نتایج مطلب ها برای عبارت :

بین صبح مغرب

اشکای یخی
 سیاوش قمیشی 6/8G                   Am Em  C          Bm                G               Am          C                     Bm اشکای یخی مو پاک کن      درای قلبت و وا کن       صدای قلبمو بشنو       من چه کردم با دل تو
                       [ G (X4) – F#dim7 (X6) – G (X2) – Dsus – D ]
D           G               Am     C         Bm                      G                        Am Em C      Bm            G
کاشکی تو لحظه آخر      عشقو تو نگام می خوندی        قلب تو صدامو نشنید      رفتی با غریبه موندی    
معبودم ای خالق بی همتا از من بگیر هر آنچه که تو را از من میگیرد
این روزها هر چه تنهاتر میشوم به تو نزدیکتر می شوم،این روزها من هستم و قلمم و یاد تو.
تو را سپاس می دارم که قلمم توانست با زبانم یکی باشد،قلم که بر دست می گیرم ن و القلم و ما یسطرون زمزمه می شود در دهانم ،خورشید حق طلوع میکند ازمشرق جغرافیای کاغذم تا مغرب نگاهم پربکشد به سوی آسمان تو
شب که می شود مهتاب در ارامش است و من آرام تر از مهتاب والیل اذا سجی این گونه است که تو با منی از طلوع
و عنه ص قال: لو أن عبدین تحابا فی الله أحدهما بالمشرق و الآخر بالمغرب
لجمع الله بينهما یوم القیامة (مستدرک الوسائل ج 12 ص 225)
از رسول اکرم (ص) : گر دو بنده ی خدا به خاطر خدا با هم دوستی کنند در حالی که یکی در مشرق و دیگری در مغرب باشد خداوند آن دو را در روز قیامت کنار هم جمع می کند .
هو
خیلی ازت دور موندم، خیلی زیاد. اونقدر که اصلن هیچوقت فکرشو نمیکردم؟ نکنه باز با من قهری؟ نکنه یه حال گیری اساسی تو راهه؟ نکنه چی؟ من که نمیفهمم این همه دوری رو. نمیفهمم بخدا. خستم. خیلی خسته. خسته ی روحی. فکری. جسمی. حال و حوصله ی هیچکس و هیچ چیز رو ندارم. دنبال یه راه حلم. یه گشایش. یه نیم نگاه. تو که مارو تحویل نمیگیری. قبول اصلن. از همین راه دور بهت میگم. خودت همه چیز رو درست کن. خودت راه رو نشونم بده. خودت چراغ بده دستم. این چه وضعیه آخه؟این
دفعه قبل که به مشهد الرضا علیه السلام مشرف شده بودیم در راه برگشت یکی از همراهان مریض شد
نزدیک شاهرود گفتم ببریمش دکتر
گفتند که خدا را شکر بهتر شده
از شاهرود که گذشتیم یهویی تبش بالا رفت و تصمیم گرفتیم شهر بعدی که دامغان بود ببریمش دکتر
قبل از نماز مغرب و عشا جمعه بود که رسیدیم دامغان
رفتیم درمانگاه و وقتی بیرون اومدیم اذان شده بود
نزدیک درمانگاه مرقد شریف دو امامزاده بود برای نماز به آنجا رفتیم
موقع نماز یادم افتاد که اینجا دامغان است شهر
بی هدف روی صفحه کلید ضربه میزنم و فکر هایی که تو ذهنم این روزها رژه میرند واژه به واژه کنار هم قرار میگیرند و جمله هایی میسازند که فقط خودم میفهمم
میدونی گاهی وقتا  اون چیزی نمیشه که میخوای اون چیزی میشه که اونا میخوان. حتی اگه با تمام وجود تلاش و ایستادگی کنی.
دیشب موقع نماز مغرب یه حرفی زدم که خودم هم قبولش نداشتم ولی گفتم اما تا امروز ظهر همه چی دست به دست هم داده بودند که یادم نره خدا با منه 
که یادم نره خدا حواسش به  منه. که یادم نر
امروز صبح با وجود شروع شدن هفته های حساس تحصیلی؛
"ملت عشق"رو در دست گرفتم و به شکل اسرار آمیزی تمومش کردم!112 صفحه ی اون رو روزای گذشته و 287 صفحه ی اون رو امروز.کتاب و پایان قشنگ و قوی اش من رو نسبت به تموم مشکلات دلداری میداد و آرومم میکرد.فکر نمیکنم هیچ زمان بتونم یه کتاب رو بررسی کنم و اونطور که شایسته ی اونه راجبش براتون بنویسم و عاجز بودنم ناراحتم نمیکنه.امروز واقعا دوست نداشتم تلفنم آلارم بده و هیچکی صدام بزنه یه خلوت عمیق و دلچسب سپری کردم.
سلام.
جدول مراقبه این هفته.
لغزش هام بیشتر تو چی بوده؟
(7بار): مسواک زدن
(4بار): گفتن سلام بر حسین(ع) ، نماز امام زمان (عج) ، عدم مسخره کردن
(3بار): نماز شب ، نماز جماعت صبح ، دعای عهد ، نگاه حرام نکردن
(2بار): استغفار روزانه ، غیبت نکردن ، گریه بر امام حسین (ع) ، تلف نکردن وقت ، پرسه نزذن الکی در فضای مجازی ، سلام به 14 معصوم (ع)
(1بار): نافله نماز صبح ، نافله نماز عصر ، نافله نماز مغرب ، نماز جماعت ظهر و عصر ، ذکر روزانه ، خواندن اقامه قبل نمازهای واجب ، نماز
در مشهد مقدس تنهای تنهام.کم مونده بود بگم به یک هم اتاقی نیازمندیم!
امروز به نظرم حال دستم کمی تا قسمتی بهتر بود،خواهر چقدر می ارزه؟خیلیییییییییی
نمی دونم چندبار زنگ زده برم دکتر برم آزمایش بدم .
مواظب باشم نمیرم مراقب باشم بی خبر خاکم نکنن!
رفتم آزمایشگاه سروش  که به قولی بهترین آزمایشگاه مشهده.
نماز ظهر و عصر رو تو خونه خوندم ولی مغرب و عشا رو در صحن هدایت به جماعت تکبیر زدم.
دیروز رفتم حرم و کتابخونه حضرت ولی امروز فرصت و قسمت نشد.
روز پر پی
ویل دورانت (Will Durant) می‌گوید:
 ده زن و دو کنیز وی مایه حیرت و خرده‌گیری مردم مغرب زمین شده‌اند، ولی باید به یاد داشته باشیم که کثرت مرگ و میر مردان در میان سامیان عصر قدیم و آغاز قرون وسطی تعدد زوجات را در نظر آنها به مقام یک ضرورت حیاتی و تقریباً یک وظیفه اخلاقی بالا برده بود. در نظر پیامبر نیز تعدد زوجات یک موضوع عادی و بی اشکال بود، بدین جهت، با خاطری آسوده، ن مکرر می‌گرفت، اما هدف وی اشباع تمایلات جنسی نبود. . بعضی ازدواج‌های وی به سا
مجید بنی فاطمه عزاداری شهادت امام جواد علیه السلام پنج شنبه 10 مرداد ماه 98
اعلام برنامه
سخنرانی:
حجت الاسلام و المسلمین سید عباس مطلق
مرثیه خوانی:
حاج سید مجید بنی فاطمهحاج ابوالفضل بختیاری
زمان:پنج شنبه ۱۰ مرداد ماه ۱۳۹۸ از نماز مغرب و عشا
مکان :اشرفی اصفهانی- باغ فیض- خیابان ۲۲ بهمنمجتمع فرهنگی مذهبی ریحانه الحسینمجنون یار
سخرانی استاد دانشمند

ویژه برنامه قربان تا غدیر
زمان26-27-28مرداد همزمان با نماز مغرب و عشاء
مکان:انابد-خیابان گلستان-تکیه امام حسن مجتبی(ع)
با همکاری شورای اسلامی-ادارات و نهاد هاو هیت های مذهبی شهر انابد 

هیت علی اصغر(ع)شهر انابد
برنامه های هیات عزاداران حضرت ابوالفضل علیه السلام در ماه رمضان:
1. نماز جماعت ظهر و عصر در حسینیه حضرت ابوالفضل علیه السلام
2. نماز جماعت مغرب و عشاء در حسینیه حضرت ابوالفضل علیه السلام
3. قرائت روزانه قرآن کریم؛ هر روز یک جزء بعد از نماز ظهر و عصر با حضور قاریان هیات (جزء خوانی)
4. برنامه های ویژه شب های قدر
5. سخنرانی مذهبی بعد از اقامه نماز جماعت توسط حجت الاسلام حاج آقای رجائی (دامت توفیقاته)
کودک آندلسی: داستانی عبرت آموز از نوجوانی به ظاهر مسیحی اما در باطن مسلمان.
 
کودک آندلسی : جواد محدثی, نشر بوستان کتاب قم
معرفی:
آندلس،یک سرزمین اروپایی که وسیعه!متمدنه! ثروتمنده! قدرتمنده! پیشرفته است!اما از هم می پاشه، نابود میشه. و تو وقتی می خونی دهنت بازمی مونه!
خلاصه:
کودک اندلسی داستان مهیج نوجوانی است از یک خانواده به ظاهر مسیحی اما در باطن مسلمان از سرزمین اندلس که پس از سقوط درد آور حکومت و تمدن مسلمانان در پی تهاجم فرهنگی و نظامی و م
هوالرئوف الرحیم
زیارت آقا شب تولد اتفاق افتاد.
همه کارهام رو تو صحن کوثر انجام دادم. نماز مغرب و زیارتنامه و نماز زیارت. 
وقتی وارد حرم شدیم به خودم و بچه ها و رضا نگاه کردم. که تنهایی آروم آروم تو اون جمعیت وارد صحنها می شدیم. اونم شب تولد. به رضا گفتم :
می دونی اینهایی که الان داره اتفاق می افته همه ی عمر آرزوم بوده؟
یه لبخند کجی زد و باز برگشت به رفتار اعصاب خرد کن قبلش.
تمام کارهام رو کردم. رضوان رو دستشویی بردم. بعد با ریحانه که رضوان دستش  بو
منابع تاریخى حکایت دارد، که مغولان در هنگام غذا به هیچ وجه حفظ آداب نظافت را نمى کردند. به هریک از حاضران یک قطعه گوشت داده مى شد و او آن را با دست و اغلب بی آن که به قطعات کوچکتر تقسیم کند، مى خورد.
 بریدن گوشت، حتى وقتى که میزبان آن را در اختیار مهمان مى گذارد، مجاز نبود و به طورى که ناظران گزارش داده اند، خوردن گوشت به این صورت همراه با ناملایمات فراوان بود. مقدار گوشتى که مصرف نمى شد، معمولا براى زمان هاى بعد در درون خیکى جاى مى گرفت.
مغولان
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی روستای قوژد ، این
مراسم در روز چهارشنبه دوم مرداد ماه 98 همزمان با نماز مغرب و عشاء تا ساعت 22 برگزار
خواهد شد. حضور در این مراسم برای عموم و نماز گزاران و هیات امنای مساجد و تکایا
و بسیجیان و ایثارگران و جانبازان  آزاد
است و علاقمندان می‌توانند حضور بهم برسانند . همزمان مراسم یادبود دومین سالگرد خادم
القرآن مسجد امام حسن مجتبی (ع) مرحوم و مغفور شادروان حاج محمد علی نخعی برگزارمی
گردد .
ادامه مطلب
هفته گذشته هفته خاصی بود. به قول خودم در رویا هم نمی‌دیدم که چنین اتفاقی بیفتد. سفر. خوابیدن زیر ستاره‌ها، چادر تاریک، آب‌انبار. قرار ملاقات در شهر خودش، پارک آبشار، اسلایدر، آهنگ شهرام شکوهی،مشاهده غروب خواجو، نماز مغرب و عشا، موبایل کافی، کوه‌صفه، دراز کشیدن روی چمن‌ها و صحبت در مورد نحوه آشنایی با همسر و دغدغه‌ها و . آبمیوه خوشمزه. 
خوابیدن لای چمن‌های پر گل در میان دشت. گرفتن عکس‌های متنوع. 
آخرین خداحافظی را یادت می‌آید؟ -آیا ا
مراسم عزاداری 23 شهریور 1397
 دسته عزاداری
مداح: آقای صاحبعلی مقدم زاده
دریافت فایل صوتی (یا حسین .)
روضه و مرثیه در حسینیه
مداح: آقای صاحبعلی مقدم زاده
دریافت فایل صوتی (یاتما ای )
ی در حسینیه
مداح: آقای صاحبعلی مقدم زاده
دریافت فایل صوتی (تازه گلم ورقلنیب دیر.) مربوط به حضرت علی اکبر علیه السلام
ی در مسجد جامع قشلاق قبل از اذان مغرب
مداح: آقای صاحبعلی مقدم زاده
دریافت فایل صوتی (اذن وردیم .)
بسم الله النور

اصلا هر موقع قم رو تو تلویزیون میبينم یا فقط از قم چیزی می شنوم آنچنان اشتیاقی در من هویدا میشه آنچنان شور و شعفی در من به وجود میاد که اصلااااااا نمیتونم وصفش کنم اصلااا.
میتونم بگم امروز هیچّی بهتر از دیدن قم و حرم حضرت معصومه سلام الله علیها از شبکه قرآن موقع نماز مغرب عشا منو خوشحال نکرد و قلبمو ت نداد
وقتی از قم میشنوم یا میبينیمش یاد خیلیییی چیزا باعث میشه از ته دلم شاد بشم و حال خاصی داشته باشم
یادِ اون روز که با ماما
مراسم تکریم و معارفه فرمانده حوزه مقاومت بسیج (علیه السلام) بخش حبیب آباد، امشب بعد از نماز مغرب و عشاء، در مصلی نماز جمعه شهر حبیب آباد برگزار شد. در این مراسم ستوانیکم پاسدار میثم شریفیان به عنوان فرمانده این حوزه معارفه شد و از برادر بسیجی مهدی آقابابایی، فرمانده اسبق این حوزه تقدیر و تشکر به عمل آمد.
عکاس: محمد نیسانی
به نقل از مدیر مرکز فرهنگی قرآنی آستان مقدس امامزاده عبدالله(ع) #اردو_زیارتی امامزادگان مستجاب الدعوه کدکن متشکل از اعضای هیئات مذهبی شهر مشهد به شرح ذیل برگزار گردید:
ساعت 16:30 حرکت از مشهد مقدس
ساعت 19 تشرف به آستان مقدس بی بی طلهه و سه فرزند ایشان(عبدآباد) 15 کیلومتری کدکن 
ساعت 19:30 آرامگاه ابراهیم ابن اسحاق پدر شاعر و عارف بزرگ ایران فرید الدین محمد عطار کدکنی در قلعه و کاریز شهر کهنه  زَروَند
ساعت 20 ورود به شهر کدکن و اسکان در حسینیه اسدیها
روی پشتِ بام دراز کشیده بود و لبخند از کمانِ لب‌هایش کنده نمی‌شد، مدام لپ‌های گل انداخته و صورت پنهان شده پشتِ نقاب چادر مقابل چشمانش جان می‌گرفت؛ طنینِ صدای نازکش پشتِ سر هم در گوش‌هایش اِکو می‌شد، بله‌ای که داشت از عمق رویا به کالبدِ واقعیت می‌رسید! صدمین ستاره‌ی نورافشان آسمانِ تابستان را شمرد و با خش‌خشِ برگ‌های رقصانِ بید در باد به خواب رفت!
از سپیده‌ی خورشید فردا دیگر صبحِ ملایم روستا، ظهرِ گرمِ تابستان، باد خنک عصر، غروب نار
و آخرین خاطره‌ی امروز هم اینکه ما قبلا خونه‌مون حیاط‌دار و بزرگ بود، باغچه‌های بزرگ، درخت انجیر و انگور و انار و گوجه‌سبز و کلی گل مختلف و رنگارنگ و پیست دوچرخه‌سواری داشت! اون جلوی حیاط هم یه اتاق بزرگ متروک داشتیم. اتاقش گوشه‌ی دنج من بود که می‌رفتم توش خیال‌بافی می‌کردم، کتاب می‌خوندم، جدول حل می‌کردم، بازی می‌کردم و گاهی که نمازمو تا دم قضا شدن به تاخیر مینداختم اونجا یواشکی نماز می‌خوندم! این اتاق یه زیرزمین هم داشت. زیرزمینش
فرزند ایشان نقل می کنند:
شب اول ماه شوال بود و ما در مزرعه نخودک در خارج از شهر مشهد ساکن بودیم.

پدرم فرمودند: تا به بالای بام بروم و استهلال کنم. چون ابر، دامن افق مغرب
را پوشانده بود، چیزی ندیدم و فرود آمدم و گفتم: رؤیت هلال با این ابرها هرگز
ممکن نیست.
با عتاب فرمودند:
بی عرضه چرا فرمان ندادی که ابرها کنار روند؟ »
گفتم: پدرجان من کی ام که به ابر دستور دهم؟
فرمودند:
بازگرد و با انگشت سبابه اشاره کن که ابر
بعد از حدود ۵ ماه قرار شد امروز همدیگر را ببينیم، قرارمان لب ساحل بود که تماس گرفت و مکانش را به بازار تغییر داد. راهی شدیم، بعد از مدت‌ها کلی حرف زدیم و خندیدیم، گفت"چقدر شهرتون گرم شده" گفتم"شهرتون؟! انگار واقعا شمالی‌ شدی‌ها!"، سمبوسه‌ی پیتزایی مهمانش کردم و گفتم "بیا سمبوسه‌ی شهر ما رو بخور خانومِ شمالی"!، حسابی خودآزاری کردیم با سمبوسه‌ی داغ و سسِ فلفلِ تند؛ هر دو آتش گرفته بودیم و به تند بودنش معترف اما به لذتش می‌ارزید! 
مقداری از خر
به یاد امام و ‌شهدا

به یاد بسیجی دلاور

"شهید علی
فخارنیا" 




گردان حضرت مسلم بن
عقیل {علیه السلام}

لشگر بیست و‌ هفت

حضرت محمّد رسول الله
{صلی الله علیه و آله و سلم}

.

شهادت = ۱۳۶۷/۵/۶

اسلام آباد غرب - عملیات
مرصاد

.

مزار = گار شهدای
بهشت زهرا {سلام الله علیها}

قطعه ۵۳/ ردیف ۱۲۵ /
شماره ۱۰

.

.

بخشی از وصیتنامه شهید :

.

دنیا محل گذر
است

همه روزی می آیند و
بعد از مدتی می روند

چقدر خوش است در
هنگام رفتن

روی یار را دیدن

.

هم اکنون که این چند
خط را
پس از 25 سال که از تولد امام رضا(ع) گذشته بود، حضرت فاطمه معصومه(ع) در اولین روز ماه ذى قعده سال 173 هـ ق، در شهر مدینه‌ی منوره به دنیا آمدند. آن حضرت به همراه امام رضا(ع)، هر دو در دامان پاک یک مادر بزرگوار به نام حضرت نجمه خاتون(س) که از مهاجران مغرب بود، رشد و پرورش یافتند. این در حالى است که پدر بزرگوارشان پیوسته در زندان هارون الرشید به سر مى‌بردند و سرانجام در همان زندان ، هنگامى که حضرت معصومه(س) ده ساله بود، به شهادت رسیدند و از آن زمان به بعد
به نظرم بچه‌ها موجودات عجیب الخلقه‌ای هستند، موجوداتی که نه معنی گرما را درک می‌کنند و نه سرما!
بچه که بودیم تابستان‌های گرم تیر و مرداد و شهریور که از مدرسه فارغ می شدیم با بقیه‌ی هم سن و سال‌ها وسط کوچه بازی می‌کردیم، اکثریت بچه‌های هم سن و سال من پسر بودند، از این سر کوچه بگیر تا آن سرش شش تا هفت پسر ریز و درشت بودند که فاصله‌ی سنی‌شان با من بين ۱ تا ۳ سال بود پس به ناچار من هم به جای خاله‌بازی و عروسک‌بازی‌های‌هر روزه هم‌بازی پسرها
تولد :
ابن ابی عقیل عمانی(1)،گفته اند یمنی است،عمان از سواحل دریای یمن
است،تاریخ وفاتش معلوم نیست.در آغاز غیبت کبری می زیسته است. کنیه اش ابو علی »،از فقهای بزرگ و از بزرگان امامیه و از متکلمین
وارسته ای است که معاصر با ثقة الاسلام کلینی(متوفی 329)بوده،و از اساتید
شیخ مفید به شمار می آید.
بحر العلوم
»گفته است که او استاد جعفر بن قولویه بوده است و جعفر بن قولویه استاد شیخ
مفید بوده است.این قول از قول بالا که جعفر بن قولویه را همدوره علی بن
ب
اتحادیه عرب (جامعة الدول العربیة) نام مجموعه‌ای از کشورهای جنوب غربی آسیا و شمال و شمال غربی افریقا است.
این اتحادیه در ۲۲ مارس سال ۱۹۴۵ و با حضور ۶ کشور مصر،عربستان، عراق، سوریه، لبنان، یمن و اردن تأسیس شد و در حال حاظر ۲۲ کشور عربی در آن عضویت دارند.
سنگ بنای این سازمان به پیشنهاد آنتونی ایدن نخست وزیرانگلیس و بعد از جنگ دوم جهانی گذاشته شده‌است.
از لحاظ تقسیم‌بندی ساختاری، اتحادیه عرب جزو نادر سازمان‌های بين‌المللی است که به جای
معمار کیست و ارزش معمار چیست ؟
معمار شخصی است که عملاً دارای تجارب و مهارت‌های چشمگیری است
و از فروتنی و تواضع برخوردار می باشد و همچنین دارای حسن سلیقه در طراحی
و قادر به تنظیم تناسب بادید کافی دارای دقت عمل و شناخت در مقاومت مصالح باشد.
در کشور عزیزمان ایران معماران به دو گروه تقسیم می‌شوند :
گروه اول معماران تحصیل‌کرده : این دسته معماران در رشته خود به اوج مدارج عالی تحصیلی نائل‌آمده‌اند .
گروهی از این معماران در معم
تور تانزانیا، تور تانزانیا نوروز ۹۷، تور تانزانیا تابستان ۹۶
اگر شما هم قصد سفر به کشور تانزانیا را دارید لازم است یکسری دانستنی های عمومی در مورد این کشور را بدانید پس با ما همراه باشید
مشخصا قبل از انجام هرسفری خصوصا سفر خارجه باید در مورد شرایط آن کشور ، امکانات ، مکانهای تاریخی و تفریحی ، آب و هوا ، زبان و … اطلاعاتی را بدست آورد پس با ما همراه شوید تا اطلاعات لازم را کسب نمایید
کشور جمهوری متحد تانزانیا  Jamhuri ya Muungano wa Tanzania) در شرق
پسر انسان کیست؟?who is son of man <<هم‌چنان که برق از مشرق ساطع شد تا در مغرب ظاهر شود، ظهور پسر انسان نیز چنین خواهد شد، آن گاه نشانه پسر انسان در آسمان پدیدار شود و جمیع طوایف زمین سینه‌زنی کنند و پسر انسان را ببينند که بر ابرهای آسمان با قوت و جلال می‌آید، آسمان و زمین زایل خواهد شد، اما سخن من هرگز زایل نخواهد شد، اما از آن روز و ساعت هیچ کس اطلاع ندارد، حتی ملائکه آسمان، جز پدر من و بس، شما نیز حاضر باشید، زیرا در ساعتی که گمان نبرید پسر انس
حاج
علی خدا بیامرز پنج تا پسر داشت. کریم گدا، حسن آقا، مژتبی دماغ (مجتبی)، محمد و
حسین ساغی.

کریم
گدا، بساز و نفروش محله مونه. سرمایه ی اولیه اش رو دهه ی شصت و هفتاد از ژاپن
آورد و زد تو کار بساز و نفروشی. یعنی یه ساختمان می سازه و همه واحدها رو میده
رهن و بعد میره سراغ یکی دیگه. دلیل منفوریت کریم گدا توی محل دوتا چیزه. اول
اینکه واقعا گداست و دوم اینکه وقتی از ژاپن برگشت سر یه داستانی به مژتبی دماغ
نامردی کرد. مژتبی افسردگی حاد گرفت و بعدها معتاد
سلام.
به هیچ وجه، مقدمه چینی ام نمی آید و ترجیح می دهم یک دفعه بزنم به دل مطلب!
چیزهایی که غالب مردم در مورد جذب می دانند شامل یک سری کلیات ناقص و چند تکنیک است؛ اما اینها همه ماجرا نیست. برای این که بتوانیم خواسته هایمان را جذب کنیم و کائنات را با خودمان همراه سازیم، لازم است که در شروع ما با کائنات همراه شویم و این، همان قدر که ساده نیست، ضروری و مهم است. 

یکی از اساسی ترین کارهایی که در این زمینه باید انجام داد، تلاش برای پاکی ظاهری و باطنی اس
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب