نتایج مطلب ها برای عبارت :

ای علمدار حرم سردار رهبرم دل خدایی پر از احساس بود.

دانلود مداحی محمود کریمی اي علمدار من اي سپهدار من
عزاداری شب دهم محرم الحرام 92هیئت راية العوحه زمینه
 
براي دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیاي علمدار من اي سپهدار منبیا بریم به خیمه ها با مناي علمدار مناي سپه دار منبیا بریم خیمه ها با منساقی تشنه هااي یله کربلابیا بریم خیمه ها با مناي علمدار مناي سپه دار من بیا بریم خیمه ها با منمتن مداحی اي علمدار من اي سپهدار من محمود کریمیساقی تشنه هااي یله کربلابیا بریم خیمه ها با مناي علمدا
مثنوی ابوالفضل (علیه السلام)اي حرمت قبله حاجات ماياد تو تسبیح و مناجات ماهمقدم قافله سالار عشقساقی عشاق و علمدار عشقمکتب تو مکتب عشق و وفاستدرس الفباي تو صدق و صفاستمکتب جانبازی و سر بازی استبی سری، آنگاه سرافرازی استمطلع شعبانِ همايون اثربر ادب توست دلیلی دگرسوم اين ماه، چو نور امیدشعشعه صبح حسینی دمیدچارم اين مه که پر از عطر و بوستنوبت میلاد علمدار اوستشد به هم آمیخته از مشرقیننور ابوالفضل و شعاع حسیناي به فداي سر و جان و تنتوین ادب آمد
 
غروب پايیز سال 1391 بود. جلوی خانه نشسته بودم. همیشه توی مهر ماه دلم می گرفت. یاد روزهاي سخت جنگ می افتادم اما یادم افتاد که رهبرمان به کرمانشاه آمده. خوشحال شدم. تلویزیون را روشن کردم و رو به روی تلویزیون نشستم. با خوشحالی به تلویزیون خیره شدم. رهبرم توی ماشینی سفید نشسته بود و مردم دور تا دورش حلقه زدنده بودند. ماشین نمی توانست از میان جمعیت عبور کند. مردم مثل پروانه بال بال می زدند. به سهیلا گفتم: روله، بیا فیلم ورود رهبر را به کرمانشاه نشا
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فايل هاي صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهاي رايج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با اين حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش اين فايل را براي تان فراهم آورد.




یا اباعبدالله یا اباعبداللهیارا دلبر و دلدارا ماه جهان آرا میکشد عشق تو آخر سر ما راجانا سید و مولانا حضرت سلطانا تشنه تو هستم سید العطشاناجانم جانم به صداي نوکرات به دلهاي مب
سردار ناظری بر اثر عارضه شیمیايی» به شهادت رسیده است
دریادار علیرضا تنگسیری جانشین فرمانده نیروی دریايی سپاه در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس، گفت: سردار ناظری در هنگام انجام ماموریت در منطقه دریايی نازعات بدلیل عارضه شیمیايی به شهادت رسید.
وی همچنین اعلام کرد که پیکر مطهر سردار ناظری عصر امروز به تهران منتقل و صبح فردا در تهران تشییع خواهد شد.
سردار محمد ناظری از جمله فرماندهان حاضر در عملیات دستگیری مان آمریکايی و انگلیسی به آب‌هاي
هدیه امام خمینی (قرآن کریم و نهج البلاغه ) به خانواده دو سردار شهید لطفیان سرگزی (لطفیان قمی )زندگی دو سردار شهید برادران 1- سردار شهید  علامه حاج شیخ علی لطفیان خراسانی (سرگزی ) و سردار شهید آیت الله محمد علی لطفیان قمی (سرگزی )فرزندان آیت الله  حاج ملک لطفیان سرگزی   حضرت  استاد آیت الله العظمی حکیم  علامه حاج شیخ  میرزا لطفیان سرگزی(   قسمت131---مستندات مربوط به خاندان لطفیان سرگزی  مولف  کتاب  بی توقعی از دیگران              .*مو
عسل می بارد از لب ها، چه شیرین ست مردن ها
دعا می جوشد از خیمه، میان چادر زن ها
تنی تب کرده در خیمه، سری بی تن شده آن سو
و قاسم میل میدان کرد که مولايش تک و تن ها
خلاصه بی زره آمد شبیه حضرت حیدر
به باباي حسن رفته، چه شیرین ست رفتن ها
میان رفت و آمد ها کسی ورد زبانش من
و قاسم بر زمینش زد، امان از کبر دشمن ها
خود ازرق به میدان شد که من جنگ آورِ رزمم
ذبیح دست قاسم شد، اسیر آن همه فن ها
دم میدان علمدار و صداي آفرین قاسم
همه محو تماشايش، چه شیرین ست دیدن ها
بسمه تعالی( تقدیم به شهید مدافع حرم مهدی اسحاقیان و رزمندگان جبهه مقاومت )قسم به خون تازه ات - به جسم پاره پاره ات –به فیض جاودانه ات –شدی حبیب قلب ما –ستاره ی قریب ما –كجا رود به دین ما –ستم شود به مثل ما – حزین شود ولیِ ما-جز اين كه ما فدا شویم –شریفه ی فنا شویم – لايق مصطفی شویم – اگر به غیر اين كنیم –شیعه او نمی شویم – منجی ما بیا بیا –صاحب امر (عج) ما بیا – عاقبت ختم رسول –اشرف خلق انبیاء - قاصد رهبرم شدم – عشق اگر طلب كند –بنده به س
 چتر حمايت او را احساس می کنی زمانی که خواهر توستگرماي محبت او را احساس می کنی زمانی که دوست توستهیجان و عشق او را احساس می کنی زمانی که عاشق توستاز خود گذشتگی او را احساس می کنی زمانی که همسر توستپرستش و ايثار او را احساس می کنی زمانی که مادر توستدعاي خیر او را احساس می کنی زمانی که مادر بزرگ توستاو یک زن است.او یک زندگی است.به او احترام بگذار و به او عشق بورز❤️ 
محرم آمد.
بوی بغض می ايد.
بوی پیراهن مشکی.
بوی فریاد یا حسین.
دیگرنزدیک است که فریاد بزنیم:
اي اهل حرم میر و علمدار نیامد
سقاي حسین،سید و سالار نیامد.
خدايا کمکان کن تا در اين ماه یا حسین »گفتنمان سبب با حسین بودنمان » شود
فرا رسیدن ماه عزاي حسینی را به همه عاشقان حسین(ع) تسلیت می گوییم.
رئیس
شوراي شهر شاهین‌شهر گفت: شیر زنی همچون بی‌بی مریم بختیاری با آن‌همه
رشادت‌هايی که انجام داده بايد سرمشق و الگوی ن همیشه در صحنه ايران
اسلامی باشد.









به گزارش پايگاه خبری صداي جویا
از اصفهان، همايش نکوداشت سردار بی‌بی مریم بختیاری عصر روز جمعه ۲۱
تیرماه با استقبال باشکوه مردمی در تالار شیخ بهايی شاهین‌شهر برگزار شد.
حسین ابراهیمی ناغانی د
فرمانده سردار شهید حق دوست محمودی فرزند: حاجی جانی ساتیاروندتاریخ تولد: 1332محل زندگی: شهر ماژین روستاي نصراله آباد تحصیلات: راهنمايی تاریخ شهادت: 1365/2/26محل شهادت: حاج عمران پست سازمانی: معاون عملیات حاج عمران به فرماندهی سردار شهید شکارچیگار شهید: گار شهداي ماژین
تنها،تنهايی را احساس میکنم، میان احساس هاي خموش دریايی که در جزر و مدّ احساس ها،احساس خویش را گُم کرده اندتو تنها بمان!تا وقتی که به خودت ملحق شوی،تنهايی ام راشریک نمیخواهمتو از خودت میگریزی ومن از تو به توفکر نکن مزاحمت هستمتنهايی استدر گرداب احساس تو از مناز خودت رفته ايو من تنهايی هايم (احساساتی که در اطرافم به من القا میشوند را)قايم میکنمتا تو از بزرگی اين گرداب بیش تر مترسیتا تو تنها،تنهايیم بمانینه تنها،یک تنها
اگر لازمۀ بسیجی بودن، داشتن کارت عضویت نباشد، اگر بسیجی بودن را به داشتن یونیفورم نظامی محدود نکنیم، اگر منع قانونی در کار نباشد و اگر اقدامی خودخواهانه تلقی نشود؛ رئوفِ یک لاقباي اين وبلاگ هم یه جورايی خودش را بسیجی می داند و افتخار دارد تا در صف بسیجی هاي مخلص، تک تک برادران عزیز سپاه را – با هر رتبه و درجه اي که باشند- فرماندۀ خود صدا بزند.
با اين رخصت، فرصت را غنیمت می شمارم و با اجازۀ بسیجی هاي غیرتمند، از موضع یک عضو ساده، به سردار جعف
به نام پروردگار ، آفریننده افراد فداکار و شجاع
 
 
برخی نامهاي شهداي جنگ تحمیلی دفاع مقدس - مدافع حرم - غواص - تیپ : فاطمیون ، زینبیون ، .
نیروی هاي هوايی و دریايی و زمینی ، از سربازان تا سرداران
 
۱ - مصطفی چمران                 ۲ - مهدی باکری                          ۳ - محمود کاوه
۴ - علی صیاد شیرازی             ۵ - حسین خرازی                        ۷ - عباس بابايی
۸ - حسن باقری                     ۹ - محمد ابراهیم همت               ۱۰ - بهنام محمدی
۱۱ - سید محمد جها
#شهید_سید_مجتبی_علمدارشیوه خاصی شهید سید مجتبی علمدار در جذب جوانان داشت گاهی حتی خود من هم به سّید می گفتم: اينها کی هستند می آوری هیأت؟ به یکی می گویی بیا امشب تو ساقی باش. به یکی می گویی اين پرچم را به دیوار بزن و ول کن بابا! می گفت: نه ! کسی که در اين راه اهل بیت(ع) هست که مشکلی ندارد ، اما کسی که در اين راه نیست ، اگر بیايد توی مجلس اهل بیت(ع) و یک گوشه بنشیند و شما به او بها ندهید می رود و دیگر هم بر نمی گردد اما وقتی او را تحویل بگیرید او را جذب
. حجت الاسلام جلیل محبی دبیر ستاد احیاي امر به معروف و نهی از منکر در گفت‌وگو با خبرنگار قضايی فارس، در پاسخ به اين سوال که سردار اشتری گفته‌اند تصویربرداری از مأموران نیروی انتظامی در حین انجام وظیفه غیرقانونی است گفت: از منظر قانون ايران هیچ عملی جرم نیست مگر اينکه مطابق ماده ۲ قانون مجازات اسلامی براي آن مجازات در نظر گرفته باشد.
وی افزود: براي تصویربرداری فقط ۳ مورد هست که تصویربرداری کردن از آن ممنوع است. اول تصویربرداری کردن از حری
روابط عمومی منطقه دوم نیروی دریايی سپاه اعلام کرد: طی عملیات رصد و کنترل تردد‌هاي شناوری در خلیج فارس به منظور کشف و مقابله با قاچاق سازمان یافته گشت‌هاي شناوری منطقه دوم نیروی دریايی سپاه در خلیج فارس با اشراف اطلاعاتی عملیاتی و اطمینان از قاچاق سوخت به وسیله یکی از کشتی‌هاي خارجی، در اقدامی غافلگیرکننده اين کشتی را که حامل ۷۰۰ هزار لیتر سوخت قاچاق بود پس از هماهنگی و حکم مراجع قضايی در اطراف جزیره فارسی توقیف کردند.نیروی دریايی سپاه ب
دانلود آهنگ جدید و زیبا احمد علمدار با بالاترین کیفیت Download New Song Farsi From Ahmad Alamdar Called Ye Vaghtaei  دانلود با بهترین کیفیت + پخش انلاين پخش شده از : جم موزیک / بروزترین سايت پخش و دانلود آهنگهاي ايرانی خارجی
جم موزیک|رسانه جم موزیک|موزیک ايرونی|آهنگ ايرونی|موسیقی ايرونی|کرمانج موزیک|بیا توکرمانج|بجنورد موزیک|جم موزیک
هم وزن غزل هاي منی اي غزل من
حواي منی ، لیلی و شیرین، عسل من
در خاطر من مانده هنوز آهوی چشمت
جاي تو همین جاست فقط در بغل من
احساس من احساس قشنگی است یقینا
مدیون من پس تو فقط در قِبَلِ من
من مانده ام اما تو چرا رفته اي از دل
حیرت زده ام من خود من از عمل من
بی تو دگر از حال دلم هم خبری نیست
من منتظرم تا برسد پس اجل من
                        28/4/1398
آفتاب آب پخش، فرمانده ناحیه مقاومت بسیج سپاه جوادالائمه علیه السلام شهرستان دشتستان از برگزاری یادواره گرامیداشت ۲۳ شهید عملیات والفجر ۲ در برازجان خبر داد. به گزارش ناصرون، سرهنگ نعمت اله غلامپور در جلسه هماهنگی برگزاری اين یادواره گفت: اين مراسم دوشنبه ۱۴ مرداد ساعت ۲۱ با حضور سردار جعفر اسدی فرمانده لشکر المهدی (عج) در دوران
پايگاه خبری تحلیلی آفتاب آبپخش
رفع گرفتگی هر گونه لوله گرفته شده
فنر زنی،لوله آشپزخانه،لوله حمام،لوله سرویس ايرانی،سرویس خارجی،لوله پارکینگ،لوله پشت بام،روشویی
ارسال سرویسکار از نزدیک ترین محل ، فوری
سرویس دهی در تمام نقاط تهران
داراي نیروی ماهر و با اخلاق
دستمزد منصف به گونه اي که مشتری همیشگی ما باشید
تضمین کیفیت کار
شماره تماس :۰۹۱۲۴۰۴۶۹۰۳ 
آفتاب آب پخش،یادواره شهداي عملیات والفجر ۲ با محوریت شهداي شهرستان دشتستان با حضور سردار محمد جعفر اسدی فرمانده تیپ ۳۳ المهدی (عج) در دوران دفاع مقدس در کانون امام خمینی (ره) برازجان برگزار شد.
پايگاه خبری تحلیلی آفتاب آبپخش
 زندگی دو سردار شهید برادران 1- سردار شهید  علامه حاج شیخ علی لطفیان خراسانی (سرگزی ) و سردار شهید آیت الله محمد علی لطفیان قمی (سرگزی )فرزندان آیت الله  حاج ملک لطفیان سرگزی امام خمینی  ره   من  واقعا متاسف شدم از اين که اين برادر (ملامحمد علی لطفیان ) و همانطور برادر شهیدش از دست ما رفت   منبع  :مقاله سردار عشق   و نشریه  رمز موفقیت در فرماندهی    حضرت  استاد آیت الله العظمی حکیم  علامه حاج شیخ  میرزا لطفیان سرگزی  قسمت127--مستندات مربوط به
یکی از احساس هايی که در همه ی انسان هاي سالم وجود دارد احساس تعلق و وابستگی است.انسان موجودی اجتماعی است.معناي اجتماعی بودن اين است که زندگی او به بودن با دیگران وابسته است.انسان نمی تواند تنها زندگی کند.ممکن است انسان هايی در اطراف شما باشند که تنها زندگی می کنند اما در واقع تنها نیستند.چون دست کم غذايی که می خورند به دست دیگران تولید می شود و یا لباسی را که می پوشند دیگران تهیه می کنند.جدايی از انسان هاي دیگر و تنها ماندن بیش از حد روان ادمی
نگون گردی اي آسمان!که خصمی با آزادگان
پسندیدی بر مجتبی
تو بیداد اهریمنان
سلیمانی شد بی‌نگین
ز سرداران تنهاترین

غربت او از نقش نگینش پیداست که بسته بود:"حسبی الله"(خدا مرا کافی است)
و چه زیبا فرمود:
اعمل لدنیا کانک تعیش ابدا و اعمل لاخرتک کانک تموت غدا
و براي دنیا آنچنان عمل کن که گویی تا ابد زنده اي و براي آخرت آن‌سان که گویی فردا را نخواهی دید
دستگیری شاه مازندران با فیلم,فیلم دستگیری شاه مازندران,محمود طالبی دستگیر شد,شاه مازندران معرفو به محمود طالبی دستگیر شد,دستگیری ارازل معروف مازندران
دستگیری شاه مازندران با فیلم
شاه مازندران دستگیر شد + فیلم و تصاویر
شاه مازندران به دام افتاد
یکی از اراذل و اوباش مازندرانی که موجب رعب و وحشت شهروندان استان هاي شمالی کشور شده بود توسط ماموران پلیس دستگیر شد به گفته علی مرادی دادستان بابل اين فرد با ايجاد رعب و وحشت موجب ناامنی مردم در م
 
کتاب زیر شاخه زیتون: مجموعه اي از داستان هاي کوتاه از تاریخ با زبانی ساده
 
کتاب زیر شاخه زیتون : مرتضی دانشمند
بریده کتاب(۱):
سردار بزرگ پهندشت صفین به سپاه انبوه خود رسیدگی می کرد. ناگهان صداهاي مبهم و درهمی به گوش رسید. کم کم بیشتر و بیشتر شد. حالا فرمانده بزرگ به وضوح می شنید که…
 
ادامه مطلب
به نقل از مدیر مرکز فرهنگی قرآنی آستان مقدس امامزاده عبدالله(ع) #اردو_زیارتی امامزادگان مستجاب الدعوه کدکن متشکل از اعضاي هیئات مذهبی شهر مشهد به شرح ذیل برگزار گردید:
ساعت 16:30 حرکت از مشهد مقدس
ساعت 19 تشرف به آستان مقدس بی بی طلهه و سه فرزند ايشان(عبدآباد) 15 کیلومتری کدکن 
ساعت 19:30 آرامگاه ابراهیم ابن اسحاق پدر شاعر و عارف بزرگ ايران فرید الدین محمد عطار کدکنی در قلعه و کاریز شهر کهنه  زَروَند
ساعت 20 ورود به شهر کدکن و اسکان در حسینیه اسدیها
ايا حسین بن علی علیه السلام براي فسق حاکم (یزید) سر و سرباز و سردار خود را فدا کرد؟
پس چرا امام سجاد و امام باقر دربرابر ظلم امویان سکوت کردند مگر نبود عبدالملک مروان که سوگند میخورد من شراب میخورم وهرکس مرا به تقوا دعوت کند او را گردن میزنم؟مگر نبود که هشام اموی کعبه را قرق میکرد و با کنیزکان خود روی سقف کعبه گناه میکرد؟
و مگر نبود مهدی عباسی که گاهی به زبان شعر میگفت:یعقوب وسخنان او را رها کن و با شراب گوارا دمساز باش(منظور یعقوب بن داود وزیر
فرمانده کل سپاه گفت: به احدی اجازه نگاه چپ و نامحرم به استقلال کشور را نمی‌دهیم.به گزارش تابناک به نقل از سپاه نیوز؛ سردار سرلشکر پاسدار حسین سلامی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بازدید از مناطق مرزی غرب کشور و ارزیابی میزان آمادگی‌هاي دفاعی و رزمی یگان‌هاي مرزبانی نیروی زمینی سپاه در جمع رزمندگان قرارگاه عملیاتی نجف گفت: خداي بزرگ را شاکریم که با تدابیر و حمايت‌هاي رهبر عزیز انقلاب و فرماندهی معظم کل قوا و همت و اراده مصمم و
1) نسبت به کارهايی که قبلا از انجام آن ها لذت می بردید، بی تفاوت می شوید و علاقه اي به انجام آن کار ها ندارید.
اين حالت در افراد افسرده همیشگی می باشد و هر روز براي آن ها اتفاق می افتد.
 
2) از دست دادن اعتماد به نفس و همیشه احساس گناه کار بودن.
اين احساس تقریبا همیشه و تقریبا هر روز حضور دارد.کاظم سعیدزاده
1) نسبت به کارهايی که قبلا از انجام آن ها لذت می بردید، بی تفاوت می شوید و علاقه اي به انجام آن کار ها ندارید.
اين حالت در افراد افسرده همیشگی می باشد و هر روز براي آن ها اتفاق می افتد.
2) از دست دادن اعتماد به نفس و همیشه احساس گناه کار بودن.
اين احساس تقریبا همیشه و تقریبا هر روز حضور دارد.


ادامه مطلب
امروز عصر رفتم باشگاه . خیلی عالی بود. ۱۴ کیلومتر . از بالا رفتن سن اين که گذشت زمانی که پسرهاي اطرافم سنشون بالاتر بود. الان اکثرا همه کم سن ترن. چه خوب شد صبر کردم هاهاها. امشب با ل مقاله رو فرستادیم واسه کری که ادیت کنه و خوشگل تر بشه. از فردا کار ک رو شروع می کنم تا تموم بشه. امشب احساس کنم خروارها خروار احساس به چه سرعتی امد بالا. واي چقدر اکوییلو رو دوست دارم . چقدر ارامش دارن اين دو تا. 
هوش، ذکاوت، همت، عزم و مردانگیت را دیده بودم. چقدر زود دیر شد. تازه به تو نیاز داشتیم. دل آقا برايت تنگ شده (خودش گفت!). سر زبان هاي ما اين است که اگر شهداي جنگ نبودند، ما آسايش امروز را نداشتیم، ولی کسی نمی دانست که شهداي جنگ آسايش را به دست آورده و شهداي زنده اي چون تو و امثال تو محافظ امنیت امروز ما بودید.

ادامه مطلب
خیلی حس خوبی دارم :)
خیلی به آینده خوش بینم :)
سه روز دیگر تا پايان تیر مانده. و آن وقت یک ماه از تابستان تمام می شود. احساس می کنم در آغاز رویاهايم ايستاده ام. احساس می کنم آن حس آسان گیری‌یی که آدم را به سطح می کشاند و درم نفوذ کرده بود دارد می رود. دارم برمی گردم به آنچه که بايد باشم. دارم می روم به سوی آنچه که بايد باشم.
هیچ احساسی بهتر از رضايت درونی نیست. نمی ترسم. همانطور که تا حالا انجامش دادم باز هم خواهم داد :)
برايم کاری ندارد. لذت بخش است. ه
در اين عصر جدیدی که هوا خیلی گرم و مردادی است و همه نشسته اند و عصر جدید میبینند من اما درجاهايی از تاریخ گیر افتاده ام و چاي مینوشم که شايد با حسرت فراموشش کنم اين درد را
من اما یک تنه در دو سه جاي تاریخ گیر افتاده ام شايد دلم میخواست جلال یا نادر باشم همانی که امروز نادر است و از خان زدگی میگفتم شايد هم دلم میخواست روسو بودم و انقلابی برپا میکردم در اندیشه ها انقلابی که ولتر آن را ند و بدست عوام مستبد نیافتد و تقدیم ناپلئون نشودخب اگر روسو
تا حالا احساس وسیله بودن کردی؟منمشدم یه وسیله براي برآورده شدن خواسته هاي دیگراناحساس یه جعبه ابزار رو دارماحساسات من اصلا اهمیت ندارهبه موقع بخورن،همه چیز نظم داشته باشه،بچه بايد اونی باشه که بايد،خواسته هاش برآورده،مگه دیگه چیزی میمونه؟مگه خواستن یا نخواستن من مهمه؟توی تمامی مواردکی بشه بهم بگه:تاریخ مصرفت تموم شده
عصر روز سه شنبه 1398/2/31 اختتامیه هشتمین دوره جشنواره کتابخوانی رضوی با حضور برندگان و مهمانان گرامی در محل کتابخانه شهید علمدار ساری برگزار گردید.در اين برنامه دو کتاب زندگی نامه چهارده معصوم علیهم السلام(زندگانی امام حسن مجتبی) و هشت قصه از امام جواد(از سری کتابهاي منابع نهمین دوره جشنواره رضوی)، توسط اعضا معرفی گردید و در ادامه توضیحاتی در خصوص منابع و نحوه شرکت در اين دوره از جشنواره  ارائه شد. در پايان به منتخبین سال گذشته هدايايی به رسم
دیگه کم کم داره از روزاى تعطیل بدم میاد. نمیتونم استراحت کنم و آرامش داشته باشم، پس ترجیح میدم برم سرکار و خوابگاه نباشم.
دوتا تفاوت بزرگ بین احساس تنهايى و تنها بودن وجود داره. من دوست دارم تنها باشم، یعنى اطرافم کسى نباشه. اما اصلا دوست ندارم احساس تنهايى بکنم.
خوابگاه شلوغه، اين شلوغى منو خیلى اذیت میکنه. اما وسط اين شلوغى، من احساس تنهايى میکنم. 
خیلى زیاد
"احساس ترس"هر کس دنیا رااز زاویه دید خود قضاوت میکند.گاهی بهتر استجاي خودرا براي بهتر دیدنعوض کنید.هیچوقت در زندگی تانبه خاطر احساس ترس عقب ننشینید.همه ی ما بارهااين جمله را شنیده ايم کهبدترین اتفاقی کهممکن است بیفتد چیست؟مثلاً اينکه بمیرید؟»اما مرگ بدترین اتفاقی کهممکن است برايتان رخ دهد نیست…»بدترین اتفاق در زندگیاين است که اجازه دهیددر عین زنده بودن،از درون بمیرید."مارتین سلیگمن"
و اينقدر یُسر ِ مع العسرَت را در چشمم فرو نکن،از خودم شرمم می آید !:)
 
به وقت خنده هاي شیرین ِ ۲۸ / ۳ / ۹۸ ، پس از گریه هاي تلخ ِ ۲۷ / ۳ / ۹۸
+هرچند ما به تقدم و زیادت ِ عسرت واقفیم اما شما آنقدر خدايی ، که با یسرهاي هرچند کم و کوچکت جانمان را تازه میکنی،قلبمان را راضی میکنی.و چه خوب که شما اينقدر خدايی،به رغم اينهمه نابندگی ِ ما!:)
ظهر باز در بدحالی بودم، احساس می کردم نمی توانم بار دنیا را تحمل کنم، احساس می کردم چیزهاي زبادی هست که فراموش کرده ام و بعدا براي بیاد آوردنش عذاب خواهم کشید. احساس می کردم کم خواهم آورد نه حالا، بعدا، احساس می کردم موجودی بانکی براي کارهايی که می خواهم بکنم کافی نیست، احساس می کردم قول خودم براي زیر دین کسی نرفتن را کم کم دارم زیر پا می گذارم، احساس می کردم کنترل زندگی ام از دستم خارج شده." اما اعتنا نکردم. می دانستم بعد از ظهر یادم می رود، نه
 
 داشتیم از جلوی بیمارستان بوعلی می گذشتیم، گفتم: علی آقا تا چند ماه دیگه بچمون اينجا به دنیا می آد.
با تعجب پرسید: اينجا؟ !!!
 گفتم: خب، آخه اينجا بیمارستان خصوصیه؛ بهترین بیمارستان همدانه.
 علی آقا سرعت ماشین را کم کرد و گفت: نه ما بیمارستانی می رویم که مستضعفین می رن. اينجا مال پولداراست. همه کس وسعش نمی رسد بیاد اينجا.
 
 منبع: گلستان یازدهم (خاطرات زهرا پناهی روا، همسر سردار شهید علی چیت سازیان)، ص 13
دیگه حوصله ی هیچی رو ندارم .دوس دارم مامان بابام زودتر جدا شن.و دنیا به آسايش برسه.دوس دارم زودتر درسم تموم شه و من بتونم احساس آزادی کنم . دوس دارم یکی رو داشته باشم که حوصله ی منُ داشته باشه . فقط یکی.فقط همون یدونه رو میخوام. دوس دارم به کامک بگم یه نازپروده ی لوسِ گریه اوی آب دماغیه و مادرش گند زده با تربیتش.و بهش بگم ازین ضعیف بودنش متنفرم. و اونم بدش بیاد و ناراحت شه و بیشتر به قول خودش احساس خشم و نفرت کنه .
موضع فرمانده پلیس کشور درخصوص مقابله جدی با انواع ناهنجاری‌ها و
قانون‌شکنی‌ها به ویژه مقابله با بی‌حجابی، علاوه‌بر حمايت اقشار مختلف
مردم، تقدیر ائمه جمعه سراسر کشور و فرماندهان ارشد سپاه در استان‌هاي
مختلف را در پی داشته است.
کشکول عناوین مذهبی ، فرهنگی وی
از لحظه اي که خبرداده اند پسرک از دوچرخه پرت شده پايین تا امروز چند روز میگذرد ؟ پسرک هنوز روی تخت بیمارستان است و من هنوز احساس میکنم در یکی از سریال هاي آبکی صدا و سیما گیرافتادم  و اينقدر سناریو اش آبکی ست که دکتر ها مثل همه ی دکتر هاي سینمايی میگویند فقط معجزه 
میشود براي پسرکمان دعا کنید؟ خواهش میکنم :( 
+میترسم خیلی زیاد سین اگه چیزی براي داداشش اتفاق بی افته دووم نمیاره
پیرمردی وسط روضه‌ی ما گفت حسین
من‌ نگفتم ولی ارباب مرا هم بخشید
پ‌ن۱: اي اهل حرم میر و علمدار نیامد. ابالفضل نیامد .
پ‌ن۲: چند شب پیش مداحِ هیئت سر کوچه داشت شادمهر می‌خوند " تو میگی یه وقت‌ها گاهی پیش میاد یه اشتباهی." البته با کمی‌ تفاوت!
 درسته که باز اهنگ‌هاي شادمهر صد شرف داره به اون‌ عُسین عُسین‌هايی که انگار تو ان ولی به هر حال یه خرده تغییر و تنوع تو ریتم‌ آهنگ‌ خواننده‌ها بد نیست :|
پ‌ن۳: امسال، بعد از سی و خرده‌اي سال، ا
ته دلم خالیه. احساس میکنم جا موندم از رویاهام. نه تنها حس می کنم از بقیه هم سن و سالام عقب افتادم هر چند ممکنه تو ظاهر اين جوری به نظر نرسه ولی خوب حسه دیگه، چه میشه کرد؛ احساس می کنم از خود قبلم هم عقب افتادم. حس پسرفت می کنم.
یه ناراحتی ته ته دلم هست، نمی دونم چیه اصلا.
بعضی وقتا همه چی رو میندازم گردن شرايط زندگی ام، ولی بعد به خودم میام؛ میگم نه واقعا تقصیر خودمم هست. ولی خوب که چی؟ احساس الانم تقصیر خودم بوده؟ خوب چیکار کنم؟ الان رو چیکار کنم
کجايند کدخداپرست هايی که سینه چاک برجام بودند؟؟؟؟
چه کسی پاسخگوی بتن هاي ریخته شده در قلب اراک است؟؟؟؟
قرار بود هم چرخ زندگی مردم بچرخد و هم سانتریفیوژها اما روشنفکر هاي غرب زده  هم چرخ زندگی مردم را با گرانی پنچر کرده اند و هم چرخ سانتریفیوژ ها را 
قرار بود با برجام دلار بشود هزار اما اکنون چقدر است؟؟؟؟؟
قرار بود تورم تک رقمی باشد اما اکنون ماشین حساب ها از محاسبه افزايش قیمت ها سوخته اند.
 قرار بود برجام تحریم ها را رفع کند و عزت بیاورد ام
وقت‌هايی هست توی زندگی که دلت میخواد یکی محکم تت بده و بگه بیدار شو. چشماتو باز کنی و ببینی همه چی خواب بوده. هیچ کدوم از سختیا، غصه‌ها، درد‌ها واقعی نبودن و همه چی تموم شده.
وقتايی هست توی زندگی که احساس می‌کنم لايق خیلی از چیزايی که دارم نیستم که واسه من دارن حروم میشن، مثل علمی که بهم غرور داده یا احساس پاک عزیزايی که بلد نیستم چطور قدرشو بدونم.
یه وقتايی دوس دارم توی زندگی هیچی نفهمم. شبیه مریض دیپ کماي آی سی یو که زیر ونتیلاتوره.
کشف ۶ تن شکر احتکار شده در زرند
فرمانده انتظامی استان کرمان از کشف ۶ تن شکر احتکار شده به ارزش ۴۸۰ میلیون ریال در شهرستان زرند خبر داد.




 سردار عبدالرضا ناظری، فرمانده انتظامیاستان کرمان با اشاره بهکشف ۶تن شکر احتکار شده در زرند گفت: در راستاي اجراي طرح‌هاي مبارزه با قاچاق کالا و احتکار کالا‌هاي اساسی، موضوع شناسايی و برخورد با مخلان اقتصادی در دستور کار پلیس سراسر استان قرار گرفت.
وی افزود: در همین رابطه ماموران پلیس آگاهی شهرستان زرن
و ناگاه دل تنگ خودت میشوی.
دلتنگ همانی که زمانی خودت بودی ولی حالا.
دل تنگ، دلی تنگ میشوی!
احساسی که بعد از لمس باران در بچگی هايت داشتی
احساس بوییدن گل شب بویی سرخ!.
احساس نوازش گربه اي سفید.
و ناگاه دل تنگ احساسی پیر در نهايت جوانی میشوی!
که از هر چه هست خسته است
دل تنگ سفری کوتاه ولی طولانی، تنهايی، فقط خودت و همان دلِ تنگی که حالا نداری
احساس جاده اي طولانی که به لمس دستان دوستی قدیمی ختم میشود.
دل تنگ احساس صادقانه و بچه گانه میش
از زمانی که اخبار درگیری‌هاي ما با گروه‌هاي تکفیری به اوجش رسیده بود، دعا کردن براي رزمنده‌هايمان، تقریبا جزء برنامه‌ٔ روزانه‌ام شد و زمانی که در پايیز ۹۶، نامهٔ معروف سردار سلیمانی به رهبری منتشر شد، خیلی جدی خودم را (به اندازهٔ ناچیز خودم) در آن پیروزی‌ها موثر می‌دانستم و خوشحالی‌ام از جنس آدم‌هاي درگیر در مبارزه بود.من باور دارم روزی می‌رسد که جزئیات تاثیر همهٔ نیت‌ها، دعاها و اعمال‌مان در بهبود اوضاع جهان را (که ممکن است در حال
امیرالمؤمنین(ع) فرمود: و قَالَ (ع) صِحَّةُ الْجَسَدِ مِنْ قِلَّةِ الْحَسَد. 
سلامتی بدن از کم بودن حسادت ناشی می‌شود. 
نهج‌البلاغه، ص۵۲۳
---
علامه محمد تقی بهجت(ره):
احساس حضور خدا در همه حال، همه مسائل را حل میکند.
---
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم:
در سه چیز براي امّت خود احساس خطر می کنم: گمراهی، بعد از آن که هدايت و معرفت پیدا کرده باشند. گمراهی ها و لغزش هاي به وجود آمده از فتنه ها. مشتهیات شکم، و آرزوهاي نفسانی و شهوت پرستی.
---
سلام . هیئت
چند روز پیش داشتم با خودم فکر میکردم راجع به خیلی چیزا . چیزايی که همیشه یه نوع دغدغه بوده . خیلی از مفاهیمی که اطرافیان به ما خوروندنش . یکم بیشتر فکر کردم . از بیرون به قضیه نگاه کردم . و در نتیجه ردش کردم . وقتی که ردش کردم احساس آزادی داشتم . اون احساس اين بود خودم خداي خودم بودم . همه چیز به خودمون بستگی داره واقعا کسی نیست که ما رو به جايی برسونه و بخوايم بر اون توکل کنیم . اون خودمون هستیم هیچکی جز ما نیست . فقط خود خودمون . من به اين
گرد خاکستری را پاشیدم امروز بر جهانم!
و در نقطه اي در تاریک ترین و عمیق ترین جاي دریايی ک ماوراي سیاه است، زانوی غم بغل گرفته و زیر فشار آب. یکی شده ام با غم.!
اجسام جانداری شناورند اينجا.
با چشمهاي خاکستری و قلبهايی ک ب دست گرفته اند و از آن خون میچکد!
از احساس، چیزی جز نقطه ی گندیده اي گوشه ی مغزها باقی نمانده.
اما من.
اينجا عجیب احساس آرامش میکنم!
قلبم را دادم ب عزاداری ک قلبش شکسته بود.
و چشمهايم را به کودکی ک عاشقانه خیال میکرد اينجا نور
بعد مدت‌ها یه مهمونی رفتم که واقعا بهم خوش گذشت. از اون مهم‌تر احساس کردم چقدر رفتارم راحت‌تر و واقعی‌تر شده.
قبلنا توی جمع نمی‌تونستم خودم باشم و طبیعی رفتار کنم. احساس می‌کردم تکه‌اي از روحم بالاسرم وايساده و رفتارمو کنترل می‌کنه و بهم می‌گه چیکار بکن یا نکن. ولی حالا تمام روحم یگانه شده و با خودش به صلح رسیده.
معمولا نمی تونستم با کسی ارتباط بگیرم و فقط به حرفاي دیگران گوش می‌کردم. براي همین یکی از فانتزیام اين بود که یکی باهام حرف بز
ضعف بدن
ضعف بدن یک بیماری نیست بلکه یک شکايت است،ضعف بدن و خستگی احساسی است که توسط فرد و به صور مختلف از جمله : بی حالی ، کسالت و زود خسته شدن ،
فقدان انگیزه و نیرو، ازدست دادن میل و علاقه به کارهاي روزمره شادابی کم یا احساس یأس وناامیدی بیان می شود;همچنین به صورت احساس باطنی ضعف و میل شدید به
استراحت یا خوابیدن نیز بیان می گردد.
 
ادامه مطلب
لحظه ها، نتهاي سازی است که موسیقی دلداگی مرا در کوچه هاي انتظار میسرايد.من در عبور از لحظه ها با تو سفر میکنم تا انجا که خلقت را هنوز ،خالقی نیافریده بود و نگاه مرا در چشمان تو ،به رنگ عشق اراست.تا خلق جهانم همه ،طلب باشد و مطلوب در ذکر لبانی که بر لبان تو بوسه استعبور میکنم از فاصله هايی که در آتش عشق میسوزد و میرساند دستان مرا به لطافت شعر سرانگشتانتعاشقی ،وعده اي نیست که بیايد و برود.قالبی نیست که شکل بدهیم و شکل پذیردقراری نیست ک
4 روز پیش یه سری اتفاقا افتاد کلا فکرمو مشغول کرد . باعث شد حتی اين چند شب خواب درست و حسابی نداشته باشم . طی چند روز نتونستم هیچ کار خاصی انجام بدم فقط و فقط فکر فکر فکر . همیشه فکر میکردم فعالیت هاي جسمانی آدمو خسته میکنه ولی الان میبینم فکر بیشتر از هر چیزی انرژیو از آدم میگیره . با اينکه دیشب تقریبا خوب خوابیدم باز هم احساس خستگی میکنم . در ضمن فکر کنم چشمام هم ضعیف شدن امروز قراره برا فردا از چشم پزشکی نوبت بگیرم ولی معلوم نیست فردا دک
با اومدن رتبه‌ها بیشتر از همیشه احساس خستگی میکنم. درسته که خیلی هم درست و درمون درس نخوندم ولی نمیدونم چرا حداقل دوست داشتم بهتر از اين حرفا بشم
شايد کلا قید خوندن ام بی اي رو بزنم
شايدم به رفتن به شبانه حتی راضی بشم
چرا اون روزی نمیرسه که بگم همین بود! همینو میخواستم! اين اون چیزیه که حاضرم در بدترین شرايط براش وقت بذارم و دوستش داشته باشم
فعلا قصد دارم یکی از علايق فراموش شده! ام رو دنبال کنم
نجوم آماتور!! 
تا کی به خاطر دلايل مسخره از علا
بعد از نابودی و تسخیر ممالک ايوبیان (از نوادگان صلاح الدین ايوبی) توسط هلاکو خان مغول، آخرین امیر آنان به نام ملک ناصر کُرد گریخت و سردار مغول یعنی کتبوغا در جستجوی اخبار ملک ناصر بود تا اينکه به مکان وی پی برد.
کتبوغا گروهى از سپاه را از پى او فرستاد  اينان او را گرفتند و نزد هولاکو آوردند. چون ملک ناصر حاضر آمد، ايلخان از دیدنش شادمان شد و به او وعده هاى جمیل داد و گفت که او را به کشورش باز مى گرداند. در اين ايام هولاکو در جبال طاق بود.
اما در ه
عزت نفس را می‌توان احساس
ارزشمندی درباره‌ی زندگی شخصی، اجتماعی و شغلی‌مان تعریف کنیم. اگر در دوران کودکی
از سوی خانواده، دوستان یا محیط مدرسه مورد عشق و احترام قرار گرفته باشیم، عزت
نفس سالمی در ما شکل می‌گیرد.
کمال مطلوب اين است که ما همه‌ی
اين شرايط را در دوران کودکی تجربه کنیم و عزت نفس ما تقویت شود. اگر در خانواده
احساس کنیم که قدر و منزلت ما را می‌دانند، به ما مهر می‌ورزند، همسالان ما را در
جمع خود می‌پذیرند و قبول می‌کنند و در محیط
چیزی که دنیاي بزرگسالی به من آموخته است " اتفاقی بودن " است. جادویی در کار نیست، هیچ دلیل پیچیده‌اي پشتش نیست، اتفاق‌ها مثل تاس می‌افتند و در دايره‌ی زندگی تقسیم می‌شوند. 
یادم هست یک‌بار احسان علیخانی یک مرد " از مرگ برگشته " را آورده بود. مرد جمله‌اي گفت که به شدت با آن مخالف بودم. وقتی از او پرسیدند هرگز نگفتی چرا من ؟ گفت زندگی مثل یک صفحه‌ی بازی است، کسی تاس‌ها را می‌ریزد و طبیعی است بعضی‌ها خوب و بعضی بد می‌آورند. آن‌زمان خیلی با حر
بازی دیشب یک برد تمام عیار بود، یک لذت جوشان درون رگ‌هاي ايران،یک امید در اوج ناامیدی!
یوزپلنگان ما دیشب یک گل از قهرمان جام ۲۰۱۰ خوردند و یک لايی به قهرمان جهان زدند! براي نگه داشتن یک توپ درِ دروازه زمین خوردند تا زمین نخوریم و با افتخار به خود ببالیم.
دیشب همه اشک شدیم و چکه‌چکه باریدیم،نه چون باخته بودیم، چون در اين باخت بازنده نبودیم!
القصه دیشب تمام بچه‌هاي ايران بدون آفسايد،بدون خطاي هَند گل شدند،در اوج به وسط دروازه‌ی قلب ما خوردن
فقط لحظه اي دو تا آدم احساس صمیمیت بین خودشون میکنن که ، هر دو بهم ايمان داشته باشن و هر دو باهم رابطه متقابل داشته باشن .
فرقی هم نداره تو چ شرايطی باشن !!
فقط کنار هم بودن و پشت هم بودن و احساس اعتماد داشتن بین دو نفر که باعث میشه رازهايی که دارن رو به هم انتقال بدن ، نشونه صمیمیته .
در صورت نبودن اعتماد ، صمیمیتی وجود نداره و نخواهد داشت !!!
امروز فهمیدم پولی که قراره براي کارم بگیرم خیلی کمتر از اون چیزیه که انتظارش رو داشتم . خیلی زیاد نبود اما چون اصلا انتظارش رو نداشتم ، بد جوری خورد تو برجکم . رو حال و هوام و نمازم تاثیر گذاشت اصلا :( داشتم با خودم فکر می کردم با مرگ می خوام چیکار کنم که قراره همین طور غیر منتظره تمام دنیا رو ازم بگیرن .
+ برام خیلی مهمه که پسرم بهم به عنوان یک تکیه گاه نگاه کنه . اين که کنارم احساس امنیت کنه . اين که وقتی دستش رو میگیرم انگار که دیگه هیچ چیز نمی تو
نمیدونم میدونی چقد سخته یا نهولی خوندن معماری کامپیوتر و همزمان فکر کردن به اينکه چجوری بهش بگم ازش دلخورم چجوری بگم دارم از حسودی میترکم چجوری بگم دلم میخواد یکی محکم بزنم تو صورتش و علاوه بر همه ی اينا حواسم باشه اشکم نریزه چون حوصله جواب پس دادن ندارم، باعث میشه احساس کنم سلول هاي قلبم داره دونه دونه از هم جدا میشه.
.
.
به تک تک آدمايی که هرروز میبیننش حسودیم میشه.
به هم کلاسیاش، به هم اتاقیاش، به استاداش، به همشون.
از همشون سخت تر اينکه هی
احمد کسروی می‌نویسد: جنبش مشروطه را تهران آغازید و تبریز آن راپاسداری کرد و به انجام رسانید. هر چند آدمهاي کج اندیشی هنوز هممعتقدند که مجاهدان آذربـايجان یک مشت اوباش بودند و ستارخان، آنانسان نیـک نفس و مبـارز، راهزنـی بیش نبـود و تنهـا به خاطـر غارت و چپاول می‌جنگید.                                                *******************   در اين جا خاطره اي از ستارخان سردار غیور ايرانی را می خوانیم:    من هیچ وقت گریه نکردم، چون اگر گریه می کردم آذربايجان
امروز بیوگرافی مازیارفلاحی و همسر و دخترش باران را مرور میکنیم، آقاي احساس که ترانه هاي آرام‌بخش و زیبايی رابه رگ موسیقی ايران تزریق کرده است، هیچکس نیست از شنیدن صدا و ترانه هاي مازیار فلاحی خوشش نیايد. در ادامه با پارس ناز همراه باشید تا مروری بر زندگی آقاي احساس داشته باشیم ودر آخر هم بهترین آهنگ هاي مازیار فلاحی رابه شما معرفی می‌کنیم.
 
ادامه مطلب
طرح منچ مذهبی بالا به طرق مختلف قابل استفاده هست، به اين صورت که در یک بنر به ابعاد بزرگ چاپ میشود (پیشنهاد ما چاپ روی پارچه هست) و به همراه یک تاس بزرگ براي استفاده در فعالیت هاي فرهنگی ویژه کودک و نوجوان مورد استفاده قرار می گیرد و یا اينکه در ابعاد کوچکتر براي مصرف خانگی ، روی کاغذ گلاسه یا پارچه یا بنر چاپ شده و با مهره ها و تاس کوچک بسته بندی شده و به عنوان هدیه فرهنگی به بچه ها داده شود. ضمنا می توان طرح منچ را با طرح مارپله مذهبی به صورت پش
ترس از زندگی باهامه.خیلی زیاد.خیلی چیزا عوض شده و من دارم هضمشون میکنم تو خودم.دارم حلشون میکنم.من دیگه نه آدم قبلم نه یه آدم جدید.اساس بی هویتی میکنم.احساس میکنم در سه سال گذشته اصلا وجود نداشتم و نمیخوام دنبال خاطره اي بگردم.دلم به هیچی چیزی دیگه نمیتونه خوش باشه.حالم نامساعدشده.راستش دارم فکر میکنم چجوری زندگی کردم اين مدت رو؟به امید کی؟وچرا گذاشتم با یه امید که اصلا اسمش امید نیست زندگی کنم؟احساس حماقت براي یک انسان گندترین اساس میتونه
خسته ام ?. نه هر‌چه فکرش را میکنم من خسته نیستم .چون کاری انجام نداده ام که به خاطرش خسته شده باشم .احساس تنهايی میکنم?.نه ، احساس تنهايی هم نمیکنم. بی حوصله ام ?.نه ،ینی شايد. حوصله ی درگیری با چیز هايی که دوست ندارم را ندارم .دلتنگم?.اره، من دلم براي خیلی چیز ها تنگ شده .حتی براي چیزهايی که در زندگی ام هرگز نبودند. دلتنگی دلیل خوبی براي بی حوصله بودنه?.من نمیدونم . و فکرم نمیکنم اينطوری باشه دلم خیلی چیزا میخواد ولی هیچکدومو ندارم . ینی هس
دلم می خواست اولین نمازم را بعد ده روز با بغض نمی‌خواندم.
در دو گانه نجسی و پاکی.
خدايی که شکرانه مرا بعد از غسل در اين حال می‌پذیرفت چند
دقیقه بعد در آن حال هم می‌پذیرفت.
من همان آدم بودم و او همان خدا.
اين آداب دردناک و گاه تحقیرآمیز حتما از جانب او نبود.
که او به رحمت و شفقت معروف است و اين همه سختی را در یک فرمول
پیچیده براي من که هنوز هم درد دارم و وقت ندارم گاهی یک لیوان آب بخورم و یا یادم
نمی‌آید آخرین بار که غذايم را خوب جویدم و قورت دادم
علت سرد بودن انگشتان دست  
در فصل زمستان به واسطه کاهش دما برخی از اندام هاي بدن هرچه سریع‌تر گرماي خود را از دست می دهند، که در صدر اين فهرست انگشتان دست قرار دارند. انگشتان دست
اگر بدون پوشش مناسب در معرض سرما قرار بگیرند بسیار حساس می شوند. هرچه مدت زمان اين مواجهه بیشتر باشد احتمال احساس درد، بی حسی، و حتی سرمازدگی نیز
افزايش می یابد.
احساس سرما در انگشتان دست در فصل زمستان شرايطی عادی است و بیشتر مردم انتظار آن را دارند. آنچه عادی نیست س
   براي حذف آدمهاي سمی از زندگیتان هیچ گاه احساس  گنـاه و خجالـت و پشیـمـانـی نکنیـد. فـرقی نمی کنـد، از بستگانتـان باشد یا یک آشنـاي تـازه. مجبـور نیستید براي  کسی که باعث رنج و احساس حقارت در شمـا می شود جايی باز کنید.                              دکتر احمد حلت 
دنیايم بزرگ شده و بسیار محدود انتظارم انقدر پايین آمده که حدی ندارد مثل سال گذشته پرشور نیستم مقل سال گذشته دلم پر امید نیست امیدم شده همان دانشگاه همان درسها همان هايی که فقط برايم مانده دوستانم دوستانی که هنوز رفیق رده هستند کسانی که از بودنشان حرف زدنشان آرامش میگیرم و کتابهايم وقتی بی قرارم و راهی بداي ارامش نیست پناهم میشوند و خدايی که کنار تگ تک لحظه هايم هست وقتی بی صبرم و فریاد میزنم چرا کسی میگوید ارام باش ارام یگیر چه بیقرار باشی
جا پاي نیاکان نهیم بخیر اکنون.
 
به یمن ولادت سید الشهدا،  علمدار کربلا و سید الساجدین (ع)خوان کرامت گسترده شده و فرصت فیضی مغتنم پیش روی نسلی که کدکنی بودن را مايه افتخار خود می دانند.
شهر کدکن در دامنه کوه چهل تن بیش از سه چهارم دارايی هايش وقف سید و سالار شهیدان،   امام حسین (ع) و اهل بیت اطهار (ع)است.
از مساجد و حسینیه ها گرفته تا تکاياي باشکوه آن، همه از چشمه ی نیتهاي پاک نیاکانمان سیرابند و چراغشان روشن تر از همیشه.
فرصتی پیش آمده که ما هم
 
میگن ثروت واقعی پول نیست ، سلامتیه ؛ اما من با تو فهمیدم که یه ثروت واقعی بالاتر از سلامتی هم هست
  ثروت واقعی چیزیه که : با بودنش عمیقا" احساس خوشبختی میکنی♡ و با نبودش احساس پوچی مطلق -0- ثروت واقعی من تویی♡ ثروت واقعی من وجودته و بودنته عزیزم♡ ثروت واقعی من عشق و وفاداری و احساس و لطافت و غیرتت و محبتت هست بهم♡
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فايل هاي صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهاي رايج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با اين حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش اين فايل را براي تان فراهم آورد.





















پدر شهید لطفی نیاسر خطاب به سردار سلیمانی : من بايد دست شما را ببوسم نه شما دست بنده را .
سخنرانی آیت الله لطفی نیا
کارآموزی ام تمام شد. قرار بود چیزهاي زیادی در رشته مهندسی یاد بگیرم، یاد گرفتم ولی نه بدرد بخور.
اما چیزهاي غیر مهندسی زیادی یاد گرفتم. اينکه انسان ها چقدر میتوانند مهربان باشند چقدر میتوانند شما را دوست داشته باشند چقدر میتوانند کمک حال شما باشندف دقیقا همان انسان هايی که دیگران وقت زیادی با آن ها بودند شخصیت اين افراد را بد توصیف میکنند.
 
وقتی به عنوان یک کاراموز وارد محیطی میشوی بايد فقط گوش بدهی، دیگران هم همین انتظار را ازت دارند. 
حرف
مامانم رفته پارچه خریده، صدام کرده میگه بیا گربه کارت دارم. پارچهه چطوره؟خوشت میاد؟
نگاهمو با تردید به گیپور دوختمو با اخم در یه حرکت انتحاری گفتم: به شدت زشته:| (و موج منفی احساساتم با غلظت اضافه جو خونه رو سیاه کرد)
یهو قیافه ی مامانم آویزون شد، خشکم زد با تردید پرسیدم  براي خودته؟؟ بیرحمانه تايید کرد(موج منفی پرغلظت بر سرم آوار شد)
احساس میکنم به کل روز مامانم گند زدم و اين حس بد که یه خرید ناموفق داشته و پولشو هدر داده رو به جونش انداختم.
پا
فرعون خوشه اي انگور در دست داشت و تناول می کرد. ابلیس نزدیک او آمد و گفت: هیچ کس تواند اين خوشه انگور تازه را مروارید سازد؟» فرعون گفت:نه!» ابلیس به لطايف سِحر آن خوشه انگور را خوشه مروارید ساخت. فرعون تعجب کرد و گفت:عجب استاد مردی هستی!» ابلیس سیلی بر گردن او زد و گفت: مرا با اين استادی به بندگی قبول نکردند، تو با اين حماقت دعوی خدايی چگونه می کنی؟»
برگرفته از جوامع الحکايات
هرگاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد، تو او را خراب کردی.
خدايا به هر که و به هر چه دل بستم، تو دلم را شکستی.
عشق هر کسی را که به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتی.
هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم، در سايه امیدی، و به خاطر
آرزویی، براي دلم امنیتی به وجود آورم، تو یکباره همه را بر هم زدی و در
طوفان هاي وحشت زاي حوادث رهايم کردی، تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و هیچ خیر
امیدی نداشته باشم و هیچ وقت آرامشی و امنیتی در دل خود احساس نکنم .
تو ا
چهار سال پیش که خوابگاه آمدم پر از احساس‌هاي متناقض بودم، احساس هیجان و ترس و گنگی هیجان‌زده از سبک جدید زندگی و استقلالترس از آدم‌هاي جدید و تعامل، ترس از مشکلات و ناسازگاری‌ها
 من آنقدر خوش‌شانس بودم که چهارسال خوبی با آدم‌هاي فوق‌العاده‌اي داشتم. پر از تجربه‌هاي خوب بود، آنقدر که ناراحتی‌ها و تنهايی‌ها کمرنگ شود
خوابگاه تنهايی داشت اما پر بود از کشف و تجربه‌هاي جدیدی که لازم بود بگذرانم، خوابگاه یادم داد صبور باشم و با آدم‌ها
فرض کن یک غروب بارانی ست و تو تنها نشسته اي مثلابعدش احساس می کنی انگار، سخت #دلتنگ و خسته اي مثلادر همان لحظه اي که اين احساس مثل یک #ابر بی دلیل آنجاست. .شده یک لحظه احتمال دهی که دلی را شکسته اي مثلا ؟ که دلی را شکسته اي و سپس #ابرهاي ملامت آمده اند.پلک خود را هم از پشیمانی روی هم سخت بسته اي مثلامثلاهاي مثل اين، هر شب، دلخوشی هاي کوچکم شده اند. در تمام ردیف هاي جهان ، تو کنارم نشسته اي مثلا. . .و دلی را که اين همه #تنهاست ، ژاپنی ها قشن
خوب یادم هست از همان کودکی‌ از اينکه کسی اسمم را کج یا خلاصه کند بدم می‌آمد، مثلا همان موقع‌هايی که فرشته را از روی محبت یا صمیمیت "فری" یا بقیه از روی شوخی‌هاي دوستانه "فرشتو" یا "فَرو" می‌گفتند احساس خوبی نداشتم ؛ یادم نمی‌آید به فری گفتن‌ها، با وجودم دوست نداشتن، واکنش خاصی نشان داده یا گفته باشم که مرا اينگونه خطاب نکنید اما به فرو و فرشتو همیشه با شوخی یا عصبانیت واکنش نشان می‌دادم تا مبادا عادت شود و بماند، تا جايی که امروز تقریبا هم
بسم‌الله الرحمن الرحیم
دورهمی همرزمان گردان‌هاي ادوات و توپخانه با حضور سردار حاج مهدی کیانی فرمانده لشگر ۳۲ انصارالحسین علیه‌السلام در عملیات والفجر ۸ به میزبانی برادران سیدمحمد و اکبر عباسی در همدان روز پنج‌شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۸ برگزار شد. 

 
حاج حمید حسام و نورخدا ساکی دیده‌بانان خستگی ناپذیر گردان ادوات
حاج مهدی کیانی فرمانده لشگر ۳۲ انصارالحسین علیه‌السلام در عملیات والفجر ۸ 
حاج اکبر امیرپور (عمو اکبر) از همرزمان شهید علی
فرقی نمی‌کنه چقدر تلاش کرده‌م و وقتی اتفاقی میفته که خودم رو با خودِ چند سال پیشم مقايسه می‌کنم می‌بینم که چقدر جلو زدم. مهم اينه اينجا جايی نیست که من می‌خواستم باشم. همین.
احساس پوچی می‌کنم. نه اون‌طور که انگار من هیچ فايده‌اي توی دنیا ندارم، برعکس انگار تموم دنیا هیچ تأثیری روی من نداره. و احساس تنهايی عجیبی می‌کنم، نه ـ مثل قبل‌ترها ـ اونطور که انگار جزو هیچ گروه و جامعه‌اي نیستم، درواقع انگار که هیچ‌کسی دستش بهم نمی‌رسه. اونقدر ا
نه اونقدر خوبم که آدما شیفته ام باشن، نه اونقدر بد که ازم متنفر باشن. نه اونقدر محبوب که همیشه دورم شلوغ باشه، نه خیلی منفور که همیشه تنهاترین باشم. نه زیاد بدشانس، گرچه شايد بودم همیشه، اما هنوز خیلی امیدوار. نه اونقدرها هم عالی تو قشنگی، تو کار، تو هنر، تو خانواده و ثروت، و نه خیلی فقیر تو تمام اينا. آدمی به اين متوسطی فقط به یه تعداد آدم باکیفیت احتیاج داره براي خودش، که خیالش راحت باشه زندگیش پوچ نیست. به اونقدری ثروت احتیاج داره که در ازا
نخستین همايش ملی بازنمايی گفتمان انقلاب اسلامی و دفاع مقدس» روز سه‌شنبه
۱۰ اردیبهشت همزمان با سالروز عملیات بیت‌المقدس
و روز ملی خلیج فارس در موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس با حضور سعیدرضا عاملی
دبیر شوراي عالی انقلاب فرهنگی و سردار سرتیپ بهمن کارگر رئیس بنیاد حفظ آثار و
نشر ارزش هاي دفاع مقدس در سه بخش انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و بازنمايی
گفتمان برگزار شد. در اين همايش دکتر اسماعیل اقبال مقاله اي با عنوان بازنمايی
مؤلفه هاي گفتمان انقل
در بین CMS هاي مختلف که براي طراحی سايت معرفی شده اند، بسیاری از متخصصین اين کار وردپرس را پیشنهاد داده اند اما چرا؟
اول اينکه اين ماجرا را بخوانید تا از بدقولی و ادعاهاي بی پايه بسیاری از طراحان سايت با خبر شوید.
دوم اينکه وردپرس امتخانش را پس داده و نصب و کار کردن با آن بسیار ساده است به طوری که اگر با هوش و کمی فنی باشید با کمی تمرین خودتان می توانید همه کارهاي سايت خود را انجام دهید.
سوم اينکه زیرساخت مناسب براي بهینه سازی را دارد. و در آخر با
تنها جمله ی کلیشه اي که شايد من بهش ارادت داشته باشم اينه : چقدر زمان زود میگذره . میتونه برام ویران کننده هم باشه و ملال آور ‌.
باورم نمیشه از شبی که با بغض خوابیدم چون صلاح مصدوم شده بود و لیورپول مظلومانه (!) جام رو از دست داد .‌باورم نمیشه یکسال و چند روز از اون شب گذشته و حالا لیورپول یک مدال نقره یک طلا و یک جام داره ! 
بايد بیشتر از چیزی که الان هستم خوشحال باشم ، فکر میکنم اصلا خوشحال نیستم . 
شايد چون یک ماه پیش وقتی تو لیگ قهرمان نشدیم بهم
کم کم داریم به یک سالگی زندگی مشترک مون نزدیک میشیم . یه سال غم و شادی، یه سال قهر و آشتی، یه سال تلخ و شیرین، زندگی بالا پايین زیاد داشت واسمون . پارسال یه همچین روزايی بود که خیلی تنها بودیم . تو تنهاتر از من، من تنهاتر از تو ، خدا رو داشتیم و همدیگه رو . من تنهايی جهیزیه میخریدم تو تنهايی دنبال وام میدویدی که بتونی خونه اجاره کنی، من تنهايی وسیله میچیدم تو تنهايی دنبال پول بودی که بتونی مراسم عروسی بگیری اونجوری که من دلم میخواد، اصلا چرا میگ
گاها سر و کله ی یه سری احساسات تو زندگیم پیدا میشه که به شدت ازشون متنفرم و دلم نمیخواد مثل یه اسب رام و مطیع بیفتم دنبالشون،ولی اونا منو به اجبار دنبال خودشون می کشونن،و اين روز ها،جزو یکی از اون گاهی ها تو زندگیمه و یجورايی مبارزه! از نوعِ خوددرگیریشه!
احساس تنفر دارم نسبت به برخی آدماي زندگیم و واقعا دارم ازش رنج می برم،یجورايی اذیت میشم،با حرفاشون،رفتاراشون،اونا همون آدماي قبلین.من حساس تر از قبل شدم،خیلی حساس،احساس میکنم آسیب پذیر ش
اين روزها.
اين روزها حس دیگری دارم!
اين روزها چادرم را جور دیگری می بینم.
اين روزها چادرم را باغرور برسر می کنم.
اين روزها چادرم را که سرمی کنم احساس وظیفه می کنم!
احساس وظیفه درمقابل اعمالی که انجام می دهم ، احساس وظیفه درمقابل حرمت چادرم.
اين روزها حرمت چادرم را بیشتر حس می کنم.
حرمت چادری را که یادگار مادرم فاطمه (س)است.
حرمت چادری که خون بهاي شهیدان است.
حرمت چادری راکه در عاشورا از سر زینب نیفتاد!
حرمت چادری راکه جان ها براي بودنش رفته اند.
ساقی شبیه ساقی کوثر نیامدهجز او کسی به جاي پیمبر نیامدهجز او براي فاطمه همسر نیامدهاز کعبه جز علی احدی در نیامدهیعنی کسی به پاکی حیدر نیامدههر کس غلام فاطمه شد در پناه اوستشاهی که عرش دوش نبی جايگاه اوستدر معرکه سلاح نبردش نگاه اوستاين گیسوی سیاه که تنها سپاه اوستبر شانه اش سیاهی لشکر نیامدهاولاد مرتضی همه ذاتاً مطهرندقرآن ناطقند، شفیعان مندشاهان روزگار غلامان قنبرندخدّام عرش گوش به فرمان حیدرنددور و برش که قحطی نوکر نیامدهابروش وق
بند هايی در زندگی ام بوده اند ؛از کودکی احساس میکردم شان
یادم هست که تلاش میکردم براي رهاشدن؛ ولی
هرچه بزرگتر شدم اون گره ها رو که نتونستم باز کنم هیچ بلکه گره و بندهاي جدیدی اضافه کردم
واما اکنون
بعد ازبیست و یک سال و چند ماه احساس میکنم اسیر اين بندها شده ام
نمیدانم چرا ولی وقتی یه نگاه به بندهاي ضخیم و یه نگاه به عزم و اراده خودم میندازم میترسم
میترسم از اينکه زورم نرسه؛عمرم که داره مثل برق و باد میگذره اونم به چه قیمتی؟!
به قیمت سپید
چند روز پیش آموزشا جاوا اسکریپت تموم شد . از همون روز کد نویسی چند تا پروژه و پلاگینو بصورت تمرینی دارم انجام میدم . همین الان یکیشون تموم شد . هر روز که دارم میرم جلو خودمو بیشتر به کد وابسته میبینم . یه جوری جدا شدن از اونا سخته هرجايی میرم لپ تاپم همراهمه . دقت کنید هرجايی ! . یجورايی شریک زندگیمه و تنها راه جدايیمون مرگه همین !تا قبل شروع پروژه ها احساس میکردم هنوز مفاهیمو خوب نفهمیدم ولی خب بیشتر اين احساس ناشی از وسواسی بودنم بود و ال
مردم در هر محیط کاری درباره تیم‌سازی، کار تیمی، و تیم من صحبت می‌کنند، اما تعداد کمی از آن‌ها درکی از چگونگی ايجاد تجربه کار تیمی و یا چگونگی ايجاد یک تیم موثر دارند. تعلق به یک تیم، در معناي کلی، نتیجه اين احساس است که بخشی از یک نهاد بزرگ‌تر از خودتان هستید. اين احساس، وابستگی زیادی به درک شما از شرح ماموریت‌ها و اهداف سازمان‌تان دارد.
ادامه مطلب
اضطراب و بی قراری، از جمله واکنش هاي رايج سطح روان به استرس هاي محیطی است. احساس نگرانی در برخی از موقعیت ها مثل زمانی که شما می خواهید به یک مصاحبه شغلی مهم بروید یا زمانی که می خواهید تصمیم مهمی نظیر ازدواج بگیرید تا حدی طبیعی است. اما اگر علائم اضطراب و بی قراری آنقدر زیاد شوند که شما نتوانید عملکرد عادی خود را حفظ کنید و کارهايتان مختل شود؛ حتما بايد به یک متخصص روان شناس براي بهبود مهارت مدیریت استرس مراجعه کنید. اگر علائم اضطرابی براي
ملقمه اي از طعم گس "راهنماي مردن با گیاهان دارویی"، شعف پختن لازانیا واسه دوستات،دلهره ی از دست رفتن تصاویر رویاهاي قدیم،ترس به راحتی از مدار خارج شدن.مثه اون الکترون لايه ی آخر که با کم ترین نیرویی براي همیشه هویتشو از دست میده. و تلخی چند سوال:  تاکی اوج هر احساس مهمی به قعر چاه میرسه؟از شرم حضور تا خجالت و خواستن و ترس از دست دادن و هزاران احساس دیگه،میشه یه آینه رو به قلبم که انعکاسش تا اعماق تاریکی چاه منو میبرهتا کی از تو کم بیارم؟
اخیرا نامزد کردم اما با ايشون ٢٠ سانت اختلاف قد دارم، من قدم ١٦٥ ايشون ١٨٥، البته من عادت دارم کفش ١٠ سانتی میپوشم و با اختلاف قد کنار میام اما مشکل اصلی اختلاف هیکل هست، چون من استخون بندی ظریفی دارم ولی ايشون خیلی درشت (عرضش زیاده)، با اينکه اصلا چاق نیست ولی حدس میزنم بالاي ١٠٠ کیلو وزنش باشه ولی من به ٦٠ نمیرسم. 
آقا مشکلی ندارن ولی من وقتی کنار هم قرار میگیریم احساس میکنم به خاطر اختلاف مون معذبم و اعتماد به نفسم رو از دست میدم، یه جوراي
آموزش غیرحضوری” من ارزشمند ” از بسم الله بحث شروع میکند و به دهها راه حل ختم میشود و محتواي سمینار حضوری من ارزشمند با تدریس دکتر شیری است که در ۱۷ فروردین ۹۷ برگزار شده به ۶۰ درس دقیق درباره رسیدن به احساس ارزشمندی و بالا بردن اعتماد به نفس می پردازد و تمرکزش بر نکاتی است که پدر و مادرتان به شما نگفته اند.در اين آموزش غیرحضوری سخنرانی دکتر علی صاحبی عضو هیئت علمی موسسه ویلیام گلسر درباره عزت نفس و احساس ارزشمندی که در سمینار ارائه شده است ن
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب