نتایج مطلب ها برای عبارت :

دروغ های زیبا کثیف

دروغ از دیدگاه بهلول :
کسی که سخنانش نه راست است و نه دروغ ،*فیلسوف است*
کسی که راست و دروغ برای او یکی است، *چاپلوس است*
کسی که پول می گیرد تا دروغ بگوید، *دلال است*
کسی که دروغ می گوید تا پول بگیرد، *گدا است*
کسی که پول می گیرد تا راست و دروغ را تشخیص دهد، *قاضی است*
کسی که پول می گیرد تا راست را دروغ و دروغ را راست جلوه دهد، *وکیل است*
کسی که جز راست چیزی نمی گوید، *بچه است*
کسی که به خودش هم دروغ می گوید، *متکبر است*
کسی که دروغ خودش را باور می کند، *
آدم‌ها دوست دارند دروغهاي زيبا را باور کنند.
- نترس، آمپول درد نداره.
- ایرانی‌ها از نظر هوش جز 5 کشور برتر جهان هستند.
- دوست دارم.
- حالم خوبه.
البته گاهی نه فقط به خاطر زيبایی دروغ بلکه به خاطر شخص مقابل دوست دارند که دروغ‌ها رو باور کنند. حالا عالم و آدم بیایند و بگویند که داری دروغ می‌شنوی ولی دل دستش رو روی گوش‌هاي مغز می‌ذاره که چیزی نشنوه.
چه فریبنده هستند دروغهايی که آدم به خودش می‌گوید. فکر می‌کنی که کسی جانشنین تو نخواهد شد ولی و
شیطان را پرسیدند که کدام طایفه را دوست داری؟

گفت: دلالان را !

گفتند:‌ چرا؟

گفت: از بهر آن که من به "سخن دروغ" از ایشان خرسند بودم، ایشان "سوگند دروغ" نیز بدان افزودند !

                لعنت خدا بر دلالان شیطان صفت که در این جنگ تحمیلی اقتصادی بر ضد مردم وهموطنان خود توطئه می‌کنند
به فارسی طبل است  دیدن نان در خواب خبر مکروه سخن دروغ است فکوری پیدا و روشن و این جمله دلیل بر زننده آن کند.
ابن سیرین گوید: اگر دید با تبیره پای کوبد و رقص کند دلیل است بر غم و اندوه و اگر دید او تبیره مفرد همی زد دلیل که سخن باطل گوید یا کاری ناصواب کند بدان مشهور شود و بعضی از معبران گویند تبیره در خواب آواز خوش است باطل است.
کرمانی گوید:اگر دید تبیره میزد دلیل که کارهاي باطلند با شمعت که در او هیچ اصل نباشد و با مردم  هر وعده که دهد جمله د
استفن داویدویتز»، از مهندسان گوگل است که سال گذشته
کتابی پر سر و صدایی به نام همه دروغ می‌گویند» منتشر کرد. این نویسنده با بررسی
کلان‌داده‌ها دنیای وب نشان می‌دهد که ما واقعا کیستیم و چه‌قدر با آنچه می‌نماییم
فاصله داریم.

دروغ‌گویی را حیوانات هم بلدند. مثل شامپانزه‌ای که دیگر
اعضای گروه را گول می‌زند تا بتواند غذایش را پنهان کند. اما انسان‌ها به واسطه
زبان و تفکر می‌توانند دروغ را به شکلی سازمان‌یافته تبدیل به امری کاملا واقعی و
به
خودمان دروغ می‌گوییم؛ بارها و بارها این‌گونه بوده است. به خودمان دروغ می‌گوییم
تا غم‌ها زمین‌مان نزنند. خودمان را می‌نشانیم جای حق و دست به قضاوت می‌زنیم؛ می‌دانیم
مقصریم، اما همیشه گناه‌کار دانستن دیگری بیشتر آرام‌مان می‌کند؛ دروغِ اندوه‌گریز»،
دروغِ دل‌انگیز»، دروغِ مصلحت‌آمیز» یا همچو چیزی.
عمیقا باور دارم آدمی که دائم در حال دروغ گفتنه، بعد از مدتی این دروغ‌ها تو شخصیتش نفوذ می‌کنه و اون رو تبدیل به یه آدم متناقض مریض می‌کنه. جوری که اصلا دیگه نمی‌تونه راست بگه. نمی‌تونه مسئولیت حرفی که زده رو قبول کنه. و این خیلی درد بزرگیه. دردی که شاید رو خود اون آدم تاثیری نداشته باشه، اما رو اطرافیانش چرا. حتی اطرافیان سابق.
+ یه آدم چقدر می‌تونه مریض باشه که بعد از دو سال باز هم دست از تهدید و تهمت برنداره؟
+ کاش می‌تونستم به بابام هم بگم
داشتم فکر می‌کردم این آدم‌هاي صاحب‌کاری که کلی آدم زیر دستشان کار می‌کند و آنها سعی می‌کنند از کارگران بیگاری بکشند آدم‌هاي شیاد یا شارلاتانی هستند. بعد دیدم، در همین یکی، دو روز سعی کرده‌ام یک جوری آدم‌ها را متقاعد کنم که جنس مورد نظر را بپسندند؛ حرفه‌ای نبوده‌ام، اما در همین مسیر بودم. جدا از آن برای پیش‌برد کارم  و منافعم دروغ گفتم، نه که آدم راست‌گویی باشم، اما بعضی دروغ‌ها انگار دروغ‌تر و زشت‌تر هستند. مگر شارلاتان‌ها چه می
صبح قبل بیدار شدنم خواب میدیدم با مردی هستم که ظاهرش جذابه و خیلی با لطافت و دقت و محبت باهاش برخورد میکردم اما میدیدم با دخترای دیگس(توی جمعی پر دختر وارد شدیم یهو گف شما همتون همو میشناسید؟ گفتیم اره یه ترس تو چهرش اومد  واز جمع فرار کرد! دنبالش میرفتم و دروغاش رو میشد برام و وقتی منو میدید ماست متلیش میکرد و دوباره یکم بعدش دروغی میگفت و دوباره دستش پیشم رو میشد. یه جا رسیدم رفتم داخلش مث اتاق بود و با یک دره نیمه واردش شدم دنبالم اومد که با
خانه هاي بزرگ اما خانواده هاي کوچک داریم،
مدرک تحصیلی بالااما درک پایینی داریم، 
بی هیچ ملاحظه ای روزها را میگذرانیم اما دلمان 
عمر نوح میخواهد
کم میخندیم وزود عصبانی میشویم،
کم مطالعه میکنیم اما همه چیز را میدانیم،
زیاد دروغ میگوییماما همه از دروغ متنفریم،  زندگی ساختن
 را یاد گرفته ایم اما زندگی کردن را نه!
ساختمانهاي بلند داریماما طبعمان کوتاه است، 
بیشتر خرج میکنیم اما کمتر داریم، 
بیشتر میخریم اماکمتر لذت میبریم! 
فضای بیرون را فت
حیف شد که مُرد. هنرمند بود.
هنرمند! بعدِ اون هیشکی رو ندیدم که اونجوری بتونه دروغ بگه. جوری دروغ می گفت که
درجا دو تا شاخ خوشگل سبز می شد رو کله ی آدم. من بودم و اون قد درازه که اون ته
نشسته و بق کرده تو خودش و انگار یه عمره همون جوری همون جا نشسته و سیروس که الان
سر گذاشته به بیابون و اون! هر چند وقت یه بار یه اره می زدیم زیر بغلمون و می رفتیم
یه خرابه شده ای رو پیدا می کردیم و میشستیم پای دروغاش. سه جفت شاخ! مشتریشم پیدا
کرده بودیم. یارو واسه هر جفتش
شاید هر کدوم از ما تو زندگیمون دروغ گوی اعظمی داشته باشیم که علیرغم اینکه می دونیم با دروغ نهادینه شده ولی نمی خوایم ذاتش رو باور کنیم . و در واقع خودمون رو گول میزنیم .
من با خودم عهد بستم که با هر کسی اگر روراست نیستم ، با خودم حتما حتما رو راست باشم .
دروغ گوی اعظم زندگیتون رو اگه شناختین دُمش رو قیچی کنید . این دسته از افراد باعث میشن شما کم کم به خودتون شک کنید ولی به اونها نه . بهشون مجال دفاع از حیثیت دروغینشون رو ندین . چون این دسته ی عظم
2491 - امید شریفی» ضدانقلاب مقیم کانادا، با اذعان به اینکه برخلاف دروغ اپوزیسیونِ جمهوری‌اسلامی، سهم ایران از دریای کاسپین بسیار کمتر از 50 درصد است، گفت: با اردشیر زاهدی» در این مورد گفتگو خصوصی داشتم و ایشان به عنوان وزیر امور خارجه شاه گفتند تمامی جنجالها بی‌پایه و اساس است . تمامی این حرفها از ذهن بیمار ملی‌گرایانِ فیکِ عشقِ آمریکا تراوش می‌شود! .”لینک کوتاه منبع: yon.ir/mzdr122
دانلود فایل اصلی
سر کلاس دوست نداشتنی فیزیک ۲ با استاد سخت گیرمون بودیم که وسط مبحثای پیچیده برگشت گفت کیا این فیزیک رو دوس دارن؟ پنج نمره میدم به کسایی که بگن دوس دارن. بار اول یک نفر دستش رو برد بالا و استاد گفت ۵ نمره بهت میدم. بار دوم گفت یه فرصت دیگه میدم هرکی بگه دوست داره ۵ نمره میگیره. اینبار نصف کلاس دستاشون بالا بود. بار سوم پرسید و تعداد بیشتری به دروغ دستشون رو بالا برده بودن تا نمره بگیرن و بغل دستیم در حالی که دستش رو بالا گرفته بود توی گوشم زمزمه م
سلام ،‌توی پست قبلی درباره غرور صحبت کردم و خوشبختانه مورد عنایت دوستان قرار گرفت و این بار هم می خوام درباره یکی از فضیلت هاي اخلاقی به نام راستگویی حرف بزنمراستگویی و صدق السان از جمله مواردی هست که همه انسان ها این رو ارزش می دانند  راستگویی قفل اتاقی است که در آن همه بدی هاست و اگر راستگویی با کلید دروغ گویی باز شود آدم در منجلاب بدی ها غرق خواهد شد و این بدترین سرنوشت یک نفر می تواند باشدمی گویند روزی فردی مبتلا به گناهان به نزد یکی از ح
این روزها کشدارترین و غیر قابل تحمل ترین روزهايیه که تا به حال تجربه کردم. نه میتونم دفاع کنم و نه میتونم کلا بی خیالش بشم. گیر کردم بین دو قطب یه تیم. هر کدوم فقط دنبال منافع خودشه.دکتر الف یه دروغ گنده بهم گفته و تمام مدتی که من داشتم با استرس و بدبختی و خون جگر کارهاي آزمایشات حیوانی رو انجام میدادم در واقع ماده ی نامربوطی رو که دکتر الف کی وارد محلول میکرده رو داشتم بررسی میکردم بدون این که خودم بدونم. خیلی دپرس شدم بعدش. دوست ندارم طرحمو
دوباره پایم پیچیده بود و باید به سراغ دکتر محبوبم می‌رفتم که با یک نگاه مشکل را می‌فهمد و در عرض یک دقیقه زور ورزیدن روی پا و به خود پیچیدن من همه چیز اعم از مچ، عضله، رگ و حتی پوست پا را جا می‌اندازد. سه‌شنبه‌ی هفته‌ی قبل مراجعت کرده بودم ولی منشی‌ها نوبت نداده بودند. نوبت‌هاي دکتر ۶ ماهه است ولی اگر مریض اورژانسی باشی و مثلاً پایت پیچیده باشد، همان روز نوبتت می‌دهند و به من نداده بودند. حالا بعد از سه روز تعطیلی مطب به قدری شلوغ بود که ا
سریال رو دو سال پیش دانلود کردم، همون موقع که خیلی ترد و معروف شد ولی توی مود دیدنش نبودم و رها شد تا الان. " دروغ هاي بزرگ کوچک"  حول ماجرای یک قتل شکل میگیره که تا قسمت آخر حتی نمیدونید مقتول کیه. اما این معما فقط پوسته ایه برای باطن فیلم، خشونت، آزار جنسی علیه ن و مسائل شویی. همان طور که توی تیتراژ ابتدایی با ظرافت در پس زمینه ی مناظر زيبای مونتری خودش رو نشون میده.
من اعتقاد دارم هر فیلم و کتابی، سن مناسبی برای دیدن و خوندن داره که
آیا تا به حال به اجبار به جایی یا مکانی رفته اید که بوی بد بدهد بطوری که حالت خفه شدن به شما دست بدهد؟ دقت کرده اید که بعد از ۵ دقیقه، دیگر به آن شدت بوی بد را احساس نمی کنید ؟! و اگر تصادفا یک ساعت آنجا گیر بیفتید ممکن است بگویید: انگار اصلا بوی بدی نمی آید.قانونی در این جا داریم که صادق است: ما به محیطمان عادت می کنیم . اگر با آدم هاي بدبخت نشست و برخواست کنید ، کم کم به بدبختی عادت می کنید و فکر می کنید که این طبیعی است . اگر با آدم هاي غرغرو همنشی
ما رو باش.
ما رو باش خیال می کردیم همیشه یکی رو داریم
یکی که به وقتِ گریه سر رو شونه هاش بذاریم
ما رو باش خیال می کردیم یکی به فکر ما هست
میون این همه وحشت؛‌توی این مردمون پست
ما که واسه تـو قــرصِ ماهـو می شکــستیـــم
ما رو بـاش چه ساده کی رو عاشق می دونستیـم
توی کوچـه بــاغِ دل واسه کـی شبـــا نشستیم
ما رو باش دل به کی بستیم؛ کی رو عاشق دونستیم
ما رو باش خیال می کردیم گلِ عشقی که شکفتی
راز شب هـــای بغــضمــو به قلبِ کسی نگفتی
ندونستم می گذری
دانلود سریال ترکی دروغ شیرین من با زیرنویس فارسی
دانلود سریال دروغ شیرین من Benim Tatli Yalanim با زیرنویس فارسی در سایت تصویرفا
 با زیرنویس فارسی اضافه شد
 
نام سریال : Benim Tatli Yalanim – دروغ شیرین من منتشر کننده : تصویرفا ژانر : کمدی، عاشقانه زبان : ترکی زیرنویس فارسی : چسبیده به فیلم کشور : ترکیه کیفیت فیلم : ۴۸۰p-720p فرمت فیلم : MKV سال : ۲۰۱۹ تعداد قسمت ها : — شبکه پخش : Star tv روز هاي پخش : پنج شنبه ها ساعت ۲۰:۰۰ کارگردان : Baris Ercetin نویسنده : Pinar Ordu شرک
همه دلشان می خواهد بتوانند اعتماد کنند و به آنها اعتماد شود.اعتماد فقط به معنای کلک نزدن و دروغ نگفتن نیست. بلکه شکل هاي ظریف تر روراست نبودن را هم دربرمی گیردمانند امتناع از گفتن حقیقت. دروغ هاي مصلحتی برای بعضی از افراد قابل قبول هستند و برای برخی دیگر خیر.مهم ان است که قوانین خاص شما در مورد اعتماد در رابطه تان وجود داشته باشد و به آن پایبند باشید. در ادامه راهکارهاي پیشنهادی روانشناسان ازدواج برای اعتماد بین همسران بخوانید :• صداقت داشت
انگار زمان هر چه می گذرد تو تبدیل به یک رویا می شوی و نه یک خاطره. نه یک اتفاق واقعی. راستش را یخواهی چیزی جز این هم نباید می شد. آدم که نمی تواند تا ابد غصه ها را با خودش کِش بدهد. شاید بهتر همین باشد که در جایی غصه ای را گذاشت و بعد فکر کرد همانی که ول کرده رفته است، همانی که به یکباره رنگ باخته و عوض شده است، همانی که تمام حرف هايش دروغ بوده است، همان همان خود ِ او قهرمان داستان بوده. قهرمانی که در روزهاي تاریک آدم سر و کله اش پیدا شده، رنگ زده به
سلام.
امشب میخوام یکم درد و دل کنم.
همش منتظرم که کارهاي دانشگاهم درست بشه
خیلی خسته اماز نظر روحی.
دلم خیلی برای خانوادم تنگ شده
کارای دانشگاهم,هنوز تموم نشده و این سوهان روحمه
از هم خونم بگم که بهم دروغ میگه.درصورتی که میدونه من اونقدر باهوشم که همیشه متوجه میشم بهم دروغ گفته.ولی اون انقدر بچه اس و نفهمه که به منی که هردم بهم میگه عین خواهرشم,دروغ میگه:(
همیشه بهش میگم,صین جان من از مدل نفس کشیدنت میدونم دردت چیه,چرا به من د
همیشه تا یادم میاد اتفاقات مهم زندگیم با مهمونی همراهه.نه اینکه بخاطر من برگزار بشه،یهویی اون روزا دل فامیلمون واسه هم تنگ میشهتو مهمونی یا حالم تخمیه یا تخمام داره میلرزه باید جوری هم وانمود کنم که بعدن خواستم دروغ بگم دست و بالم باز باشه 
احساس می‌کنم در هر دوره‌ای از زندگی‌ام کلیدواژه‌هايی داشته‌ام. مثلاً تا همین دو سه سال پیش کلیدواژه‌هايم فلسفه» و دیالوگ» بود. حالا مهم‌ترین کلامِ زندگی‌ام صبر است. احساس می‌کنم در صبری عمیق فرو رفته‌ام که زمان را از حرکت می‌ایستاند و مرا در خلسه‌ای سنگین با زمان و فضا یکی می‌کند، گویی که در حوضچه‌ای از شیرِ داغ شناورم. آنقدر درد برایم مکرر شده که دیگر احساسش نمی‌کنم، گویی با آن یگانه شده‌ام، و آنقدر صبر سنگین شده که دیگر منتظرِ
از آدم دودوزه و دروغ گو و موذی انقدررر بدم میااااد -___- یه دوستی دارم از دبیرستان باهم بودیم بعد اونسال که کنکور دادیم من رفتم دانشگاه اون موند پشت کنکور گفت من میخوام پزشکی قبول شم هی همینجور موند پشت کنکور  هی بهش میگفتم مهی بیا بریم بیرون یه هوایی به مخت بخوره میگفت مامانم نمیزاره :/ مامانم میگفت از دانشگاه زیاد براش نگو حسودی میکنه حسرت میکشه خدایی هم سال اول دوم مامانش نمیزاشت بیاد با ما بیرون بعد یه مدت گفت مامانم گوشیمو گرفت گفتم عجب آ
اما آن‌ها دروغ‌گو هستند، و می‌دانند که دروغ‌گو هستند، و
می‌دانند که می‌دانیم که دروغ‌گو هستند و با این وجود با صدای بلند دروغ می‌گویند
نِژ داره می‌خونه و چیزی نمونده بزنم زیر گریه. هنوز از
مطلب قبل‌م بیست‌و‌چهارساعت نمی‌گذره. دوزِ ورزش و مطالعه‌م رو بالاتر بردم، از
تخت ت نخوردم و همه‌ی این‌ها از وخامت اوضاع خبر می‌ده. انگار یه حقیقتِ پنهان
بوده که جا انداختم‌شو این اتفاقات باعث‌شدن صاف بخوره توی صورت‌م. همه‌چیز و همه‌کس
ت
اینجور برایم جا افتاده است که سکوت کنم! و قضایا را داخل خودم حل کنم. و این سکوت مقوله‌ی سنگینی‌ست و کار راه انداز، با سکوت می‌شود به حقایق رسید، با سکوت می‌شود نسبت به آدم ها شناخت بیشتری پیدا کرد! اصلن حواس انسان اکولایزر طور است! وقتی چشمانت را ببندی، بهتر می‌شنوی، وقتی دهانت را ببندی، بهتر میبینی و به همین شکل. این یک. 
دو، مادرم به من یاد داده است که همیشه، حتا اگر قرار باشد گردنم را بزنند راست‌ش را بگویم! و من هم این درس را به خوبی آموخ
وقتی یه اشتباه و برای بار چندم!! تکرار میکنید!!!! نشینید به خدا غر بزنید و ناله کنید که چرا من؟؟؟ چرا دوباره؟؟؟ چرا چند باره؟؟؟ چرا همش اینجوری میشه؟؟؟ شما اگه همون بار اول درسی و که لازم بود گرفته بودین دوباره خودتونو تو همین چاه نمینداختین!! دروغ میگم؟؟؟
لطفا عاقل باشیم!!! سرسری رد نشیم حتی از مسائل به ظاهر ساده
آقا خابم نمیبره
اگ گند بزنم چی؟
اگ هیچی یادم نیاد چی؟
اگ سخ باشه چی؟!
اگ همش ا اونجاهايی باشه ک من حذفش کردم برا خودم چی؟!!
خدایا پشمام
منو به حال خودم رها نکن!جونه من غلط کردم هر چی گناه کردم غیبت کردم به مامان بابام دروغ گفدم منو عفو کن دهنم صاف نشه پن شمبه خدایاااااا
هر ظرفی را که در نظر بگرید مادامی که چیزی پایسته را در آن بریزید یا از آن بیرون بکشید همیشه میزان تغییر اندازه‌ی محتویات آن برابر اختلاف ورودی و خروجی آن خواهد بود. از این واقعیت ساده بسیاری از دروغ‌ها کشف می‌شوند و بسیاری از مشت‌ها باز. مثلا همین حباب بازار ارز .
ادامه مطلب
این‌ روزها مقامات کاخ سفید یک خط در
میان درباره ایران صحبت می‌کنند! وزیر خارجه آمریکا در تازه‌ترین گفته‌هايش درباره
ت واشنگتن در قبال تهران، اعلام کرده است: ایران باید در نهايت تصمیم‌گیری کند.
آنها باید همانند یک کشور نرمال رفتار کنند و اگر آنها این کار را انجام دهند ما آماده
مذاکره درباره طیف وسیعی از موضوعات بدون هیچ پیش‌شرطی خواهیم بود.» مرور همین چند
جمله، به سادگی دروغ بودن ادعای مذاکره بدون پیش‌شرط» را به اثبات می‌رساند؛
+ لعنتی. آدما رنگین.کاش آدما عدد بودن!-  ولی اعداد خشن ان، زمختن و حوصله آدمو سرمیبرن.هیچکی آدمای عددی رو دوست نداره.+اما اونا دروغ نمیگن.درسته که عبوس و خشمگین میشینن جلوت ولی تو میتونی تا ابد بهشون اعتماد کنی.تا ابد میتونی به اون پنج زشت کچلی که ابروهاش تو هم گره خورده و دست به سینه جلوت نشسته و چپ چپ نگاهت میکنه اعتماد کنی که پنج میمونه! زبونشون رو که بفهمی میتونی راحت باهاشون کنار بیای. اما امان از رنگ ها.همین آبی دشمن! یه روز برمیدا
رسانه را اگر امری ایستا در نظر بگیریم، جذب مخاطب را در میزان فراگیری و تطابق طبع آن با عموم مردم باید جست. اما رسانه فقط ایستا نیست. پویایی رسانه ما را از کم‌بود مخاطب نمی‌ترساند، که ما را از کم‌بودن رسانایی برحذر می‌دارد. رسانایی یک رسانه، توانایی آن در برانگیختن مخاطب برای انتشار رسانه است؛ یعنی همان رابطۀ نرخ جذب با تعداد مخاطب فعلی. ساختارهاي ایستای رسانه، ما را به طرح و طبع مطبوعات به ذائقۀ مخاطب و نهايتاً ذائقه‌بازی می‌خواند؛ ولی
اسفند که عاشق شویسال را با بوسه تحویل می کنیحتی اگر سال #نو،نیمه #شب از راه برسدشاید تلفنت#عاشقانه تر از همیشه زنگ بزندکسی با یک سلامقبل از سپیدهء سال بعددیوانه ات کنداسفند که #عاشق شویتمام دروغ ها را باور می کنیو دلت غنج می زند.می دانم که در روزهاي #آخر سالدسته کلیدت را گم می کنیگوشی ات را جا می گذاریو احساس می کنی که کسیبا لحن عاشقانه منصدایت می زند.تو عاشقم بودیدر اسفند ی که هرگزاز تقویمت پاک نمی شود
بنام خالق هستی
تلبیس شیطان
مقدمه
شما زمانیکه بخواهید یک سخن راست از یک واقعیتی را بگویید فقط میتوانید همان حقیقت را بیان کنید تا راست گفته باشید و صداقت به خرج دهید یعنی شما در یک محدودیت سخن هستید اگر دیشب فلان ساعت در منزل بوده اید حرف صادق همان است که در منزل بوده اید ولی اگر بخواهید دروغ بگویید شما دیگر در محدودیتی نیستید و بی نهايت حرف خلاف واقع میتوانید بگویید
یعنی درواقع سخن صادق در یک جمله حقیقت محدودیت دارد و لی خلاف ان واقع را میتو
خبببنتایج بخش فیلم هم اومدو اسمم در نیومد تو بخش فیلمنامهدروغ چرا ناراحت شدمولی دیگه دیگه چه میشه کرد کم کاری از خودم بود امسال اصلا کار نکردماسم یه سریا دراومده که اولین بارشون بود ولی خب حتما تلاش کردنولی عوضش تو پوستر اسمم در اومد باز خداروشکر اینم یه تجربه جدیدهاسم اقای دوست در نیومده فعلا هم انلاین نشده فک کنم خیلی ناراحت بشه
با طایفه ای طرفم که بسیار بدی ازشون دیدم، دیدم که حق به جانب هستن و بدبین، غذیب کش هستند و راحت قضاوت می کنند و غیبت و دروغ از تاروپود تعاملاتشون هست.
صابون بی انصافی و دخالت هاشون بارها به تنم خورده، بارها نفاثات فی العقد گونه پشت سرم نجواهاي گره ساز کردند و همسر نحت تاثیر بی ثباتم که از مرام مردانه کم داره خیلی جاها، از شون تاثیر گرفته.
میخوام حرف بزنم،راجب آدمایی که اومدن تو زندگیم،بعضیاشون موندن،بعضیاشون رفتن،بعضیاشون با دروغ منو شکستن،به هرحال.حالا میخوام حرف بزنم
میخوام بگم که چقدر از تعداد آدمایی که برام مهم بودم کاسته شده،آدمی که عاشقش بودم و اولین عشق واقعی زندگیمو باهاش تجربه کردم،و حالا اثری ازش تو زندگیم نیست.شاید حتی خودم خواستم که نباشه.اینجوری بهتره،انتظار آدما رو پیر میکنه.میخوام بگم یاد گرفتم دیگه بهش فکر نکنم.یاد گرفتم هروقت لازم باشه فراموش کنم
اون عجیبه ، حرفاش باهم تناقض داره ، سه چهار بار بیشتر ندیدمش و روهم رفته یک هفته س که می‌شناسمش فکر میکنم تظاهر می‌کنه به خجالتی بودن ، بهش گفتم من کمی خجالتیَ م بخاطر همین بیرون نمیام اصرار کرد که بریم بیرون و قسم خورد که منم خجالتی هستم ( آخه قسم خوردن نداره دیگه ) اسمِش مَهدیه ََ س ، دختری که تو کلاس عکاسی باهاش دوست شدم تازگیا عجیبه بشدت . ازش بخاطر رفتاراش ترسیدم و سعی کردم خودم رو عقب بکشم . راحت تو چشمام زل میزنم و دروغ میگه میخندم و و
اون عجیبه ، حرفاش باهم تناقض داره ، سه چهار بار بیشتر ندیدمش و روهم رفته یک هفته س که می‌شناسمش فکر میکنم تظاهر می‌کنه به خجالتی بودن ، بهش گفتم من کمی خجالتیَ م بخاطر همین بیرون نمیام اصرار کرد که بریم بیرون و قسم خورد که منم خجالتی هستم ( آخه قسم خوردن نداره دیگه ) اسمِش مَهدیه ََ س ، دختری که تو کلاس عکاسی باهاش دوست شدم تازگیا عجیبه بشدت . ازش بخاطر رفتاراش ترسیدم و سعی کردم خودم رو عقب بکشم . راحت تو چشمام زل میزنم و دروغ میگه میخندم و و
چرنوبیل دیروز تموم شد. خب، فوق‌العاده بود. با وجود اینکه قطعا تحریفاتی داشت و اغراق‌هايی؛ چون بالاخره یک سریالِ آمریکایی درباره‌ی شوروی هست! اما با تمامِ این‌ها من فکر می‌کنم که پیامش رو خیلی خوب رسوند. شاید داستانِ واقعیِ چرنوبیل دقیقا به همین شکل نباشه، اما این چیز خیلی مهمی رو تغییر نمی‌ده، چون این سریال بیشتر از اینکه درباره‌ی یک فاجعه‌ی هسته‌ای باشه، درباره‌ی دروغ‌ها بود. که چطور دروغ‌ها روی هم‌دیگه تلمبار می‌شن، و در نهايت ا
دروغ گفته‌اند. بدجوری هم. طوری که دیگر حقیقت را نمی‌توانی بیابی. خودمان هم گم شدیم. رویاهايی که به ما فروخته شد و جیب‌هاي دیگران را پرپول کرد و جیب‌هاي مارا خالی، کابوس‌هايی ناتمام شده‌اند. چرا من گول خوردم و خریدم؟ ساده و سرراست. چون یادم رفته بود انسان از بعدهاي متفاوت تشکیل شده است. اگر یک بعد را خیلی رسیدگی کنم،‌ بعدها تا جایی گرسنگی می‌کشند و پس از مدتی به مثابه‌ی یک گرگ تو را می‌خورند تا این گرسنگی را جبران کنند. 
به نام آفریننده زيبا آفرین

تروریسم حقیقی، تروریسم متحد آمریکا باید از تاریخ بلند ننگ آورش، خجالت بکشد که به همه تروریسم می گوید! نوام چامسکی ( نابغه بزرگ زبان انگلیسی که نظریه یوجی را داد و البته فیلسوف بزرگ که در ام ای تی ماساچوست آمریکا درس می دهد)
نوام چاسمکی اگر نبود، زبان انگلیسی هم نبود، می توانید تحقیق کنید، اما بدانید که او کلا گرامر زبان انگلیسی رو تغییر داد! به ۵۴ زبان دنیا مسلط است و درضمن فعال ی هست! قبل از او زبان یک سیستم گرا
چه حفره‌ی عمیق افتاده بین آنچه که من شده است ، با آنچه که من ‌دلش میخواست که بشود و حالا گم و کمرنگ شده پشت سالها حرف و فکر و دروغ . من هرروز صبح که بیدار میشود ، از خود روز گذشته‌اش، از حرفهايی که زده و کارهايی که کرده ، حتی از تمام فکرهاي به زبان نیاورده‌اش متنفر است . از خودش عذاب میکشد ، از خودش درد می‌شود، به خودش زخم میزند . انگار که چیزی ، تعارضی ، یک چیز لعنتیِ نامشخص، بزرگ شده باشد و ریشه دوانده باشد و خودش را چپانده باشد میان روحش .
هی میخواستم بیام و اونچه این مدت به حالم گذشته رو بنویسم دست و دلم نمیرفت.دلتنگی کجاس؟پیش من.
میخوام کوتاه بنویسم کوتاه و مختصر،اما همونم نمیتونم.
 م.آ و ا.م،"متری شیش و نیم" و "چهار انگشت".
تعطیلات تموم شد و تباه.
دروغ اول اپریل چیه؟چی میشد به بهونه ی همون میومدی بگی دوسم داری و مسخرم کنی.
آدما وقتی تخیل شون بیشتر از عقل و استدلال شون کار میکنه خطرناک میشن دست به جنگ می زنند، آدم می کشن، دروغ میگن، خودشون رو بالاتر از همه چی میبینن و از همه بدتر عاشق میشن.
پ ن 1 : نقد کوتاهی برای سرخپوست در دست تحریر است دیر یا زود.
پ ن 2 : آخرین پله از کتاب سلاخ خانه شماره پنج را میگذرانیم.
پ ن 3 : وقت آزاد زیاد و چالش 3 ساعت در روز زبان را به راه انداختم.
پ ن 4 : خبرهاي خوب از کلاس میرسد گفته اند تا سه شنبه آینده قطعی می شود.
پ ن 5 : عجب سریالیست این بری، صد
ما حتی با خودمان هم رو راست نیستیم! میگوییم برایمان اهمیت ندارددرصورتی که همان مسئله ، ساعتها یا حتی روزها ، ذهنمان را در بر میگیرد، مسئله ای که مهم نیست، انقدر تفکر میخواهد؟ همیشه از خودمان فرار میکنیم، درمورد خودمان دروغ میگوییم ، به آنچه نیستیم ادعا میکنیم و آنچه را که هستیم انکار . خودمان ، خودمان را نمی‌پذیریم به خود اعتماد ندارییم و تردید در سلول به سلول تنمان ساکن شده است با همه ی اینها ، از دیگران اعتماد میخواهیم ، دروغ میگو
شاید بتونی به همه دروغ بگی اما به خودت نه! پس بهتره با خودت روراست باشی. 
تو اونقدر قوی نیستی که بتونی جلوی یک سری اتفاقات را بگیری پس بهتره چشماتو باز کنی و باورشون کنی. 
تو هم گند میزنی، مثل خیلی دیگه از آدمها پس بهتره به خودت سخت نگیری. 
پایان قصه یعنی مردن، اگه میخوای زنده باشی بهتره یک داستان جدید را شروع کنی یک داستان قشنگتر. 
------------------------------------------------
آخرین سنگر سکوت نیست، آخرین سنگر بلاگه :) 
اگرچه
دروغ گفتن حرام است، اما نباید هر سخن راستی را هم به زبان آورد؛
گاهی بیان سخن
راست در زندگی مشترک فتنه ای ایجاد می کند که می تواند اصل زندگی را زیر سوال ببرد.
از نگاه منابع دینی جز راست نباید گفت، هر راست نشاید گفت».


امیر بیان
علی(علیه السلام):

راستگو
نخواهی بود مگر آنکه بعضی از آنچه را می دانی پوشیده نگاه داری.

بحارالانوار
ج75ص8
معنا: دعا اگر بر علیهِ کسی باشد، اصطلاحاً نفرین (لعن) نامیده میشود. لعن و نفرین اگر بجا نباشد، اثر نمیگذارد و ممکن است تبعاتش، دامنگیرِ خود ما شود. به انواع نفرین و لعنت توجه کنید: 
1. نفرین حرام: لعنت مؤمن و کسى که مستحق لعنت نیست حرام است. مثلا الآن کسی زبانم لال مقام معظمِ رهبری را لعنت کند.
2. نفرین مکروه: نفرین به حیوانات. مثلا بگوییم خدا لعنت کند این اسب را که تند نمی‌دود! یا پشه را نفرین کنیم!!
3. نفرین جایز: لعنت به کافرین، ظالمین، و کسانى که
چند روستا نابود شوند بهتر است یا یک شهر؟ یک تصمیم اخلاقی سخت است. تصمیمی که در این چند روز پیش روی استاندار خوزستان قرار گرفته. احتمالا متغیرهاي هزینه ی زیرساخت ها و تعداد افراد صدمه دیده بود که باعث شد تا او تصمیم بگیرد که سیل بندهاي چند روستا از بین بروند. سیل بندها شکسته شوند تا آب برود توی زمین هاي کشاورزی و خانه هاي آن روستاییان و به شهرها آسیب نرساند.
عقلانی به نظر می رسد. اما اتفاقی که در واقع افتاده این بوده: روستاییان تا پای جان و کشت و
من تو را دوست دارم دیگری تو را دوست دارد دیگری دیگری را دوست دارد و این چنین است که ما تنهايیم
· وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهايش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است· دل هاي بزرگ و احساس هاي بلند، عشق هاي زيبا و پرشکوه می آفرینند· اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زيبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر
دوستان عزیزم: معمولا کشورها و اقوامی که تاریخ کم و هویت تازه ای دارند، برای خودشان تاریخ و پیشینه فرهنگی می سازند و دست به جعل سند یا مصادره مفاخر دیگران به نفع خودشان می زنند.
اما عجیب اینکه در سال هاي اخیر، برخی دوستداران ایران باستان هم دارند همین روش را ادامه می دهند. کاری که شبیه به آن جوکی است که طرف می گفت توی شهرشان میراث باستانی ندارند اما مهندس ها مشغول کارند و به زودی چند نمونه از آن را می سازند. تاریخ باستانی ما موجود و مستند است و
نیازی به دروغ گفتن نبود زیرا اصلا واقعیت را نمی دانستم حتی اگر هم آن را می دانستم فقط یک واقعیت محسوب می شد و اگر هم این طور نبود، خلاف آن واقعیت دیگری بود. حتی من و تو هم  در غیاب کوبلیان جور دیگری بودیم تا با او. من هم بدون تو جور دیگری هستم.  و فقط برای خودت همان کسی باقی می مانی که هرگز جور دیگری نیست. 
نفس بریده، هرتا مولر، ترجمه مهوش خرمی پور، کتابسرای تندیس، چاپ اول، 1389، 344 صفحه
امروز صبح فهمیدم همکلاسی قدیمیم بارداره، من هنوزم تو بهتم
هی به خودم میگم واقعا؟ کی انقدر بزرگ شدیم ما؟ وااای داره مامان میشه!!! چه ترسناک!
هی با ناباوری عکس سونوگرافیش رو نگاه میکنم و میگم مامان بنظرت راسته؟
مامانمم میخنده میگه آخه چرا باید دروغ باشه؟!
گرچه یه همکلاسیم بچه ی چند ساله داره اما من هنوز تو شوکم:|
چند روز پیش هم عکس بچه ی ۴ماهه ی دوستم رو دیدم، به اون یکی دوستم میگم: چه دل و جراتی داره، مامان شده:||
چقدر این اتفاق برام ترسناک و عجیب
این لحظاتِ به ظاهر خاص رو در تنهايیِ خوبی سپری میکنم.
برعکس هر سال که دم دمای عید خبر از یه آدمی میرسید امسال عید جدایی بود.
برعکس همیشه ی عمرم آخرای امسال نگاه ها رو روی خودم حس کردم.
نگاهاي شیرینی که بوی نجات میدن.
یک بار میگم سال بدی بود یک بار میگم خیلی خوب بود!! دروغ هم نمیگم.
من بدترینِ خودم بودم امسال ولی بقیه باهام بهترین ها بودن.
شکر.
امیدوارم توی سال جدید حال امام زمانمون رو نگیریم.
امیدوارم حال به شیطون ندیم.
امیدوارم راه سوم رو که
رویا از ماشین پیاده شد و ما موندیم و غربت رویا. رویایی که ترس از گذشته ش ؛ مثل اگزما پخش می شد و زندگی بیش تر دست کثيف خودش رو با شال رویا پاک می کرد. همه چیز کثيف تر می شه.اگزما رو ببیند . اگزما شرف دارد .آذرخش فراهانی رنگ و بوی حال من و امثال من رو بخشیده به این فیلم.به دنبال خوش بختی تیتری بود که یکی از منتقدان برای این فیلم برگزیده بود که به نظر من بسیار شایسته است.مالاریا را ببینید .مالاریا امید واهی دارد.
میخواستم تا یادم نرفته تعبیرت کنم
اما ابن سیرین توی حرف "خ" تو را نداشت!
یعنی میخواهد بگوید دروغ میگویم که خوابت را دیده ام؟؟
دارد یادم میرود. 
دیشب
کی
از پشت پنجره خانه ات
گفتی بس نیست نگاه کی؟ نمیخواهی خودت صاحب خانه شوی؟
آهان! گفتی: عبدی أطعنی أجعلک مثلی، أنا حیّ لا اموت اجعلک حیّا لا تموت، أنا غنیّ لا أفتقر أجعلک غنیّا لا تفتقر، أنا مهما أشاء ی أجعلک مهما تشاء ی
* درست در این تاریخ من متولد شدم و درست در این لحظه تنها برای خودم نشستم و این کلمات رو تایپ میکنم . از ماه قبل تولدم رو مرخصی گرفتم تا برای خودم خوش باشم و از همه ی روزهاي خدا حداقل یک روز رو برای خودم زندگی کنم ولی حالا می بینم که به روز مرخصیم رسیدم و هیچ ایده ای براش ندارم . سال قبل میلاد ( خواهر زاده م که سربازه) پیشم بود و من به این شدت تنها و بی انگیزه نبودم . 
پاور سیوینگ گوشیم رو فعال کردم تا فقط اسمس و تماس دریافت کنم . به بقیه گفتم فردا عصر و
خیلی وقت است خودم را در پیله ای از جنس غم زندانی کرده ام.بی انکه دقت کنم چقدر زندگی زيبا است
این روزها که بیشتر با عشق به خودم مینگرم میتوانم عشق را در زندگی ام احساس کنم اکنون میتوانم شهری را ببینم شهری که سرشار زيبایی است
اینجا ادم هاي میخندند کودکان با خوشحالی به دنبال شاپرکی میگردند تا ارزوهايشان را به گوش او برسانند تاشاید در مسافرتی که با باد دارد نزد فرشتگان و خدابرود و برایشان بگوید از این ارزوها
شاید دور از واقعیت یا حتی دروغ باشد ا
به نام آفریننده زيبا آفرین
محمد امین حجازی
۸ فروردین ۱۳۹۸
نظریه هايی که اگر درست باشند، باید دنیا را طوری دیگر دید!
خواستیم که کمی از بحث هاي ی و سخت دوری کنیم درحالی که یکسری نظریه را مرور کنیم که اگر درست باشند، احتمالا کمی بترسید شاید هم در فکر فرو روید!
کسی به ماه نرفته!
تصویر بالا تصویر اچ دی شده ی ماموریت اپولو هست که طی آن آمریکا برای اولین بار به فضا و ماه رفته است. اما مروری می کنیم بر چند نظریه که می گوید ماموریت آپولو دروغ است و کس
شاید یکی از دروغ هاي سیزده جذاب این باشد که هیچ آشغالی در طبیعت جا نموند هیچ درختی آسیب ندید هیچ آلودگی بصری پدیدار نشد. چرا به فکر طبیعت نباشیم چرا با طبیعت همچون پدر یا مادر یا فرزندمان برخورد نمی کنیم. باید گفت و گفت و گفت ایرادی ندارد اگر دیده نشویم مشکل آنجاست که نگران نباشیم. من نگران طبیعت و محیط زیست هستم و تنها با رعایت کردن بهداشت و نظافت اول از جانب خودم و دوم گفتن و بازگو کردن این مسائل سعی می کنم نا امید نشوم.
نا امید نشویم از فرهنگ
راه   ابن سیرین گوید که راه به خواب دیدن دین بود و استقامت آن و جستن راستی در دین و دنیا اگر بیند بر شاهراه می رفت دلیل که براه راه دین رود اگر بیند که به راه راست گروهی را هدایت کرد دلیل که قومی را به راه راست و صلاح راهنمایی کند اگر بیند راه سرگشته متحیر می گردید دلیل که در راه دین یا به کار دنیا سرگشته شده باشد.
کرمانی گوید اگر بیند در راهی می رفت چنان که خسته نشد دلیل که حق خود را از کسی بستاند اگر بیند کسی او را از راه راست به راه کج برد د
پیرمرد» زمانی به نزدیکانش می گفت پستویی دارد پر از زاییده هاي خیال و کند و کاو در زندگی.پستوی او به پستوی  خانه ی خمّار می ماند که هر چه از آن پیاله بردارند تمام نمی شود. او به دریا وصل است و از همان است که سبو پر می کند بهر مشتاقان. او تمامی ندارد. مانند منظره ی نقاشی است از طبیعتی که  تمام فصل ها را در دل خود دارد و تنها یک تصویر نیست: او تمام ِ زندگی ست.
از نیما یوشیج می گویم. گاهگاهی از او می خوانم و باید برای خودم  بنویسم پیچ و خم کار او از چشم
اقرا بسم ربک الذی خلق
ن والقلم و مایسطرون
بنام خالق اقرا و بنام آفرینش ن والقلم
و انسان با این دوکلمه حیات را حق مم میداند قبل از مموت
ابتدا با درایت خواندیم و با عشق نگاشتیم . همیشه خوانندگان نگارنده گان بحق زيبایی خالق هستند.
نگارنده تکمیل کننده زيبایی مخلوق در کره خاکی می باشد.
آنکه قلم راسخ را از نی شکوه گر در دست گرفت شکوه را با عشق ،عشق را با صفا ؛صفا را با مهربانی و مهربانی را با عقلانیت به رشته تحریر در خواهد آورد. چه خوانندگان و نگار
روزی همه فضایل ورذایل ،دور هم جمع شدند .آنها از بیکاری خسته وملول شده بودند ومیخواستند برای یک روز هم که شده دور هم باشند وباهم ،حرف بزنند.
ناگهان (ذکاوت )باهوش تر بود عنان سخن را به دست گرفت وگفت :
دوستان :بیایید یک بازی کنیم!مثلا قایم باشک که از همه بازی ها آسانتره و همه با اون آشنا هستیم!حاضران از این پیشنهاد شاد شدند واز همه بیشتر (دیوانگی)خوشحال شدو گفت :من چشم هايم را می بندم شما بروید قایم شوید.چون که می دانم هیچ کدام از شما دوست ندارید ب
یسری ادم هستن تو زندگیامون همش دروغ میگن بعد خیال
میکنن ما نمیفهمیم اخه نفهم چلمنگ بیشعور اسکول فکر میکنی فللان کارو بکنی من نمیفهمم 
مثل خودت نفهمم بدبخت من خیلی وقته هبر دارم 
بعد از هرچی ادما بدت بیاد عینهو دم وصلن بهت که بفهمنن 
چ غلطی میکنی 
بابا کسافط برو سرت تو زندگی خودت باشه اه 
بدم ازت میاد متظاهر نمای دروغگو و سواستفاده گر.
#دورشوازم #دروغگو
2489 - منوچهر محمدی» ضدانقلاب فراری
و از عوامل فتنه 18تیر 78 ، درباره احمد باطبی» ضدانقلاب فراری و حامی
تحریم ایران، افشا کرد: باطبی که آن زمان خود را نماد جنبش دانشجویی ایران
معرفی کرد، یک شیاد به تمام معنی بود . وقتی در زندان بودیم به دروغ
می‌گفت در اعتصاب غذا است و زیر بیانیه‌هاي اعتصاب ما امضا می‌کرد، اما
بعدا می‌دیدیم که یواشکی غذا می‌خورد .”لینک کوتاه منبع: yon.ir/mzdr120
دانلود فایل اصلی
بهم گفت میشه منو یادت نره و فراموشم نکنی،؟گفت از اینکه فراموش بشم و از یاد آدم ها برم و منو یادشون نیاد میترسم.گفتم آره چرا نمیشه.گفت دروغ میگی،!!خندیدم و نتونستم جواب تو دل و ذهنمو بهش بگم با همون حالت خنده گفتم حافظه ی قوی ای دارم و تموم شد.ولی ماجرا این بود که ترس اون رو من ثانیه وار با حرکت عقربه ها و گردش خورشید تجربه کرده بودم.اما اون نمی‌دونست که من رنگ رژ لب همیشگی شو با اون قوس ابروهاشو حتی آشفتگی و موج ریز موهاشو توی تک تک سلول هاي خاک
پریشب، مرحوم پدر همسرم به خوابم آمده بود. جلو رفتم و محکم بغلش کردم. چند بار بوسیدمش و بعد گفتم: "دیگه نزدیکای آذر می آم پیشتون." از بوسه هايم خوشحال شده بود و می خندید. دختر عمه ی مرحومم هم چند قدم دورتر، چادر به سر، کناری ایستاده بود.
سالهاست تعبیری برای خوابهايم ندارم. شک ندارم همه شان از ذهن مشوش و کنجکاوم نشات می گیرند. از این رو همه شان را زود فراموش میکنم. اما حالا این یکی، به گمانم میخواهد تا آذر ماه دست از سرم برندارد. نه! دروغ گفتم. راستش
ساعت gucci نگین دار فروش اینترنتی فروشگاه اینترنتی

ساعت GUCCI نگین دار 2013

برای خرید پس از کلیک روی دکمه خرید کالا و تکمیل فرم سفارش ، ابتدا محصول یا محصولات مورد نظرتان را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید ، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.


قیمت : 20,000  تومان



















ساعت
GUCCI نگین دار 2013ب
هنوزم بی اعتمادم. به همه بی اعتمادم. نمیتونم درداشون رو باور کنم، اتفاقات زندگیشونو باور کنم.
ولی سعی میکنم بهشون کمک کنم، توی کابوسام راهشون میدم و میذارم ذهنمو درگیر کنن. 
آخرشم به خودم میگم: نکنه میخواد جلب توجه کنه؟
میدونی ذهن من میخواد از اهمیت دادن فرار کنه. میگه که شاید دروغ باشه همه حرفاشون تا مجبور نباشه یه آدم دیگه رو هم تو اولویت هاش قرار بده اما در نهايت باز هم اون آدم وارد یه لیست بلند از آدما میشه؛ از آدمایی که حس میکنم بهشون کمک
علت بی‌ادب شدن کودک چیست؟
تو زندگی بعضی از پدرومادرها زمان‌هايی وجود دارد که از رفتار بد فرزند خود به ستوه می‌آیند و دائماً به این قضیه فکر می‌کنند که چرا کودکم خسیسه؟ چرا مدام در حال لجبازیه؟ چرا دروغ میگه؟ چرا به من و یا دیگران بی‌احترامی میکنه؟ چرا انقدر بددهن و بی‌ادبه؟  هر گاه چنین رفتارهايی از فرزندتان سرزد ، اولین سوالی که باید از خودتان بپرسید، این است، چه عاملی موجب این رفتارها شده؟
پاسخ این سوال خیلی سخت نیست کافی است مقاله ز
مطالبی را که عرض میکنم نه برای کسب سود است نه ی  صرفن تجربه هاي بنده از فعالیت هاي اینترنتی مثل باکس ها و درامد کلیکی است که همه شان دروغ و ی و وقت هدر کردن استو امیدوارم با این اطلاعاتم بتوانم گره از کسی باز کنم.برای کسب درآمد واقعی با سرمایه دو میلیونی(حداقل) سه راه پیشنهاد میشود:۱-سلرشو در دیجی کالا:شما به دو عدد پرینتر و تعدادی کالا برای عرضه نیاز دارید و آن ها را میتوانید در سایت دیجی کالا بفروشیدبرای اطلاعات بیشتر عبا
گمانم یک هفته‌ای بود که ستاره‌ی کسی روشن نشده بود. دیروز با خودم گفتم نکند که این حرف‌ها را برای خودم تایپ می‌کنم؟! نکند که کسی به این خانه سر نمی‌زند و مجبور شوم که درش را تخته کنم؟! دروغ چرا؛ دلسرد شده بودم. از تمام دنیا عصبانی بودم و حس کردم که بیهوده تایپ می‌کنم. غمگینم. از سکوت وبلاگ‌ها غمگینم. ما وبلاگی‌ها باید کاری کنیم که وبلاگ دوباره رونق بگیرد. چه کار؟ نمی‌دانم. هنوز نمی‌دانم. ولی اگر هنوز مرا می‌خوانید جمله‌ای برایم بنویسید که
2486 - امیرعباس فخرآور» ضدانقلاب فراری با
افشاگری درباره احمد باطبی»، او را یک ی» نامید و گفت: باطبی
که به‌عنوان نماد جنبش دانشجویی ایران معروف شد، در زمان حوادث 18تیر 78
حتی دیپلم هم نداشت و بعدا یک نفر به جای او امتحان داد و دیپلم گرفت. به
دروغ می‌گفت ماموران او را شکنجه کرده‌اند و سرش را درون توالت فرنگی
می‌کردند، در حالی که زندان اوین اصلا توالت فرنگی نداشت . حتی وقتی به
آمریکا رفت خودش را فرزند معرفی می‌کرد!”لین
گاهی آدم نمی‌داند باید به کسی که نیست وفادار بماند یا نه؛
اگر عهد‌هاي قدیم را بشکنی چه فرقی با او داری؟
اگر پای قول و قرار‌ها بمانی، اصلا می‌شود یک طرفه پای قول و قرار‌ها ماند؟
فکر می‌کنم از یک جایی به بعد ما به آدم ِ رفته وفادار نیستیم، بلکه به خودمان وفادار می‌مانیم؛
رو‌به‌رو شدن با این حقیقت که آن‌ حرف‌ها همه‌اش باد هوا بوده، که شاید بیشترشان دروغ بوده، کار هر کسی نیست.
از یک جایی به بعد ما اصلا نمی‌دانیم چرا و به چه کسی وفادار ماند
آدمیزاد باید در طول زندگی‌اش تا می‌تواند تجربه کند. آدم نباید به خودش گل بزند، بلکه باید بگذارد دیگران به او گل بزنند. این کار باعث افزایش عزت نفس می‌شود. من اگر مثل خیلی دخترهاي دیگر از همان دوران راهنمایی دوستی با پسرها را تجربه کرده بودم، امروز زندگی‌ام طور دیگری می‌بود. اگر از همان سن پایین یاد می‌گرفتم که آدم‌ها چگونه دروغ می‌گویند و یاد می‌گرفتم که دروغگوها و ریاکاران چه شکلی هستند، آن وقت در 27 سالگی طور دیگری به آدم‌ها اعتماد می
یادمه کلاس پنجم که بودم مدرسمون یک کلاسی میخواست برگزار کنه که اسمش کلاس رباتیک بود . نمیدونم چرا ولی اون موقع عاشق این بودم که یک چیزی درست کنم و کلی کیف کنم :) 
همه چی خوب بود و من هم با کلی ذوق و شوق برای خانوادم این موضوع رو بیان میکردم و از علاقه ام برای شرکت در این کلاس براشون میگفتم . مدرسه هم خیلی از خونمون دور نبود و میتونستم از اونجا پیاده بیام خونه . 
میخواستیم بریم بیرون . اون روز ، اولین روز شروع کلاسها بود. اولش پرسیدم : میریم اون کلاس
دوره کارشناسی یه استاد داشتیم کلاً هر کی میرفت اتاقش میگفت چی میخوری قهوه . چای و. همه چیز داشت. میگفت هر چی میخواید بردارید. تعارف نداشت . یه شکلاتای سوئیسی هم داشت خواهر زادش براش میفرستاد شکلات تلخ98% .میخوردی دپینگ میکردی انگار . انقدر هشیاریت برمیگشت!!. خالص خالص بود :)))
الانم یه استاد داریم میری اتاقش؛ خودشون هر چی دارند تو کشو و روی میز تناول میکنند دریغ از یه تعارف :)))
خیلی خوبیه :)) البته دروغ نباشه رفت یه پارچ آب آورد گفت خواستی بخور
. درد معدم که خفم کرده بماند،
درد دلتنگی هم داره خلاصم میکنه. اتفاقا ایندفعه ها دلتنگی واسه محمد
نیست، دروغ چرا؟. دلتنگی محمد دیگه برام عادی شده. ببینمش یا نبینمش
برام فرقی نمیکنه.
دلتنگ مامانم شدم. خیلی دلم براش تنگ شده.
اونقدر که وقتی یکیو میبینم از مامانش میگه ناخواسته حسودیم میشه. وقتی
یکیو میبینم با مامانش میره بیرون منم ناخواسته دلم میخواد یدفعه.
این
هفته رفتم بهشت صادق، ولی فقط سرخاک آقاجون؛ سرخاک مامان هیچوقت دلم قبول
ن
سلام بانو اناری هستم ؛
خب مثل اینکه قرار فردا اولین روز کاری و درسی سال ٩٧ باشه و کم کم داریم به سمت غروب سیزده بدر میریم که میگن خیلی خیلی غم انگیزه :دی
اصولا خانواده ما خسته تر از این حرفاست که برنامه ای برای سیزده بدر داشته باشه ، تنها کاری که ممکنه انجام بدیم اینه که سبزه گره بزنیم و تمام غم و غصه مون زر باهاش بدیم به اب 
واقعا امروز همه منتظر بودیم که چین بیاد رو سرمون ولی خوشبختانه دروغی سیزده بیش نبود [ خودم تا دیروز نمیدونستم چرا میگن در
داستان در درباری در ایتالیا اتفاق می افتد و ما یادداشت هاي روزانه کوتوله ای به نام پیکولو را که در این دربار به پادشاه خدمت می کند، می خوانیم. انگار کن دفتر خاطرات کوتوله ای خبیث به دستت افتاده باشد :) کوتوله ای که نقش تا حد پررنگی در حوادث دربار ایفا می کند.
کوتوله همانگونه که در پیشگفتار کتاب آمده تجسم خباثت است. او از عشق، شادی و خنده بیزار است و آن ها را درک نمی کند و در مقابل به جنگ علاقه دارد؛ جنگی که مبتنی بر حمله باشد و نه دفاع و بنا به گفت
دانلود آهنگ ریمیکس باز منو کاشتی رفتی از مرتضی
دانلود ریمیکس باز منو کاشتی رفتی از مرتضی
باز منو کاشتی رفتی تنها گذاشتی رفتی دروغ نگم بجز من
دانلود آهنگ باز منو کاشتی رفتی لیلا فروهر

دانلود آهنگ باز منو کاشتی رفتی از محمود رامتین
دانلود آهنگ باز منو کاشتی رفتی شهره

ریمیکس باز منو کاشتی رفتی مرتضی
باز منو کاشتی رفتی متن
مغزهاي کثيف همواره براین باوربوده وخواهندبودکه همه گزینه هاروی میزهست.همیشه هنگام سخنرانی باراک اوباماافرادبااین عبارت که همه گزینه هاروی میزهست مواجه بودند.انگاردنیاهدیه هاونعمات بی شمارنصیبش کرده بودکه این سخنان رابرزبان میراند.به گفته دونالدترامپ درکل تاریخ ایالات متحده بازیان فزاینده مالی مواجه بود.
نگهداری افرادمهاجربیماردربخش سلامت ایالات متحده زیان فزاینده ای رابوجودمیاوردواین جمله که میگفت همه گزینه هاروی میزهست رازیرسو
امیرالمؤمنین علی(علیه السلام):فاش کننده زشتی مانندانجام دهنده آن است.
امام صادق(علیه السلام):سه چیزاست که همه مردم به آنها نیازدارند:امنیت وعدالت ورفاه.
پیامبر(صلی الله علیه وآله):ازسوگند دروغ بپرهیزیدکه آن خانه ها رااز ساکنانش خالی میکند.
حضرت زهرا(سلام الله علیها):ما دست آویزالهی مردمان برگزیده خداومنزگاه قدس اوییم.
حضرت زهرا(سلام الله علیها):خوشرویی بامؤمن موجب دستیابی به بهشت میشودوخوشرویی نسبت به غیر مؤمن انسان را ازعذاب آتش ح
سوالی که برام پیش میاد اینه که هنوز هستن آدمایی که وبلاگ بنویسن و وبلاگ بخونن؟ یا همه توعیتر و اینستاگرام باز شدن؟ این خاصیت نسل ماست که زود به زود یه چیزایی دلمون رو میزنه؟ 
گوشیای قدیمی دلمون رو میزنه! راه هاي ارتباطی قدیمی برامون راه ارتباطی املی ای محسوب میشه. با کلاس اونیه که فالوعر بالای اینستاگرام داشته باشه! با کلاس اونیه که توعیت هاش ریتوعیت بشه هزاران بار. با کلاس اونیه که رابطه هاش به روز باشه! نه فقط شکلش حتی فرد مقابل ش. 
این خاصی
به جای تو صحبت کردن با در ها، بی پرده به دیوار ها، برای ساعت ها. به جای بودنِ با تو، در کنار آدم هاي تو خالی تر از خودم. کنار بی عمق ترین چشم ها، توی سطحی ترین قسمت دریاها. و گمگشته در خاطرات اندک روزها و بی شمار شب هاي سیاهمان. بحث جدیدی نیست، طوری نشده ام ک نشناسی ـم. می دانی؟ کمی اندک تفاوت در ظاهر به سبب گذرِ عمر و چند تار موی سفیدِ و خطوط جدید روی پیشانی ـم، و نگاهی ک تلخ تر از قبل است و هاله ای از سکوت، ک پیش تر از خودم محیط را در بر می گیرد. می د
■ آن دروغ بزرگ در باب نامیرایی فرد، هر خرد، هر سرشت نهفته در غریزه را نابود می‌سازد و هر آنچه در غریزه‌ای نیک خواهانه، یاری رساندن به زندگی و تضمین گر آینده است، از آن زمان به بعد تنها تردید برمی‌انگیزد. چنین شیوه‌ای زندگی که هیچ مفهومی ندارد، بدل به مفهوم زندگی می‌شود … دیگر حسن یاری رسانی، سپاس از نیاکان و اجداد، همکاری، اعتماد و یاری رساندن به رفاه همگانی و توجه به آنچه فایده‌ای دارد؟ (تنها یک امر ضروری است) .»
■ این که هر کس چون رو
امروز در کمتر از یک ساعت خوندمش و اینم از کتاب آبان ماه!با وجود حالِ بد دارم به قول و قرارام عمل میکنم!
کتابِ "ما همه باید فمنیست باشیم"خیلی روان و ساده و با صمیمیت بسیاری نوشته شده،قطور نیست و برای توصیفش از همون واژه آشنا و همیشگی استفاده میکنم؛
جذابِ،بشینین بخونیدش،یا وایسین بخونیدش D:
برشی از این کتاب :
ما به دخترهاي مان شرم و حیا را می آموزیم. پاهايت را بپوشان. خودت را جمع و جور کن. ما این احساس را که شما از بدو تولدتان زن و ذاتا گناهکار هستی
امشب کنار رودخونه بودم روی یه سنگ نشستم‌پاهام رو داخل آب میذارم . خنکیش کمی از التهاب درونیم رو خاموش میکنه هندزفریام رو درمیارم یه گوشیش رو میذارم . با اون گوشم به صدا آب گوش میدم  پلی لیستم رو باز میکنم .دستم میره روی آیدا در آینه شاملو .میخونه ."تابستان از کدامین راه فرا خواهد رسیدتا عطشآب‌ها را گواراتر کند؟ تا در آئینه پدیدار آئیعمری دراز در آن نگریستممن برکه‌ها و دریاها را گریستمای پری‌وار ِ در قالب ِ آدمیکه پیکرت جز د
ماه بانوی عزیزم
هیچ چیز در دنیا جلودار عشق نیست هیچ نیرویی سحری جادویی حریف عشق نخواهد بود مثل معجزه عمل می کند و وقتی در طغیان باشد خروشان به پیش می رود تا  دل به دل دریا بزند.
من از میان میلیونها چشم دچار چشمانت شدم شاید خیلیها قلب را عامل عشق بدانند اما من تصور می کنم مغز ابتدا به چشمها فرمان می دهد و چشم ها عشق را بهتر می فهمند چشم مطیع بی چون و چرا نخواهد شد چشمها دروغ نمی گویند .
من دچار چشمانی شدم که از گوشه گوشه اش می شود ق
گاهی وقتها که احساس اندوه می کردم، به این علت بود که خود را غیر از آنچه بودم می پنداشتم و سپس برای بدبختی و دردمندی آن اشخاص احساس تاسف می کردم. به طور مثال، خود را مدرس دانشگاهی می پنداشتم که به مقام استادی نرسیده و کسی حاضر نیست به سخنرانی هاي او گوش بدهد؛ یا کسی که فلان نافرهیخته درباره اش بدگویی می کند، یا فلان شایعه پراکن درباره اش دروغ و شایعه می سازد؛ یا عاشقی که شیفته دختری است که به او توجه نمی کند؛ یا بیماری که به واسطه بیماری خانه نش
چندوقتیه همه‌چیو انداختم به تعویق. هزارتا کار دارم و یک‌هزارمشم انجام نمیدم. بعد کلافه میشم و با عمق وجود میفهمم آدمیزاد به کار و تقلا زنده‌س. ولی بازم همه‌چیو میندازم به تعویق. به فردا و پس‌فرداها. مثل توپی که شوت میکنی جلو و میدونی توی راهی که داری میری ده دقیقه بعد بازم توپه‌ رو میبینی.
تولد مامان کی بود؟ از همون زمان خواسته براش نامه بنویسم. اینقدر که نوشته‌هامو دوست داره، اینقدر که نامه دوست داره، اینقدر که من برا هر جایی و راجع‌به ه
یاد روزی افتادم که بی‌اختیار اشک ریختم. شنیدن تحلیل اوضاع موجود روی صندلی هاي "آب و آتش" که تهش ختم می‌شد به جنگ. دستام رو گذاشتم روی صورتم و به پهنای صورت گریه کردم. حالا هر بار که این آهنگ رو گوش می‌دم اون حسِ واقعی برام تداعی‌ می‌شه. خیال می‌کنم گاه و بی‌گاه بمبی می‌خوره وسط شهر. هر روز که بیدار می‌شم دونه دونه از "آدم" هاي زندگیم خبر می‌گیرم. گاهی یکیشون جواب نمی‌ده و اون آدم رو از لیست آدم‌هاي زندگیم پاک می‌کنم. به عشقی فکر میکنم که لی
توطئه زبان در فرانسه طراحى شد و به بسیارى از كشورها صادر شد كه كشور عزیزمان هم یكى از همان كشورهايى بوده كه این توطئه جهت سرقت تاریخ و تمدن ایران باستان در آن اجرا شد و كلمات اصیل آریایى یا ژرمن از كتاب هايى مانند شاهنامه فردوسى و دیگر كتاب هاى مهم ایران حذف گردید و بجاى این كلمات ، لغات روسى و اسرائیلى و از زبان هاى سرخپوستان و مغول ها را قرار دادند و پیرو این توطئه زبان ، با تعریف و محترم شمردن زبان فارسى از طرف توطئه گران ، باصطلاح هندوانه ا
کجایند کدخداپرست هايی که سینه چاک برجام بودند؟؟؟؟
چه کسی پاسخگوی بتن هاي ریخته شده در قلب اراک است؟؟؟؟
قرار بود هم چرخ زندگی مردم بچرخد و هم سانتریفیوژها اما روشنفکر هاي غرب زده  هم چرخ زندگی مردم را با گرانی پنچر کرده اند و هم چرخ سانتریفیوژ ها را 
قرار بود با برجام دلار بشود هزار اما اکنون چقدر است؟؟؟؟؟
قرار بود تورم تک رقمی باشد اما اکنون ماشین حساب ها از محاسبه افزایش قیمت ها سوخته اند.
 قرار بود برجام تحریم ها را رفع کند و عزت بیاورد ام
ریختن لکه روی فرش از هر نوعی که باشد، بسیار ناراحت کننده است.
اما کثيفی ها بر روی فرش ماشینی اجتناب ناپذیر هستند این شما هستید که باید راهکارهاي مقابله با آنها را بدانید. وقتی شما فرش ماشینی خود را تهیه می کنید باید از آن به نحو احسنت مراقبت نمایید تا این فرش برایتان سالیان سال کار کند. کثيف شدن فرش تقریبا برای همه پیش آمده زیرا رفت و آمد بر روی فرش کاملا امری عادی است .وزمانی که فرش شما با لکه یا ماده ای کثيف می شود جای هیچ گونه نگرانی نیست،
راست یا دروغش را نمی دانم ولی می گویند که روز اول ماه رمضان همانی بوده که تقویم همه ما آن را نشان می دهد. اما چرا اولین روز ماه خدا را آخرین روز شعبان نامیده اند؟! ای وای از حرف هايی که می شنویم. که فلان روز سالگرد مرگ خمینی است و نباید شادی کرد، پس ماه خدا را جا به جا کنیم تا عیدی به این شیرینی و شادی بیفتد در روز دیگری! به کجا می رویم؟!! دقیقا به کجا می رویم؟! آخر مگر می شود ماه خدا را عقب بیندازیم که چی؟! خمینی ناراحت نشود!! پس روزه این همه انسان چه
داستان "ماجرای کارآگاه رو به مرگ (The Adventure of the Dying Detective)" که اپیزود "کارآگاه دروغ گو (The Lying Detective)" از روی آن ساخته شده،داستان جالبیه.شرلوک در این داستان خودش رو به بیماری می زنه تا بتونه مجرمی به نام "کولورتون اسمیت" رو به دست قانون بسپاره.شرلوک هلمز در حین همین بیماری ساختگی اش هذیان هايی ساختگی می گه.به نظرتون درون این هذیان ها و حرف هاي متوهم نکته ای وجود داره؟با هم قسمتی از این داستان آرتور کانن دویل رو بخونیم:
(لطفا برای خوندن  این قسمت از دا
(ع) :
هیچ کس مزه ایمان را نمی چشد تا اینکه دروغ را ترک کند چه کوچک باشد چه بزرگ چه شوخی باشد یا جدی .
اصول کافی جلد 2 صفحۀ 34
*************************************
هر که تقاضای توفیق از خداوند متعال بنماید و خود نکوشد ، گویی خود را مسخره کرده است.
*****************************
احتیاط را اندازه ای است  چون از آن بگذر ، ترس است.
چیزی که در ادبیات کلاسیک، به خصوص در ادبیات کلاسیک روسیه، به خصوص در قصه هاي داستایوفسکی دوست دارم نوشتن از مواجهه انسان با اجتماع است. حتی اندیشه و فلسفه ای که در قصه وجود دارد اکثرا از اجتماع بر می آید. قصه ها آگاهی می دهند و تحلیل می کنند و اگر حرف از معنویتی باشد، به شکل فرم/محتوا در نمی آید تا به خورد مخاطب برود. کلمات در خدمت هیچ چیز به جز آگاهی و تحلیل و هرچه بهتر انتقال دادن آن ها نیستند.
این روز ها از خودم میپرسم، من در مواجهه با چه چیز م
+ یکی از فامیلامون خیلی تو درس باهام کل کل داره،یه سال ازم کوچیک تره.وقتی رتبش اومد به همه گفت ۸۰۰ شده،من چون میشناختمش گفتم این اگه واقعا۸۰۰شده بود الان منو نابود کرده بود،اما چون خودش بهم پیام نداده یعنی کلکی در کاره.
خلاصه مامانش هر جا منو میدید میگفت امسال هرچی شد برو،بخاطر پزشکی نمون.همه که نباید پزشک بشن،البته دخترم امسال خیلی سختی کشید تا این رتبه رو به درست آورد.
حالا صداش دراومده که خانوم،مامایی استان خودمون قبول شده
سوال اینه آیا
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب