نتایج مطلب ها برای عبارت :

اهنک مانم عشکيم بيردنه بيردنه

دیشب را پای صحبت دوست نزدیکی بودم که داشت تمام زندگانی اش را میکرد دو چمدان تا برود. تا به حال این گونه غمگین ندیده بودمش. میگفت : مهسا کاش نمیرفتم، کاش می ماندم، اما نه خوب است که  نمی مانم
نه دلش به رفتن بود ونه دلش به ماندن. چه میتوانستم بگویم؟ هیچ. تا صبح فکر کردم که در این روزها چه به اوبگویم ؟ باز هم هیچ. احتمالا احوالاتمان تا یک ماه دیگر همین است؛ به یکدیگر نگاه کنیم، هیچ نگوییم و قلب هایمان مچاله شود.
مناسبت های خوب می آیند و می‌روند و تو همچنان نیامدی. استاد می‌گوید: تقدیر ازدواج از آنهایی است که به هیچ وجه عوض نمی‌شود؛ مگر تحت شرایط خیلی خاص. یعنی قبلا یک بار در آسمان عقد کرده ایم؛ منتها یادمان نمی آید. 
بی ربط نیست اگر بگویم: 
آقایی دارم خوجگله        فرار کرده ز دستم! 
دوریش برایم مشکله       کاشکی اونو می‌بستم! 
البته استعداد شعر ندارم. از سرودهای عمو گ کش رفتم. اولش را فقط تغییر داده ام!
میدانی، توی مخاطبین گوشی ام یک مخاطب خاص
فردا و پس‌فردا که بگذرد، چیزی از ماه مبارکش باقی نمی‌ماند. من می‌مانم و آرزوهای برباد رفته. همۀ اوقات فکریِ این خیالِ خامم که از فردایِ ماه رمضان، شروع می‌کنم به کارهایی که تویِ ماه مبارک از خدا خواسته‌ام موفقم بدارد در انجام دادن‌شان. 
آدمی همیشه در حال فریب‌دادن خودش است. اصلا تا خودت را نفریبی، نمی‌توانی دیگران را بفریبی. درست و حسابی که فکر کنی می‌بینی ماه رمضان، به‌ترین اوقاتی بوده که همان چیزهایی را که از خدا خواسته‌ای، شروع کن
"فاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم"
بنده ی کوی حسین ، از دو جهان آزادم
پرچم سرخ حسینی است فقط روی سرم
مزه ی تربت او در دهن از میلادم
راه او راه حیات است و خودش فُلک نجات
متوسل به حسینند همه اجدادم
یا حسین بن علی ذکر شب و روز من است
اثر ذکر حسین است اگر آبادم
عاشقش گشته ام از صبح ازل تا به ابد
از الست است که من دل به جمالش دادم
تشنه ی چهره ی نورانی او می مانم
شده تشکیل زِ حبش همه ی بنیادم
گفت: زهراست مصیبت خوانش
پس بلند است برای غم او فریادم
تا
این برای دومین بار در یک ماه اخیر است که منتظر می‌مانم. جواب اولی را دو هفته پیش گرفتم. نه بود. با ده روز این دست و آن دست کردن گفتندش. مادرش زنگ زد و گفت علی‌رغم میل خودش و پدرش به این وصلت خودشان به هیچ وجه مایل به ازدواج نیستند. با اینکه این یکی بلکل جنس متفاوتی دارد- کاری است- فرض کرده‌ام جواب این هم نه. آقای افرازی زنگ زده بود و شرایط شرکت را گفته بود و می‌خواست ببیند می‌توانم باهاشان کار کنم. پرسیدم کارهای من را دیده؟ برایشان فرستاده بودم.
به دیدارم بیا هر شب
در این تنهایی تنهاوتاریک خدا مانند
دلم تنگ است
بیا ای روشن،ای روشن تر از لبخند
شبم راروز کن در زیر سرپوش سیاهی ها
دلم تنگ است
بیا بنگر چه غمگین وغریبانه
در این ایوان سرپوشیده
وین تالاب مالامال
دلی خوش کرده ام با این پرستو ها وماهی ها
واین نیلوفر آبی واین تالاب مهتابی
بیا ،ای هم گناه من در این برزخ
بهشتم نیزو هم دوزخ
به دیدارم بیا ،ای هم گناه ، ای مهربان بامن
که اینان زود میپوشندرودر خواب های بی گناهی ها
ومن می مانم و بیداد
صوت: URL
خلاصه جلسه شانزدهم: علت غیر تحقق غیرمستقیم بیماری:۱-ابتلا به جهت منزلت(پیش‌تر گفته شده) ۲- گناه ۳-اجل

شاید بشود بیماری را براساس این سه علت به سه دسته تقیسم کرد:۱-بیماری ابتلا ۲-بیماری گناه ۳-بیماری اجل
به بیماری اجل بیماری سام میگویند. 
بیماری ها از نظر جنس به دوسته تقسیم می‌کنند: ۱- سام(درمان و دارور در آن موثر  نیست و منجر به مرگ می‌شود)    ۲- بیماری غیر سام(درمان و دارور در آن موثر  است و منجر به مرگ نمی‌شود)
در بیماری سام و غیر سام هر
چند روز پیش، خواستگاری دختری رفتم، که سخت دل بسته من بود. مرا بخاطر ایمان و اعتقاداتم انتخاب کرد و من نیز شخصیت او را دوست داشتم، نگی داشت.خواستگاری مختصری بود، از طرف ما خواهرم نبود و برادر ارشدم. از طرف عروس هم، خواهرش نبود و دو برادر بزرگترش. خواهرش و مادرش هم مرا پسندیده بودند.من یک کارمند حقوقی و او نیز یک دبیر، بحث ها از خواستگاری کشیده شد به ی و اعتقاداتی. گویا خدا می خواست، چشم من زا همین اول کار باز کند. بحث تا جایی پیش رفت، که م
بسم الله
 
چند روزی‌ است که صبح‌ها بیدار می‌شوم. کنارِ مامان هاجر می‌نشینم و صبحانه می‌خورم. چون باید صبحانه بخورم. اول دو قاشق غذا خوری از یک پودر بی‌مزه در دهانم می‌ریزم و پانزده دقیقه بعد، صبحانه. بعدِ بعدِ صبحانه، یا می‌خوابم تا لنگِ ظهر، و یا بیدار می‌مانم. البته که بخوابم بهتر است. چون گیج بودن و انرژی برای هیچ کاری نداشتن، عاقبتِ نخوابیدن است. امروز خوابیدم. چون دیروز بعد صبحانه به کتابخانه شهر رفتم. آخ که دلم برایش لک زده بود. عکس
بیست و دو سال و یک ماهه هستمبا کوفتگی هایی بیشتر از بیست و دو سال و یک ماهه بودناما با امید!امید به عشقعشق اگر عشق باشد مرده را هم زنده می کندحتی در صد و دو سال و یک ماهگی هم امید دارم به باز عاشق شدن و باز و باز . 
 
× این یه اعترافه برای من که همیشه از سنم فرار می کردم چون منم از ۱۵ سالگی عاشق آدم های دست نیافتنی شدم که از من بیشتر از ۱۰ سال بزرگتر بودن!
 
× یه وقتایی نمی دونم من کیم! کسی برای خودم یا کسی برای دیگران!! 
دوست دارم برای خودم باشم . 
 
در پی گل گیری در تامین اجتماعی توسط شهرداری
میش رمضون: مانم ایسُو که فکرشه میکنیم میوینیم تا یه خورده حسابلی پُی هم داریم ، از او هل هم میگن پیشگیری بختر از
بی زحمت موارد زیر را در خونه ما بریزین ، کارگرلمون منتظرن:
1- یه ماشین پنج تن ، ماسه بادی
2- یه نِیسُن مُکادم
3- یه نِیسُن گِلِ باغچه مرغوب
4- دو پنج تن مخلوط
5- سیمانمون هم تموم واویده ، هرچقه دارین بیارین کنار دیوار بچینین
آدرس: برازجون نزیک برس تامین اجتماعی .
پ.ن: طلب کارل و بدهکارل محت
ذکر لبم علی علی / تو زندگی تاب و تبم علی علی

دلم همیشه با توئه / نوکری تو منصبم علی علی

 

می‌بالم، شیعه هستم آقا

دل به عشق تو بستم آقا

دل از تو، برنمی‌دارم من

به پایِ، تو نشستم آقا

 

حب تو، پایه‌ی ایمانم

عشق تو، آیه‌ی قرآنم

با همه، باورم یا مولا

تا ابد، پای تو می‌مانم

 

نور علی، شور علی / ذکر لبم تا به دم گور علی

شادی من، حبِّ توئه / دلم ز عشقِت شده مسرور علی

ادامه مطلب
سکوت
تفرقه کوتاهیست از تاریکی در تره ی سیاهی شب ، این روزها و شبها آرامش معنای دیگری دارد و سکوت نجوای بی کسی است .
بی هدف در بیابان ، در خیابان و در کوچه ها پرسه میزنم شاید ای نگار من 
یکی از این شبها بتوانم
در ره مهتاب رویت را ببینم .
کاش امشب یا شب های دیگر تو باشی و من همچنان در جستجوی تو و در عطر بوی تو غرق باشم .
ای نگار راستین من ای مهربان من و ای زیبا ترین ترانه ی سکوت من در کدامین کوچه ها آرمیده ای ؛
من در این تاریکی و در این شب و در این سکوت ب
 
   یهود گفتند دست‏خدا بسته است. دست‌هاى خودشان بسته باد و به سزای آن‌چه گفتند از رحمت‏خدا دور باشند. بلکه هر دو دست او گشاده است، هر گونه بخواهد مى‏بخشد».مثل خیلی‌های دیگر که توی سربالاییِ نبودن‌ها، سختی‌ها، نشدن‌ها و نرسیدن‌ها، پاهای ایمان‌شان سست می‌شود و لنگ می‌زنند، کم می‌آورم گاهی. توی نهان‌خانه دلم علف‌های تردید می‌روید، دانه‌های شک بارور می‌شود و نهال یقینم را نشانه می‌گیرد. باورم به یغما می‌رود، باورِ این‌که اگر
چند وقتی میشود که آنچنان که دلخواه و دلچسبم باشد؛ دست و دلم به قلم نمی رود و می اندیشم به آنچه گذشته و در حال گذر است. انگار کن رهایی ام را قفلی زده اند به وسعت تمام جسم و جانم. به گذر این روزها سخت، امیدی نیست و در حالی گرفتار مانده ام که به شدت نیازمند ترکش هستم. دنیاست دیگر یک روز با ماست و روزی دیگر بر ما. و آدمیست و دلــــ .اصلا وقتی فکر می کنم دل را برای چه  آفریده اند می مانم در حکمت خلقتش. حسابش را کرده ام چند وقت یکبار که هواییِ دلخوش
 
بقول ادبیاتی ها: واضح و مبرهن بود که نرفته بر می گردم!
و حالا واضح و مبرهن شد که نرفته برگشتم.!
اما چرا؟
برای این که نسبت به درخواست همراهان عزیز احترام قائلم.
برای این که به خاندان سیادت و نجابت، ارادت دارم.
برای این که ثابت کنم حرف مرد یکی نیست!
همین سه دلیل برای روشن نگه داشتن چراغ کم سوی این وبلاگ کافیست.
 
عجالتاً پر حرفی نمی کنم. فقط آمدم از همراهان خوب و بزرگوار: دختر بی بی، جناب قدح، خانم رهرو، آقای ن.آ، خانم لوسی می، آقای حامد، آقای ع
چند روزی هست که خبر گم شدن دوربین‌ِ فیلم‌برداری‌شان پیچیده ، همسایه‌‌ی تقریبا جدیدمان را می‌گویم ، گویا دوربین در خانه و جایی جلوی دید قرار داشته است و کسی آمده و برده است! البته همه‌ی این‌ها را خودش می‌گوید؛ می‌گوید که دوربین کنار تلویزیون بوده است و حالا نیست ، تمام سوراخ سُمبه‌های خانه را زیر و رو کرده است ولی دریغ ، پول نقد هم در خانه داشته است اما حتما محترم وقت پیدا کردن آن‌ها را نداشته و فقط دوربین را برداشته و متواری شده اس
بی مقدمه می گویم، اگر می دانستم کار پروژه ای که دکتر فیروزی می گفت پیاده کردن دو ساعت و نیم وویس جلسه است و فعلا دو ساعتش 22 صفحه آچهار شده، واقعا قبول نمی کردم. این روز ها که تقریبا می توان گفت کمی شلوغ است. این روز ها مدام به این فکر می کنم که پختگی این است که روایط خانواگی، روابط عاطفی، مشکلات و مسائل اصلا نباید در استوری ها و پست ها و عکس های پروفایل نفوذ کنند که اگر اینطور باشد، انگار چیزی کم است. حانیه چند وقت پیش یک استوری گذاشته بود با این
(برای دریافت فایل باکیفیت روی عکس کلیک کنید.)
 
دختران پدری
 
بهار آمده استو تمام می شود فصل های خدا!!!اما هنوز؛فصل انتظار تو ادامه دارد.دیگر همه بی تاب شده اند.این خبر از حادثه ای بزرگ می دهد.ما تمام می کنیم فصل انتظار تو را.
*****
 
امام من
روحم را، ذهنم را
و قلبم  را
به تو می سپارم
می دانم خوشبختی در سایه امام بدست می آید
و
تلاش می کنم تا یاوری برای شما باشم.
و جوانان کشورم را با کتاب آشنا می کنم
و می دانم این کار گامی بلند در راستای ظهور شماست.
م
بسم الله الرحمن الرحیم ./
حقیقت این است که از ماه ها قبل برای حاجتی ، دوست مشهدی ام چله ی زیارت امام رضا علیه السلام را برایم انجام میداد. هر بار حرم میرفت یک زیارت هم برای من . ای شد که عادت کرده بودم ، زیارت ها را میشمردم ، بی انکه سختی ای در این چله بکشم ، بارش به دوش رفیق بود و حاجتش از دل من ! بهش فکر که میکنم خجالت میکشم با این همه . چهلمین زیارت افتاده بود در ایام عید فطر ! همان روزها دوست مشهدی ام در حرم اعتکاف بود. حتی تا چند روز بعدش هم نمیدا
نمایندگی پیامک صوتی
 
******
این دیگه بار آخره دارم باهات حرف میزنم / خداحافظ نامهربون میخوام ازت دل بکنم
سخته ولی من میتونم سخته ولی من میتونم / این جمله رو اینقد میگم تا که فراموشت کنم
پیامک صوتی
 
 
 
******
همیشه از همان ابتدای آشناییمان در هراس چنین روزی بودم و کابوس خداحافظی
را میدیدم اکنون شد آنچه نباید میشد
خداحافظ دلیل بودنم خداحافظ . . .
تبلیغات صوتی
 
******
فکر میکردم آنقدر از نگاهم بیزار شده ای که دور دور رفته ای.
اما دور شده بودی تا پا به
نمایندگی پیامک صوتی
 
******
این دیگه بار آخره دارم باهات حرف میزنم / خداحافظ نامهربون میخوام ازت دل بکنم
سخته ولی من میتونم سخته ولی من میتونم / این جمله رو اینقد میگم تا که فراموشت کنم
پیامک صوتی
 
 
 
******
همیشه از همان ابتدای آشناییمان در هراس چنین روزی بودم و کابوس خداحافظی
را میدیدم اکنون شد آنچه نباید میشد
خداحافظ دلیل بودنم خداحافظ . . .
تبلیغات صوتی
 
******
فکر میکردم آنقدر از نگاهم بیزار شده ای که دور دور رفته ای.
اما دور شده بودی تا پا به
نگاه‌ می‌کنم و ذهنم از هجوم سئوال‌ها و جواب‌های غیر ملموسشان خسته می‌شود، احساس کسالت می‌کنم. همیشه همینطور است ، وقتی برای فهمیدن موضوعی تلاش می‌کنم و دست آخر ناکام می‌مانم، وقتی که مغزم در پاسخ به سئوال ها ارور می‌دهد احساس کسالت می‌کنم‌‌!
دوباره نگاه‌ش می‌کنم، باید ۶۰ را رد کرده باشد، پیر است و گرد بیماری بر چهره‌‌اش نشسته است اما همچنان افکارش عجیب‌ است، مثلا هنوز حاضر نیست برای راحتی خودش خلاف روش ۶۰ ساله‌اش عمل کند از ترس ا
روزها چاقو شده اند ، نوک تیز و بُرنده . شب ها . شب ها سنگین تر از پیشند ، کُشنده و از بین بَرنده . 
من انگار وجود ندارم. نیستم . محو شده ام . گهگاه شبحی هستم که در راهروهای اداره ، در فاصله ی کوتاه ِ اتاق خواب و آشپزخانه مسیری معلوم را در نامعلوم ترین حالات درونی ام طی می کنم . دیر متوجه بوق ماشین ها می شوم و با فحش های رکیک راننده ها به خود می آیم . نگاهم مات است این را از تذکرهای دیگران از حمل ِ بر بی توجه بودنم به حرف های شان می فهمم . به جلسه ای م
از طرف افسر گردان والتر نامه ای به دستشان رسید که در آن نوشته بود والتر در یکی ازعملیات های کورسلت با اصابت یک گلوله کشته شده است. همان روز نامه ی دیگری از خود والتر به دست ریلا رسید. ریلا پیش از باز کردن نامه به دره ی رنگین کمان دوید و جایی  که برای آخرین بار با والتر حرف زده بود ، نشست و گرم خواندن شد. خواندن نامه ای بعد از مرگ نویسنده اش حس و حال عجیبی داشت. نخستین بار بود که ریلا احساس می کرد والتر باآن روح بزرگ و عقاید با شکوهش هنوز زنده است و
دانلود طنز صوتی " فِضِی مجازی و زنل خشم "  نویسنده: دی زاغو برازجونی  چاپ اتحاد جنوب
  جهت شنیدن و دانلود ری لینک زیر کلیک کنین:شنیدن دانلود
  کانال طنز ما: https://telegram.me/deyzaghoo
دِی زاغو برازجونی:
یکی از دلخاشیل ما زنل قدیمی (اصلی) ئی بی که پسین تا پسین دِمِ فِدَه یکی از هُمسادیل مینشِسیم و گپ و رواتی می کردیم و صَفه پس سر زنل خشم اوولی مینادیم به صرف چیی و قَیلون، انتظاری وُ زنل اُمروزی نی، از وختی که آپارتمان و پاساج اومَ ری کار، دِم در نشینی زنل جَ
دانلود طنز صوتی " زنل قدّیم "  نویسنده: دی زاغو برازجونی  چاپ اتحاد جنوب
  جهت شنیدن و دانلود ری لینک زیر کلیک کنین:شنیدن دانلود
  کانال طنز ما: https://telegram.me/deyzaghoo
دِی زاغو برازجونی:سُه هفته ایه که وِر دِییم نرفتمه، اُمروز صُب گه سی رمضون گفتم بیُو برسِنـُم تا فِدَه بوام اینا تا برُم ور دِییم بینم حالِش چه طهره؟ رمضون گف: هَع مِی هِنی دِییت زندیه؟ گفتم: چیشم روشن، دیه چه؟ وختی که سیش گفتم و پُی نِی قِیلونش برشُندت اوسُو می فـَمی که دفه ی دیه وُ دی
عکس نوشته های عاشقانه سیاه و سفید دختر
 
اس ام اس عاشقانه با مضمون تنهایی و دلشکسته سال ۹۵
نوازش از من می خواهی و من
پرم از جای خالی
همه نوازش های نشده . . .
نگاه از من می خواهی
از دو چشمم
و من
سراپا نگاهم و
اینهمه مردمک انتظار را در من
نمی یابی . . . .
 
اس ام اس عاشقانه با مضمون تنهایی و دلشکسته ۹۵
 
 
اس ام اس عاشقانه با مضمون تنهایی و دلشکسته ۹۵
سکوت که می کنی
وزن جهان را تنها به دوش می کشم!
و کم که می آورم
زمین آنقدر کند می چرخد
که
دلم برای مادربزرگم می‌سوزد. بیش‌تر از سوختن، گاهی حتی می‌ترکَد. هیچ‌وقت خیلی دوستش نداشتم و این خودش شدت احساساتم را بیش‌تر می‌کند. توی خانه‌شان، بدون پدربزرگم، صراحتاً باید رید.شبیه بیماری می‌ماند که پرستار و یا شاید نگه‌بانِ شبانه‌روزیِ 40 سالش مُرده. حالا خیلی تنها شده و بیماری‌هاش به طریقه‌های عجیبی بارز می‌شوند. رفتارهای وسواس‌گونه و کنترل‎گرانه‌اش جلوه‌های خنده‌داری گرفته‌اند. کسی نمی‌تواند تحملش کند. گمانم من توی این
عکس پروفایل شاد عاشقانه جدید 98 با متن زیبا
گاهیمجبوریم از یک روز شروع کنیمبه فراموش کردنبه روی دلمانبه روی خاطراتمانو به روی زندگیمان نیاوریمکه اصلا کسی را داشتیمکه اصلا کسی را دوست داشتیم

دل را سر شوقی
اگرم هست
تو آنی …

عشقت نهایتی ندارد
من هر روز دوست داشتنت
را تمرین می‌ کنم
برای بیشتر عاشقت بودن


تو را فراسوی انتظار می‌ خواهم
آن سوتر از خودم
و آنقدر دوستت دارم
که دیگر نمی‌ دانم از ما دو تن
کدامیک غایب است
عکس پروفایل شاد 2018
آدم بزرگ‌
بارداری می‌تواند شبیه یک سفر هوایی باشد. فرقی هم نمی‌کند
چه مقدار از مسیر را گذرانده باشی. و آسمان شهر مبدأ چقدر آفتابی و بدون ابر بوده
باشد.

درست از لحظه‌ای که دکترت در آخرین ویزیت با کمی اضطراب که
ناشیانه سعی در مخفی کردن آن دارد، یک آزمایش برایت می‌نویسد همین الان برو
آزمایشگاه و بگو اورژانسی و جواب را سریع به من بگو، و بعد روی کاغذ دیگری برگه
پذیرش بیمارستان می‌نویسد، ابرهای تیره پشت پنجره‌های کوچک هواپیما تجمع می‌کنند.

صدای خلبان
یک زن اگر دوستت داشته باشد می تواند برای
پاسخ به دعوت تو برای نوشیدن قهوه از پاریس به پیشت بیاید و اگر قلبش را به روی تو
ببندد خسته تر از آن است که یک حبه قند با تو بخورد.
نزار قبانی
--------------------------------------

یک زن مى تواند مردى را از اندوهى که
سالها گریبانش را گرفته رها کند و فقط یک زن مى تواند مردى را چنان اندوهبار کند
که سالها گریبانش را بگیرد.
--------------------------------------


 روزها کتاب می‌خوانم، چای
می‌خورم؛به تو فکر می‌کنم.فیلم می‌بینم، سینما می‌
از اهمال کاری تا پردستاوردی
آموزش غیر حضوری از اهمال کاری تا پردستاوردی
(پیشنهاد ما خرید بسته کامل اهمال کاری و کمال طلبی با تخفیف بیشتر است)
شاید جالب باشه براتون که هفت نوع اهمال کارى داریم؛من
سه نوعش را داشته ام، شما ممکن است اصلا نداشته باشید یا انواع دیگرش را
داشته باشید؛ یک نوعش مقاومت و لج پنهان است در برابر دیگران که چیزى از
درون کار را در بیرونت خراب میکند.من در این درس نمیخواهم شما آدم منظم
چهارچوب دار بشوید، زیرا خودم هم نتوانس
مرد
کروات فوتبال ایران پس از 17 سال حضور در ایران می گوید پس از بازنشستگی
قطعا از ایران می روم تا در کرواسی به خانواده و نوه هایم برسم!




به گزارش
"ورزش سه"، وینکو بگوویچ را می توان یکی از باثبات ترین مربیانی دانست که
در تاریخ فوتبال ایران به مربیگری پرداخته است. وینکو در 17 سال حضور خود
در ایران روی نیمکت 11 تیم نشسته است و در آخرین عملکرد خود نیز به همراه
تیم گل گه
امروز جلوی آینه : باشه، دیگه کوتاهتون نمیکنم، میذارم بلندشید، موهای سفید عزیز :)
این دو مرگی که این ماه اتفاق افتاد باعث شده بیشتر از همیشه به مرگ فکر کنم. و به زندگی. و به مفهومشان و به زیبایی هاشان‌. فوت ناگهانی آن دختر هنرستانی.
نمی دانم اعتراف بهش تاسف آور است یا مسخره، ولی خیلی به مرگ خودم فکر کرده ام. نه اینکه بعد از مرگ چه‌م می شود یا آن جور چیزها. به واکنش اطرافیانم. اینکه میایند توی صف اعلام کنند که پرنیان نامی مرده است؟ یا برای حفظ روح
اگر بدنیا نمی آمدم
هر یک از استخوانهایم از آن دیگری است؛
و شاید که آنها را یده ام.
و فکر می کنم اگر من به دنیا نیامده بودم
شاید فقیر دیگری می توانست قهوۀ خود را بنوشد
در این ساعت سرد هنگامی که زمین،
بوی غبار انسانی را می دهد و چنین غمگین است،
ای کاش می توانستم بر تمامی درها بکوبم
واز کسی، نمی دانم چه کس، تقاضای بخشایش کنم
و برایش نان های کوچک تازه بپزم
اینجا
در تنور قلبم
 "سزار والیه خو"

پابلو نرودا
به آرامی آغاز به مردن می‌کنیاگر سفر نکنی
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب