نتایج مطلب ها برای عبارت :

آخرش وارد بازیات شدم Mp3

کاشکی وقتی دارم چراغ خاموش، مخفیانه، بدون ترس و واهمه، بدون اندیشیدن به عواقبش، و حتی بدون ذره ای انگیزه مرزهای غم و اندوهگین بودن رو رد میکنم یکی باشه مث پدافند مرزهای یه کشور منو هم سرنگون کنه.خوب میشد. نه؟!کاش مرزهای غم حصاربندی، دیواری، یا حتی خطی داشتن که بگن نیا، وارد نشو، که اگه اینکارو کنی نابود میشی.چرا داخل جزیره ی غم اخطار معنایی نداره چرا خودشون ما رو میکشونن اون تو و آخرش حبس ابد بهمون میخوره.کاشکی حبس ابد می‌خورد نه حرص ابد.کا
یه پسر جوون و پدر تقریبا پیری یه خوونه قدیمی دارن، اینا میوه میفروشن جلو خونشون، فروششونم بد نیست امشب با مرده حرف میزدم ملکت چقد میارزه، میگه متری ۵۰ تومنم بخوان نمیدمش! آخرش گفت دو تومن میخواستنش ولی ندادم، منم دیگه چیزی نگفتم اما واقعا اینا دیگه کین ؟؟؟خونه کلنگی و داغون، خودت و پسرت تا صب بیدار باشی که میوه هاتو نزنه (۲۴ ساعته بازه) آخرش که چی؟ این واقعا زندگیه؟دو تومن بگیر، با ۱۴۰۰ یه آپارتمان خووب بخر، ۱۰۰ تومن بده یه ماشین بنداز
دور هم نشستیم و داریم از قدیم حرف می‌زنیم، از بچگی‌مون. می‌گم من به‌شکل عجیبی برای بزرگ شدن عجله داشتم، برای مدرسه رفتن، برای هجده‌سالگی به بعد و جالب اینه که الآن هم اصلاً دلم نمی‌خواد به گذشته برگردم و هنوز هم برای آینده یه‌کَمَکی شوق‌وذوق دارم؛ تنها دلتنگی‌ام برای عزیزانی هستش که از دست‌شون دادم.
ناشناخته‌ها به‌خاطر ناشناخته بودن‌شون جذابن و به‌نظرم همینه که من رو به آینده علاقه‌مند می‌کنه. خب مطمئناً زندگی من طوری نیست که هر
تابستون پارسال بود، رفتم تعیین سطح زبان.
آنقدر دانشجوها رنگ و وارنگ و باز بودن که سر درد گرفته بودم.
گفتم پامو توی این موسسه نمی ذارم حتی اگه فقط همین یه دونه باشه.
گذشت و گذشت تا حدودای دی ماه.
بعد اون واقعه تلخ، برای تغییر روحیه و تجربه یک فضای جدید، دل رو زدم به دریا و ترم اول رو ثبت نام کردم.
و امروز ترم سه تموم شد.
فقط مونده دو ترم دیگه. 
البته برنامه های من فعلا استپ شده و احتمالا چند مدت دیگه برم برای ترم های بعد.
ولی امشب فهمیدم من اون آدم ق
عرض کنم حضور با سعادت شما، هاشم خان دماوندی ِ چارشونه و لوطی که ذکر خیر شخصیتش در سریال زیبا و با اصالت "شهرزاد" را قبلا هم اینجاگفته  ام وقتی معشوق قدیمی اش "قرص قمر "را از دست داد و در سکوت و پنهانی عزادارش بود به شهرزاد گفت: "عروس! عشق مثل جنگ می مونه ، اولش آسونه ، آخرش سخت ِ و فراموش کردنش محال ".  خواستم بنویسم که مسئله ی  دست و پنجه نرم کردن با محالات در واقع همخوابگی با مرگ است . آدمیزاد آبستن رنج می شود از آن و تا فارغ نشود از این بار ، در می
دختره اسم پروفایلش جوجو بود!دو ساعت باهاش فک زدم.آخرش ازش پرسیدم چن سالته؟میگه ۴۹ سالمه! ‌ ‌خب لامصب جوجو چیه؟!تو الان یه شتـرمرغ بالغـی :)))))))))))))))))))) ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
چرا باید موقعی که دارم خوب نگاه به عمل میکنم دکتره بهم بگه شما دانشجوی پزشکی هستین؟:|
که تا آخرش حالم خراب باشه .؟ 
اسم پزشکی رو چرا میاری
آخر روز جالبه گفتم خدا کنه سوار یه اتوبوس بشم که  یه جای دور بره و فقط دور باشه!
 دقیقا همون اتوبوس که سوار شدم  مسیرش با مسیر من 40 کیلومتر  و فکر کنم بیشتر فاصله داشت که آخرش مجبور شدم بگم آقا منو پیدا کن :/
مریض به همکارمون میگه این بچه کیه ؟  همکارمون میگه این دانشجو هست خانم میگه عهه من فکر کردم بچه یکی
دیروز موس موس ح رو کردم، امروز دوباره بلاکم کرد. خیلی خرم و این خریت حالم رو بد کرده. روز با گندی شروع شد اما نباید همینجور ادامه پیدا کنه.
پاشو دختر دنیا به آخرش که نرسیده که؟ گند زدی مثل هزاران بار دیگه و خب پا میشی.
درس بگیر همین.
پا شو برو حموم و بعد قهوه و کتاب و زندگی. هیچ وقت دیر نیست.
دارم تمام سعی‌م رو میکنم که حتی اسمش رو هم سرچ نکنم و افسار افکار و احساسات‌م رو ندم دستش. به هرحال همیشه باید برای بدترین چیزها آماده بود.انتظارِ کشنده‌ای‌یه رو دارم تجربه میکنم.میدونم آخرش هم چیزی میشه که تو میخوای اما کمکم کن. خیلی.
شاید بار اولی باشد که دلم یار می‌خواهد، فقط بدین خاطر که حرف بزنم و حرف بزنم و حرف بزنم. بی‌منت. بی‌نگرانی. بی‌لاپوشانی. بدون آنکه گمان کنی آخرش مجبوری چندبرابر پشیمان شوی از تک تک کلماتی که گفته‌ای. راستی گفته بودم که تا حالا با کسی حرف‌های معمولی نزده‌ام، مگر آنکه بعدش کرور کرور پشیمان شده‌ام؟
با پسرخاله کل انداخته بودم سر بازی! میگفت من و پسردایی همه رو میبریم. گفتم اگه من و پسردایی باهم تیم بشیم از تو و پسردایی قوی تر میشیم. گفت ما حتی از تو و داداشت هم میبریم! گفتم من بهت رحم کردم که اسم داداشمو نیاوردم! حالا که خودت خواستی پس مسابقه میدیم ببینیم کیا قوی ترن!
فکر میکنید چی شد؟
آخرش من و پسرخاله باهم گروه شدیم و از داداش و پسردایی بردیم! =))
ساعت ١١:٣٠ زنگ زد بهم و یه ربع صحبت کردیم. بهش گفتم بیدارى این موقع؟ گفت آآآره گفتم آخه معمولا زود میخوابیدى صداى ماشین میومد، گفتم پشت فرمونى؟
گفت آره، آبادان بودم و دارم میرم خونه، تولد مامان بزرگ بود.
کلى صحبت کردیم، حتى از وقتى که اومده بودن تهران بیشتر!
آخرش پرسیدم چقد دیگه میرسى خونه؟ گفت رسیدم
زنگ زده بود که پشت فرمون خوابش نبره
#بابا
روزها مثل فشنگ از اسلحه خارج و سپری میشن.اومدم عسلویه و الان حدود ۷ روز هست که سر کار هستم.همون کار قبلیه البته یه خورده چالش های عجیب تر.در کل بدک پیش نمیره.از خیلی از مشکلات هم از نظر مکانی فاصله گرفتم ولی از نظر ذهنی نه.!
الان یه پام توی بازرسی هست و یه پام توی دفتر فنی!!!دارم به هر دو واحد کمک میکنم.
ته دلم ناراحت نیست.حس میکنم آخرش آینده منو به طرف روشناییش میکشه.خبری نیستا!!!همینجوری الکی حس میکنم.
اصلا دوست دارم حس کنم.فضولی؟؟؟!!!!
همه تلاشت رو میکنی که اونی که یک زمانی عاشقش بودی و عاشقت بود(بخونید میمرد برات)رو فراموش کنی،بعد یک شب به خوابت میاد و صبح وقتی بیدار میشی یه غم خیلی بزرگ،یه حسرت عمیق رو با همه وجودت احساس میکنی و اون خواب لعنتی همه تلاشت رو به باد میده.
من عشقی رو تجربه کردم که دعا میکنم هیچکس اونو تجربه نکنه،اگه قراره آخرش نرسیدن باشه.
خیلی سخته،خیلی
رئیس مرکز مطالعات ارتش گفت: وقتی ناو بالگردبر آمریکا وارد مدیترانه می‌شود یا ناو هواپیمابر نیمیتز وارد اقیانوس هند می‌شود یا وقتی هواپیما‌های اف ۲۲ وارد پایگاه الظفره امارات می‌شوند همه این‌ها توسط کارشناسان و تحلیلگران ما بررسی می‌شود و متناسب با تهدید‌ها ظرفیت‌های دفاعی لازم اتخاذ می‌شود.
 از شکست نترسید. شما بارها شکست خوردید حتی اگه یادتون نباشه : اولین باری که سعی کردید راه برید افتادید مگه نه؟ اولین باری که سعی کردید شنا کنید داشتید غرق می شدید مگه نه؟ اولین باری که سعی کردید توپ رو گل کنید به خارج رفت مگه نه؟ نگران تعداد دفعات شکستتون نباشید، نگران تعداد دفعاتی باشید که می تونستید سعی کنید ولی نکردید.
_____________________________________________
تو ذهنتون شکست چه معنی ای داره؟ چی رو شکست تلقی می کنید؟
من میگم شکست یعنی ناامید شدن، یعنی دست
شبکه ی پویا رو نگاه می کنم، یه ه داره خودش رو معرفی می کنه به بچه ها. همینطور که حرکت میکنه میگه مرسی که با من میاید چون من اگه شنا نکنم غرق میشم:/
آخرش میگه من همه چیز میخورم،یهو میاد سمت دوربین وبا صدای خبیث میگه حواستون باشه نخورمتون:| 
خو من با این قد و هیکلم زهرم ترکید، بچه ی بینوا چجور اینو نگاه کنه خو؟+میدونستید هواپیما ها هم سرما میخورن؟ اگه نمی دونستید شبکه پویا رو نگاه کنید تا بدونید:/
فقط برقصید.
امروز به طرز وحشتناکی ناامید بودم بعد تصمیم گرفتم کمک مادرم کنم یکم حالم بهتر شد ولی آخرش مثل تمام شب هایی که توی خوابگاه دلتنگی و حال بد من رو میکشوند وسط سالن ورزشی و اهنگی کوردی میزاشتم و با تمام وجودم می رقصیدم می رقصیدم می رقصیدم تا آدم جدیدی متولد می شد زهرایی آرام انسانی که تمام درد ها و غصه هایش با تمام حرکاتش ریخته بود و من بودم یک دختر نورانی.
امشبم رقصیدم بعد آرام گرفتم نمازم رو خواندم و بعد دعا کردم حالا حالم خوبه و وقتش
در مورد این عکس صفحه‌ها می‌تونم سیاه کنم و بنویسم ولی ترسِ خونده شدن از جانب کسی که نباید، نمیذاره بنویسم. بغض‌م رو قورت می‌دم و فقط نگاه می‌کنم و لبخند می‌زنم. حتی حتی چشم‌هام پر از اشک می‌شه ولی اجازه نمی‌دم سربخوره بیاد پایین. نمی‌فهمم این همه خودسانسوری و انکار برای چیه آخرش که یه روز سقوط می‌کنم…
گوشه‌ای از مجموعه‌ی لعنتی‌ترین‌های روزگار!» :)
گیج بود و شاید من گیج بودم و سردرگم.
 اون تکلیفش با باورهایش مشخص بود.شاید این من بودم که لا به لای حرف ها و باورهایش دنبال یک نقطه میگشتم که بگویم ببین
اما هرچی پرسیدم و گفت آخرش یک حرف داشت: چهارچوب
چهارچوب هایی که نگفت و نفهمیدم.ایکاش حداقل میگفت چهارچوب یعنی
خسته اماز دست خودماز گیجی اممن که دیگه حوصله ندارمامیدوارم یکی دیگه باورها و چهارچوب هایش را درک کند
یک غمی روی دلم هست، خدا میداند
که چه‌‌ها می‌رود از ذهن و چه‌ها می‌ماند
زخم‌هاییست که در آینه‌ام پیدا نیست
می‌چکد درد، ولی خاطره‌ها می‌ماند
راه‌مان از هم اگر دور و جدا نیست، چرا
هرچه من می‌دوم این فاصله‌ها می‌ماند؟ 
می‌دهی وعده‌ی آسانی بعد از سختی
آخرش می‌روم و این گله‌ها می‌ماند
چه برایم به جا گذاشته‌ای؟ همه‌ی آنچه هست دور و برم
این تمام غنیمتم از توست: نامه‌هایت، امید مختصرم
همه را از برم، قلم به قلم، واژه‌های تو آسمان من است
گفته‌ای از گذشته‌ها بگذر من ولی با تو باز همسفرم
می‌کشم بر تنی که می‌لرزد، یک به یک این حروف روشن را
چه حقیرند پیش این خورشید، همه ابرهای روی سرم
واژه هایت مرا بغل شده‌ و در دلم لحظه لحظه حل شده‌ و
قطره قطره مرا عسل شده‌اند، در گلوگاه بغض‌های ترم
این که تکثیر می‌شود در من، سرطان طلایی کلم
زیر پست یه پیج با نویسنده ش بحثم شد 
اسم پیج chera raha khonbas هست .
در آخر متهم شدم به توجیه خیانت ، و فمینیست بودن 
خب اگه میدونستم ادامه رمان این پیج تهش منجر میشه ب اینکه نویسنده زن دوم بشه عمرا اگه میخوندم 
خدایا هیچ وقت من را در چنین شرایط قرار نده 
البته مطابق گفته های نویسنده مجبور به ازدواج دوم شده ولی باز دلبریش برای شوهرش و عشقش برام قابل هضم نبود کلا اعصابم خرد شد 
آخرش بلاکش کردم 
و اینکه ناراحتم تو جامعه ای زندگی می کنم که زن دو
دلم می‌خواد بنویسم، از همه چیز.از این که دوس دارم رانندگی یاد بگیرم، از این که امروز سر مراسم بله‌برون حمید، یه تکه از گوشت مرغ رو داشتم می‌جویدم و هی می‌جویدم و هی می‌خواستم قورت بدم و نمی‌شد و صبا کنارم نشسته بود و جفتمون نشسته بودیم به در درون گریستن، که در این موقعیت خطیر باید چه کنیم، آخرش بعد از یه ربع تلاش، بالاخره رها شدم ازش. از این که با صبا Mary Poppins Returns رو دیدم و در کمال حیرتم خسته‌کننده بود، از این که تازه الان دیدم ساعت ۱:۵۰ است
من پسری بودم که برای خوشحالی و شادی هام دلیل نمیخواستم، من برای خنده هام نیاز به هیچ جوک و حرف و صحنه ی  خنده داری نداشتم.
تمام اون زمان هایی رو یادم میاد که وقتی دلم خنده های حال خوب کنی میخواست یهو میزدم زیر خنده، اونقدی از ته دل بود که همه شوکه میشدن میخواستن بدونن چِم شده،
فکر میکردن اتفاقی افتاده، اما فارغ از اینکه من برای خندیدن های بی محابا م نیاز به فلسفه و منطق و حادثه نداشتم.
همه ی اون روزهایی رو یادم میاد که هی میگفتن مگه دیوونه ای؟
سال اول دانشگاه واقعا سال سختی بود برام! نمی‌دونید چی گذشت بهم پس فقط یه گرا بدم! من از اول ترم یک تا آخرش اول یه ۱۵ کیلو وزن اضافه کردم و بعد یه ۱۰ کیلو کم کردم. بی‌ثباتی روحی و فیزیکی رو از این دریابید!
یه سری چیزا شدیدا یادآور اون ایامن برام. وقتی اون چیزا برام اتفاق میفتن، یاد اون سال میفتم و یه بویی حس می‌کنم(واقعا به معنی لغوی: بو)
فک کنم نورونای مغزم آچمز شدن =)))
از بین همه‌ی این‌چیزا یکیشون صدای محمدعلیزاده‌س تو آهنگ عشقم این روزاست. او
دنیا مثل یه ساندویچی میمونه که دادن میگن 1 ساعت وقت داری بخوریش. خوردی که هیچی نوش جونت اما اگه تو این یک ساعته نخوریش ازت میگیریمش میندازیمش دور حالا هر بهانه ای هم میخوای داشته باشی داشته باش. این که سیری این که استرس داری این که دندونت درد می کنه به ما ربطی نداره ما فقط اون یک ساعت رو میشناسیم بعد اون ازت میگیرنش هیچ کلکی هم این وسط وجود نداره بتونی یک ساعت رو بکنی یک ساعت و یک دقیقه.
دقیقا به ما یه عمر محدود دادن و باید ازش استفاده کنیم این ک
متاسفانه اکثر بجه های بومی را طرد و از محل ست و زادگاه خود به استان سیستان و بلو چستان نیرو وارد می کند این را ارگان های نظارتی و بازرسی دراستان سرچ و بررسی کنند نترسند هر مقامی است شما آن را در معرض جستجو قرار دهیدابادی (روستا ) در سیستان ----نهور
کار این کد چیه ؟
نوشته شده به زبان پایتون +batch
این کد پوشه یا فایل های شما رو رمز گذاری میکنه و هروقت که خواستید میتونید پوشه خودتون رو باز کنید .
شاید شما اطلاعاتی دارید که نمیخواهید کسی ان ها را ببیند
آموزش استفاده :
هنگامی که فایل رو باز کنید از شما پرسیده میشه که چکاری میخواهید انجام دهید .
با وارد کردن شماره از 1 تا 4
شماره ها :
1.ساخت پوشه رمز دار جدید
2.رمز دار کردن فایل موجود در کامپیوتر
3.باز کردن وبلاگ توسعه دهنده (این وبلاگ)
4.خروج
توضیح بخش
یه سوپه خوشمزه درست کردم تو خوابگاه که نگو و نپرس!!
خیلی راحت درست میشه!!
سوپ جو و قارچ الیت رو درست کردم تو یه قابلمه بعدش
 تو یه قابلمه ی دیگه نودالیت سبزیجات درست کردم.
بعدش این نودالیت که آماده شد
 ریختمش تو سوپ!!!بعدش جعفری تازه رو خورد کردم ریختم
 توشو یه مزه ی عاااالی داد بهش!!لیموی تازه هم ریختم آخرش
برای کنار غذا یه خورده جعفری رو خورد کردم و با
 پیاز خلالی و آبلیمو مخلوط کردم!!
امتحان کنین!!
طی یک اقدام ناگهانی پا می‌شیم می‌ریم بیرون که مثلا یکم یادمون بره فردا/پس‌فردا نتایج رو می‌خوان بزنن،ولی دوباره مثل الان می‌رسم خونه و می‌شینم سر تخت و قلبم تند می‌زنه خیلی تند.داشتیم فکر می‌کردیم چه‌قدر خوب می‌شد اگر می‌تونستیم چندین سال آینده‌مون رو با هم باشیم،چه‌قدر تصورشم دوست‌ داشتنی بود ولی کی می‌دونه؟!
چه‌قدر از آخرین باری که دوتایی بیرون رفته بودیم گذشته بود.هرچه‌قدر بیشتر می‌گذره می‌بینم تصمیمای ۱۶-۱۷ سالگی‌مون چه
با واژه ای به نام ِ student of life آشنا شدم .واژه ای که قلبمو آروم میکنه چون من عاشقِ یادگرفتنم .میتونم بگم لحظاتِ عمیقی که حس ِ  لذت اعماق وجودمو پُر کرد وقتایی بود که داشتم چیزی یادمیگرفتم .سر کلاسا ،موقعِ درس خوندن،کتاب خوندن ،پادکست گوش دادن ،با مریضا و ادمای مختلف حرف زدن و بودن کنارِ خودم.و این واژه میتونه یادم بندازه که جهتم باید به چه سمت باشه.
.
امشب شب سومه .شب سومی که آرومم .که دستِ سیاهِ افسرده‌گی از گلوم برداشته شده .ذهنم آرومه .قدمام مح
کاش بودی.این را هر ساعت،اگر که از گره های فکری ام رها شوم توی دلم میگویم.
مثلا اینجا بودی و میبردم نشانت میدادم که کمربندی جدید شهر را طوری ساخته اند که وقتی ماشین از سرپایینیِ میان کوه ها به طرف شهر حرکت میکند،دیگر نمی توانم جلوه‌ی روشن شهر را ببینم و غرق رویا شوم.قبلا دیدن چراغ های همیشه روشن شهرم یکی از معدود کارهای دوست داشتنی زندگی ام بود؛شاید اصلا به همین خاطر بود که نمیتوانستم خودم را از جغرافیای اینجا رها کنم.هر کجا که می رفتم آخرش با
php زبانیه که خیلی راحت نصب میشه خیلی راحت هم میشه یادش گرفت امروز خواستم یه رویه برای برنامه نویس وب شدن با php بنویسم که بدونید چ مسیری رو برید براتون بهتره؛

اول از همه چون php فقط روی یه سرور کار میکنه یه شبیه ساز سرور نصب می کنید مثل xampp
دوم از همه سینتکس php رو باید بدونید در یک جمله بگم php کدیه که بین این علامت روبرو قرار می گیره <? php?>
سوم از همه اینه که مفاهیم اولیه اش مثل متغیر و دستورات شرطی و حلفه رو یاد بگیرید.
چهارم از همه کار با دیتابیس ر
میگن زندگی قویترین چیز عالمه، حتی وقتی نمیخوایش، به مسیر خودش ادامه میدهراست میگن
من
هر شب
هرشب 
هر شب
آرزو میکنم هرگز صبح نشه، فردا نشه
آرزو میکنم زمان تو همین لحظه متوقف شه و تا ابد همین حالا بمونه
و نکته اینجاست که همین لحظه، گند ترین لحظه ایه که تا الان وجود داشته، و البته بهترین لحظه ای که در مقایسه با آینده وجود خواهد داشت.
برای تولدم یه پست پیشنویس کردم که تو این دو هفته وقت داشتم، دلشو نداشتم کاملش کنم. خط آخرش این بود که من بیست و چها
بالاخره بعد از مدت ها انتظار کیفیت خوب اونجرز اند گیم وارد بازار شد و اکنون شما می توانید وارد سایت زیر شوید و کیفیت خوب به همراه زیرنویس را دانلود کنید و از تماشای این فیلم زیبا و بی نظیر لذت ببرید
نمونه کیفیت :
دانلود فیلم اونجرز اند گیم
خانواده ی شهید بودن به حرف راحته ولی تو عمل
دایی جانم سی سال مفقود الاثر بود، هم رزماش میگفتن شهید شده ولی پدربزرگ و مادربزرگم هیچوقت باور نمی کردن، میگفتن اسیر شده بر می گرده.
اسرا هم برگشتن و دایی من نیومد.
از ساعت 11شب به بعد، به پدر بزرگ و مادربزرگم زنگ نمی زدیم چون چشم به راه داییم بودن و با هر زنگِ نیمه شب، قلبشون تند میزد.
بنیاد شهید 3 بار مجلس ترحیم گرفت ولی بازم باور نکردن، نمیخواستن که باور کنن.
با اصرار زیاد بعد بیست و چند سال، بالاخ
به تاریخ 5 روز مانده به قلب تابستان،با کلی مشقت و سختی خودمو راضی کردم وسایلمو جمع کنم،ساکمو بستم ولی با حوصله و آروم، خیلی آروم، اونقدی که انگار دلم نمیخواست بستن این ساک تموم شه و اونو بردارم و از در بزنم بیرون.نمیدونم.نمیدونم چرا منی که برای رفتن از این شهر غریبو تنها پر پر میزد حالا دلم میخواست بمونم به هر قیمتی شده.اما لعنت به هر چی جبر زمان و مکانِ.که آخرش تو رو محدود به جغرافیای اجبار میکنه.یه حس تناقض وحشتناکی از خوشحالی و غم درونمو پ
لذت زاید الوصفی هست در آخرین لقمه غذای کسی که نان و پیاز و سبزی و کبابش را تا آخر خوب مدیریت کرده. اولی ها را با نان زیاد برداشته؛ فقط برای هدف کوتاه مدت سیر شدن. و ذخایری از کباب و سبزی باقی گذاشته برای لذت اساسی لقمه پرملات آخر. مزه لقمه آخر از این جهت که زیر زبان باقی می ماند خیلی مهم است. شما هم با این نکته موقع خوردن مغز بادام آشنا شده اید؛ وقتی مغز آخری که اتفاقا ترگل ورگل تر از بقیه بود و کف دستتان بعنوان سوگلی نگهش داشته بودید از بد حادثه ت
کار این کد چیه ؟
این کد پوشه یا فایل های شما رو رمز گذاری میکنه و هروقت که خواستید میتونید پوشه خودتون رو باز کنید .
شاید شما اطلاعاتی دارید که نمیخواهید کسی ان ها را ببیند
آموزش استفاده :
هنگامی که فایل رو باز کنید از شما پرسیده میشه که چکاری میخواهید انجام دهید .
با وارد کردن شماره از 1 تا 4
شماره ها :
1.ساخت پوشه رمز دار جدید
2.رمز دار کردن فایل موجود در کامپیوتر
3.باز کردن وبلاگ توسعه دهنده (این وبلاگ)
4.خروج
توضیح بخش شماره 1:
شما با وارد کردن شمار
دانلود اهنگ ایمان غلامی اهای دنیا من خسته شدم جونمو بگیر mp3
کلیپ اهنگ اهای دنیا من خسته شدم جونمو بگیر با لینک مستقیم
دانلود آهنگ آهای دنیا من خسته شدم ♫ دانلود اهنگ آهای دنیا من خسته شدم جونمو بگیر به نام آدما با صدای ایمان غلامی به همراه تکست و بهترین کیفیت.
دانلود آهنگ ایمان غلامی بنام آدما Download Song Iman Gholami Adama . آهای دنیا من خسته شدم جونم و بگیر ک خیلی پــُرَم آهای دنیا. دانلود آهنگ با .
دانلود آهنگ جدید ایمان غلامی آدما دانلود آهنگ جد
دانلود اهنگ ایمان غلامی اهای دنیا من خسته شدم جونمو بگیر mp3
کلیپ اهنگ اهای دنیا من خسته شدم جونمو بگیر با لینک مستقیم
دانلود آهنگ آهای دنیا من خسته شدم ♫ دانلود اهنگ آهای دنیا من خسته شدم جونمو بگیر به نام آدما با صدای ایمان غلامی به همراه تکست و بهترین کیفیت.
دانلود آهنگ ایمان غلامی بنام آدما Download Song Iman Gholami Adama . آهای دنیا من خسته شدم جونم و بگیر ک خیلی پــُرَم آهای دنیا. دانلود آهنگ با .
دانلود آهنگ جدید ایمان غلامی آدما دانلود آهنگ جد
سلام. بعد از سال ها امروز اتفاقی به سایت سر زدم و تمام مطالب و عکس ها رو مرور کردم ، عکسای مدرسه ، عکس های دوستان و زحمتکشان مدرسه که چهار سال با اون ها زندگی کردیم، و با این مرور واقعا مفهوم اینپجنله برام پررنگ تر از قبل شد که تا چشم بهم بزنی همه چی تموم میشه. واقعا انگار دیروز بود که وارد دبیرستان شدم و وارد مدرسه شاهد شدم، ولی در حقیقت امسال ، سال هفتمی است که از آن روز می گذرد. قدر لحظه لحظه ی زندگیتون رو بدونید و نذارید از گذشته فقط ی انباشته
برنامه at به برنامه زمانبندی (schedule) در لینوکس است که برای استفاده از آن باید این برنامه را نصب نماییمsudo apt-get install atبرای شروع به کار(اعلام زمان اجرای یک تسک) دستور زیر را وارد میکنیم:







at 09:01 AM 07/20/2018سپس وارد محیطی میشویم که باید در آن دستورات تسک را وارد نماییم.سپس ctrl+D را می‌زنیم و از محیط دستورات خارج می‌شویممثلا اگر دستور زیر یک ایمیل ارسال می‌کند:




echo "TEXTBODY" | mail -s "SUBJECT"MailAddress1 MailAddress2 MailAddress3آنگاه اگر یخواهیم در زمان 20181225 ایمیلی ارس
میل به ساخت چیزی داشتم و این وبلاگ ساخته شد. یعنی مثل بچه‌دار شدن بعضی زوج‌ها؟! به هدف رنگ و لعاب‌دادن به زندگی یکنواخت شده و محکم‌‌کردن روابط بین زن و شوهر؟! برای ناپدید‌کردن تنهایی آشکار شده؟! یا اینکه به این نتیجه رسیدم که چیز‌هایی در وجودم ارزشمنده که می‌خوام به واسطه غریزه طبیعی‌ام در موجود زنده دیگری از وجود خودم به ارث بزارم؟! یا عاقلانه و منطقی با درایت و تدبر با تمام عشقی که به زندگی و کائنات دارم می‌خوام این وبلاگ را بسازم و تا
دیروز سریالم تموم شد
قسمت آخرش زیاد جالب نبود.
فکر می کردم جان شاه میشه ولی در کل بهترین سریالی بود که دیدم، همیشه یادم میمونه
و منتظر باشین هزاران سال ازش بنویسم و بسایمتون
امروز میرم که برکینگ بد رو شروع کنم، اصلا عصر که همه خوابن و میری رو تخت لم میدی و در سکوت سریالتو میبینی دنیا یه جور خاصی قشنگه!!
یادم رفت بگم، صحنه ی مرگ جیمی و کلیگن چیز بدی بود، خیلی بد
آفتاب آب پخش، وضعیت تامین آب آشامیدنی در شهر و روستاهای آب‌پخش  تابستان امسال بهبود یافته و این در حالی است که آب‌شیرین‌کن ۸۵۰۰ متر مکعبی با اعتبار ۲۴ میلیارد تومان امسال وارد مدار تولید می‌شود.
پایگاه خبری تحلیلی آفتاب آبپخش
+++ قبل از ارائه ام سر یکی از کلاس ها، از شب قبلش شروع کردم به عرق ریختن. اینقدر استرسم زیاد بود که همه اش تمام لباس هام از عرق خیس میشد. یک ساعت قبل از ارائه که انگار سر و ته فرو کرده بودنم توی استخر! موقع ارائه هم باید همه اش به خودم یادآوری میکردم که دستات رو نبر بالا!!
قرار بود یک کتاب انگلیسی راجع به روش های جدید مدیریت سازمان رو بخونم و خلاصه اش رو ارائه بدم. همه اش فکر میکردم هیچی اش یادم نمونده. ولی وقتی سر کلاس به جاهایی میرسیدم که دوستشون د
کشتنِ تنها شخصیتِ دوست داشتنی یه سریال، بدترین و مزخرف ترین فکریه که ممکنه به ذهن یه نویسنده؟! برسه!
:(((((
+ یادم نمیاد برای یه شخصیت از سریال های ایرانی این همه بغض کرده باشم :(
بذارید پیمانِ احمق اعدام شه تا این همه آدم بی گناه به خاطرش کشته نشن! اَه!
 مثلا الان پیمان آخرش آزاد می شه! که چی بشه؟! 
+ سه تا نویسنده‌ای که هی دارن . می زنن به کل سریال! احمقانه تر اینکه تمام اتفاقات مهم، پشتِ شیشه ی پنجره های بی پرده اتفاق میفته که یا آدم بدای فیلم بفهم
سلام بر دوستان گل گلاب.
امروز می خوام چند تا از رمز های ماین کرافت اندروید یا همون پی ای را بگم.
اول از همه اینکه وارد ماینکرافت که میشین و می خواید مپ بسازید،یه گزینه هست به نام use cheat اگه< اشتباه نگقته باشم> که اونا فعال میکنید.
وارد بازی که شدید.درقسمت چت،کد ها یا رمز ها را میزنید.توجه داشته باشید که باید sign in کرده باشید یعنی به یه اکانت از ماین کرافت وارد شده
باشید.اگه نداشتید یکی درست کنید در همون قسمت sign in.
خب هر ابزار یا غذایی که بخوای
1-خوب با دکتره صحبت کردم بعد خانوم دکتر  میگه نه
اصلا به تو چه من دارم با دکتر خودش حرف میزنم چرا کاری میکنی که نشه ؟؟؟
یه جور حرف میزنه که انگار آقای دکتر شوهرشه ،،،وای آقای دکتر شما که نیستین :/ 
حالا دکتر راضی خانوم دکتر ناراضی :| 
آخرش نشد :|||
من تموم تلاشمو کردم نشد :((
و به این میرسم که جایگاهت همینه !!!!
#یکمی دلت به حال مریض بسوزه
2- داخل فروشگاه داشتم تنقلات می خریدم یه پسر بچه 6 الی 7 ساله اومد و رفت یه دونه از اون شکلات هایی که میریزن داخل شی
تا به حال با خودتون مصاحبه کردین؟ من سال‌هاست که دارم این کارو می‌کنم، و صادقانه بگم همیشه برام جذاب و لذت‌بخش بوده. گاهی جوابی به سوالات می‌دم که برای خودمم تازگی دارن، گاهی فقط با بلند گفتن اون جمله توی ذهنت هست که به درک و وضوح بیش‌تر از موضوع می‌رسی. 
از وقتی که به یاد دارم، رابطه‌ی دوستانه و رفاقت برام یه‌جور ایده‌آل و اسطوره بوده، خیلی پیش‌تر از این‌که فیلم‌های کیمیایی رو کشف کنم و جذب نثر شاعرانه‌اش از رفاقت و بودن برای دیگری ب
طبق احساسات پیش‌آمده دیشب و مشاهدات دیروز ظهر و عمل امروز صبح، لازم دونستم از جاج بنویسم
الان که دارم مینویسم مطمئن نیستم چقدر باید وارد جزییات شم
فعلا یه جمله بنویسم شاید حین تایپش تصمیم گرفتم
میفرماید که: قبل از این‌که راجع به راه رفتن کسی قضاوت کنی، سعی کن با کفشاش راه بری
بعد خودم اضاصفه میکنم که: بعدم که راه رفتی مستقل از نتیجه، دهنتو ببند سرت تو کارت باشه
خلاصه که آره، یک واقعیتی رو باید در نظر بگیریم و اون هم جهان واقعیه (coined by Qasem) و ا
خداحافظی کردیم خداحافظیمون از این خداحافظی های با دعوا بحث و جدل نبود خیانتی هم تو کارنبود یه قدم اون یه قدم من برداشتیم همینطور هی دورتر و دورتر شدیم تاجایی که دست ت دادن خداحافظیمون هم ندیدیم فقط قدم هامون رو شمردیم تا رسیدیم تهش وقت اضافه ای هم تو کارنبود خودمون سوت پایان رو زدیم من میگم مساوی شدیم آخه اگه بگم اون باخت خود خواهیه ولی یکی از اون بیرون نگاه میکرد جریان رو میگفت آره اون باخت چون معلوم بود چقدر من بیشتر دوسش دارم حتی بگه چ
7 هزار تومان تخفیف اولین سفر اسنپ
با کلیک بر روی لینک زیر، از اولین سفر اسنپ خود به صورت رایگان در تمامی شهرهای تحت پوشش تاکسی اینترنتی بهره مند شوید
https://snapp.taxi/passenger/ahzab33
بعد از باز شدن صفحه، شماره همراه خود را وارد کنید
سپس یک ایمیل بسازید
برنامه اسنپ را نصب کنید 
وارد برنامه اسنپ که شدید، عضویت را بزنید
نام، و ایمیل خود را وارد کنید. در مرحله آخر شماره همراه خود را وارد کنید. کد ارسال شده بر روی شماره خود را وارد کنید و از اولین سفر رایگان خود
بعد نوشتن پست قبل یکم تو نت چرخیدم . آرومتر شدم . کامنت های شما دوستان عزیزم رو خوندم . الان هم دیگه با خودم گفتم گور باباش هرچی میخواد بشه بالاتر از سیاهی که رنگی نیست . آخرش خودمم که تصمیم میگیرم دانشگاهو به چیزم هم نمیگیرم . الان هم ادامه پروژه رو میخوام شروع کنم و در حین انجام کار هم یه پادکست از جادی رو گوش میدم که به نظرم برای یکی مثل من خیلی میتونه مفید باشه . چون یکی بهترین های حوزه جامعه لینوکسی ایرانه و یکی برنامه نویسای خوبه و من
شارژ رایگان برای تمام اپراتورها برنامه #دیجی_پی 
1⃣ ابتدا نرم افزار دیجی پی از لینک زیر نصب کنید.
https://cafebazaar.ir/app/com.mydigipay.app.android/
2⃣ سپس شمارتون وارد کنید و در قسـمت پایین رو کد معرف بزنید، کد OTKOYM  وارد کنید بعد کد فعالسازی رو وارد کنید.
کد معرف : OTKOYM
حالا از قسمت دعوت از دوستان کد مخصوص خودتون بگیرید و به ازای هر دعوت 2000 تومان به کیف پول شما اضافه میشود.
از قسمت خرید شارژ ~ شماره دلخواه وارد کنید و تایید خرید بزنید در مرحله آخر که کارت بانکی ظاهر
نحوه تست امنیت
با لینوکس و ترموکس 
‼با این روش میتونید کسب درامد هم کنید مثل هکرای کلاه سفید که تست امنیت میکنن‼
ابتدا با دستور زیر ابزارM0B را دریافت کنید
git clone https://github.com/mobrine-mob/M0B-tool.git
سپس وارد پوشه دریافت شده شوید
cd M0B-tool
حال کافیست با استفاده از پرل فایل pl.MENU را اجرا کنید
perl MENU.pl
برای استفاده میتوانید دستور زیر را وارد کنید تا سویچ های راهنما نمایش داده شود
perl MENU.pl -help
اگر می خواهید از خدمات سامانه تهران
من استفاده کنید و از این خدمات مستفیض شوید، باید به فکر ثبت نام در سامانه تهران
من باشید. ثبت نام در این سامانه کار خیلی سختی نیست و با اندکی صبر و حوصله انجام
می شود. برای ثبت نام در سامانه تهران من پس از ورود به این سایت (My.tehran.ir) در سمت چپ و روی گزینه ثبت نام کلیک کنید
تا صفحه ثبت نام برای شما باز شود. در صفحه جدید روی گزینه "شخص حقیقی"
کلیک کنید تا به صفحه بعد بروید. اکنون در این صفحه باید اطلاعات شخصی خود را و
الان ساعت هفت و پنجاه دقیقه ست
زندگیم نمیدونم کی قراره ببینی اینجارو. مینویسم ک بمونه واسه همیشه. 
اینجا نوشتن یه جوری شبیه اینه که مشغول آشپزی باشی و یهو برسم چشماتو ببندم غافلگیرت کنم بگم اومدم بگم دوست دارم
یه وقتایی هم سرت داد بزنم .بگم حق نداری مال من نباشی فهمیدی؟؟؟
الان میخوام بگم 
تو که جان منی
تو که عمر منی
تو که همه دارایی منی
چای بریزم؟ بشینی پیشم . نگات کنم .باز نگات کنم.باز نگات کنم.توهم چشامو بگیری بگی اینجوری نگام نکنم
سلام دوستان
ببخشید یه چند وقتی کم کار بودیم. خوشحال میشم نظراتتون رو برام بفرستید.
ارسال نظرات کاملا رایگان هست و حتی میتونید آدرس ایمیل یا آدرس سایتتون رو وارد نکنید و فقط با نوشتن نام دلخواهتون به همراه نظرتون ما رو از خوبی و بدی های سایت مطلع کنید(البته پیشنهاد میکنم ایمیلتون رو وارد کنید تا من هم بتونم جواب نظرات زیباتون رو بدم). برای این کار وارد قسمت تماس با من شوید.
حتما نظراتتون رو برام بفرستید.
منتظر خبرای خوب باشید.
 
دامادمون داشته دیشب رانندگی میکرده ، یهو یه موتوری بی هوا میاد تو جاده برا اینکه نزنه بهش ماشینو منحرف میکنه ،چپ میکنه
ماشینش کاااملا داغون شده ، له له له شده اما بطرز معجزه اسایی حتی دستشم زخم نشده خداروشکر ، سالم سالمه❤
دارم فکر میکنم توی دنیایی که حتی نمیدونیم چند دقه دیگه چه اتفاقی میخواد برامون بیوفته ، چرا اینقدر دل میشکنیم؟ چرا اینقدر ناراضی ایم از همه چی ، چرا از زندگیمون لذت نمیبریم؟
تورو خدا موقعی میخواید وارد جاده ی اصلی بشید ،
نرم افزار AirDroid یک نرم افزار مدیریتی بی سیم است. روش کار به اینصورت است که ابتدا در موبایل خود وارد محیط نرم افزار میشوید. سپس نرم افزار یک آدرس اینترنتی به شما میدهد. کافیست این آدرس را در مرورگر ویندوز خود (مثلا فایرفاکس) وارد کنید تا بتوانید تلفن همراه خود را از طریق کامپیوتر مدیریت کنید.
ادامه مطلب
به تو از دور سلام . به سلیمانِ جهان از طرف مور سلام !
+ میلاد امام حسین(علیه‌السلام) و اعیاد شعبانیه مبارک :)
++ آهنگ خوب شاد نداشتم همون قبلی‌ها رو گوش کنید خلاصه :)
+++ آخرش یه روز حالمون تو چند کلمه خلاصه میشه : پای پیاده ، کربلا ، بین‌الحرمین ، شب ، نم‌نم بارون
شاید دوستان وقتی وارد این صفحه میشوند براشون یک سوالی پیش میاد که ریمیکس و هک چه ربطی بهم دارن؟؟؟؟؟!!!
بنده چندسالی هست درزمینه هک و نفوذ و برنامه نویسی فعالیت میکنم اما چون علاقه شدیدی به موسیقی مخصوصا سبک پاپ دارم وارد حیطه ریمیکس آهنگ شدم.
همیشه تشخیص تمارض آخرین تشخیص ممکن برای یک پزشک هست .
دارم فکر میکنم که علاوه بر اینکه ما باید اون دنیا سر خطاهامون ، کوتاهی هامون جواب پس بدیم ، تک تک مریض هایی که به هر عنوانی آزارم دادن باااید جواب پس بدن ! 
حتی همین دختر ۱۳ ساله ای که از ترس خرابکاری و دعوای پدرش ، اومد و من و متخصص اطفال و جراح و سونوگرافیست و کلا یه بیمارستان رو به فنا داد با احمق بازیاش و دروغ هاش و دیوانه بازی هاش و دست آخر صبح خوشحال و خندان رفت .
بزرگ بود .
اونقدر بزرگ
+ دختر میفهمی یعنی چی؟؟این یعنی اعلام جنگ!
- من می تونم و مجبورم که تحمل کنم:)نمی دونم چه اتفاقی میفته و چقدر این من داغون رو می خوان داغون تر کنن اما به هیچ وجه از حرفام کوتاه نمیام ، به هیچ وجه ، گفتم که شروع کنم تا تموم نکنم اروم نمیشمنه تنها سست نمیشم که با تک به تک کلماتتون با اینکه نابود میشم اما قدرت و انگیزه میگیرم :)آخرش اینه بگین از این خونه برم ، میرم به خدا که میرم.چه اهمیتی داره که بهم میگه نفهم که میگه درک این کتاب ها رو ندارم و میگ
بالاخره جم و جور میشم تا برم سراغ نتایج
وارد سایت میشم و موقع وارد کردن مشخصات دعا دعا میکنم
خدایا از هزار بیشتر نشه دیگه میشه که بشه؟!
فاصله بین زدن اینتر و باز شدن صفحه هزار سال برام میگذره
و سرانجام کارنامه اعمالم رو می بینم 
اسکرول ریزی می کنم و درصدهام رو می بینم
نفس عمیقی می کشم و می رم سراغ قسمت رتبه
رتبه:ششصد(و خورده ای!)
خوابم یا بیدار؟! خدایا مرسی!
و یه تشکر ویژه از خودم((((:
از کجا شروع کنم؟ 
از همینجا؟ 
که دوستم برادر حسین رو دید و چشماش برق زد و گفت حسین اینه؟ و گفتم نه داداششه خوشگله نه؟ گفت نه گفتم آره چشات داره برق می زنه 
گفتم این ۴۰ سالشه 
گفت عه! چه خوب مونده گفتم بله دو تا هم بچه داره 
چشم در چشم شده بودیم 
باباش نشسته بود 
مادرش کنارش وایستاده بود 
سلام کردم و انگار هر دوشون یا شایدم مادرش جواب داد 
اومدم نشستم که مادرش اومد جلو و احوالپرسی کرد! بعد دید به خودم نمیارم گفت کاری ندارین؟ 
که یهو گفتم بیام بب
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.





















مو کُر نورآباد ایکَشُم غیرَت  من پسر نورآبادم و غیرت دارم(ایکشم غیرت :بشتر این عبارت معنی طرفداری از یک نفر تو دعوا ر
سلام

چشم گذاشتم
دو تایی مثلا قایم شدن پشت پرده
کاملا تابلو. ^_^
الکی این ور اون ور رو گشتم که هیجان بازی زیاد بشه
آخرش پیداشون کردم و بعد کلی دویدن گرفتمشون :)

شد نوبت حنانه که چشم بذاره
زهرا رو یه گوشه قایم کردم
خودمم رفتم پشت مبل
سریع اومد پیدام کرد با ذوق و شوق
گفت حالا نوبت شماست بابا!
گفتم پس زهرا چی؟
گفت ولش کن. خودش پیدا میشه.

+
من قایم شدم
شایدم گُم شدم
نکنه بگی ولش کن. خودش پیدا میشه.
نمیشه.
باید خودت پیدام کنی
با دستای مهربونت.
آخدا
بعد از حدود ۴۰ روز اومدم مرخصی.هوای عسلویه غیرقابل تحمل شده اما خوب ظاهرا مهندسی این چیزها رو هم ممکنه در پی داشته باشه.خدا رو شکر پروژه داره خوب پیش میره و مهندسین و کارگرها دارن با نهایت توان کار میکنن و چیزی که در نهایت نصیبشون خواهد شد یه حقوق بخور و نمیر ، گذر عمر ، دوری از خانواده ، هزاران مشکل عصبی ، روحی و جسمی ، نداشتن امنیت شغلی و .در سال های بعد خواهد بود و باور کنید جایی که مهندسینش به این حال و روز برسن یعنی اون جامعه داره مستقیم به
+اگه فرصت پیدا کنی، قبل رفتنت، ایندت رو ببینی یا بشنوی، حاضری باهاش روبرو بشی؟
_پیشگویی؟
+خیلی ها بهش میگن پیشگویی، ولی من دوست دارم اینجوری بهش نگاه کنم : کسی که خیلی خوب از تاریخ درس میگیره و می‌دونه سناریو های دنیا به عدد انگشت های دسته
_من دارم میرم تا یک اتفاق جدید باشم
+تو این شکی ندارم، تو قطعا یک اتفاق جدیدی، نه تنها تو همتون، همه شما که می‌رید
_پس قبول داری که از انگشت های دست بیشتره
+من درباره ی آیندت صحبت کردم نه کاری که می‌کنی
_کاری
من امشب یه مولکولم، تو سرزمین مولکول‌ها.
اینجا یه سالن بزرگ و طویل و شیکه. زندگی‌مون خوبه، امکانات رفاهی متناسبه. اما یه بلندگو اینجاست که هر شب اسم چند تا از مولکول‌ها رو اعلام می‌کنه تا برن به سمت سرنوشتشون.
سرنوشتشون از اون دو تا در آسانسوری* رد میشه. دو تا در: ترکیب، انرژی‌خواه؛ تجزیه، انرژی‌زا.
امشب من هم فراخوانده شدم. قراره کلید یکی از درها رو فشار بدم و وارد واکنش بشم.
اگه ترکیب رو انتخاب کنم، داخل اتاقک، علاوه بر انرژی فعال‌سازی،
خب امروزم شروع شد من از ساعت هفت هی بیدار شدم هی خوابیدم به بهانه های مختلف :( الان تازه میخوام روزمو شروع کنم. زبان درس یک کتاب جدید رو بخونم به سی دیش گوش کنم لغاتشو حفظ کنم دیکته رو بنویسم. بعد کتابمو بخونمو کلی جلو ببرمش. دفتر استادمو بخونم زبان فرانسویمو درس جدیدشو بخونم نگاهی به عکسها‌ چند تا عکاس جدید رو جلو ببرم و در آخر ۵۰۴ دررس یکشو بخونم. به نظرت خیلی کارام زیاده؟ بهشون میرسم اگه الکی وقت هدر ندم و هی استراحت نکنم البته یسریاش زمان ز
متن آهنگ رضا بهرام کاش
متن موزیک کاش از رضا بهرام:
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
کاش راه دوری بین ما بود….
کاش سرنوشت ما جدا بود…
از تو فکر من رها بود…
گر ندیده بودمت ای یار!
عــــشــــــق دیدی خانه ات خراب است!
عــــشــــــق هر چه گفته ای سراب است!
این چه حق انتخاب است….
دگر ندارم خبر از دلدار…
دل توبه کردی و شکستی ♬♫♪ دل با چه رویی عاشق هستی
تو امید هر که بستی ♬♫♪ رفت و آخرش شدی تنها…
من یک غم ادامه دارم ♬♫♪ من بغض آخرین قرارم
که هنوز در انتظار
چگونه بازدیدکنندگان را به مشتری تبدیل کنیم؟
افرادی که وارد سایت شما می شوند را  جذب سایت خودتان کنید و آنها را به خریداران و طرفداران سایت خود تبدیل کنید.
روزانه بازدیدکنندگانی وارد سایت شما می شوند اما از سایت شما خرید نمی کنند .
چگونه تنها با یک کلیک به چندین هزار نفر ایمیل ارسال کنیم؟
چگونه بفهمیم که چه تعدادی ایمیل های ما را باز کردند؟
چگونه بفهمیم از بین افرادی که ایمیل ما را باز کردند بر روی لینکهای درون آن کلیک کردند و وارد سایت شدند؟
خدایا تو شاهدی ۹ تا هم اتاقیم هرشب دارن از خصوصیت بدنی زیدشون میگن! یواش یواش منم دلم میخواد! یکم میرم بیرون نشنوم! یکم هنذفری میزارم توی گوش! اما آخرش که چی؟ چه خاکی به سر کنم! کمک کن خدایا که کار شدیدا صعب است!
 
یه زمانی یه دختر از کچه رد میشد یه نفر یه چیزی میگفت مابقی غیرتی میشدن و طرف رو حالیش میکردن اون یه دختر غریبه حالا جوری موج میزنه که طرف از زیدش با تمام اوصاف تعریف میکنه چه بسا ازدواج هم بکنن چطوری میخواد توی چشم رفیقاش نگاه ک
#زندگی_به_سبک_مهدی (۳۶)
دوراهی ها همیشه توی زندگی انسان پیش می آید و برای پیدا کردن مسیر معمولا آدم ها فکر یا م میکنند ولی آخرش بر اساس معیارهایی که در طول زندگی داشتن تصمیم میگیرن.
شهید لطفی هم توی زندگیش بعد از م، تصمیم های زیاد و مهمی گرفت ولی همواره سه معیار توی تصمیم گیریهاش تاثیر گذار بود؛
اول اینکه راهی را انتخاب می‌کرد که به شهدا نزدیک تر بود، دوم اینکه انتخابش همیشه گمنامی و سکوت بود به حدی که نزدیکترین آدم ها هم از تلاشهاش چ
احساس کردم که مطلب "برنامه نویسی را از کجا آغاز کنم؟" به کمی بررسی بیشتر نیاز دارد، لذا تصمیم به بازنویسی این مطلب گرفتم.
لازم است قبل از هر چیز بگویم که من صرفا نظرات خودم را به جهت کمک به برنامه نویسان تازه‌وارد مطرح می کنم. در این مطلب به بررسی و راهنمایی برنامه نویسان تازه‌وارد می پردازیم تا علاقه مندان به این هنرِ فنی در رایانه راه خود را بیابند.
بسیاری از دوستان و اطرافیان من می پرسند که برنامه نویسی چیست و باید از کجا شروع کنیم. در واقع
یک»
به پرسش از چشمان شما آمده بودیم .
پاسخی جز اشک برای ما . صفر بود!
دو:
شاید دیگر نویسنده ها پولدار نباشند .
یا توی خانه هایشان . طلا کجا بود؟
ولی ایده هایشان برای یدن .هنوز جاذبه دارد .
سه:
مردن توی تابلوی چشم تو ابد دارد .
می میرم!تا ابد بگیرم از .چشم های تو!
چهار:
می آئی بالاخره.حتی با دستهای بسته .برای مجازات!
مثل تابلوی نقد و نسیه . می نشینم تا که . نگات کنم!
پنج:
پوره سیب زمینی . نان تست .کمی پنیر ویلی .
خوراک انسان نیست !دربرابر
7 سایت متصل به کیف پول coinpot
وقتی حساب coinpot باز کردید با همان ایمیلی که با ان عضو شده اید در سایتهای زیر هم همان ایمیل را وارد کنید که با این کار در همه سایتهای زیر به جز سایت اولی نیاز نیست کاری انجام دهید
و همینطور با گذشت زمان در اکانت شما ساتوشی جمع میشود و هر 5 دقیقه میتوانید وارد سایت شوید و ساتوشی ها را برداشت کنید به همین راحتی
با هر بار claim کردن نیز 3 توکن رایگان در حساب کوین پات شما اضافه میشود که میتوانید بلافاصله به بیتکوین یا سایر ارزها
سالانه چهار و نیم میلیارد ته‌سیگار در طبیعت رها شده و به آن آسیب می‌زند. این علاوه بر ضررهایی است که سیگار کشیدن بر ریززیست‌‌ها (میکرو ارگانیسم‌)، حیوانات و گیاهان وارد می‌کند.
تا کنون همواره زباله‌های پلاستیکی دشمن شماره یک طبیعت و محیط زیست شمرده می‌شدند. اما در اصل آنچه در میان زباله‌ها کمتر به چشم می‌آید ته‌سیگار است که همانند زباله‌های پلاستیکی اغلب در سواحل دریا مثلا در تایلند در حجم انبوه رها شده‌اند.
سیگاری‌ها یا کسانی که ز
بسم الله
برایش می‌نویسم
mi amas vin kaj vi amas min
می‌خندد
ترجمه می‌کند 
می عمه س وین (و این) کاج . وی عمه س مین
می‌گوید مین آخرش را نفهمیده

و من
و منی که دیگر نمی‌توانم روی پا بند شوم. می‌خندم. بلند. خیلی بلند. اینکه می‌خندم خیلی خوب است. اینکه خیلی بلند می‌خندم خیلی خیلی خوب است. اما قشنگ‌تر از همه‌‌ی این‌ها، همان حرفی است که بارها گفته‌ام. بعضی آدم‌ها فقط باید بخندند. این آدم‌ها وقتی می‌خندند تو هم خوشحالی. آدم‌قشنگ‌ها همین شکلی‌اند. :)
راستی
یکی از قدیمی ترین راه های قرعه کشی بین افراد (که هنوز هم کاربرد دارد) این است که اسم هر نفر را روی یک برگه کاغذ مینویسند و همه کاغذها را در یک ظرف میریزند. سپس کاغذ ها را به هم میزنند و به صورت صادفی یکی را خارج میکنند.The Hat یک نرم افزار بسیار جالب و کاربردی برای قرعه کشی می باشد. با استفاده از این نرم افزار می توانید با وارد کردن نام هایی در لیست نرم افزار و انتخاب گزینه Shuffle شروع به قرعه کشی بین نام های وارد شده کنید. این قابلیت برای کارهایی مثل قر
آدم هر روز داره فکر می کنه و تصاویر مختلف توی ذهنش ثبت می کنه.من هر روز از خودم می پرسم: الان کجای زندگیم وایسادم؟چکار دارم می کنم؟ بدش دوباره شک میکنم به اینکه سوال درست پرسیدم یا نه.اینکه آدم فکر کنه همه زندگیش و آدمهایی که دوست داره رو رها کنه و بره تنها یه جای دور کمی وحشت آور؛ چون ما آدم های ادمه دادن یه کار تکراری به هر چیزی ترجیح می دیم.مثلا ترجیح می دیم تو خونه باشیمو یه کار تکراری انجام بدیم تا اینکه وارد دنیای ناشناخته بیرون بشیم.ترجیح
اوهوم.کلمه ای است که این روزا رایجه بین دختر و پسر ها و حتی سالخورده های زندگیمون.داریم مث آب خوردن ازش استفاده می‌کنیم تو مراوده هامون.چیز عجیبی نیست شاید اکثرا معنی بله را بده اما کاش وقتی داریم تو دنیای شیشه ای و مجازیمون ازش استفاده می‌کنیمحداقل وُیسشو بدیم یا که اصلا بدونیم در مقابل کی داریم ازش استفاده می‌کنیم.چون معنایش لذت زندگی و نفرت روزگار رو توام بهت میده. حالا این کلمه شده تیکه کلام من، نه به خاطر اینکه منم میخوام ساده بگم و ر
لیپوساکشن با استفاده از مکش چربی ها را از بدن خارج می سازد. در هنگام لیپوساکشن لوله های نازک و کوچک با سر پهن(کانولا) از طریق برش های کوچک وارد بدن می شود. و پزشک لوله را زیر پوست حرکت می دهد تا به منطقه ای برسد که چربی در آن جا جمع شده است سپس از طریق این لوله چربی از بدن خارج می شود.
در سال های اخیر در این باره تکنیک ها بهبود یافته و عمل لیپوساکشن بی خطرتر، ساده تر و با درد کمتری همراه است. این تکنیک های جدید شامل موارد زیر است:

لیپوساکشن تومیسنت
لیپوساکشن با استفاده از مکش چربی ها را از بدن خارج می سازد. در هنگام لیپوساکشن لوله های نازک و کوچک با سر پهن(کانولا) از طریق برش های کوچک وارد بدن می شود. و پزشک لوله را زیر پوست حرکت می دهد تا به منطقه ای برسد که چربی در آن جا جمع شده است سپس از طریق این لوله چربی از بدن خارج می شود.
در سال های اخیر در این باره تکنیک ها بهبود یافته و عمل لیپوساکشن بی خطرتر، ساده تر و با درد کمتری همراه است. این تکنیک های جدید شامل موارد زیر است:

لیپوساکشن تومیسنت
یکی از سرگرمی هام اینه که بشینم پای کامپیوتر و سرچ کنم ساخت سایت رایگان و آخرش هم بدون رسیدن به هیچ نتیجه ای خاموش کنم و وخیزم البته صبر کنید این همش نیست بعضی وقتا هم مشغوا سرچ برای هک و این حرف ها میشم اما چیزی که واقعا باعث شده من پای نت بشینم همون نته.حالا همه میگین چرا نت؟ چون تنها جایی که بی پرده میگه همین جاست اما اگه از منبع دستش بری.خب تا اینجا فهمیدین که من عاشق چیز های بی پرده ام ولی قطعا شصت درصدتون هم منحرف میشین که من با یه
سلام. . .
شاید شما بعد از نصب مجدد ویندوز برایتان پیش آمده باشه که وارد کانتر میشید و می بینید دست راست نمیشه !!!
وارد تنظیمات میشد و روی حالت Opengl میزارید و با ارور مواجه میشید !!!
خب ما برای رفع ارور روشی فراهم کردیم که در ادامه راه حل آن می پردازیم.
ادامه مطلب
بعضیا آنقدر نکته منفی دارن، باید دو روز بخوابونیشون تو قدرمطلق! :))
سلام و درود. لحظتون بخیر. بعد مدتی به عرصه نویسندگی خوش برگشتم ( چه جمله خفن طوری :)
آقا دچار شدیم. دچار چی نمیدونم؛ دیگه نمیتونم بنویسم. یه مدته می نویسم اما وقتی برمیگردم و پست رو میخونم خیلی شیک و مجلسی دکمه انصراف رو می فشارم و تمام :| . تو مدتی که به ظاهر نبودم تیم والیبال سوم شد ( خدا آخه چرا؟ نه واقعا چرا؟ همیشه به سوما هم جایزه میدادن چرا امسال فقط به اول و دوم جایزه دادن :/ چ
وارد محوطه ی باشگاه که شدم صدای داد و فریاد شنیدم، نگران شدم . صدا از دفتر مدیریت بود.مدیر و یه خانم دیگه با نهایت صداشون با هم حرف میزدن و هی میکوبیدن روی میزاون خانم مادر یکی از بچه های کاراته بود، مدعی بود دیروز دخترش رو بخاطر اینکه شهریه نداده راه ندادن و آواره ی خیابونش کردن.اما مدیر می گفت دیروز دخترش رو اصلا ندیده و حتی وارد باشگاه هم نشدهمدیر با خونسردی رفت دختر اون خانم رو آورد و اول بوسش کرد و خیلی مهربون ازش پرسید: دخترم دیروز ا
تکنولوژی | گلکسی فولد بدون ایراد شهریورماه وارد بازار می‌شود
روز گذشته سامسونگ اعلام کرده‌است که ایرادات گلکسی فولد را برطرف کرده‌است و با احتمال زیاد آن را از شهریور ماه به طور رسمی وارد بازار خواهد کرد؛ بدین ترتیب این گوشی تاشو سامسونگ شانس دیگری پیدا خواهد کرد تا آینده گوشی‌های هوشمند را پیش رویمان قرار دهد.
در ادامه مطلب بخوانید .
پرتال جامع ترولیا | سرگرمی، طنز، کلیپ، دانلود، فونت، سلامت، عکس، آشپزی
زهرا جان سلام
پنج شنبه صبح 20 اردیبهشت 97 فردای خاکسپاریت بود که پسر خاله مجبور بود برای امتحانش به تهران برگردد. برای همین سحر حرکت کردند.
عرفان می گفت:
"تا صبح 3 بار خواب زهرا را دیدم. هر بار خانه شوهر خاله مامان بودیم. جمعیت زیادی دور تا دور خانه بودند و زهرا را تشویق می کردند. پیرمردی جدی دست زهرا را گرفته بود و زهرا هم با حالتی از غرور سرش را برای جمعیت تکان می داد. زهرا طوری می خندید که دندانهایش دیده می شد. هر بار که خوابیدم و بیدار شدم این خوا
آمد دوباره ، زودتر از موعد خودش
فکری به غیر کُشتن من ، نیست در سرش
برگشته باز چنگ زند در گلوی تاک
تا خون بریزد از رگِ بی رنگ پیکرش
با یک سپاه مجهز به قصد کُشت
برگشته است تا بزند زخم آخرش .
باران و باد ، ورق هایی از چنار
یک کوچه باغ و خاطره های شناورش
من ، تو ، تویی که همان جا شکستی ام
تو ، من ، منی که بغض گلوگیر حنجرش .
حالا دوباره قافیه ها تنگ مثلِ دل
مردی ، خزان ، زده به تمامی باورش
مردی که نیم خودش را جوان که بود .
حالا خزان زرد آمده تا نیم دیگرش
و آنکه دیرتر آمد: یک کتاب بشدت جذاب و گیرا درباره مرد مهربان غایب
 
و آنکه دیرتر آمد: الهه بهشتی
معرفی:
هر وقت کسی از ما بپرسه که یک کتاب زیبا و خوندنی معرفی کنیا، بگه من حوصله ی کتاب خوندن ندارم کتاب خوبی بده…ما این کتابو معرفی می کنیم تا حالاهزاران نفر کتاب و آنکه دیرتر آمد» رو از ما گرفتن و آخرش گفتن:خییییلی جذاب بود!
بریده کتاب(۱):
احمد گفت تکان نخور. عقرب روی پایت است. گیج خواب اما فهمیدم پایم از شیار بیرون آمده و عقرب بزرگی روی آن راه می رو
یادم نمی‌آد که قبلش داشتم برنامه می‌ریختم یا بعدش؛ نمی‌دونم کی ناامید شدم که اومدم و این‌جا نوشتمش، ولی می‌دونم که دیگه هوا کم کم داره روشن می‌شه واسه من. امشب وقتی واسم نوشت بی‌شوخی چی از جون خودت می‌خوای؟» من بعد مدت‌ها دوباره فکر کردم که چی از جون خودم می‌خوام. مگه همه این تلاش‌ها و دوییدن‌ها واسه این نبود که وقتی می‌ایستم جلوی آینه، تصویر توی آینه از ته دل خوشحال باشه؟ مگه قرار نبود مسیر خودش لذت‌بخش باشه؟ حالا که جز ناراحتی و ا
یکی بود یکی نبود.
یه درخت بود.
درختا از نظر بیولوژیکی با اقوام هم گونه ی خودشون خیلی ارتباط دارن. مثلا از طریق ریشه ها با هم غذاشون رو مبادله میکنن‌.
اون زمونا که قصه ی ما ازش اومده و نقل شده، یه شهری بود به اسم درخت دره. یه دره ی سر سبز بود که ازش یه رودخونه هم رد میشد. یه نکته ای درمورد این شهر بود. درختا دوتا دنیا داشتن. یه دنیای زیر زمین، یه دنیای روی زمین، زندگی شخصی درختا زیرزمینی بود. قاعدتا درختا وقتی ۱۸ سالشون میشد از پدر و مادر مستقل میشد
Kash
#RezaBahram
کاش راه دوری بین ما بود 
کاش سرنوشت ما جدا بود
از تو فکر من رها بود 
گر ندیده بودمت ای یار
عشق دیدی خانه ات خراب است
عشق هرچه گفته ای سراب است
این چه حق انتخاب است 
که ندارم خبر از دلدار
تو همانی که رگ خواب مرا میدانی
تو همانی که به درد دل من درمانی
باورت کردم و گفتی تا ابد میمانی
دیدی آخر که تو رفتی و من اینجا ماندم
دیدی که آخر ز پرواز دلت جا ماندم
تنها یار بی کسی ها دیدی آخر تنها ماندم
دل توبه کردی و شکستی دل 
با چه رویی عاشق هستی
تو امی
طی این 1-2 روز یه پسری اومد و به من پیشنهاد داد که صرفا دوست معمولی باشیم
هه انگار من بچم . گفتم نه آقا جان این دوست های معمولی آخرش میشه همون رابطه و وابستگی و چه و چه .
از اون اصرار و از من انکار که نخیر 
خلاصه که یک کلام گفتم نهههههه
از خودم راضیم خیلی راضیم که گفتم نه چون دیگه حالیمه که اینجور رابطه ها همش کشک و آخرش اشک و آه و گریه و زاری پس چه بهتر که همین اولش بگم نه و از غصه خوردن های احتمالی خودمو نجات بدم :)
میدونید پسرا چه موجوداتی اند ؟ موج
از ۱۸ سالگی که رد می‌شی، دیگه می‌افتی تو سرازیری. انگار نه انگار که تا دیروز دبیرستانی بودی. انگار نه انگار که نیاز داشتی یکی مراقبت باشه. بعد یهو چشم باز می‌کنی می‌بینی نه تنها ۲۰ رو هم رد کردی، بلکه ۲۱ سالگیت هم تموم شده و وارد ۲۲ شدی. لحظه‌ی بدیه وقتی به این فکر می‌کنی که دیگه کم‌کم باید مسئولیت زندگیت رو قبول کنی و رو پای خودت بایستی، چون با هر دین و ملیتی حساب کنی دیگه بزرگسال به حساب میای!
اینا دیگه کلیشه شده از بس که گفتم. از بس گفتم ک
بنویسید و کاغذهارو پاره کنید بریزید دور ولی کسیو پر نکنید 
بعد ازین برگه های اگهی ک تو خونه تون میندارن و جمع کنین به کارتون میاد
نشستم درس بخونم یعنی تست بزنم واقعیتش اینه که تنها کاری ک نمیکنم همینه
مینویسم و مینویسم و مینویسم.
فکر میکنم و خاطرات گذشته میاد جلو چشمام و با اتفاقات اخیر جمع میشه سوالای تکراری یه دوستی گفته بود تو حرفای محمد افلاکی خیلی غرق نشو! باید بگم اگر تاثیر حرفاش تو این یکسال نبود و اگر اون پست خاصش نبود یا دق می
داداش بزرگم رو برای آپاندیسیت بردن اتاق عمل نیم ساعتی میشه 
یک خانم هم با سوختگی شدییییییییییییید هر دو پا آورده بودن 
چهار لیتر شستشو و اونم هی می گفت سوختم! تا آخرش از حال رفت 
با اینکه ترسیده بودم اما همینکه پلک میزد خیالم جمع شد و به همراهیاش گفتم بیدارش نکنین اذیت میشه :/ شانس که همراهیاش خانواده ش نبودن و همسایه هاش بودن (بار عاطفی نداشتن که بترسن) و همون اول هم یه رگ درشت ازش گرفتم 
یعنی فکر کن ژل نریختم رو خانمه اول شستم بعد هم رفتم سرا
بودن توی یه اتاق متوسط رو به بزرگ با حدود 32 عدد بچه ی شیطون خوش میگذره یا نوعی شکنجه س‌؟
امروز منی که خاله نمیشم خاله ی همون سی و دوتا وروجک بلا بودم :d فقط دقت داشته باشید چه خاله ی خل و چلی رو گذاشته بودن مراقب اونا باشه.
یه جا من که خودمو روی صندلی های کوچیک بچه ها جا کرده بودم و داشتم به دختری که تازه اومده بود داخل نقاشی میدادم تا رنگ بزنه، یه دختر دیگه اومده بود پشت میزم و مدام یه جمله میگفت که به معنای واقعی یه کلمه شم نفهمیدم.
گفتمش:چی؟؟؟ ت
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب