In Havaro
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …
 











 
متن آهنگ جدید مهدی جهانی بنام دوست دارم این هوارو :
تورو دیدم دلم از دست رفت آخه زیباتر از تو مگه هست مگه میشه رو تو چشمامو بست تو یه احساس نابی تو دلم من مغرور به تو عاشق شدم دیگه نیست حرفام دست خودم گرفته شهرو بارون من و تو و خیابون قشنگه خنده هامون دوست دارم این هوارو
رفته بودیم مهمونی
همه بودن آشنایان و دوستان
دارم بین خواب بیداری مینویسم اونم فقط چون خیلی سرش خندیدم
با یک دوستی حرف میزدم بعد از کلی حرف اقتصادی و ی و حال و احوال پرسی
میگه: خب کادو تولدت جا گذاشتم کتاب بود دفعه دیگه دیدمت میارمش
میگم: اردیبهشت تولدم بود الان تیره کادو نمیخوام دست شما درد نکن من اصلا اون سبکی نمیخونم
از اون اصرار که کتاب خوبیه از من انکار که نثر سنگین نمی خونم خوشم نمی اد
دید حریفم نمیشه گفت: خب پس کادو چی بگیرم؟
منم رگ
سیمرغ نارنجی پوش آسمانبال های شب را شستتن پوش گرم خاطره ای پوشیدماه عطر یاسی چیدشب از خنده ی سیمرغ نوشیدو مناز نگاه زیرک پروینروبه آسمان و در خوشه ی انگور می جویمتدر هر جرعه و پیاله تو پنهانیبیا !بی صدااز همین پنجرهروبه خانه ی خورشیداز مسیر چشم به راهی منمن نیز جام به دست می آیم 
سربازی عشقولی تموم شده. خداروشکردوسال پدرمون در اومد.البته عشقم ک بیشتر.ولی خداروشکر که تموم شد.یکی از سد های جلوی راهمون برداشته شدو پیش به سوی برداشتن سد های دیگر.البته اگه بذارن.خخخخاینم از بخت برگشته ماست. به هر حال خدا بزرگه.چی بگم از کجا بگم.اها.امتحانام داره شروع میشه اما برخلاف ترم های گذشته اصلا برام مهم نیست چی بشه فقط دوست دارم این ترم کذایی بگذره از بس که اذیت شدم.و میرسیم به مسئله درس خوندن شما آقایی دیوونه خل م
قرار بود "شارمین امیریان" تا همیشه یک شخصیت مجازی بماند و یک مرز پررنگ و دیوار بلند بین دنياي واقعی و مجازی اش بکشد. حتی آن زمانی که این اسم و فامیل هنوز متولد نشده بود و شارمین فعلی با اسم واقعی اش می نوشت و کلی اطلاعات از خودش می داد، باز قرار همین بود. یک وقتهایی پیش آمد که دلش خواست کسی از دنياي مجازی را بکشاند به دنياي واقعی؛ صحبتش هم شد؛ اما در نهایت: تردید و دودلی و ترس از مواجهه، نگذاشت این اتفاق بیفتد. البته تا دیروز!
مدتها بود با هوپ در
تو براش مثل وطنش بودی :)
اون امروز وطنشو ترک کرد !
" یه لنتی "

****

عوض میشوم انطور که تو دوست داری
از اخلاقم بگیر تا متراژ اغوشم
کاری میکنم تا با همه ام احساس راحتی کنی !

****

شهری شده ام ؛ متروکه !
بعد از بمباران نگاهش !

****

تو به من بگی عزیزم :)
چه خیال خام زیبایی :)

****

خنده هایت را نشان کسی نده
خنده هایت فقط گسترش می دهد؛
شمار شاعران را
تعداد نویسندگان را
امار مجانین را و
جمعیت دارالمجانین ها را
همین !

****

من منهای تو محکوم به فناست :)

****

نوش جانت ،
سلاااااممم :)) 
1. دیروز دو زنگ اخر پشت هم با قاسمی کلاس داشتیم و زنگ ناهار هم نذاشت داشته‌باشیم :( زنگ اخرش ۱۱۰ دقیقه بود! میفهمید ۱۱۰ دقیقه با قاسمی کلاس داشتن یعنی چی؟؟ تازه از اون بدتر اون دو تا جمعه‌ای هست که قراره از صبح تا ظهر باهاش کلاس داشته‌باشیم :/// دیروز یه اتفاق نادر افتاد! خیلی نادر!! و اون اینکه قاسمی خندید!!!! رسما پاچیده‌بود نمیتونست خودشو جمع کنه حتی!! همه مونده‌بودیم خدایی که این قاسمیه؟؟ اتفاقا صبح از یکی پرسیده‌بودیم که تا ح
+ دختر میفهمی یعنی چی؟؟این یعنی اعلام جنگ!
- من می تونم و مجبورم که تحمل کنم:)نمی دونم چه اتفاقی میفته و چقدر این من داغون رو می خوان داغون تر کنن اما به هیچ وجه از حرفام کوتاه نمیام ، به هیچ وجه ، گفتم که شروع کنم تا تموم نکنم اروم نمیشمنه تنها سست نمیشم که با تک به تک کلماتتون با اینکه نابود میشم اما قدرت و انگیزه میگیرم :)آخرش اینه بگین از این خونه برم ، میرم به خدا که میرم.چه اهمیتی داره که بهم میگه نفهم که میگه درک این کتاب ها رو ندارم و میگ
و اینقدر یُسر ِ مع العسرَت را در چشمم فرو نکن،از خودم شرمم می آید !:)
 
به وقت خنده های شیرین ِ ۲۸ / ۳ / ۹۸ ، پس از گریه های تلخ ِ ۲۷ / ۳ / ۹۸
+هرچند ما به تقدم و زیادت ِ عسرت واقفیم اما شما آنقدر خدایی ، که با یسرهای هرچند کم و کوچکت جانمان را تازه میکنی،قلبمان را راضی میکنی.و چه خوب که شما اینقدر خدایی،به رغم اینهمه نابندگی ِ ما!:)
زیبای من ! چه حکایت از فراقت؟! 
چه بگویم که دیگر توانی برایم نمانده است، تسلیم شده ام ‌. تسلیم همین ناچاری  . تسلیم همین تکرار مکررات . تسلیم بی تابی های تو . تسلیم ناتوانی ات در حرف زدن . مدل تو همین است و من می فهمم. کاش . هیچ. هیچ نمی خواهم جز بودنت . جز صدای خنده هایت ‌. اگر برایت قابل تحمل بود بیا تا ببینمت . اگر نتوانستی هم هیچ . 
بسمه النور
در من هزار راه نرفته ست
هزار حرف نگفته
هزار خنده نشکفته 
هزار بغض فروخورده
که خواب را از چشمان م می رباید
در من طوفانی ست که قرار ندارد
دریایی که آرام ندارد
آتشفشانی که کلمات ش را فروخورده
و کوهی که بغض ش را
آهویی که خرامیدن ش را از یاد برده 
و پرنده ای که پروازش را به فراموشی سپرده
در من
                    
      
     
اومدم بنویسم وضع هیچی عوض نشده
بنویسم هر روز بدتر از دیروز
به خودم دقت کردم،تاحالا به درجه از پوچی رسیده بودم؟!اینقدر اروم و خالی!
خیلی تلاش کردم "Letter to a Child Never Born"بخونم؛
بارها بارها توی اتوبوس،راهرو های شلوغ،وقت های اضافه ی کلاسام و روی کاناپه موقعیت خوندش پیش اومد و فقط جلدش رو لمس کردم و یکم کاغذش بوییدم چند صفحه خوندم و باز بستمش.دوستش دارم،فکرهم میکنم بشه خیلی دوستش داشت اما زمان دوست داشتنش الان نیست.
دیروز عصر یک عالم راه رفتم بیشتر ا
سلام دوستای عزیزم
سری جدید جملات خنده دار کوتاه تقدیم به شما

یه بارم ابوالفضل پورعرب میخواسته بره خونه ی رخشان بنی اعتماد، اشتباهی میره خونه پوران درخشنده میبینه فریبرز عرب نیا اونجاست . . . من اینقد کشک بادمجون دوس دارم که اگر یه ظرف کشک بادمجون ویه ظرف گوشت آهوی بریان بذارن جلوم من گوشت آهوی بریانو انتخاب میکنم دیگه یابو نیسم که ! . . . یه روسری بذار سرت، با جیغ ادای مادرت رو دربیار تبریک می‌گم ! الآن یه کمدین اینستاگرامی هستی ! . . . ن
دانشمندان آمریکایی موفق به شناسایی سردترین مکان زمین شده‌اند که دمای آن به زیر 91 درجه سانتیگراد می‌رسد.
به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، این مکان تازه کشف شده که در کنار خط‌الراس کوه قطب جنوب قرار دارد، می‌تواند طی چند دقیقه چشمها، بینی و ریه انسان را منجمد کند.
ادامه مطلب
تو رفتی رد پایت در دلم ماندشكوه خنده هایت در دلم مانددلم را با سحر خوش كرده بودمغروب ماجرایت در دلم ماندشریك درد هایم بودی اماغم بی انتهایت در دلم ماندهزارویك شبم چون باد بگذشتطنین غصه هایت در دلم ماندعلا رغم سكوت ساده منسفر كردی صدایت در دلم ماندوحالا مثل یك رویای برفیتو رفتی رد پایت در دلم ماند
نه شیرین نه شور انیمه ای با طعم پرتغالی.
همه ی انسان ها حسرتی کوچک یا بزرگ احمقانه یا زیرکانه در زندگی خود داشته اند این حسرت ها لحظه به لحظه زندگی ادم را دنبال میکنند تا زمان مرگ اما درمیان همه ی این غم ها حسرتی هست که میتواند قلب انسان را پاره پاره کند حسرت از دست دادن عزیزان حتما یا خودتون یا افرادی را دیدین که وقتی عزیزی را از دست میدهند تمام خاطرات خوش و غمناک لحظات خنده و گریه همه و همه با هم به فرد حمله ور میشوند تا دنبال صاحب مشترک خاطرا
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.






param name="AutoStart" value="False">












هرگاه ناراحت یا غمگین شدی یادت باشد
همیشه دوستی داری که خنده هایش بیش تر از یک لطیفه بامزه
این آلبوم همین طور که توی چند پست قبل گفته شد بیشتر درباره خود بکهیون و جنبه تاریک شخصیتشه(مگه بکهیون تاریک هم داریم؟)
بیشتر آلبوم آهنگ های اروم داشت و شاید فقط یک آهنگ بود که کمی نسبت به بقیه شاد تر میومد.
با اینکه آهنگ اصلی این آلبوم یون ویلیج بود اما من آهنگ دیموند و پیسو(مطمئن نیستم.درسته؟)رو بیشتر دوست داشتم.
این آلبوم شامل شش آهنگ بود که من اینجا بر اساس علاقه مندی های خودم ترتیب بندیشون کردم.
1-psycho
2-Ice Queen 
3-Diamond
4-Btcha
5-UN village
6-stay UP
امیدوارم
گاهی وقتا هم خیلی دوستانه می‌شینیم با خدا حرف می‌زنیم دور هم. گله و شکایت و درددل. مثلا من می‌گم ببین این سطحی از احترام که می‌گی به پدر و مادر بذاریم یا مثلا این تاکیدی که رو نماز اول وقت داری خیلی سخته. مطمئنی راه درست همینه و راه ساده‌تر و‌ شادتری وجود نداره؟ می‌شه من برم بگردم اگه مسیر بهتری پیدا کردم همونو انجام بدم؟»
و همیشه خیلی خیلی فرهیخته‌تر از این حرفاست که بگه نه، همون که من گفتم»، می‌گه برو بگرد. قدیم و جدید. شرق و غرب. اگه
امروز صبح دیدم فروشگاه دم محلمون ،یه چیزای تو کاغذ نوشته و چسبونده به شیشه که هر کی میبینه ازش عکس میندازه و با خنده میره.
که اینگونه نوشته بود:
قرض نمیدهم زیرا:

زور رستم ندارم
عمر نوح ندارم
صبر ایوب ندارم
گنج قارون ندارم
لامصب ریشه سخن رو درآورده بود.
روبرور گنبد توی صحن گوهرشاد یکی از رفقا روضه وداع می خوند که یکهو یه نفر گفت: انا بقیت الله فی ارضه.
و دوبار تکرار کرد
خواستم بهش بگم حاجی اشتباه میزنی اینجا مشهده نه مکه دلم به حال بچه سوخت و گریشون رو به خنده تبدیل نکردم.
پی نوشت:
شما هم اگه خواستید ظهور کنید یادتون باشه باید برید مکه اولش هم به جای رب اشرح لی صدری باید بگید الا یا اهل العالم
من همون بیچاره ایم که با 86 درصد زیست و با73 درصد شیمی قراره پشت کنکور بمونم
خدایا خیلی درد داره خیلی 
خیلی درد داره 
هیشکیو ندارم کنارم باشه 
همش باید درد بکشم و درد بکشم 
انقد درس خوندم نیمه نابینا شدم 
خداا چرا انقد نفس کشیدن درد داره؟ 
چرا انقد زندگی کردن درد داره؟ 
دو سال  بدترین دردارو به جون خریدم دو سال تا مغز استخون درد کشیدم 
هنوزم ادامه داره 
همش به خودم میگم محکم باش دختر محکم باشه دیگه چیزی نمونده 
ولی حقیقتش اینه که این دردا هیچ
بعد از اون بد عهدی که بهار در حقم کرد وکلی ناراحت شدم به استاد پیام دادم که برای ارشد کمکم کنه وایشون خانمی روبه من مرفی کرد ودر چند تماس تلفنی واقعاکمکهای بسیاری به من کرد ونظرم رو تغییرداد وکلی راهکارپیش روی من گذاشت،کلی دلم اروم شداماالان مهمترین مسئله ای که باهاش روبه رو هستم قیمت بالای کتابهاست و تواین3روزه تونستم یکی ازکتابهاروبخرم ویه تعدادیش هم از اون خانم بگیرم وچندتادیگه هم خودم باید بخرم.از فردابایدکتاب ارشد رو شروع به خوندن ک
 
 
دیروز که تو وبلاگ پست نزاشته بودم  کلی پنچر بودم. راستش نه مشغله ی کاری داشتم نه هیچی! همینطوری پست نزاشتم گفتم ببینم چی میشه! ولی واقعا روی من اثر داشت و تا شب دپرس بودم و همش فک میکردم چیزی گم کردم. از بس به نوشتن و گشتن تو وبلاگم عادت کرده بودم یه روز نوشتن ناراحتم کرده بود. با اینکه وبلاگم خالی از هر ادمی هست:) اما اونقدر دوسش دارم که با یه دنیا عوضش نمیکنم. چون عین یه دوست نزدیک شده برام!داشتم به این فکر میکردم دلبستگی و وابستگی چقد زود ات
زندگی درک همین اکنون استزندگی شوق رسیدن به همانفردایی است، که نخواهد آمدتو نه در دیروزی، و نه در فرداییظرف امروز، پر از بودن توستشاید این خنده که امروز، دریغش کردیآخرین فرصت همراهی با، امید استزندگی یاد غریبی است که در سینه خاکبه جا می ماند زندگی، سبزترین آیه، در اندیشه برگزندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رودزندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذرزندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگزندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشقزندگی،
یکی از خاطراتی که امروز اتفاقی یادم افتاد خاطره ی کااموزی بود
که هر وقت یادم میاد بهش میخندم و اونقدر ساده و با مزه ست که یه جوری تو یادم مونده
که من اونجایی که کاراموزی می گذروندم یه نفری بود به اسم اقا مجید که کار های سخت افزاری و فنی اچار و انبردست و اینطور چیز ها باز و بسته کردن دستگاه ها وظیفه ی اون بود که واقعا خیلی ادم با حالی بود همیشه خندان و یه تیکه اماده داشت که به ادم بندازه و تیکه کلام هایی با نمکی هم داشت
مثل مثلا من خوبم یا تو :)) هم
 با تو از تمومه جاده ها میگذرم با خودم تو رو به قصه ها میبرمزندگیه آدما همش یه خاطرست تو تمومه خاطراته من تویى و بسوقتی مىشه با تو لحظه رو نفس کشید باید از گذشته هاى دور دست کشیدسرنوشتو پا به پاى من رقم بزن من به جاى تو , تو به جاى من قدم بزنعشق ما دو تا رو هم سفر کرده زندگى رو ساده تر کرده هم یه درده هم یه همدردهعشق هم یه زخمه هم یه تسکینه گاهى شاده گاهى غمگینه تلخیاشم حتى شیرینه و فرشته ای را دارم که ؛که همدم من که همراه منه که دلیل زندگیمه ک
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب